کتاب قوانین معامله‌گری نوشته آگوستین لبرون

اصول مدیریت ریسک، انگیزه و تصمیم‌گیری حرفه‌ای از دیدگاه یک معامله‌گر با تجربه

نویسنده: شهرزادتاریخ انتشار: 1405/05/27آخرین به‌روزرسانی: 1405/05/273 دقیقه مطالعه
اشتراک‌گذاری:

نسخهٔ صوتی این مقاله

0:0015:41

آگوستین لبرون سال‌ها در جین استریت کپیتال، یکی از سخت‌گیرانه‌ترین و رقابتی‌ترین محیط‌های معاملات اختصاصی (پراپ تریدینگ) جهان، به‌عنوان معامله‌گر و محقق فعالیت کرده است.

تجربه او صرفا نظری نیست؛ وی در بازارهای واقعی آپشن، سهام، قراردادهای آتی و سایر ابزارهای مشتقه معامله کرده و سپس اصول تصمیم‌گیری خود را در قالب یازده قانون مدون ساخته است.

این کتاب استراتژی خاصی برای خرید یا فروش آپشن ارائه نمی‌دهد. تمرکز اصلی آن بر کیفیت تصمیم‌گیری است؛ همان عاملی که تعیین می‌کند یک معامله‌گر حرفه‌ای در بلندمدت سودآور خواهد بود یا خیر.

قوانین لبرون مستقیما به موضوعاتی همچون مدیریت ریسک، تعریف مزیت رقابتی، هزینه‌ها و سازگاری با شرایط متغیر بازار می‌پردازند و برای معامله‌گران آپشن کاربرد گسترده‌ای دارند.


۱. انگیزه:

آگوستین لبرون تاکید می‌کند که پیش از ورود به هر معامله، باید انگیزه واقعی خود را شناسایی کرد. بسیاری تصور می‌کنند انگیزه‌شان صرفا کسب سود است، اما در عمل انگیزه‌های دیگری مانند هیجان، اثبات خود، فرار از یکنواختی یا عادت به معامله‌گری نیز دخیل‌اند.

در جین استریت مشاهده شده بود که برخی معامله‌گران استراتژی‌های پیچیده را صرفا به‌دلیل ایجاد حس هوشمندی ترجیح می‌دادند، در حالی که استراتژی‌های ساده‌تر اغلب بازدهی بهتری داشتند.

در معاملات آپشن نیز این موضوع دیده می‌شود؛ زمانی که معامله‌گر به‌جای یک اسپرد سادهٔ عمودی یا تقویمی، به سراغ ساختارهای پیچیده و چندلایه می‌رود.

پیشنهاد عملی:

پیش از گشایش هر موقعیت، یک جمله شفاف بنویسید که دلیل انجام معامله و مزیت شما نسبت به بازار را بیان کند. اگر نتوانستید این جمله را به‌وضوح بنویسید، احتمال دارد انگیزه شما غیرمعاملاتی باشد.


2. پشیمانی از حجم معامله:

یکی از اصول ساختاری و کمتر درک‌شده کتاب این است که «شما هرگز از حجم معامله‌ای که انجام داده‌اید کاملا راضی نیستید.» اگر معامله سودآور بوده باشد، پشیمان می‌شوید که حجم بیشتری نگرفته‌اید؛ اگر زیان‌ده بوده باشد، پشیمان می‌شوید که اصلاً وارد نشده‌اید. این پشیمانی دائمی، ضعف روانی نیست، بلکه ویژگی ساختاری بازارهای رقابتی است.

بازار مکانیسمی برای جمع‌آوری اطلاعات است. هر معامله‌ای که انجام می‌دهید، طرف مقابلی دارد که ممکن است اطلاعات بیشتری در اختیار داشته باشد. پذیرش معامله از سوی طرف مقابل، خود یک سیگنال اطلاعاتی است. لبرون این مفهوم را با مثال شیشه سکه توضیح می‌دهد: اگر فروشنده پیشنهاد شما را فورا بپذیرد، احتمالا ارزش واقعی کمتر از تخمین شما بوده است؛ اگر رد کند، احتمالا بیشتر ارزش داشته است.

در هر دو حالت، شما ناراضی خواهید ماند. همین الگو هر روز در بازار آپشن تکرار می‌شود.

ادامه این خلاصه را می‌توانید به‌صورت کامل در پادکست بشنوید.

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

اگر سوال یا ابهامی در رابطه با این مطلب دارید، همین‌جا بپرسید؛ کارشناسان ما پاسخ می‌دهند.

تجربه یا نکته‌ای دارید؟ نوشتنش به بقیهٔ کاربران هم کمک می‌کند.

پرسش‌ها و نظرات کاربران

هنوز پرسشی ثبت نشده — شما اولین نفر باشید!

سوال یا نظرتان را در فرم بالا بنویسید؛ پاسخی که می‌گیرید برای کاربران بعدی هم می‌ماند.