سفارش گذاشتن روی یک قرارداد اختیار، از بیرون شبیه سفارش گذاشتن روی سهم است: قیمت و حجم میدهید و منتظر میمانید. ولی دو قاعدهای که تعیین میکنند سفارش شما اصلاً پذیرفته میشود یا نه، در این دو بازار یکی نیستند — و یکیشان دقیقاً وارونهٔ چیزی است که از سهم انتظار دارید.
این مقاله انواع سفارش را توضیح میدهد و بعد سراغ چیزی میرود که معمولاً گفته نمیشود: دامنهٔ نوسان قرارداد اختیار، گام قیمت، و اینکه سفارش شما به چه صفی میپیوندد. همهاش از خود تابلو اندازهگیری شد (25,804 قرارداد-روز در بیست روز معاملاتی).
و یک نکتهٔ صریح از اول: آپشنباز سفارش ثبت نمیکند. سفارش در سامانهٔ کارگزاری ارسال میشود؛ کاری که اینجا میشود کرد، فهمیدن قواعدی است که آن سفارش باید از آنها بگذرد.
در عمل دو انتخاب دارید
اسمهای سفارش در سامانههای مختلف فرق میکنند، ولی تصمیم زیربنایی همیشه یکی است: کدامیک را تضمین میکنید — قیمت، یا انجام شدن؟
اگر قیمت مشخصی بگذارید، بدتر از آن قیمت معامله نمیکنید — ولی ممکن است اصلاً معامله نکنید. اگر بخواهید حتماً انجام شود، سفارشتان تا جایی که لازم باشد در سرخط بالا میرود و قیمت نهاییاش را از قبل نمیدانید.
هر دو را با هم نمیشود داشت. و در بازاری که فاصلهٔ خرید و فروشش میانهاش بیستویک درصد است، این انتخاب خیلی بیشتر از بازار سهم اهمیت دارد — همانجاست که تفاوت این مقاله با یک مقالهٔ عمومی دربارهٔ انواع سفارش شروع میشود.
دامنهٔ نوسان، برای قرارداد وارونه است
پیش از هر چیز، یک قاعده که سفارش را نه «پر نشده» بلکه رد میکند: قیمتی که مینویسید باید داخل دامنهٔ مجاز آن روز باشد. برای سهم این را همه میدانند. برای قرارداد اختیار، قاعدهاش اصلاً از جنس دیگری است.
دامنهٔ سهم پایه درصدی از قیمت دیروز است — در اندازهگیری ما میانهٔ حدود 3 درصد به هر طرف. دامنهٔ قرارداد اختیار اما یک بازهٔ ثابت مطلق است که با قیمت خود قرارداد هیچ کاری ندارد. و جالبتر اینکه در کل بازار فقط سه بازه وجود دارد و همین سه تا صد درصد قراردادها را پوشش میدهند: از 1 تا صد هزار، از 1 تا یک میلیون، و از 1 تا پانصد هزار.
یعنی برای قراردادی که امروز 400 ریال است، سقف مجاز صد هزار ریال است — دویست و پنجاه برابر. عملاً سقفی وجود ندارد.
کدام لبه واقعاً به شما میخورد
وقتی سقف اینقدر دور است، طبیعی است که هیچوقت به آن نخوریم. و دقیقاً همینطور است.
از قراردادهایی که در این بیست روز معامله شدند، هیچکدام در سقف دامنه بسته نشدند. ولی 5.6 درصد روی 1 ریال بسته شدند — کف مطلق قیمت — و 10.8 درصد روی 5 ریال یا کمتر.
این نکتهٔ عملی مهمی دارد. قراردادی که به 1 ریال رسیده، پایینتر از آن قیمتی ندارد؛ پس اگر بخواهید از آن خارج شوید، تنها سفارش فروشی که میشود گذاشت همان روی 1 ریال است و باید کسی باشد که آن را بخرد. این معمولاً همان قرارداد خیلی خارج از پولی است که ارزان به نظر میرسید.
پس لبهای که باید نگرانش باشید سقف نیست، کف است — و کف در بازار اختیار خیلی بیشتر از بازار سهم به آدم میخورد.
گام قیمت
قاعدهٔ دوم که سفارش را رد میکند: قیمت باید روی گام مجاز بنشیند. عددی که بین دو گام باشد، اصلاً قیمت نیست.
برای دیدن اینکه گام واقعی چقدر است، به قیمتهایی نگاه کردیم که واقعاً معامله شدهاند. صد درصدشان بر یک بخشپذیرند و فقط 28.4 درصدشان بر پنج — یعنی قیمتها واقعاً ریالبهریال حرکت میکنند و گام یک ریال است.
این را از تابلو خواندیم، نه از آییننامه. روشی که به کار بردیم بزرگترین مقسومعلیه مشترک قیمتهای معاملهشده است و آن، یک حد بالا برای گام میدهد نه خودِ گام. پس این «آنچه تابلو نشان میدهد» است؛ اگر جایی قاعدهٔ رسمی متفاوتی اعلام شده باشد، آن مرجع است.
سفارش شما به چه صفی میپیوندد
سفارشی که پر نشود، در صف میماند. تابلو پنج مرتبهٔ اول این صف را نشان میدهد و همان پنج مرتبه تعیین میکنند سفارش شما چه شانسی دارد.
در عمل، میانهٔ مراتبی که واقعاً پر هستند 3 از 5 است. ولی عدد مهمتر این است: در 40.3 درصد قرارداد-روزها فقط طرف خرید مظنه دارد و هیچ فروشندهای نیست، و در 4.1 درصد برعکس.
یعنی نزدیک نیمی از اوقات، صف یکطرفه است. اگر میخواهید بخرید و فقط سفارشهای خرید در صف باشند، هر قیمتی هم بگذارید معاملهای انجام نمیشود — چون طرف مقابلی وجود ندارد. این با «قیمتم بد بود» کاملاً فرق دارد و راهحلش هم فرق دارد.
«پر نشد» یعنی چه
سه حالت کاملاً متفاوت، همه به یک شکل دیده میشوند: سفارش شما هست و معاملهای انجام نشده.
- قیمتم بد بود. طرف مقابل هست ولی اینقدر نمیدهد. تنها حالتی که با تغییر قیمت حل میشود.
- طرف مقابل نبود. صف یکطرفه است. اینجا تغییر قیمت هیچ کمکی نمیکند؛ باید قرارداد دیگری انتخاب کنید یا صبر کنید کسی بیاید. سنجیدن نقدشوندگی پیش از ورود، همین را جلوگیری میکند.
- در صف عقب بودم. در همان قیمت، سفارشهای قدیمیتر اول پر میشوند. فقط صبر میخواهد — یا یک گام قیمت بهتر.
تشخیص این سه از روی تابلو ممکن است، و این تفاوت را در زنجیره قراردادها با نگاه کردن به ستونهای سرخط خرید و فروش میبینید. مهمترین اشتباه اینجا این است که کسی حالت دوم را حالت اول فرض کند و قیمتش را مدام بالا ببرد.
چرا «به هر قیمتی» اینجا خطرناکتر است
سفارشی که تا پر شدن بالا میرود، اول با ارزانترین مرتبه معامله میکند و اگر حجمش بیشتر باشد، سراغ مرتبهٔ بعدی میرود که گرانتر است.
در بازار سهم که فاصلهٔ مرتبهها کوچک است، این تفاوت جزئی است. در بازار اختیار که فاصلهٔ سرخط خرید و فروش میانهاش 21.6 درصد است، هر مرتبه یک جهش قیمتی است.
به این اضافه کنید که عمق سرخط کم است — در اندازهگیری بازارگردان میانهٔ صد قرارداد در هر طرف بود. یعنی یک سفارش نهچندان بزرگ هم میتواند از مرتبهٔ اول رد شود و بقیهاش را خیلی گرانتر بخرد. سفارش بزرگ، خودش قیمت خودش را خراب میکند.
راه عملیاش این است که سفارش بزرگ را تکهتکه کنید و هر تکه را با قیمت مشخص بگذارید. کندتر است، ولی هزینهاش را از قبل میدانید. مدیریت سرمایه و اندازهٔ موقعیت توضیح میدهد چرا اندازهٔ موقعیت باید همین محدودیت را در نظر بگیرد.
سفارش کجا ثبت میشود
یک نکتهٔ صریح: در آپشنباز نمیشود سفارش گذاشت و این عمدی است.
تصمیم اینجا گرفته میشود — کدام قرارداد، با چه قیمت اعمالی، چه سررسیدی، در چه اندازهای — و اجرا در سامانهٔ کارگزاری انجام میشود. برای بخش تصمیم، زنجیره قراردادها سرخط هر دو طرف را کنار هم میگذارد، دیدهبان قراردادها را غربال میکند و نمودار استراتژی نتیجهٔ موقعیت را پیش از باز کردنش نشان میدهد.
و این تقسیمبندی خودش یک نکته دارد: بیشترِ اشتباههای «سفارش»، اشتباهِ تصمیماند نه اجرا. قراردادِ اشتباه را هیچ نوع سفارشی درست نمیکند.
پیش از فرستادن سفارش
پنج چیزی که از تابلو دیده میشوند و پنج ثانیه وقت میبرند:
- آیا هر دو طرف مظنه دارند؟ اگر صف یکطرفه است، قیمت گذاشتن فایدهای ندارد.
- فاصلهٔ سرخط خرید و فروش چقدر است؟ این هزینهٔ ورود و خروج شماست و روی نقطهٔ سر به سر مینشیند، جدا از کارمزد.
- حجم سرخط از سفارش من بزرگتر است؟ اگر نه، بقیهٔ سفارش گرانتر پر میشود.
- قیمتم داخل دامنه هست؟ در عمل سقف مسئله نیست؛ کف است.
- اگر پر نشد چه میکنم؟ این را پیش از فرستادن جواب بدهید، نه بعدش — چون بعدش تصمیمِ زیر فشار است.
و اگر جواب پنجمی را نوشتید، نصف کار ژورنال معاملاتتان هم انجام شده است.
جمعبندی
- در هر سفارشی یکی از دو چیز را تضمین میکنید: قیمت، یا انجام شدن. هر دو با هم ممکن نیست.
- دامنهٔ نوسان سهم پایه درصدی از قیمت دیروز است (میانهٔ 3 درصد)، ولی دامنهٔ قرارداد اختیار یک بازهٔ ثابت مطلق است و در کل بازار فقط سه بازه وجود دارد.
- در نتیجه سقف عملاً هیچوقت فعال نمیشود، ولی 5.6 درصد قراردادهای معاملهشده روی کفِ 1 ریال بسته میشوند.
- گام قیمت یک ریال است — صد درصد قیمتهای معاملهشده بر یک بخشپذیرند و فقط 28.4 درصدشان بر پنج.
- صف سفارش میانهٔ 3 از 5 مرتبه پر دارد و در 40.3 درصد قرارداد-روزها یکطرفه است.
- «پر نشد» سه دلیل کاملاً متفاوت دارد و فقط یکیشان با تغییر قیمت حل میشود.
- و سفارش بزرگ در بازاری با سرخط پهن و کمعمق، خودش قیمت خودش را خراب میکند.
خودتان ببینید: در زنجیره قراردادها ستونهای سرخط خرید و سرخط فروش را کنار هم بگذارید و روی قراردادی که در نظر دارید نگاه کنید — اگر یک طرف خالی است، پیش از فکر کردن به قیمت باید به انتخاب قرارداد برگردید.
مطالب مرتبط
- بازارگردان و فاصلهٔ خرید و فروش — اندازهگیری همان سرخطی که سفارش شما به آن میپیوندد.
- سنجیدن نقدشوندگی یک قرارداد — پیش از سفارش، نه بعدش.
- زنجیره قراردادها — جایی که هر دو طرف سرخط را میبینید.
- دیدهبان اختیار معامله — غربال کردن قراردادها پیش از انتخاب.
- مالیات و کارمزد معاملات اختیار — هزینهای که جدا از فاصلهٔ سرخط میآید.
- اشتباهات رایج معاملات اختیار — چند تایشان دقیقاً همینجا رخ میدهند.
- مدیریت سرمایه و اندازهٔ موقعیت — چون عمق سرخط، سقف اندازهٔ موقعیت است.
- بستن موقعیت پیش از سررسید — همانجا که کف 1 ریال به شما میخورد.
- ژورنالنویسی معاملات — ثبت قیمتی که واقعاً پر شد.
- نمودار استراتژی — دیدن نتیجهٔ موقعیت پیش از فرستادن سفارش.