1405/02/10 | تحلیل
جهان در بهار 2026
در نقطه تلاقی دو بحران بزرگ انرژی و غذا ایستاده است. آنچه تاکنون در بازارهای جهانی تجربه شده، تنها پیشلرزههایی از یک تغییر ساختار بنیادین در ژئوپلیتیک اقتصاد است.
بررسی روند بازارها نشان میدهد که بحران از سطح «هزینه ریسک» در حال سرایت به «بحران فیزیکی تأمین» است.
همانطور که در مقاله پیشین بهتفصیل توضیح دادیم، امنیت غذایی دیگر تنها به مساحت زمینهای قابل کشت (مانند اراضی پهناور چین، آمریکا یا ظرفیت182
هزار مایل مربعی ایران) محدود نمیشود. نشان دادیم که گلوگاه اصلی، زنجیره تأمین نهادهها، بهویژه کود شیمیایی است که وابستگی شدیدی به منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز دارد.
همچنین اشاره شد که شروع جنگ در فوریه2026
، با ایجاد جهش 60%
در قیمت کود شد در حالی که قیمت نهایی غذا رشد متناسبی نداشت، فشار ویرانگری را بر کشاورزان سراسر جهان تحمیل کرده است.
بازی انرژی تازه آغاز شده است(پایان سپر ذخایر استراتژیک)
با این حال، تحلیل شرایط فعلی بازار انرژی نشان میدهد که روزهای سختتری در پیش است. بر اساس بررسیهای انجام شده، افزایش قیمت نفتی که تاکنون شاهد آن بودهایم، ناشی از کاهش واقعی عرضه نبوده، بلکه صرفاً انعکاس هزینه ریسک در بازار است. در این مدت، کشورها با تکیه بر ذخایر استراتژیک 60 تا 70 روزه خود، تقاضای بازار را پوشش دادهاند.
اما این سپر محافظتی رو به اتمام است. دادهها نشان میدهند که در حدود
20 تا 21
روز آینده، این ذخایر به حداقل سطح بحرانی خود میرسند و دقیقاً در آن زمان است که «اثر واقعی عرضه و تقاضا» خود را بر قیمتها تحمیل خواهد کرد.
حتی در سناریوی خوشبینانه صلح و رفع التهابات نیز، بازارها دیگر به شرایط پیشین بازنخواهند گشت؛ چرا که وحشت ساختاری ایجاد شده، کف قیمت نفت را در سطوح بالای 80
دلار تثبیت کرده است.
چرا نفت گران، بحران غذا را تکمیل میکند؟ (اثر دومینوی گاز و نفت)
بحران امنیت غذایی اکنون از دو جبهه مجزا اما همزمان (گاز و نفت) تحت فشار است
بحران تولید(جبهه گاز)
شاید فکر کنیم گاز طبیعی فقط برای تولید برق یا گرم کردن خانههاست؛ اما در دنیای کشاورزی، گاز طبیعی «ماده اصلی» برای ساخت کودهای شیمیایی (بهخصوص آمونیاک) است. بدون گاز، تولید این کودها تقریباً غیرممکن است.
وقتی بازار انرژی به هم میریزد و گاز کمیاب یا گران میشود، هزینه کارخانههای تولید کود به شدت بالا میرود. در نتیجه، آنها هم مجبور میشوند کود را با قیمتهای نجومی به بازار بفرستند.
کشاورز وقتی میبیند قیمت کود چند برابر شده و پول کافی برای خرید آن ندارد، مجبور میشود جیرهبندی کند. یعنی اگر قبلاً به زمینش 100
کیلو کود میداد، حالا به دلیل گرانی فقط 50
کیلو کود میدهد یا اصلاً کودی استفاده نمیکند.
بحران انرژی فقط به معنای گران شدن بنزین یا قبض برق نیست. شوکِ بازار گاز باعث گرانی شدید کود میشود ، گرانی کود باعث میشود کشاورز کمتر از آن استفاده کند ، این کاهش مصرف، صرفاً یک مسئله اقتصاد خرد نیست؛ بلکه به معنای افت شدید بازدهی زمینها و در نتیجه «کاهش حجم تولید فیزیکی غذا» در فصلهای آتی است.
بحران لجستیک(جبهه نفت)
با اتمام ذخایر استراتژیک و جهش قیمت نفت در 20 روز آینده، هزینه سوخت (گازوئیل) به شدت بالا میرود. این یعنی هزینه کار با ماشینآلات کشاورزی (تراکتورها و پمپهای آب) و از همه مهمتر، هزینه حملونقل جهانی غذا و کود با کشتیها و کامیونها سر به فلک خواهد کشید.
نتیجهگیری: بازار جهانی مواد غذایی در حال ورود به یک فاز بهشدت حساس است که در آن، تورم بیسابقه هزینه تولید (ناشی از نفت و گاز) با افت حجم تولید فیزیکی (ناشی از کمبود کود) همزمان شده است.
این شرایط، غذا و انرژی را از مفاهیم «اقتصادی» خارج کرده و مستقیماً به «ابزارهای امنیت ملی» تبدیل کرده است. در نتیجه، جهان بهزودی شاهد موجی از سیاستهای حمایتگرایانه، ممنوعیتهای صادراتی و ذخیرهسازیهای احتیاطی از سوی دولتها خواهد بود؛ چرخهای که خود به کاهش بیشتر عرضه و تشدید تورم جهانی دامن خواهد زد. اقتصاد جهانی اکنون باید خود را برای موج دوم این بحران که بسیار ملموستر و دردناکتر از شوک اولیه است، آماده می کند