یک اختیار خرید میخرید، درست از آب درمیآید، اعمالش میکنید و سهم را میفروشید. سود ناخالصتان دو میلیون و صد هزار ریال است. چقدرش به شما میرسد؟
جواب یک میلیون و هشتصد و هشتاد و شش هزار است — یعنی حدود ده درصدِ سود، هزینه بوده. و نکتهٔ عجیب اینجاست: از آن ده درصد، سهم کارمزدِ خودِ معاملهٔ اختیار کمتر از نیم درصدِ کل هزینههاست. گرانترین بخش جای دیگری است.
این مقاله همهٔ هزینههای یک معاملهٔ اختیار را از اول تا آخر میشمارد: کارمزد معامله، کارمزد اعمال، و مالیاتی که فقط در یک لحظهٔ مشخص ظاهر میشود. همهٔ نرخها از جدول زندهٔ کارمزد و ثابتهای خودِ محصول خوانده شدهاند.
پول در سه لحظه خارج میشود
وقتی دربارهٔ هزینهٔ معاملهٔ اختیار حرف میزنند، معمولاً منظورشان یک عدد است: کارمزد خرید و فروش قرارداد. ولی اگر موقعیت به اعمال برسد، دو هزینهٔ دیگر هم وارد میشوند که هر دو از اولی بزرگترند.
کلید فهمیدن ماجرا این است که این سه نرخ روی پایههای متفاوتی مینشینند. کارمزد معاملهٔ اختیار درصدی از پرمیوم است — عددی که معمولاً چند صد ریال در هر واحد است. کارمزد اعمال و کارمزد فروش سهم درصدی از ارزش کل سهماند، یعنی قیمت اعمال یا قیمت روز ضربدر اندازهٔ قرارداد.
همین تفاوتِ پایه است که ترتیب بزرگی را برعکس میکند: نرخِ کوچکتر روی پایهٔ بزرگتر، عددِ بزرگتری میدهد. مفهوم مرتبط اینجا ارزش مفهومی است — همان چیزی که پرمیوم هیچوقت نشانتان نمیدهد.
کارمزد معاملهٔ خودِ اختیار
سادهترین بخش ماجرا و کوچکترینش.
| بازار | خرید | فروش |
|---|---|---|
| بورس | 0.1٪ | 0.1٪ |
| فرابورس | 0.1٪ | 0.1٪ |
| بورس کالا | 0.12٪ | 0.12٪ |
یک نکتهٔ ساختاری در همین جدول پنهان است: در هر سه بازار، نرخ خرید و فروش دقیقاً برابر است. هر جا مالیات فروش وجود داشته باشد، سمت فروش گرانتر میشود — و اینجا نمیشود. پس معاملهٔ خودِ اختیار مالیات فروش ندارد. این را نگه دارید؛ در بخش مالیات دوباره به آن برمیگردیم.
و چون نرخ روی پرمیوم است، عدد مطلقش کوچک میماند. روی یک قرارداد با پرمیوم نهصد ریال و اندازهٔ هزار، کارمزد خرید نهصد ریال است — کمتر از هزینهٔ یک پیامک.
قاعدهای که نرخ اعمال را تعیین میکند
اینجا جایی است که بیشتر اشتباهها اتفاق میافتد، و قاعدهاش از چیزی که انتظار دارید سادهتر و در عین حال غیرشهودیتر است.
نرخ کارمزد اعمال به این بسته است که در لحظهٔ اعمال، شما سهم میخرید یا سهم میفروشید — و نه به اینکه قرارداد کال بوده یا پوت، و نه به اینکه آن را خریده بودید یا فروخته.
| موقعیت شما | در اعمال چه اتفاقی میافتد | سمت معاملهٔ سهم | نرخ |
|---|---|---|---|
| کال خریداریشده را اعمال میکنید | سهم را به قیمت اعمال میخرید | خرید | 0.05٪ |
| پوت خریداریشده را اعمال میکنید | سهم را به قیمت اعمال میفروشید | فروش | 0.55٪ |
| کال فروختهشده علیه شما اعمال میشود | سهم را تحویل میدهید | فروش | 0.55٪ |
| پوت فروختهشده علیه شما اعمال میشود | سهم را تحویل میگیرید | خرید | 0.05٪ |
دو ردیف وسط جدول نرخ یکسانی میگیرند، با اینکه یکی موقعیت خرید است و دیگری فروش. و ردیف اول و آخر هم همینطور. اگر بخواهید قاعده را با «کال یا پوت» یا با «خریدم یا فروختم» به خاطر بسپارید، نصف حالتها را غلط جواب میدهید.
فرایند خودِ تخصیص و اینکه چه کسی و چه زمانی اعمال میشود، موضوع فرایند تخصیص و سبک اعمال است. اینجا فقط دربارهٔ صورتحسابِ آن لحظه حرف میزنیم.
یازده برابر، فقط بهخاطر جهت
حالا اندازهٔ آن تفاوت.
نرخ خریدار پنج صدم درصد است و نرخ فروشنده پنجاهوپنج صدم درصد — یعنی یازده برابر. و چون هر دو روی ارزش کل سهم حساب میشوند نه روی پرمیوم، این یازده برابر شدن روی عدد بزرگی اعمال میشود.
روی قراردادی با قیمت اعمال بیست هزار و اندازهٔ هزار — یعنی ارزش سهمِ بیست میلیون ریال — کارمزد اعمال برای خریدار ده هزار ریال است و برای فروشنده صد و ده هزار ریال. صد هزار ریال اختلاف، فقط بهخاطر اینکه در آن لحظه شما فروشندهٔ سهم بودید نه خریدارش.
این عدد باید در محاسبهٔ نقطهٔ سربهسر شما باشد، مخصوصاً اگر پوت خریدهاید یا کال فروختهاید. برای فروشنده، این هزینه روی وجه لازم اعمال هم اثر دارد.
آن نیم درصد مالیات کجاست
تا اینجا گفتیم معاملهٔ اختیار مالیات فروش ندارد. پس مالیات کجاست؟ بهجای اینکه ادعا کنیم، دو بار از دو راه مستقل پیدایش کردیم.
| راه | محاسبه | نتیجه |
|---|---|---|
| از معاملهٔ سهم | 0.88٪ − 0.3712٪ | 0.5088٪ |
| از کارمزد اعمال | 0.55٪ − 0.05٪ | 0.5٪ |
راه اول: نرخ فروش سهام منهای نرخ خریدش. راه دوم: نرخ کارمزد اعمالِ فروشندهٔ سهام منهای همان نرخ برای فروشندهٔ صندوق. این دو محاسبه هیچ ربطی به هم ندارند و هر دو به نیم درصد میرسند.
پس نتیجهگیری مجاز است: آن نیم درصد، مالیات فروش سهم است. هر جا سهم بفروشید ظاهر میشود — چه در بازار عادی، چه در لحظهٔ اعمال — و هر جا سهم نفروشید، نیست. معاملهٔ اختیار مشمولش نمیشود چون در آن معامله سهمی جابهجا نمیشود.
و یک نتیجهٔ عملی: اگر موقعیت را پیش از سررسید ببندید، هیچوقت به آن لحظه نمیرسید و مالیات فروش سهم را نمیپردازید.
سهم یا صندوق: یک تفاوت بزرگ
نتیجهٔ مستقیم بخش قبل این است که نماد پایهتان سهم باشد یا صندوق، صورتحساب کاملاً فرق میکند.
| نماد پایه | خرید | فروش | کارمزد اعمال در سمت فروش |
|---|---|---|---|
| سهام | 0.3712٪ | 0.88٪ | 0.55٪ |
| صندوق سهامی | 0.232٪ | 0.2375٪ | 0.05٪ |
| صندوق اهرمی | 0.232٪ | 0.2375٪ | 0.05٪ |
| صندوق مختلط | 0.1215٪ | 0.1323٪ | 0.05٪ |
| صندوق درآمد ثابت | 0.0375٪ | 0.0375٪ | 0.05٪ |
برای صندوقها، اختلاف خرید و فروش چند صدم درصد است نه نیم درصد — یعنی مالیات فروش ندارند. و در لحظهٔ اعمال هم فروشندهٔ صندوق همان پنج صدم درصدی را میدهد که خریدار میدهد؛ آن یازده برابر شدن اصلاً اتفاق نمیافتد.
پس یک استراتژی یکسان روی یک صندوق و روی یک سهم، دو هزینهٔ متفاوت دارد — و تفاوت دقیقاً وقتی بزرگ میشود که کار به اعمال بکشد. اگر بین دو نماد پایه با تحلیل مشابه مردد هستید، این یکی از معیارهای انتخاب است.
مثال کامل با عدد
یک معاملهٔ کامل، از خرید تا فروش سهم. کال با پرمیوم نهصد، اندازهٔ قرارداد هزار، قیمت اعمال بیست هزار، و قیمت پایه در سررسید بیستوسه هزار.
| مرحله | مبلغ | نرخ |
|---|---|---|
| پرداخت پرمیوم | 900,000 | — |
| کارمزد معاملهٔ اختیار | 900 | 0.1٪ |
| خرید سهم روی اعمال | 20,000,000 | — |
| کارمزد اعمال | 10,000 | 0.05٪ |
| دریافت از فروش سهم | 23,000,000 | — |
| کارمزد و مالیات فروش سهم | 202,400 | 0.88٪ |
| سود ناخالص | 2,100,000 | — |
| سود خالص | 1,886,700 | — |
مجموع هزینهها دویست و سیزده هزار و سیصد ریال است — 10.2 درصد از سود ناخالص. و توزیعش این است: کارمزد معاملهٔ اختیار نهصد ریال، کارمزد اعمال ده هزار ریال، و کارمزد و مالیات فروش سهم دویست و دو هزار و چهارصد ریال.
یعنی حدود نودوپنج درصد کل هزینه، فقط مربوط به فروش سهم بعد از اعمال است — همان بخشی که در بیشتر بحثهای «کارمزد آپشن» اصلاً ذکر نمیشود.
سه چیزی که هزینه را عوض میکنند
خبر خوب این است که هر سه پیش از ورود به معامله معلوماند.
- اعمال میکنید یا موقعیت را میبندید. اگر پیش از سررسید قرارداد را بفروشید، فقط کارمزد معاملهٔ اختیار را میدهید — نه کارمزد اعمال، نه کارمزد فروش سهم، نه مالیات. در مثال بالا این یعنی نهصد ریال بهجای دویست و سیزده هزار. البته به شرطی که نقدشوندگی اجازه بدهد؛ قراردادی که خریدار ندارد را نمیشود بست.
- در اعمال، سهم میخرید یا میفروشید. یازده برابر تفاوت، و این را از روی نوع موقعیت خودتان از قبل میدانید.
- نماد پایه سهم است یا صندوق. نیم درصدِ مالیات، فقط برای سهم.
و یک قاعدهٔ سرانگشتی که از همین سه بند درمیآید: ارزانترین مسیر معمولاً بستن موقعیت است، نه اعمال. دلیلش هم ساختاری است — کارمزد اختیار روی پرمیوم مینشیند و کارمزد اعمال روی ارزش کل سهم. اعمال فقط وقتی منطقی است که واقعاً بخواهید صاحب سهم شوید یا چارهای نداشته باشید.
در آپشنباز دو کلید برای همین است
محاسبات سود و زیان در آپشنباز میتوانند این هزینهها را ببینند یا نبینند، و این با دو کلید تعیین میشود.
- تیک «کارمزد معامله». وقتی روشن باشد، کارمزد خرید و فروش اختیار در محاسبهٔ سود و زیان و سربهسر لحاظ میشود.
- حالت «کارمزد اعمال»، با سه گزینه: هیچ، همه، و فقط قراردادهایی که در سود تمام میشوند. گزینهٔ سوم به واقعیت نزدیکترین است، چون فقط قرارداد در سود اعمال میشود.
هر دو در نمودار استراتژی هستند و روی منحنی و اعداد کنارش اثر میگذارند. اگر موقعیتی را تا سررسید نگه میدارید، کارمزد اعمال یک احتمال نیست — قطعی است، و خاموش گذاشتنش بازده را خوشبینانه نشان میدهد.
در فرمولنویسی دیدهبان هم هر سه نرخ بهصورت میدان در دسترساند، پس میشود ستونی ساخت که هزینهٔ کامل یک معامله را حساب کند؛ روش ساختنش در ستون محاسباتی است. و برای دیدن اثر یک نرخ روی قیمت تئوری، ماشینحساب ورودیها را دستی میگیرد.
جمعبندی
- هزینهٔ یک معاملهٔ اختیار سه تکه دارد: کارمزد معاملهٔ اختیار، کارمزد اعمال، و کارمزد و مالیات فروش سهم.
- اولی روی پرمیوم مینشیند و دو تای بعدی روی ارزش کل سهم — و همین ترتیب بزرگی را برعکس میکند.
- کارمزد معاملهٔ اختیار 0.1 درصد است (بورس کالا 0.12 درصد) و چون خرید و فروشش برابر است، مالیات فروش ندارد.
- نرخ کارمزد اعمال به سمتِ معاملهٔ سهم بسته است، نه به کال یا پوت بودن و نه به خرید یا فروش اختیار.
- آن سمت یازده برابر فرق میکند: 0.05 درصد در برابر 0.55 درصد.
- نیم درصدِ اختلاف، مالیات فروش سهم است — و از دو راه مستقل به همان عدد رسیدیم.
- صندوقها مالیات فروش ندارند، پس همان استراتژی رویشان ارزانتر تمام میشود.
- در مثال کامل، هزینهها 10.2 درصد از سود ناخالص را بردند و نودوپنج درصدش فقط فروش سهم بود.
هزینهٔ معاملهٔ خودتان را ببینید: در نمودار استراتژی تیک کارمزد معامله را روشن کنید و حالت کارمزد اعمال را روی «فقط در سود» بگذارید تا منحنی سود و زیان همان چیزی را نشان بدهد که واقعاً به شما میرسد.
مطالب مرتبط
- اعمال و تسویه فیزیکی — لحظهای که دو تا از سه هزینه فعال میشوند.
- اعمال و تسویه نقدی — و حالتی که سهمی جابهجا نمیشود.
- فرایند تخصیص — چه کسی و چه زمانی اعمال میشود.
- سبک اعمال — و اینکه کِی این هزینه ممکن است سراغتان بیاید.
- محاسبه وجه لازم اعمال — پولی که باید همان روز آماده باشد.
- وجه تضمین — هزینهٔ نگه داشتن موقعیت فروش، جدا از کارمزدها.
- ارزش مفهومی — پایهای که نرخهای اعمال روی آن مینشینند.
- بستن موقعیت پیش از سررسید — ارزانترین مسیر، وقتی ممکن باشد.
- نقطه سر به سر — عددی که بدون این هزینهها غلط است.
- نمودار استراتژی — جایی که دو کلید هزینه را روشن میکنید.