هر متنی دربارهٔ ژورنالنویسی با همان یک جمله شروع میشود: «معاملاتت را بنویس». کسی مخالفتی ندارد و تقریباً هیچکس هم انجامش نمیدهد — چون جملهٔ بعدی هیچوقت گفته نمیشود: دقیقاً چه چیزی را بنویسم؟
این مقاله از آن سؤال شروع میکند، و جوابش را حدس نمیزند. هر چیزی که بعداً میشود از داده بیرون کشید، نوشتنش فقط رونویسی است. آنچه ارزش نوشتن دارد، دقیقاً چیزی است که بعداً پیدا نمیشود — و اینکه کدام کدام است، یک واقعیت قابل اندازهگیری است، نه یک نظر.
پس رفتیم سراغ خودِ داده و دیدیم از یک معاملهٔ گذشته، بعد از یک ماه و یک فصل و یک سال، چه چیزی باقی میماند. جواب برای معاملهگر اختیار، از چیزی که انتظار میرود کوتاهتر است.
سؤال درست چیست
ژورنالی که در آن قیمت خرید، قیمت فروش، دلتا و نوسان ضمنی را مینویسید، ژورنال نیست — یک رونوشت است. آن اعداد جای دیگری ثبت شدهاند و هر وقت لازم شد میشود دوباره حسابشان کرد. نوشتنشان فقط وقت میبرد و حس مفید بودن میدهد.
سؤال درست این است: از این معامله، چه چیزی شش ماه دیگر در دسترس نخواهد بود؟ هر چه در آن فهرست است، اگر امروز ننویسید، برای همیشه رفته. و هر چه در آن فهرست نیست، نوشتنش اتلاف وقت است.
خوبی این سؤال این است که جوابش را میشود اندازه گرفت. بقیهٔ این مقاله همان اندازهگیری است و بعد نتیجهاش.
رکورد یک معامله پلهپله از بین میرود
تصور رایج این است که داده یا هست یا نیست. در واقعیت، رکورد یک معامله چند لایه دارد و لایهها با هم از بین نمیروند — یکییکی میروند.
قیمت پایانی روزانهٔ نماد پایه تا حدود 1046 روز پیش در دسترس است. مشخصات خودِ قرارداد — اینکه کدام قیمت اعمال و کدام سررسید بود — تا 237 روز. نوسان ضمنی همان روز تا 218 روز. و قیمت لحظهای درونروز فقط تا 62 روز پیش.
یک تفکیک که مهم است: از این چهار عدد، فقط لایهٔ درونروز سیاست حذف دارد — دادههای درونروز ماهبهماه نگهداری میشوند و بعد از سه ماه ماهِ قدیمی کامل حذف میشود. سه عدد دیگر یعنی رکورد از آن تاریخ شروع شده، نه اینکه چیزی پاک شود. این دو یکی نیستند و در این مقاله با هم قاطی نشدهاند.
و یک قید کلیتر: این اندازهگیری دربارهٔ یک پایگاه داده است — همانی که پشت این سایت است. یعنی «در دسترس نیست» بهمعنای «هیچجای دنیا وجود ندارد» نیست؛ صورتحساب کارگزاریتان هنوز معاملاتتان را دارد. ولی چیزی که برای مرور کردن به آن دسترسی ندارید، عملاً همانقدر است که وجود نداشته باشد.
یک معاملهٔ یکساله چه شکلی است
حالا همان اعداد را از سمت معاملهگر نگاه کنیم. معاملهای که یک سال پیش انجام دادهاید و امروز میخواهید مرورش کنید، از چهار لایه چند تا برایش مانده؟
یکی. قیمت روزانهٔ نماد پایه. یعنی میدانید آن روز فولاد چند بود، ولی نمیدانید کدام قرارداد را معامله کرده بودید — کدام قیمت اعمال، کدام سررسید، با چه نوسان ضمنی.
و این دقیقاً همان چیزی است که معاملهٔ اختیار را از معاملهٔ سهم جدا میکند. سهم سررسید نمیشود؛ نمادش سرِ جایش میماند و ده سال بعد هم میشود تاریخچهاش را دید. اما یک قرارداد اختیار بعد از سررسید دیگر وجود ندارد. رکوردی که به آن اشاره میکند، به چیزی اشاره میکند که تمام شده است.
پس معاملهگر اختیار بیشتر از معاملهگر سهم به ژورنال احتیاج دارد، نه کمتر — و این نتیجهٔ ساختار بازار است، نه نصیحت.
دو چیزی که هیچوقت ثبت نمیشوند
دو چیز هست که به قدیمی بودن معامله ربطی ندارند. حتی برای معاملهای که دیروز انجام دادهاید هم در دسترس نیستند.
اول، سرخط سفارشها در لحظهای که شما معامله کردید. از هر نماد در هر روز فقط یک عکس از صف خرید و فروش ثبت میشود. آن عکس هیچ ربطی به ساعتی که سفارش شما پر شده ندارد. و چون فاصلهٔ خرید و فروش در بازار اختیار میانهاش بیستویک درصد است، این یعنی مهمترین جزء هزینهٔ معاملهٔ شما هیچوقت ثبت نمیشود. اگر خودتان ننویسید با چه قیمتی پر شد، بعداً حتی نمیتوانید بفهمید معاملهٔ خوبی بوده یا نه.
دوم، دلیلتان. هیچ جدولی برای یادداشت روی یک معامله وجود ندارد — این را با اسم جستوجو کردیم، فرض نکردیم. یعنی «چرا این قرارداد را انتخاب کردم» و «انتظارم چه بود» جایی ثبت نمیشوند مگر اینکه خودتان جایی بنویسید.
این دو، تنها چیزهایی هستند که فقط شما میتوانید ثبتشان کنید. و اتفاقاً همانهاییاند که یاد گرفتن به آنها بند است.
یک ثبت مفید، پنج خط دارد
از همهٔ بالا، یک فهرست کوتاه بیرون میآید. هیچکدام از این پنج خط عددی نیست که خودش جای دیگری ثبت شده باشد.
- انتظارم چه بود. نه «فکر میکنم بالا میرود» — بلکه چقدر، تا کِی. بدون این، بعداً نمیشود فهمید نتیجه با انتظار جور بوده یا شانسی.
- چرا این قرارداد، نه آن یکی. جهت را همه یادشان میماند؛ اینکه چرا این قیمت اعمال و این سررسید انتخاب شد، فراموش میشود — و معمولاً همانجاست که اشتباه بوده.
- چه چیزی نظرم را عوض میکند. شرط خروج، نوشتهشده پیش از اینکه لازم شود. این تنها خطی است که وقتی بازار خلاف شما حرکت میکند به دادتان میرسد.
- با چه قیمتی واقعاً پر شد. چون سرخط آن لحظه ثبت نمیشود و کارمزد هم رویش مینشیند.
- حالم موقع تصمیم چه بود. عجله داشتم؟ داشتم ضرر قبلی را جبران میکردم؟ این یکی در یک ثبت بیمعنی است و در ده ثبت، الگو نشان میدهد.
و آنچه ننویسید: قیمت لحظهای، دلتا، نوسان ضمنی، نقطهٔ سر به سر. اینها را هر وقت خواستید میشود دوباره حساب کرد و نوشتنشان فقط ژورنال را طولانی و ترککردنی میکند.
با چه چیزی بنویسیم
ابزار ژورنال جداگانهای در آپشنباز وجود ندارد و این مقاله وانمود نمیکند که هست. ولی سه چیز که وجود دارند، روی هم کار را انجام میدهند.
- استراتژی ذخیرهشده. در نمودار استراتژی موقعیت را که ساختید ذخیره کنید. این خودِ ساختار معامله را نگه میدارد — پاها، قیمت اعمالها، سررسید — یعنی همان لایهای که بعد از 237 روز از داده بیرون میرود. با سبد و تگ دستهبندیشان کنید و بعد از بستن، بهجای پاک کردن، بایگانیشان کنید.
- باکس «کارهای من» در میزکار. این جایی است که آن پنج خط را مینویسید. یادآور هم میشود گذاشت — مثلاً «یک هفته دیگر این را مرور کن».
- «مرکز اعلان». هشدارهایی که روی باکسها گذاشتهاید و یادآورهای کارها، وقتی رخ میدهند اینجا ثبت میشوند. یعنی یک خط زمانی از «چه چیزی کِی اتفاق افتاد» که خودش نوشته میشود. راهنمای باکس دیدهبان نشان میدهد چطور آلارم بگذارید.
اگر بیرون از سایت راحتترید، یک فایل ساده هم کافی است. نکته این نیست که کجا بنویسید؛ این است که چه چیزی بنویسید و اینکه دوباره بخوانیدش.
نوشتن بدون مرور، فقط بایگانی است
این بخشی است که معمولاً حذف میشود، و بدون آن بقیهٔ کار بیفایده است. ارزش ژورنال در نوشتنش نیست؛ در خواندنش است.
یک معاملهٔ بد بهتنهایی چیزی یاد نمیدهد. ممکن است تصمیم درستی بوده و بد از آب درآمده باشد — در بازاری که اندازهگیری شده نزدیک نیمی از اختیارهای خریداریشده کاملاً صفر میشوند، یک نتیجهٔ بد اصلاً خبر نیست.
چیزی که یاد میدهد، تکرار است. وقتی ده ثبت کنار هم باشند و در هشتتایشان نوشته باشید «عجله داشتم» یا «سررسید نزدیک را انتخاب کردم چون ارزان بود»، آن الگو خودش را نشان میدهد. هیچکدام از آن ده تا بهتنهایی این را نمیگفتند.
پس یک وقت ثابت بگذارید — مثلاً آخر هر ماه یا بعد از هر سررسید — و ثبتها را با هم بخوانید، نه یکییکی.
دامی که تقریباً همه در آن میافتند
و یک هشدار دربارهٔ خودِ عادت. ژورنال معمولاً بعد از معاملهٔ بد نوشته میشود، چون معاملهٔ بد توضیح میخواهد و آدم دنبال فهمیدن میگردد. معاملهٔ خوب توضیح نمیخواهد؛ حق با شما بود و تمام.
نتیجهاش ژورنالی است که فقط شکست یاد میدهد. هیچوقت نشان نمیدهد کدام کارِ درست را باید تکرار کنید، و بدتر: نمیگذارد بفهمید کدام بردتان شانسی بوده. برندهٔ شانسی دقیقاً مثل برندهٔ درست به نظر میرسد و تنها راه تفکیکشان این است که پیش از نتیجه، انتظارتان را نوشته باشید.
پس قاعده ساده است: ثبت را هنگام باز کردن بنویسید، نه هنگام بستن. آنوقت خودبهخود هر دو دسته ثبت میشوند.
اگر قرار است فقط یک چیز بنویسید
پنج خط برای شروع زیاد است و ژورنالی که سنگین باشد بعد از دو هفته رها میشود. اگر قرار است فقط یک چیز بنویسید، این یکی را بنویسید.
«چه اتفاقی باید بیفتد تا بگویم اشتباه کردم؟» — یک جمله، پیش از باز کردن موقعیت.
اگر بنویسیدش، خروجتان از قبل تصمیم گرفته شده و لازم نیست وسط ضرر — بدترین لحظهٔ ممکن برای فکر کردن — تصمیم بگیرید. اگر ننویسیدش، دقیقاً همانجا تصمیم میگیرید. بستن موقعیت پیش از سررسید وقتی از قبل شرطش را نوشته باشید کار سختی نیست.
وقتی همین یکی عادت شد، خطهای دیگر را اضافه کنید. ژورنالی که سه ماه دوام بیاورد از ژورنال کاملی که دو هفته دوام بیاورد بیشتر میارزد.
جمعبندی
- آنچه باید بنویسید دقیقاً همان چیزی است که بعداً پیدا نمیشود؛ بقیه رونویسی است.
- رکورد یک معامله پلهپله از بین میرود: قیمت روزانه تا حدود 1046 روز، مشخصات قرارداد تا 237 روز، نوسان ضمنی تا 218 روز و قیمت درونروز تا 62 روز.
- برای معاملهای یکساله فقط لایهٔ اول مانده — یعنی حتی نمیدانید کدام قرارداد را معامله کرده بودید، چون قرارداد اختیار برخلاف سهم سررسید میشود.
- دو چیز هیچوقت ثبت نمیشوند: سرخط لحظهٔ معاملهٔ شما، و دلیلتان.
- یک ثبت مفید پنج خط دارد و هیچکدامشان قیمت و دلتا و نوسان نیست.
- ابزار ژورنال جدا وجود ندارد؛ استراتژی ذخیرهشده (با سبد و تگ و بایگانی)، باکس «کارهای من» و «مرکز اعلان» روی هم کار را میکنند.
- و ثبت را هنگام باز کردن بنویسید، وگرنه ژورنالتان فقط شکستها را نگه میدارد.
خودتان ببینید: همین امروز، پیش از باز کردن موقعیت بعدی، یک جمله در باکس «کارهای من» بنویسید: چه اتفاقی باید بیفتد تا بگویید اشتباه کردید. یک یادآور هم برای یک هفته بعدش بگذارید.
مطالب مرتبط
- اشتباهات رایج معاملات اختیار — فهرستی از چیزهایی که ژورنالتان قرار است پیدایشان کند.
- مدیریت سرمایه و اندازهٔ موقعیت — چرا یک نتیجهٔ بد لزوماً یک تصمیم بد نیست.
- مدیریت ریسک در معاملات آپشن — نظمی که ژورنال بخشی از آن است.
- بازارگردان و فاصلهٔ خرید و فروش — هزینهای که اگر ننویسید ثبت نمیشود.
- مهمترین درسی که از معاملات خودتان گرفتهاید — همین کار، بهصورت جمعی.
- اگر میخواهید حرفهای معامله کنید، ضرر را بیاموزید — و دامهای روانشناختی.
- ذهنیت رشد در معاملهگری — چرا مرور کردن از تکرار کردن مهمتر است.
- راهنمای نمودار استراتژی — جایی که ساختار معامله ذخیره میشود.
- راهنمای باکس دیدهبان میزکار — آلارمهایی که خودشان در «مرکز اعلان» ثبت میشوند.
- دلتا هجینگ — نمونهای از تصمیمی که بدون ثبت انتظار، بعداً قابل ارزیابی نیست.