مدیریت سرمایه و اندازهٔ موقعیت در معاملات اختیار | کِلی و درصد ریسک

هر قاعدهٔ اندازهٔ موقعیت به نرخ برد و نسبت برد به باخت نیاز دارد و برای اختیارِ خریداری‌شده تا سررسید هر دو قابل محاسبه‌اند. سنجش 2,909 قرارداد-روز بازار ایران: 46.1 درصد کاملاً صفر شدند، میانهٔ بازده منفی 75.5 درصد بود و در خیلی خارج از سود 95 درصد قراردادها بی‌ارزش سررسید شدند.

نویسنده: آپشن‌بازتاریخ انتشار: 1405/05/20آخرین به‌روزرسانی: 1405/05/2019 دقیقه مطالعه
اشتراک‌گذاری:

هر توصیه‌ای دربارهٔ اندازهٔ موقعیت، در نهایت یک عدد به شما می‌دهد: «بیشتر از دو درصد سرمایه‌ات را روی یک معامله نگذار». سؤالی که تقریباً هیچ‌وقت جواب داده نمی‌شود این است که آن عدد از کجا آمده — و آیا برای بازار اختیار همان عددی است که برای سهام.

این مقاله از سمت دیگر شروع می‌کند. هر قاعدهٔ اندازه‌گیری موقعیت به دو ورودی نیاز دارد: چند وقت یک بار می‌برید، و وقتی می‌برید چقدر می‌برید. برای سهام این دو را تخمین می‌زنند؛ اما برای اختیاری که خریده‌اید و تا سررسید نگه داشته‌اید، هر دو دقیقاً قابل محاسبه‌اند، چون ارزش نهایی قرارداد فقط یک حساب است.

پس آن‌ها را حساب کردیم (2,909 قرارداد-روزِ معامله‌شده از 35 نماد پایه که به سررسید رسیدند، در 29 سررسید) و نتیجه‌اش تعیین می‌کند بقیهٔ مقاله چه می‌گوید — از جمله یک عدد که حساب شد و عمداً منتشر نشد.

هر قاعده‌ای به دو ورودی نیاز دارد

فرض کنید کسی به شما بگوید «پنج درصد سرمایه‌ات را روی این معامله بگذار». برای اینکه بدانید این عدد درست است یا نه، باید دو چیز را بدانید: نرخ برد — چه سهمی از معاملاتتان سودده تمام می‌شود — و نسبت برد به باخت — وقتی سودده تمام می‌شود، در مقایسه با وقتی زیان‌ده تمام می‌شود، چقدر بزرگ‌تر است.

هر قاعدهٔ اندازهٔ موقعیت، دو ورودی می‌خواهد و بدون آن دو، هر عددی که بگذارید دلخواه است چند وقت یک بار می‌برید نرخ برد سهم معاملات سودده وقتی می‌برید چقدر می‌برید نسبت برد به باخت اندازهٔ سود در برابر زیان برای سهام، این دو را تخمین می‌زنند برای اختیارِ خریداری‌شده تا سررسید، دقیقاً قابل محاسبه‌اند چون ارزش نهایی قرارداد فقط حساب است، نه نظر
هر قاعدهٔ اندازهٔ موقعیت دو ورودی می‌خواهد: نرخ برد و نسبت برد به باخت. برای اختیارِ خریداری‌شده و نگه‌داشته تا سررسید، هر دو دقیقاً قابل محاسبه‌اند — چون ارزش نهایی قرارداد حساب است، نه نظر.

بدون این دو، هر درصدی که بگذارید دلخواه است. با این دو، می‌شود نشان داد که فلان اندازه در بلندمدت سرمایه را رشد می‌دهد و بهمان اندازه آن را به صفر می‌رساند — حتی اگر هر دو روی یک استراتژیِ سودده باشند.

مشکل معمولاً این است که این دو عدد را نمی‌شود دانست. برای سهام باید تخمینشان زد و تخمین را با تجربه اصلاح کرد. اما برای اختیاری که خریده‌اید و تا سررسید نگه داشته‌اید، تخمین لازم نیست: در روز سررسید، ارزش قرارداد فقط ارزش ذاتیِ آن است. یعنی برای هر قراردادی که تا امروز سررسید شده، می‌شود دقیقاً گفت خریدارش چه بازدهی گرفت.

آنچه واقعاً سر یک اختیارِ خریداری‌شده می‌آید

پس همین کار را کردیم. هر قراردادی که حدود یک ماه مانده به سررسیدش واقعاً معامله شده بود (تا قیمتش قیمت واقعی باشد، نه یادگارِ یک معاملهٔ قدیمی)، برداشتیم و ارزش نهایی‌اش را در روز سررسید حساب کردیم.

یک اختیارِ خریداری‌شده، نگه‌داشته تا سررسید 2,909 قرارداد-روزِ معامله‌شده که به سررسید رسیدند 25.1% 46.1% سودده کاملاً صفر شد میانهٔ بازده -75.5% یعنی معاملهٔ معمولی سه‌چهارم پرمیوم را از دست می‌دهد و این پیش از کارمزد و فاصلهٔ خرید و فروش است
از اختیارهای خریداری‌شده‌ای که تا سررسید نگه داشته شدند، 46.1 درصد کاملاً صفر شدند و تنها 25.1 درصد سودده بودند؛ میانهٔ بازده منفی 75.5 درصد. و این پیش از کارمزد و فاصلهٔ خرید و فروش است.

نتیجه سه بخش دارد و بخش وسطش را معمولاً کسی نمی‌گوید. 46.1 درصد قراردادها کاملاً صفر شدند — یعنی خریدار تمام پولش را از دست داد. اما فقط 25.1 درصد سودده بودند؛ آن 28.8 درصدِ باقی‌مانده ارزشی داشتند، ولی کمتر از پولی که بابتشان داده شده بود.

و عددی که بیش از همه به کار اندازهٔ موقعیت می‌آید میانهٔ بازده است: منفی 75.5 درصد. یعنی معاملهٔ معمولی — نه بدترین، نه بهترین — سه‌چهارم پرمیوم را از دست می‌دهد.

این عدد را بیش از اندازه تعمیم ندهید. اندازه‌گیری بالا فقط یک حالت را می‌سنجد: کسی که اختیار را می‌خرد و تا سررسید نگه می‌دارد. کسی که موقعیتش را زودتر می‌بندد با توزیع دیگری روبه‌روست و کسی که می‌فروشد، طرف دیگر همین معامله است. «46.1 درصد صفر می‌شوند» یعنی همین و نه بیشتر.

فاصله تا قیمت اعمال، تقریباً همه‌چیز را تعیین می‌کند

عدد کلی بالا یک میانگین از چیزهای بسیار متفاوت است. وقتی همان قراردادها را بر اساس فاصله‌شان تا قیمت پایه دسته‌بندی کنیم، معلوم می‌شود سرنوشتشان تقریباً کاملاً با همین یک متغیر تعیین می‌شود.

همه‌چیز به این بستگی دارد که چقدر دور بخرید سهم قراردادهایی که کاملاً صفر شدند — اختیار خرید 15.8% داخل پول 61.6% نزدیک پول 74.6% کمی خارج 92.3% خارج از پول 95% خیلی خارج در دورترین دسته، نوزده قرارداد از هر بیست تا صفر شد
سهم قراردادهایی که کاملاً صفر می‌شوند از 15.8 درصد در قراردادهای داخل پول تا 95 درصد در خیلی خارج از پول بالا می‌رود. در دورترین دسته، نوزده قرارداد از هر بیست تا صفر شد.

در قراردادهای داخل پول، فقط 15.8 درصد کاملاً صفر شدند. در دورترین دسته، 95 درصد — یعنی نوزده قرارداد از هر بیست تا. این همان قراردادهایی هستند که ارزان‌اند و به همین دلیل جذاب به نظر می‌رسند.

برای تعیین اندازهٔ موقعیت، این یعنی درصدِ ثابتِ سرمایه برای همهٔ قراردادها یک معنی ندارد. دو درصد سرمایه روی یک قرارداد داخل پول، موقعیتی است که احتمالاً چیزی از آن باقی می‌ماند. همان دو درصد روی یک قرارداد خیلی خارج از پول، عملاً یک بلیت است: نوزده بار از بیست بار، کل آن دو درصد از بین می‌رود.

عددی که حساب کردیم و منتشر نکردیم

همان محاسبه یک عدد دیگر هم می‌دهد و آن عدد مثبت است: میانگین بازده خریدار، مثبت 52.6 درصد. اگر مقاله‌ای بخواهد خوشایند باشد، همین‌جا تمام می‌شود؛ ولی این عدد با چیزی که در مقالهٔ نوسان تحقق‌یافته در برابر ضمنی اندازه‌گیری شده در تضاد است — آنجا دیدیم نوسان ضمنی به‌طور مداوم بالاتر از نوسان واقعی است، یعنی خریدار به‌طور متوسط گران می‌خرد.

وقتی دو اندازه‌گیری همدیگر را نقض می‌کنند، یکی‌شان خراب است. پس سه آزمون روی همان نمونه گرفتیم.

یک عدد که حساب شد و کنار گذاشته شد میانگین بازده مثبت درآمد — و سه آزمون نشان داد چرا نمی‌شود به آن تکیه کرد میانگین بازده خریدار +52.6% شاخص کل در همان بازه +23.6% نمادهای با میانگین مثبت 7 / 22 سهم یک نماد از میانگین +312% یعنی این عدد نتیجهٔ یک بازار صعودی و چند برندهٔ بزرگ است نه خاصیت خریدن اختیار — پس در مقاله استفاده نشد
میانگین بازده خریدار مثبت 52.6 درصد درآمد، ولی شاخص کل در همان بازه 23.6 درصد بالا رفته، میانگین فقط روی 7 نماد از 22 مثبت است و یک نماد به‌تنهایی 312 درصد سهم دارد. یک نتیجهٔ جهت‌دار، نه خاصیت خریدن اختیار — پس کنار گذاشته شد.

هر سه در یک جهت جواب دادند. شاخص کل در همان بازه 23.6 درصد بالا رفته بود — یعنی خریدارِ اختیار خرید، برنده شد چون بازار بالا رفت، نه چون اختیار خریده بود. میانگین فقط روی 7 نماد از 22 نمادِ دارای داده مثبت است. و یک نماد به‌تنهایی میانگین مثبت 312 درصد دارد و بخش بزرگی از کل عدد را می‌سازد.

پس میانگینِ مثبت، خاصیتِ خریدنِ اختیار نیست؛ خاصیتِ یک دورهٔ صعودی و چند برندهٔ بزرگ است. میانه — منفی 75.5 درصد — از این سه آزمون سالم بیرون می‌آید، و به همین دلیل عددی است که در این مقاله به آن تکیه شده.

چرا این را نوشتیم؟ چون همین اشتباه، ساده‌ترین راه برای ساختن یک توصیهٔ خطرناک است: میانگینی از یک بازار صعودی بگیرید، اسمش را «بازده تاریخی» بگذارید و روی آن اندازهٔ موقعیت بسازید. هر عددی که در ادامه می‌آید، از این آزمون‌ها گذشته است.

فرمول کِلی، و چرا عددش را نمی‌دهیم

مشهورترین پاسخ به «چقدر بگذارم»، معیار کِلی است. کِلی کسری از سرمایه را می‌دهد که رشد بلندمدت را بیشینه می‌کند و شکل ساده‌اش این است: نرخ برد، منهای نرخ باخت تقسیم بر نسبت برد به باخت.

فرمول کِلی، و چرا اینجا عددش را نمی‌دهیم کِلی می‌گوید چه کسری از سرمایه را ببندید تا رشد بلندمدت بیشینه شود نرخ برد منهای (نرخ باخت تقسیم بر نسبت برد به باخت) چه چیزی لازم دارد احتمال‌های واقعی نه تخمین یک نمونه چه چیزی داریم یک نمونه از یک بازار در یک دورهٔ صعودی عددی که از این نمونه دربیاید، عددِ همان بازار صعودی است پس فرمول را نشان می‌دهیم و عددش را نمی‌دهیم
کِلی کسری از سرمایه را می‌دهد که رشد بلندمدت را بیشینه می‌کند، ولی به احتمال‌های واقعی نیاز دارد نه به تخمینِ یک نمونه. آنچه داریم یک نمونه از یک دورهٔ صعودی است — پس فرمول را نشان می‌دهیم و عددش را نمی‌دهیم.

فرمول درست است. مشکل جای دیگری است: کِلی احتمال‌های واقعی را می‌خواهد، نه تخمینی که از یک نمونه درآمده. اگر عددهای بخش قبل را در آن بگذارید، جوابی حدود دوازده درصدِ سرمایه در هر معامله می‌دهد — و آن جواب مستقیماً از همان میانگینی ساخته می‌شود که تازه نشان دادیم نتیجهٔ یک بازار صعودی است.

پس فرمول را نشان می‌دهیم و عددش را نمی‌دهیم. این محافظه‌کاری نیست؛ نتیجهٔ منطقیِ آزمون‌های بخش قبل است. کِلی با ورودیِ خوش‌بینانه، عددی می‌دهد که در بازار نزولی سرمایه را به‌سرعت آب می‌کند — و دقیقاً همان‌جاست که به قاعده نیاز دارید.

نکتهٔ عملی‌اش این است: هر جا کسی برایتان کسر کِلی حساب کرد، اول بپرسید نرخ برد و نسبت برد به باختش را از کجا آورده و آن نمونه چه دوره‌ای را پوشش می‌دهد.

قاعدهٔ درصد ثابت

قاعده‌ای که به تخمینِ احتمال نیاز ندارد، ساده‌تر است: سقفی ثابت به‌صورت درصدی از کل سرمایه بگذارید و از آن رد نشوید. مقالهٔ مدیریت ریسک معاملات آپشن این را به‌عنوان بخشی از یک نظمِ کلی‌تر توضیح می‌دهد؛ اینجا فقط به یک نکته می‌پردازیم که مخصوص اختیار است.

برای خریدار، «ریسک» و «اندازهٔ موقعیت» یک عددند چون بیشترین زیانِ ممکن دقیقاً همان پرمیومی است که پرداختید سقف ریسک هر معامله روی صد میلیون یعنی یک درصد 1,000,000 کل بودجهٔ پرمیوم دو درصد 2,000,000 کل بودجهٔ پرمیوم پنج درصد 5,000,000 کل بودجهٔ پرمیوم و چون 46.1 درصد اوقات کل این مبلغ صفر می‌شود، باید عددی باشد که از دست دادنش برنامه‌تان را به هم نریزد
برای خریدار، بیشترین زیان ممکن دقیقاً همان پرمیوم است — پس «ریسک» و «اندازهٔ موقعیت» یک عددند. و چون 46.1 درصد اوقات کل آن مبلغ صفر می‌شود، باید عددی باشد که از دست دادنش برنامه‌تان را به هم نریزد.

برای خریدار، بیشترین زیانِ ممکن دقیقاً همان پرمیومی است که پرداخته. این یعنی «ریسکِ معامله» و «اندازهٔ موقعیت» یک عددند — و این تنها چیزی است که تعیین اندازه در اختیار را از سهام ساده‌تر می‌کند. در سهام باید حد ضرر بگذارید و امیدوار باشید اجرا شود؛ اینجا سقف زیان از پیش تعیین‌شده است.

اما همین سادگی یک تلهٔ دارد: چون سقف زیان مشخص است، آدم راحت‌تر می‌پذیرد که کل آن را ببازد. و اندازه‌گیری بالا می‌گوید این «باختِ کامل» یک اتفاق نادر نیست — در 46.1 درصد موارد رخ می‌دهد. پس عددی که انتخاب می‌کنید باید عددی باشد که از دست دادنِ کاملش، برنامه‌تان را به هم نریزد.

برای فروشنده، ماجرا فرق می‌کند

تا اینجا همه‌چیز دربارهٔ خریدار بود. برای فروشنده، دقیقاً همان جمله‌ای که بالا نوشتیم برعکس می‌شود.

برای فروشنده، این دو عدد یکی نیستند و همین مهم‌ترین عدم تقارن در تعیین اندازهٔ موقعیت است خریدار پول را از اول می‌دهد بیشتر از آن نمی‌بازد ریسک همان اندازهٔ موقعیت است فروشنده پول را از اول می‌گیرد زیانش سقف ندارد ریسک بسیار بیشتر از اندازهٔ موقعیت پس قاعدهٔ «یک تا دو درصد» برای فروشنده به پرمیوم بسته نمی‌شود به بدترین حالتِ ممکن بسته می‌شود، نه به پولی که گرفته
خریدار بیشتر از پرمیوم نمی‌بازد، پس ریسک و اندازهٔ موقعیتش یک عدد است. فروشنده پول را از اول می‌گیرد ولی زیانش سقف ندارد. پس قاعدهٔ درصدی برای فروشنده باید به بدترین حالتِ ممکن بسته شود، نه به پرمیومی که گرفته.

فروشنده پول را از اول می‌گیرد. اگر «اندازهٔ موقعیت» را همان پرمیومِ دریافتی بگیرید، عددی کوچک به دست می‌آید که هیچ ربطی به ریسک واقعی ندارد: زیان یک اختیار خریدِ فروخته‌شده سقف ندارد. برای فروشنده، قاعدهٔ درصدی باید به بدترین حالت ممکن بسته شود، نه به پولی که گرفته.

در عمل، بورس این را از طریق وجه تضمین اعمال می‌کند: سرمایه‌ای که بابت موقعیت فروش بلوکه می‌شود و با حرکت بازار تغییر می‌کند. اندازهٔ واقعیِ موقعیت فروش، همان وجه تضمین است — نه پرمیوم. و اگر کار به اعمال برسد، وجه لازم جهت اعمال عدد سومی است که باید از قبل حسابش کرده باشید.

برای دیدن اینکه یک موقعیت در بدترین حالت چه شکلی می‌شود، نمودار استراتژی ساده‌ترین راه است: منحنی سود و زیان را تا انتهای دو طرف نشان می‌دهد و همان انتهاست که اندازهٔ موقعیتتان باید رویش بسته شود.

و همهٔ این اعداد، خوش‌بینانه‌اند

یک نکتهٔ آخر که همهٔ اعداد بالا را بدتر می‌کند: در هیچ‌کدامشان هزینه‌ای لحاظ نشده است.

و این اعداد، خوش‌بینانه‌ترین حالت‌اند چون هیچ هزینه‌ای در آن‌ها نیست نتیجهٔ اندازه‌گیری بدون هزینه کارمزد و مالیات روی این اضافه می‌شود فاصلهٔ خرید و فروش میانه بیست‌ویک درصد هر سه در یک جهت‌اند: بازده واقعی از این هم کمتر است پس اندازهٔ موقعیت را روی بدترین حالت ببندید، نه روی این جدول
اعداد این مقاله هیچ هزینه‌ای در خود ندارند: کارمزد و مالیات و فاصلهٔ خرید و فروش همه رویشان اضافه می‌شوند و هر سه در یک جهت‌اند. پس اندازهٔ موقعیت را روی بدترین حالت ببندید، نه روی این جدول.

محاسبهٔ بالا فرض می‌کند قرارداد را دقیقاً به قیمت تابلو خریده‌اید و در سررسید دقیقاً ارزش ذاتی‌اش را گرفته‌اید. در واقعیت کارمزد و مالیات روی هر دو سرِ معامله می‌نشیند، و فاصلهٔ خرید و فروش — که میانه‌اش 21.6 درصد قیمت میانی اندازه‌گیری شد — پیش از هر سود و زیانی از شما گرفته می‌شود.

هر سه در یک جهت‌اند. یعنی بازده واقعیِ خریدار از منفی 75.5 درصد هم بدتر است، و اندازهٔ موقعیت را باید روی این حالت بست، نه روی جدولی که هزینه‌ها را نادیده می‌گیرد.

سه قاعده‌ای که دوام می‌آورند

از همهٔ چیزهایی که در این مقاله حساب شد، سه قاعده بیرون می‌آید که هیچ‌کدام به تخمینِ احتمال نیاز ندارند — و به همین دلیل با اشتباه بودنِ تخمین نمی‌شکنند.

سه قاعده که از این اعداد جان سالم به در می‌برند و هیچ‌کدام به تخمینِ احتمال نیاز ندارند یک سقف ثابت بگذارید درصدی از کل سرمایه دو برای فروش، بدترین حالت نه پرمیومی که گرفتید سه از بال‌ها فاصله بگیرید نودوپنج درصد صفر می‌شوند قاعده‌ای که به تخمین احتمال نیاز ندارد، با اشتباه بودن تخمین نمی‌شکند و این تنها مزیتی است که در بازار واقعی دوام می‌آورد
سه قاعده که هیچ‌کدام به تخمین احتمال نیاز ندارند: سقف ثابت درصدی، بستن اندازهٔ فروش به بدترین حالت، و فاصله گرفتن از بال‌ها. قاعده‌ای که به تخمین نیاز ندارد، با اشتباه بودنِ تخمین نمی‌شکند.
  1. سقف ثابت درصدی بگذارید و از آن رد نشوید. عدد دقیقش کمتر از خودِ وجود سقف اهمیت دارد. سقف است که جلوی «این یکی فرق می‌کند» را می‌گیرد.
  2. برای موقعیت فروش، اندازه را به بدترین حالت ببندید. پرمیومی که گرفته‌اید اندازهٔ موقعیت نیست؛ وجه تضمین و بدترین نقطهٔ منحنی سود و زیان است.
  3. از بال‌ها فاصله بگیرید یا اندازه را متناسب با آن کوچک کنید. در دورترین دسته 95 درصد قراردادها صفر شدند. اگر آنجا معامله می‌کنید، اندازه‌اش باید اندازهٔ چیزی باشد که انتظار دارید از دست بدهید.

و یک قاعدهٔ صفرم که از بخش «عددی که منتشر نکردیم» می‌آید: هر عددی که مبنای اندازهٔ موقعیتتان است را از خودتان بپرسید که در چه دوره‌ای اندازه‌گیری شده. عددی که فقط در بازار صعودی درست بوده، دقیقاً وقتی شکست می‌خورد که بیشترین نیاز را به آن دارید.

جمع‌بندی

  • هر قاعدهٔ اندازهٔ موقعیت به نرخ برد و نسبت برد به باخت نیاز دارد؛ برای اختیارِ خریداری‌شده تا سررسید، هر دو دقیقاً قابل محاسبه‌اند.
  • در 2,909 قرارداد-روزِ معامله‌شده از 35 نماد پایه که به سررسید رسیدند، در 29 سررسید: 46.1 درصد کاملاً صفر شدند، فقط 25.1 درصد سودده بودند و میانهٔ بازده منفی 75.5 درصد بود.
  • فاصله تا قیمت اعمال تقریباً همه‌چیز را تعیین می‌کند: از 15.8 درصدِ صفرشده در داخل پول تا 95 درصد در خیلی خارج از پول.
  • میانگینِ بازده مثبت درآمد، ولی سه آزمون نشان داد نتیجهٔ یک بازار صعودی است — پس نه خودش منتشر شد و نه کسر کِلیِ برآمده از آن.
  • برای خریدار، ریسک و اندازهٔ موقعیت یک عددند؛ برای فروشنده نیستند و اندازه باید به بدترین حالت بسته شود، نه به پرمیوم.
  • و همهٔ این اعداد پیش از کارمزد و فاصلهٔ خرید و فروش‌اند، یعنی خوش‌بینانه‌ترین حالت.

خودتان ببینید: در نمودار استراتژی موقعیتی را که در نظر دارید بسازید و به دو انتهای منحنی نگاه کنید — نه به وسطش. عددی که در انتهای بد قرار دارد، همان چیزی است که اندازهٔ موقعیتتان باید رویش بسته شود.

مقالات مرتبط

دلتا هجینگ (Delta Hedging) | خنثی کردن جهت، و اینکه چقدر کار دارد

دلتا هجینگ جهت را از موقعیت حذف می‌کند، ولی چون دلتا ثابت نمی‌ماند باید مدام تنظیمش کنید. سنجش 29,538 جفت روز پیاپی بازار ایران: میانهٔ جابه‌جایی روزانهٔ دلتا 0.0088 است، نزدیک پول تا سررسید چهار برابر می‌شود و فاصلهٔ خرید و فروش سهم پایه 0.29 درصد در برابر 21.6 درصد قرارداد اختیار است.

مدیریت ریسک در معاملات آپشن

مدیریت ریسک در آپشن فراتر از حذف خطرات است، آموزش فرآیند مداوم شناسایی، درک و کنترل هوشمندانه ریسک‌ها در معاملات اختیار معامله

وجه تضمین در قراردادهای آپشن چیست

وجه تضمین در اختیار معامله چیست؟ فرمول محاسبه مارجین فروش کال و پوت، حداقل وجه تضمین، مثال عددی، تفاوت بورس کالا و روش دیدن آن در آپشن‌باز.

محاسبه وجه لازم جهت اعمال معاملات آپشن

راهنمای کامل محاسبه وجه مورد نیاز برای اعمال قراردادهای اختیار معامله (آپشن) شامل محاسبات تسویه نقدی و فیزیکی موقعیت‌های خرید کال و پوت، فرمول‌های محاسباتی، نحوه محاسبه کارمزد و جریمه نکول به همراه مثال‌های عددی

نوسان تحقق‌یافته در برابر نوسان ضمنی | آیا بازار نوسان را گران می‌فروشد؟

نوسان تحقق‌یافته نمرهٔ پیش‌بینی بازار است: تفاوتش با نوسان ضمنی و تاریخی، و سنجش آن روی 6,082 نماد-روز بورس تهران. میانهٔ ضمنی 62 درصد در برابر تحقق‌یافتهٔ 31.8 درصد، شکاف مثبت در هر 42 نماد پایه، تصحیح این عدد بابت دامنهٔ نوسان روزانه، و اینکه چرا ستون بلک‌شولز دیده‌بان تقریباً همیشه می‌گوید قرارداد گران است.

وضعیت مالی قرارداد اختیار معامله چیست

وضعیت مالی ITM، ATM و OTM در آپشن — معنی، تأثیر بر پرمیوم و فیلتر در دیده‌بان.

مالیات و کارمزد معاملات اختیار معامله | هزینهٔ واقعی از خرید تا اعمال

هزینهٔ یک معاملهٔ اختیار سه تکه دارد: کارمزد معامله روی پرمیوم، کارمزد اعمال و کارمزد فروش سهم روی ارزش کل قرارداد. نرخ‌های زندهٔ هر سه بازار، قاعده‌ای که نرخ اعمال را تعیین می‌کند (سمت معاملهٔ سهم، نه کال یا پوت بودن)، تفاوت یازده‌برابری 0.05 و 0.55 درصد، جای واقعی مالیات نیم درصد، و یک مثال کامل که 10.2 درصد سود را می‌برد.

بازارگردان در بازار اختیار معامله | فاصلهٔ خرید و فروش، اندازه‌گیری‌شده

بازارگردان هم‌زمان قیمت خرید و فروش می‌دهد تا معامله ممکن شود، و دستمزدش فاصلهٔ آن دو است. سنجش این فاصله روی 22,244 قرارداد-روز بازار اختیار ایران: تنها 48.5 درصد قراردادها هر دو طرف مظنه دارند، میانهٔ فاصله 21.6 درصد است و روی قراردادهای خیلی خارج از سود به 67 درصد می‌رسد.

راهنمای نمودار استراتژی اختیار معامله | ساخت و تحلیل سود و زیان

آموزش کامل نمودار استراتژی آپشن‌باز: ساخت چندپایه، قیمت روز، مقایسه با نمودار دوم، ورود اکسل کارگزاری، what-if، یونانی‌ها، جدول ماتریس، کارمزد، ذخیره و اتصال به فرمول‌نویسی — برای مبتدی تا حرفه‌ای.

نقطه سر به سر در معاملات آپشن چیست

نقطه سر به سر در آپشن — محاسبه برای call و put، تفسیر در زنجیره قراردادها و ستون/فیلتر در دیده‌بان.

چطور نقد شوندگی یک قرارداد اختیار معامله را بسنجیم

سنجش نقدشوندگی اختیار — اسپرد، حجم معاملات و فیلتر قراردادهای قابل معامله در دیده‌بان.

افست استراتژی های آپشن زودتر از موعد سررسید

افست (آفست) در آپشن چیست؟ بستن موقعیت با معاملهٔ مخالف، مثال عددی خرید کال، افست زودتر از سررسید، و ستون س/ز آفست در نمودار استراتژی آپشن‌باز.

موقعیت باز (OI) در اختیار معامله چیست؟ تفسیر و کاربرد در تحلیل

موقعیت باز یا Open Interest چیست و چه فرقی با حجم معاملات دارد؟ تفسیر تغییرات OI، سیگنال‌های آن و فیلتر قراردادهای پرتقاضا در دیده‌بان آپشن.

چولگی نوسان (Volatility Skew) | چرا نوسان ضمنی هر قیمت اعمال فرق می‌کند

چولگی نوسان یعنی نوسان ضمنی در یک سررسید از قیمت اعمالی به قیمت اعمال دیگر فرق می‌کند. سه شکل ممکن منحنی، روش سه‌قدمی اندازه‌گیری، و شکل اندازه‌گیری‌شدهٔ بورس تهران روی 27,856 قرارداد-روز: لبخند به‌جای پوزخند پوت، چولگی به‌عنوان خاصیت نماد نه بازار، و سهم شبکهٔ قیمت از بلندی بال‌ها.

زنجیره قراردادها | کال و پوت یک سررسید کنار هم

راهنمای صفحه زنجیره قراردادها در آپشن‌باز: انتخاب نماد پایه و سررسید، ستون‌ها و تغییر ترتیب آن‌ها با کشیدن، چیدمان آینه‌ای کال و پوت حول قیمت اعمال، مبنای قیمت و نرخ بهره، و تفاوت با دیده‌بان.

دیده‌بان اختیار معامله

راهنمای دیده‌بان اختیار معامله — فیلتر، ستون سفارشی، فرمول‌نویسی و اتصال به نمودار استراتژی.

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

ثبت پرسش/نظر شما

پرسش‌ها و نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است.