شورت پوت کاندور همان ساختار شورت کال کاندور است، فقط با چهار اختیار فروش بهجای چهار اختیار خرید: پایینترین را میفروشید، دو تای وسط را میخرید، بالاترین را میفروشید. شرطی که میبندید هم همان است — قیمت از یک محدوده بیرون میزند.
در سررسید، این دو ساختار تقریباً یک چیزند. شکل سود و زیانشان یکی است، ریاضیاش یکی است، تعداد پایشان یکی است.
ولی در تابلوی بازار ایران اصلاً یک چیز نیستند، و این مقاله بیش از هر چیز دربارهٔ همان تفاوت است (1,058 زنجیره-روز از 30 نماد پایه، در بیست روز معاملاتی).
همان کاندور، روی اختیار فروش
ساختار کاندور، اینکه چرا وسطش تخت است و چرا نسخهٔ شورت وارونهٔ لانگ است، در لانگ کال کاندور و شورت کال کاندور توضیح داده شده. اینجا تکرارشان نمیکنیم.
آنچه این مقاله اضافه میکند یک چیز است و در هیچ منبع خارجی پیدا نمیشود، چون مخصوص این بازار است: وقتی همان ساختار را روی اختیار فروش میسازید، عملاً یک استراتژی دیگر است — نه به خاطر ریاضیاش، به خاطر اینکه اجزایش وجود ندارند.
ساختار موقعیت
چهار اختیار فروش روی یک سررسید و چهار قیمت اعمال متفاوت، با همان ترتیب آشنا: فروش، خرید، خرید، فروش. و همان شرط پنهان: دو بال باید همعرض باشند، وگرنه شکل سود و زیان کج میشود.
این شرط را نگه دارید، چون در بخش اندازهگیری تعیینکننده میشود.
شکل سود و زیان
سود در دو انتها — همان اعتباری که اول گرفتید — و بیشترین زیان یک کف تخت در وسط. دو نقطهٔ سر به سر دارد، یکی در هر طرف. تا اینجا هیچ تفاوتی با نسخهٔ اختیار خرید ندارد.
تفاوت از اینجا شروع میشود.
کمدسترسترین ساختاری که سنجیدیم
این ساختار به چهار قیمت اعمالِ اختیار فروش نیاز دارد که هر چهار تا در یک روز و یک سررسید قابل معامله باشند، و فاصلههایشان هم منظم باشد. اندازه گرفتیم چقدر پیش میآید.
24.4 درصد. این کمترین عددی است که در میان پنج ساختار این مجموعه اندازهگیری شد. یعنی در بیش از سه روز از هر چهار روز، این استراتژی روی آن نماد اصلاً قابل باز کردن نبود.
چرا 24.4 و نه 27.3؟ اگر فقط بپرسیم «چهار قیمت اعمالِ پوتِ دارای مظنه وجود داشت؟» جواب 27.3 درصد است. ولی کاندور بال همعرض میخواهد و با آن شرط عدد به 24.4 درصد میرسد. عدد شلتر ساختار را در دسترستر از آنچه هست نشان میداد.
و مثل همیشه، «موجود بودن» یعنی هر چهار پا مظنهٔ دوطرفه داشتند — نه اینکه قیمتشان خوب بود یا حجم پشتشان کافی. میانهٔ فاصلهٔ خرید و فروش در این بازار 21.6 درصد است، پس این عدد سقف است نه کف.
همان شکل، سه برابر تفاوت
عدد 24.4 درصد وقتی معنا پیدا میکند که کنار عدد نسخهٔ اختیار خرید بگذاریدش.
همان ساختار، همان تعداد پا، همان شرط بال همعرض — روی اختیار خرید در 83.8 درصد زنجیره-روزها موجود بود و روی اختیار فروش در 24.4 درصد. بیش از سه برابر تفاوت، و تنها متغیری که عوض شده این است که کدام سمت بازارید.
این یکی از تمیزترین نمونههایی است که میشود برای یک قاعدهٔ کلیتر آورد: در بازار اختیار ایران، سمت بازار مهمتر از پیچیدگی ساختار است. یک ساختار چهارپا روی اختیار خرید از یک ساختار دوپا روی اختیار فروش هم در دسترستر است — پوت بک اسپرد نسبتی با دو پا، در 40.2 درصد روزها قابل ساختن بود.
چرا سمت اختیار فروش کمعمق است
ریشهاش یک عدم تقارن ساده است: تنها 21.7 درصد قراردادهای اختیار فروش هر دو طرف مظنه دارند، در برابر 70.6 درصد اختیارهای خرید. و چون تعداد قراردادهای فهرستشدهٔ کال و پوت دقیقاً برابر است، این تفاوت کاملاً در مظنه دادن است، نه در وجود قرارداد.
یک اندازهگیری مستقل هم همین را میگوید: اختیار فروش فقط 15.3 درصد ارزش کل معاملات اختیار را میسازد. دو روش کاملاً متفاوت، یک جواب.
نتیجهٔ عملیاش این است که میانهٔ قیمتهای اعمالِ قابل معاملهٔ پوت در هر زنجیره-روز یکی است. این ساختار به چهار تا نیاز دارد، با فاصلهٔ منظم.
مشکلی که موقع خروج پیدا میشود
تا اینجا دربارهٔ ورود حرف زدیم، و ورود نصفِ آسانترِ ماجراست.
موقع ورود میتوانید صبر کنید تا شرایط جور شود؛ اگر امروز چهار پا نبود، فردا نگاه میکنید. موقع خروج این تجمل را ندارید — بازار حرکت کرده و شما میخواهید ببندید.
اگر در آن لحظه یکی از چهار پا مظنه نداشته باشد، موقعیت نیمهباز میماند. و کاندورِ نیمهبسته دیگر ریسک محدود ندارد — همان چیزی که تنها دلیل انتخاب این ساختار بود، از بین رفته است. بستن موقعیت پیش از سررسید برای یک ساختار چهارپا روی کمعمقترین سمت بازار، سختترین حالت ممکن است.
این جدیترین دلیل احتیاط دربارهٔ این ساختار است. عدد 24.4 درصد فقط میگوید بازش کردن سخت است؛ مشکل واقعی این است که بستنش هم به همان چهار پا نیاز دارد، در لحظهای که نمیتوانید صبر کنید.
بهجایش چه بسازیم
اگر انتظارتان «حرکت بزرگ، بدون جهت مشخص» است — یعنی همان شرطی که این ساختار میبندد — سه راه در دسترستر وجود دارد.
- شورت کال کاندور — دقیقاً همین ساختار، روی سمت پرمعاملهتر. در 83.8 درصد روزها قابل ساختن.
- لانگ استرانگل — دو پا بهجای چهار، یعنی نصف تعداد عبور از سرخط.
- لانگ استرادل — سادهترین شکل همین شرط.
تفاوتشان در جزئیات هست — کاندور ریسک محدود دارد و استرانگل سود نامحدود — ولی نکتهٔ اصلی این است که ساختار پیچیدهتر، وقتی در دسترس نیست، ساختار بهتری نیست. یک شکل قشنگ روی کاغذ که در سه روز از هر چهار روز قابل اجرا نیست، انتخاب بدتری از یک شکل سادهتر است که هست.
پس اصلاً کِی به کار میآید
یک حالت هست و شرطش دقیق است: وقتی روی همان نماد و همان سررسید، اختیار فروش اتفاقاً عمیق است و شما با چشم خودتان چهار قیمت اعمالِ دارای مظنهٔ دوطرفه با فاصلهٔ منظم دیدهاید.
در آن حالت این ساختار دقیقاً مثل نسخهٔ اختیار خرید رفتار میکند و همان قواعد و همان هزینهها را دارد — از جمله وجه تضمین دو پای فروخته و هشت بار عبور از سرخط که در مقالهٔ نسخهٔ کال اندازهگیری شده.
در بقیهٔ موارد دنبال ساختار دیگری بروید. و این را از تابلو ببینید، نه از فرض: در زنجیره قراردادها یک سررسید را باز کنید و بشمارید چند قیمت اعمالِ پوت همزمان سرخط خرید و سرخط فروش دارند. یک بار شمردن، کل این بحث را برای شما حل میکند.
اعمال خودکار نیست. در سررسید، دارندهٔ قرارداد باید درخواست اعمال بدهد؛ اگر اقدام نکند هیچ اتفاقی نمیافتد و قرارداد بیاستفاده تمام میشود. طرفِ فروخته انتخابی ندارد — اگر درخواستی برسد، تخصیص میخورد و تعهدش اجرا میشود.
پیامدش در ساختارهای چندپایه بزرگتر است: اگر روی پای فروخته تخصیص بخورید و پای خریداریشدهٔ خودتان را اعمال نکنید، پوشش برداشته میشود و چیزی که قرار بود سقفدار باشد به یک موقعیت باز تبدیل میشود. سادهترین راه دور زدن کل این مسیر، بستن موقعیت در بازار پیش از سررسید است.
مهلت اعمال روز سررسید را از کارگزارتان بپرسید. جزئیات: تاریخ سررسید در قرارداد اختیار معامله و فرایند تخصیص در قراردادهای آپشن.
جمعبندی
- چهار اختیار فروش روی یک سررسید: پایینترین فروش، دو تای وسط خرید، بالاترین فروش — با دو بال همعرض.
- شکل سود و زیانش دقیقاً همان نسخهٔ اختیار خرید است: سود در دو انتها، بیشترین زیان در وسط.
- ولی در 1,058 زنجیره-روز از 30 نماد پایه، در بیست روز معاملاتی، این ساختار تنها در 24.4 درصد زنجیره-روزها قابل ساختن بود — کمترین عدد میان پنج ساختاری که سنجیدیم.
- همان ساختار روی اختیار خرید: 83.8 درصد. بیش از سه برابر، فقط به خاطر سمت بازار.
- ریشهاش این است که 21.7 درصد پوتها مظنهٔ دوطرفه دارند در برابر 70.6 درصد کالها، و میانهٔ اعمالهای قابل معاملهٔ پوت در هر زنجیره-روز یکی است.
- و مشکل بزرگتر خروج است: کاندورِ نیمهبسته ریسک محدود ندارد، و بستن هم به هر چهار پا نیاز دارد.
- برای همان انتظار، شورت کال کاندور یا استرانگل یا استرادل در دسترسترند.
خودتان ببینید: در زنجیره قراردادها ستونهای سرخط خرید و فروش را روی اختیارهای فروش نگاه کنید و بشمارید. اگر کمتر از چهار قیمت اعمال هر دو ستون را پر دارند، این مقاله برای امروزِ آن نماد جواب داده است.
