1405/01/14 | گزارش
تنشهای ژئوپلیتیک و اختلال در شریانهای اصلی انتقال انرژی جهان، اقتصاد جهانی را بر سر یک دوراهی مهم قرار داده است. از یک سو، نوسانات شدید قیمت نفت و گاز، ارزش واقعی انرژیهای تجدیدپذیر را به عنوان یک «پناهگاه امن اقتصادی» بیش از پیش نمایان کرده است؛ اما از سوی دیگر، اختلال در زنجیره تأمین جهانی و تورم ناشی از بحران، ساخت و توسعه زیرساختهای انرژی پاک را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
بر اساس تحلیلهای اخیر، از جمله بررسیهای روزنامه گاردین، این بحران هم میتواند کاتالیزوری برای تسریع «گذار انرژی» (یعنی فرآیند کوچ تدریجی سیستمهای اقتصادی از سوختهای فسیلی به سمت انرژیهای تجدیدپذیر) باشد و هم تلهای برای بازگشت به سوختهای آلاینده.
به بیان علمیتر، هدف از این کوچ تاریخی این است که در معادله تأمین انرژی جهان ، سهم سوختهای فسیلی به مرور به سمت صفر میل کند.
اما آیا بحرانهای فعلی اجازه چنین تغییری را میدهند؟
انرژیهای تجدیدپذیر؛ سپر دفاعی در برابر شوکهای نفتی
بحران در مسیرهای کلیدی ترانزیت انرژی، بهویژه تنگه هرمز که گذرگاه حدود 20% از نفت جهان است، بار دیگر آسیبپذیری اقتصادهای متکی به سوختهای فسیلی را نشان داد.
در این میان، کشورهایی که سهم بالایی از انرژیهای پاک دارند، ضربهپذیری بسیار کمتری از خود نشان دادهاند.
دلیل این امر از نظر اقتصادی بسیار روشن است: برخلاف نیروگاههای گازی یا نفتی، نیروگاههای بادی و خورشیدی پس از احداث، نیازی به خرید «سوخت» ندارند.
به گفته کارشناسان دانشگاه آکسفورد، هزینه تولید برق از خورشید و باد در برابر نوسانات بازار نفت کاملاً مصون است.
این تئوری در عمل نیز به اثبات رسیده است. برای مثال:
- کاهش هزینه در اروپا: در هفتههای اخیر، کشورهایی مثل اسپانیا و پرتغال به لطف زیرساختهای قوی تجدیدپذیر، با کاهش قیمت برق مواجه بودهاند.
- راهکارهای خرد در آسیا: در پاکستان، خانوادهها و کسبوکارها با نصب پنلهای خورشیدی مستقل به این نتیجه رسیدهاند که تولید برق در خانه، ارزانتر از خرید برقِ وابسته به سوختهای فسیلی از شبکه سراسری است.
- رشد خودروهای برقی: فروش بالای خودروهای برقی در کشورهایی مانند چین (بیش از50% بازار خودروهای جدید) و نپال (حدود 70%)، وابستگی این جوامع به بنزین را به شدت کاهش داده است.
روی تاریک ماجرا؛ زنجیره تأمین در محاصره تورم
با وجود تمام این مزایا، توسعه انرژیهای پاک و کنار گذاشتن نفت در شرایط بحرانی با یک دستانداز بزرگ مواجه است: «تأمین مواد اولیه و هزینههای سرمایهای».
ساخت پنلهای خورشیدی و توربینهای بادی نیازمند فلزات اساسی مانند آلومینیوم است. جالب اینجاست که خاورمیانه به تنهایی حدود 9\% از آلومینیوم جهان را تولید میکند و اختلال در مسیرهای تجاری، تولیدکنندگان تجهیزات خورشیدی را برای تأمین مواد اولیه دچار مشکل کرده است.
از سوی دیگر، پروژههای تجدیدپذیر برخلاف نیروگاههای فسیلی، نیازمند سرمایهگذاری اولیه بسیار بالایی هستند. تورم جهانی و افزایش نرخ بهره بانکی که معمولاً از تبعات بحرانهای انرژی است، هزینه تأمین مالی این پروژهها را به شدت بالا برده و توجیه اقتصادی اجرای طرحهای جدید را دشوار میکند.
خطر «قفل کربنی» و عقبگرد موقت به عصر زغالسنگ
یکی از نگرانکنندهترین پیامدهای کوتاهمدت بحرانهای انرژی، واکنش هیجانی بازارهاست. با ایجاد اختلال در عرضه گاز طبیعی مایع (LNG)، کشورهایی که به شدت نیازمند انرژی هستند (مانند هند، تایلند و ویتنام) برای جلوگیری از خاموشی، به استفاده مجدد از زغالسنگ —آلایندهترین سوخت فسیلی— روی آوردهاند.
همزمان، افزایش مقطعی قیمت نفت و گاز، شرکتهای بزرگ انرژی را ترغیب کرده تا سرمایهگذاریهای عظیمی در زیرساختهای جدید استخراج و پایانههای صادراتی انجام دهند. اقتصاددانان انرژی به این پدیده «قفل کربنی» (Carbon Lock-in) میگویند. به این معنا که وقتی امروز میلیاردها دلار برای ساخت یک پالایشگاه سرمایهگذاری میشود، آن زیرساخت برای دههها در مدار تولید باقی میماند و عملاً جایگزینی انرژیهای پاک را سالها به تأخیر میاندازد.
سیاستگذاری؛ کلید خروج از بحران
آیا این بحران باعث توقف مسیر پیشرفت جهان به سمت انرژیهای نوین خواهد شد؟
کارشناسان معتقدند پاسخ این سوال به سیاستگذاری دولتها بستگی دارد.
برای جلوگیری از این توقف، چند راهکار کلیدی پیشنهاد میشود:
1. تغییر ساختار مالیاتی: کاهش مالیات بر برق پاک در مقایسه با گاز، تا استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر برای مصرفکننده نهایی جذابتر شود.
2. مالیات بر سودهای بادآورده: اخذ مالیات بیشتر از سودهای غیرمنتظره شرکتهای نفتی در زمان بحران و تزریق این منابع مالی به توسعه زیرساختهای خورشیدی و بادی.
3. حمایت از زنجیره تأمین: ارائه یارانههای هدفمند برای تأمین فلزات و مواد اولیه حیاتی، تا تولیدکنندگان تجهیزات تجدیدپذیر متضرر نشوند.
در نهایت، تحلیلگران بر یک نقطه امیدبخش تأکید دارند: این اولین شوک بزرگ نفتی در تاریخ اقتصاد است که در آن، جایگزینهای واقعی، در دسترس و ارزانتری (مانند خورشید، باد و خودروهای الکتریکی) در مقیاس وسیع وجود دارند. اگرچه بحرانهای ژئوپلیتیک مسیر این کوچ تاریخی را ناهموار میکنند، اما همین تنشها زنگ خطری هستند که نشان میدهند استقلال و امنیت انرژی در قرن بیستویکم، تنها از مسیر انرژیهای تجدیدپذیر میگذرد.
