اندازهٔ قرارداد تعداد واحدهایی از دارایی پایه است که با اعمالِ یک قرارداد جابهجا میشود — در بیشتر نمادهای بورس ایران 1,000 سهم. یعنی هر عددی که روی تابلو میبینید باید در همین عدد ضرب شود تا به پول واقعی برسید: پرمیوم 200 تومانی، 200,000 تومان است. این اندازه ثابت هم نمیماند و اقدام شرکتی وسط عمر قرارداد عوضش میکند. این مقاله میگوید اندازه را چه کسی تعیین میکند، در چه نمادهایی چقدر است، چرا بعضی اندازهها رقم گرد ندارند، و کجاها باید حسابش کنید.
اندازهٔ قرارداد چیست
اندازهٔ قرارداد به تعداد واحدهایی از دارایی پایه اشاره دارد که طبق قرارداد در روز سررسید میان خریدار و فروشنده مبادله میشود. این عدد را سازمان بورس تعیین میکند و در ابتدای تخصیص، در غالب موارد 1,000 است.
همین ضریب در خرید و فروش هم اعمال میشود: مبلغ معامله برابر است با پرمیوم ضربدر اندازهٔ قرارداد. برای خرید یک قرارداد با پرمیوم 10 تومان و اندازهٔ 1,000، باید 10,000 تومان بپردازید.
حجم به قرارداد شمرده میشود، نه به سهم
ضریبِ بالا فقط به قیمتها میخورد: پرمیوم، ارزش ذاتی، سود و زیان. ستون حجم قاعدهٔ دیگری دارد — آن عدد از اول به قرارداد شمرده شده و ضرب دیگری نمیخواهد.
| آنچه روی تابلو میبینید | واحدش | برای رسیدن به پول یا سهم |
|---|---|---|
| پرمیوم، ارزش ذاتی، سود و زیان | به ازای یک واحد دارایی پایه | ضربدر اندازهٔ قرارداد |
| حجم معاملات، حجم تقاضا و عرضه، موقعیت باز | تعداد قرارداد | ضربدر اندازهٔ قرارداد، تا به تعداد سهم برسید |
| ارزش معاملات | ریال | خودش نهایی است |
پس حجم تقاضای 5 یعنی 5 قرارداد، یعنی 5,000 سهم روی نمادی با اندازهٔ 1,000. و ارزش معاملات هر قرارداد برابر است با حجم، ضربدر قیمت، ضربدر اندازهٔ قرارداد — همان رابطهای که اگر حجم به سهم شمرده میشد، اندازهٔ قرارداد در آن تکرار میشد.
همین قاعده در فیلد حجم سفارش هم برقرار است. اگر بخواهید 5,000 سهم بخرید، حجم سفارشتان 5 است نه 5,000 — و عدد 5,000 در آن فیلد یعنی پنج هزار قرارداد، یعنی پنج میلیون سهم. انواع سفارش در تابلوی اختیار معامله بقیهٔ قواعدی را که سفارش باید از آنها بگذرد توضیح میدهد.
یک اشتباه رایج هم از همینجا میآید: عدد 1,000 که در سامانهٔ کارگزاری میبینید معمولاً اندازهٔ قرارداد است، نه سقف سفارش شما. سقف حجم هر سفارش قاعدهٔ جداگانهای است، در اطلاعیهٔ معاملاتی هر قرارداد اعلام میشود و بین زنجیرهها یکسان نیست. و هیچکدام از این دو، سقف موقعیت شما نیستند؛ آن یکی سقف موقعیت باز است که روی هر کد معاملاتی و هر نماد پایه اعمال میشود.
در اعمال چه چیزی جابهجا میشود
اگر یک قرارداد اختیار خرید با اندازهٔ 1,000 داشته باشید، در روز سررسید و پس از اعمال، هزار سهم به پرتفوی شما منتقل میشود.
پس مبلغی که برای اعمال لازم دارید، قیمت اعمال ضربدر اندازهٔ قرارداد ضربدر تعداد قراردادهاست — و اگر کال فروختهاید، تعداد سهمی که برای پوشش لازم دارید از همین ضرب به دست میآید. وجه تضمین موقعیتهای فروش هم به همین ترتیب مقیاس میگیرد.
در بازار ایران چه اندازههایی هست
اندازه بین بازارها و داراییهای مختلف فرق میکند و «همیشه هزار» فرض درستی نیست:
اندازهٔ هر قرارداد کنار بقیهٔ مشخصاتش در زنجیرهٔ قراردادها نوشته شده؛ خواندن این جدول در راهنمای زنجیره آمده است.
چرا بعضی اندازهها گرد نیستند
در فهرست قراردادها به اندازههایی مثل 1,075 یا 1,371 یا 1,422 برمیخورید. اینها خطای داده نیستند.
افزایش سرمایه یا تقسیم سودِ سهم پایه، وسط عمر قرارداد، هم قیمت اعمال و هم اندازهٔ قرارداد را در یک نسبت تغییر میدهد — و آن نسبت لزومی ندارد عدد گردی باشد. فرمول و مثال عددی کاملش در تعدیل قیمت اعمال و اندازهٔ قرارداد است.
ارزش اسمی در برابر مبلغ پرداختی
اندازهٔ قرارداد در دو عدد مختلف ضرب میشود و این دو را نباید با هم اشتباه گرفت:
اندازهٔ قرارداد مستقیماً روی ریسکی که میپذیرید اثر میگذارد: قرارداد بزرگتر یعنی تغییرات کوچکِ قیمت سهم به تغییرات مالی بزرگتری تبدیل میشوند. برای همین پیش از ورود باید بدانید ارزش اسمی موقعیتتان چقدر است، نه فقط پرمیومی که پرداختهاید.
کارمزد و اندازهٔ قرارداد
یک تصور رایج این است که قراردادهای کوچکتر هزینهٔ نسبیِ بیشتری دارند، چون کارمزدِ پایهٔ ثابتی وجود دارد که روی معاملهٔ کوچک سنگینتر مینشیند. در بازار ما اینطور نیست.
کارمزد معاملات اختیار نرخی است روی ارزش معامله؛ کارمزد اعمال هم نرخی است روی ارزش اعمال. هیچکدام جزء ثابت، حداقل یا سقف ندارند. پس درصدِ هزینه برای قرارداد کوچک و بزرگ یکی است — آنچه با اندازه بزرگ میشود، مبلغ مطلق کارمزد است، نه سهم آن از معامله.
کوچکترین موقعیت ممکن
قرارداد واحدِ تقسیمناپذیر است: نصفِ یک قرارداد وجود ندارد. پس اندازهٔ قرارداد، کفِ ورود به آن نماد را تعیین میکند.
روی نمادی که قیمت سهمش بالاست، همین کف میتواند برای سرمایهگذار خرد سنگین باشد و عملاً دسترسی به آن بازار را محدود کند. این یکی از دلایلی است که در بازارهای دیگر قراردادهای کوچکتر (مینی) تعریف میشود.
اندازهٔ قرارداد و مدیریت سرمایه
تکنیکهای رایج مدیریت سرمایه — مثل قاعدهٔ یک یا دو درصد، که فقط درصد معینی از کل سرمایه را در هر معامله به خطر میاندازد — وقتی به یک واحد تقسیمناپذیر میرسند، به یک تصمیم دوگزینهای تبدیل میشوند: