شورت کال کاندور | ساختنش آسان است، به‌صرفه بودنش نه

وارونهٔ لانگ کال کاندور: سود در دو انتها و بیشترین زیان در وسط. سنجش 1,058 زنجیره-روز نشان می‌دهد این ساختار چهارپا در 83.8 درصد روزها قابل ساختن بود — بیش از یک ساختار دوپا روی اختیار فروش — ولی هشت بار عبور از سرخط، نه در دسترس بودن، مانع واقعی است.

نویسنده: آپشن‌بازتاریخ انتشار: 1405/05/2017 دقیقه مطالعه
اشتراک‌گذاری:

لانگ کال کاندور شرطی است روی اینکه قیمت در یک محدوده بماند. شورت کال کاندور دقیقاً وارونهٔ آن است: همان چهار پا، با علامت‌های برعکس، و شرطی که می‌گوید قیمت از آن محدوده بیرون می‌زند.

از اول پول می‌گیرید و بیشترین سودتان همان پول است. بیشترین زیانتان هم محدود و از پیش معلوم است — یک کف تخت در وسط نمودار. تا اینجا شبیه یک ساختار تمیز و کنترل‌شده به نظر می‌رسد.

و در بازار ایران، برخلاف انتظار، پیدا کردن هر چهار پا مشکل اصلی نیست. مشکل جای دیگری است، و این مقاله بیش از هر چیز دربارهٔ همان جای دیگر است (1,058 زنجیره-روز از 30 نماد پایه، در بیست روز معاملاتی).

روی چه چیزی شرط می‌بندد

ساختار کاندور و اینکه چرا سقفش تخت است، در مقالهٔ لانگ کال کاندور توضیح داده شده و اینجا تکرار نمی‌شود. آنچه باید بدانید این است که نسخهٔ شورت، همان شکل را وارونه می‌کند.

شرطی که علیه یک محدوده بسته می‌شود دقیقاً وارونهٔ لانگ کال کاندور لانگ کال کاندور می‌گوید قیمت در محدوده می‌ماند سود در وسط شورت کال کاندور می‌گوید از محدوده بیرون می‌زند سود در دو انتها و چون از اول پول می‌گیرید، اگر هیچ‌کدام نشود بدترین حالت وسط محدوده است، نه دو انتها یعنی درجا زدنِ قیمت، بدترین سناریوی شماست
شورت کال کاندور وارونهٔ لانگ است: می‌گوید قیمت از محدوده بیرون می‌زند و سودش در دو انتهاست. بدترین حالت وسط محدوده است، نه دو انتها — یعنی درجا زدنِ قیمت، بدترین سناریوی شماست.

لانگ می‌گوید «قیمت در محدوده می‌ماند» و سودش وسط است. شورت می‌گوید «از محدوده بیرون می‌زند» و سودش در دو انتهاست. چون از اول اعتبار می‌گیرید، اگر قیمت همان‌جا که هست بماند — یعنی وسط محدوده — بدترین نتیجه را می‌گیرید.

این نکته را بیش از یک بار باید خواند: درجا زدنِ قیمت، بدترین سناریوی شماست. آدم‌ها معمولاً «موقعیت اعتباری» را با «سود از بی‌حرکتی» یکی می‌گیرند و اینجا دقیقاً برعکس است.

ساختار موقعیت

چهار پا، همه اختیار خرید، یک سررسید از پایین به بالا: فروش، خرید، خرید، فروش اختیار خرید اول پایین‌ترین اعمال فروش اختیار خرید دوم اعمال دوم خرید اختیار خرید سوم اعمال سوم خرید اختیار خرید چهارم بالاترین اعمال فروش دو بال باید هم‌عرض باشند وگرنه شکل سود و زیان کج می‌شود
چهار اختیار خرید روی یک سررسید، از پایین به بالا: فروش، خرید، خرید، فروش. دو بال باید هم‌عرض باشند، وگرنه شکل سود و زیان کج می‌شود — و همین شرط، پیدا کردنش را سخت‌تر از چهار اعمال دلخواه می‌کند.

چهار اختیار خرید روی یک سررسید و چهار قیمت اعمال متفاوت. از پایین به بالا: پایین‌ترین را می‌فروشید، دو تای وسط را می‌خرید، بالاترین را می‌فروشید.

و یک شرط که در فهرست پاها دیده نمی‌شود ولی تعیین‌کننده است: دو بال باید هم‌عرض باشند — فاصلهٔ اعمال اول تا دوم باید با فاصلهٔ سوم تا چهارم برابر باشد. اگر نباشد، شکل سود و زیان کج می‌شود و دیگر آن چیزی نیست که برایش آمده‌اید. این شرط در بخش «آیا پیدا می‌شوند» دوباره برمی‌گردد، چون پیدا کردنش سخت‌تر از پیدا کردن چهار اعمال دلخواه است.

شکل سود و زیان

شکل سود و زیان در سررسید سود سود بیشترین زیان ناحیه‌ای که نباید در آن بمانید بیشترین سود در هر دو انتها یکی است: همان اعتباری که اول گرفتید و بیشترین زیان، کف تختِ وسط — نه بی‌نهایت
در هر دو انتها سود یکسان است — همان اعتباری که اول گرفتید — و بیشترین زیان یک کف تخت در وسط است، نه بی‌نهایت. ریسک این موقعیت محدود و از پیش معلوم است، به‌شرطی که هر چهار پا برقرار بمانند.

در هر دو انتها سود یکسان است: همان اعتباری که اول گرفتید. بین دو اعمال وسطی یک کف تخت دارید که بیشترین زیان است. و دو شیب که این سه ناحیه را به هم وصل می‌کنند.

نکتهٔ مهم این است که ریسک این موقعیت محدود است — برخلاف فروش برهنه، هرچقدر هم قیمت بالا برود زیانتان از آن کف بیشتر نمی‌شود. ولی این فقط تا وقتی درست است که هر چهار پا برقرار بمانند. کاندوری که یکی از پاهایش پر نشده یا زودتر بسته شده، دیگر ریسک محدود ندارد.

سه عددی که باید بدانید

سه عددی که باید پیش از ورود بدانید هر سه از قبل قابل محاسبه‌اند بیشترین سود همان اعتباری که دریافت کردید بیشترین زیان عرض بال منهای اعتبار نقاط سر به سر دو تا — یکی در هر طرف و چون بیشترین سود همان اعتبار است، سقف سودتان از روز اول معلوم است پس تنها سؤال این است که آن اعتبار از هزینه‌ها بزرگ‌تر است یا نه
بیشترین سود همان اعتبار دریافتی است، بیشترین زیان عرض بال منهای اعتبار، و دو نقطهٔ سر به سر دارد. سقف سودتان از روز اول معلوم است، پس تنها سؤال این است که آن اعتبار از هزینه‌ها بزرگ‌تر است یا نه.
  • بیشترین سود = اعتباری که دریافت می‌کنید. همین و نه بیشتر.
  • بیشترین زیان = عرض بال منهای همان اعتبار.
  • دو نقطهٔ سر به سر — یکی در هر طرف، نه یکی.

چون بیشترین سود از روز اول معلوم و ثابت است، کل تصمیم به یک سؤال خلاصه می‌شود: آیا آن اعتبار از هزینه‌هایی که برای گرفتنش می‌دهید بزرگ‌تر است؟ بخش‌های بعدی همین سؤال‌اند.

آیا هر چهار پا پیدا می‌شوند

انتظار طبیعی این است که یک ساختار چهارپا در بازاری کم‌عمق تقریباً غیرقابل ساختن باشد. اندازه‌گیری چیز دیگری می‌گوید.

و این یکی، برخلاف انتظار، در دسترس است سهم زنجیره-روزهایی که ساختار در آن‌ها موجود بود چهار اعمال کال، هر جور 87.8% همان، ولی با بال‌های هم‌عرض 83.8% همان ساختار روی اختیار فروش 24.4% عدد دوم عددِ درست است — کاندور بال هم‌عرض می‌خواهد چهار پا روی کال، از دو پا روی پوت هم در دسترس‌تر است
چهار اعمال کال در 87.8 درصد زنجیره-روزها موجود بود، ولی با شرط هم‌عرض بودن بال‌ها — که کاندور لازم دارد — عدد درست 83.8 درصد است. چهار پا روی اختیار خرید، از دو پا روی اختیار فروش هم در دسترس‌تر است.

در 87.8 درصد زنجیره-روزها چهار قیمت اعمالِ کالِ دارای مظنهٔ دوطرفه وجود داشت. ولی همان‌طور که گفتیم، کاندور بال هم‌عرض می‌خواهد؛ با آن شرط عدد به 83.8 درصد می‌رسد — و همین عدد دوم، عددِ درستِ این مقاله است.

چرا عدد سخت‌گیرانه‌تر را نوشتیم؟ چون «چهار اعمال موجود بود» با «کاندور قابل ساختن بود» یکی نیست، و تفاوتشان چهار واحد درصد است. عدد شل‌تر ساختار را قشنگ‌تر از آنچه هست نشان می‌داد.

برای مقایسه: همین ساختار روی اختیار فروش فقط در 24.4 درصد زنجیره-روزها موجود بود، و پوت بک اسپرد که فقط دو پا دارد، در 40 درصد. یعنی چهار پا روی اختیار خرید، از دو پا روی اختیار فروش هم در دسترس‌تر است — تعداد پاها تقریباً مهم نیست، مهم این است کدام سمت بازارید.

مانع واقعی: هشت بار عبور از سرخط

اگر پیدا کردن پاها مشکل نیست، پس چرا این ساختار در بازار ایران کم دیده می‌شود؟ جواب در چیزی است که هنگام معامله کردن اتفاق می‌افتد.

مانع واقعی، پیدا کردن پاها نیست یک موقعیت چهارپا، هشت بار از فاصلهٔ خرید و فروش رد می‌شود ورود ورود ورود ورود خروج خروج خروج خروج میانهٔ فاصلهٔ خرید و فروش در بازار اختیار 21.6% این دو عدد را در هم ضرب نکنید — پاها هم‌قیمت نیستند ولی ترتیب بزرگی‌اش را نگه دارید: هزینه، نه اعتبار، تعیین‌کننده است
یک موقعیت چهارپا هشت بار از فاصلهٔ خرید و فروش رد می‌شود (چهار پا ورود، چهار پا خروج)، و میانهٔ این فاصله در بازار اختیار 21.6 درصد است. این دو عدد را در هم ضرب نکنید — ولی ترتیب بزرگی‌اش را نگه دارید: هزینه تعیین‌کننده است، نه اعتبار.

یک موقعیت چهارپا برای باز شدن چهار معامله می‌خواهد و برای بسته شدن چهار معاملهٔ دیگر: هشت بار عبور از فاصلهٔ خرید و فروش. و اندازه‌گیری آن فاصله نشان داد میانه‌اش 21.6 درصد قیمت میانی است.

این دو عدد را در هم ضرب نکنید. پاهای کاندور هم‌قیمت نیستند و سفارش واقعی ممکن است داخل مظنه پر شود، پس حاصل‌ضرب هشت در بیست‌ویک، یک عدد ساختگی است. آنچه از این دو می‌ماند ترتیب بزرگی است: هزینهٔ رفت و برگشت در همان مرتبه‌ای است که اعتبار دریافتی — و همان است که تصمیم را می‌سازد، نه شکل نمودار.

روی این کارمزد و مالیات هم اضافه می‌شود، آن هم هشت بار. برای موقعیتی که سود حداکثرش از روز اول سقف دارد، این ترکیب معمولاً کشنده است.

یک آزمون ساده پیش از ورود

خوشبختانه لازم نیست حدس بزنید. یک آزمون هست که در چند دقیقه جواب می‌دهد.

یک آزمون ساده پیش از ورود به‌جای اینکه به عدد تئوری نگاه کنید اعتباری که با قیمت‌های واقعیِ سرخط می‌گیرید چقدر است؟ نه با قیمت میانی — با قیمتی که واقعاً پر می‌شود اگر هنوز مثبت است ساختار ارزش بررسی دارد اگر نزدیک صفر شد شکل نمودار فریبتان داده همین آزمون بیشتر کاندورها را پیش از باز شدن رد می‌کند
به‌جای عدد تئوری، اعتبار را با قیمت‌های واقعیِ سرخط حساب کنید — نه با قیمت میانی. اگر با آن قیمت‌ها اعتبار نزدیک صفر شد، شکل قشنگ نمودار فریبتان داده — و همین آزمون بیشتر کاندورها را پیش از باز شدن رد می‌کند.

اعتبار موقعیت را دو بار حساب کنید: یک بار با قیمت‌های میانی (که نرم‌افزارها معمولاً نشان می‌دهند) و یک بار با قیمت‌های واقعی سرخط — یعنی پاهایی که می‌فروشید به قیمت سرخط خرید و پاهایی که می‌خرید به قیمت سرخط فروش.

اگر با قیمت‌های واقعی اعتبار هنوز قابل توجه است، ساختار ارزش بررسی بیشتر دارد. اگر نزدیک صفر یا منفی شد، شکل قشنگ نمودار فریبتان داده و موقعیت از همان لحظهٔ صفر در زیان است. در زنجیره قراردادها ستون‌های سرخط خرید و فروش را کنار هم بگذارید و همین حساب را بکنید.

تجربه می‌گوید همین آزمون بیشتر کاندورهای وسوسه‌کننده را پیش از باز شدن رد می‌کند — و این دقیقاً کاری است که باید بکند.

چهار اشتباه

چهار اشتباه و اولی بیش از همه تکرار می‌شود بال‌های نامساوی شکل سود و زیان دیگر کاندور نیست ورود تکه‌تکه و ناتمام با دو پا، ریسکتان باز است نگاه به سود تئوری با سرخط واقعی حساب کنید فراموش کردن وجه تضمین دو پای فروخته دارید دومی خطرناک‌ترین است: کاندورِ نیمه‌ساخته یک اسپرد برهنه است
چهار اشتباه: بال‌های نامساوی، ورود تکه‌تکه و ناتمام، اتکا به سود تئوری، و فراموش کردن وجه تضمین دو پای فروخته. دومی خطرناک‌ترین است — کاندورِ نیمه‌ساخته یک اسپرد برهنه است.
  1. بال‌های نامساوی. اگر فاصلهٔ اعمال‌ها برابر نباشد، شکل سود و زیان دیگر کاندور نیست و اعدادی که حساب کرده‌اید هم درست نیستند.
  2. ورود تکه‌تکه و ناتمام. خطرناک‌ترین اشتباه. اگر دو پا را بزنید و بقیه پر نشود، آنچه دارید یک اسپرد برهنه است، نه کاندور — با ریسکی که هیچ‌جای نمودار اصلی نبود. انواع سفارش نشان می‌دهد چرا پر نشدن اینجا اتفاق نادری نیست.
  3. اتکا به سود تئوری. بخش قبل دربارهٔ همین بود.
  4. فراموش کردن وجه تضمین. دو پای فروخته دارید و هر دو وجه تضمین می‌خواهند. این عدد باید در اندازهٔ موقعیتتان حساب شده باشد.

ترتیب اجرا: اگر مجبورید تکه‌تکه وارد شوید، اول پاهای خریداری‌شده را بگیرید. آن‌وقت اگر گیر کردید، بدترین حالتتان یک موقعیت خریدِ محدود است، نه یک تعهد باز.

کجا به کار می‌آید و کجا نه

کجا به کار می‌آید و کجا نه یک شرط لازم دارد که به‌ندرت برقرار است انتظار حرکت بزرگ ولی بدون دانستن جهت اعتبار قابل توجه نسبت به عرض بال و کجا نه: وقتی فقط دنبال یک ساختار جالب می‌گردید برای همان انتظار، لانگ استرانگل دو پا دارد نه چهار پا و در بازاری با سرخط پهن، تعداد پا مستقیماً هزینه است
به کار می‌آید وقتی انتظار حرکت بزرگ بدون جهت مشخص دارید و اعتبار دریافتی نسبت به عرض بال قابل توجه است. ولی برای همان انتظار، لانگ استرانگل دو پا دارد نه چهار پا — و در بازاری با سرخط پهن، تعداد پا مستقیماً هزینه است.

به کار می‌آید وقتی انتظار حرکت بزرگ دارید ولی جهتش را نمی‌دانید، و اعتباری که با قیمت‌های واقعی می‌گیرید نسبت به عرض بال قابل توجه است. هر دو شرط لازم‌اند.

به کار نمی‌آید وقتی فقط دنبال یک ساختار جالب می‌گردید. برای همان انتظارِ «حرکت بزرگ بدون جهت»، لانگ استرانگل دو پا دارد و لانگ استرادل هم دو پا — نصف تعداد عبور از سرخط، برای شرطی با همان منطق. در بازاری که فاصلهٔ سرخط پهن است، تعداد پا مستقیماً هزینه است.

تفاوتشان این است که کاندور ریسک محدود دارد و استرانگل سود نامحدود. اگر ریسک محدود برایتان تعیین‌کننده است، کاندور دلیل وجودی دارد؛ اگر نه، ساختار ساده‌تر تقریباً همیشه بهتر است.

جمع‌بندی

  • چهار اختیار خرید روی یک سررسید: پایین‌ترین را می‌فروشید، دو تای وسط را می‌خرید، بالاترین را می‌فروشید — با دو بال هم‌عرض.
  • وارونهٔ لانگ کاندور است: سود در دو انتها، بیشترین زیان در وسط. درجا زدن قیمت بدترین سناریوی شماست.
  • بیشترین سود = اعتبار دریافتی، بیشترین زیان = عرض بال منهای اعتبار، و دو نقطهٔ سر به سر.
  • در 1,058 زنجیره-روز از 30 نماد پایه، در بیست روز معاملاتی، ساختار در 83.8 درصد زنجیره-روزها قابل ساختن بود (با شرط بال هم‌عرض؛ بدون آن شرط 87.8 درصد).
  • یعنی چهار پا روی اختیار خرید از دو پا روی اختیار فروش هم در دسترس‌تر است — سمت بازار مهم‌تر از تعداد پاست.
  • ولی مانع واقعی هزینه است: هشت بار عبور از سرخط در بازاری با میانهٔ فاصلهٔ 21.6 درصد، برای سودی که سقفش از روز اول معلوم است.
  • پیش از ورود، اعتبار را با قیمت‌های واقعی سرخط حساب کنید، نه با قیمت میانی.

خودتان ببینید: در نمودار استراتژی یک کاندور بسازید، یک بار با قیمت‌های میانی و یک بار با قیمت‌های سرخط. اختلاف این دو عدد، همان چیزی است که این مقاله دربارهٔ آن است.

مقالات مرتبط

استراتژی لانگ کال کاندور Long Call Condor

لانگ کال کاندور چهار اختیار خرید است که یک سکوی تخت سود می‌سازد: شرط روی ماندن قیمت در یک بازه، با زیان بسته از هر دو طرف. سکو از کجا می‌آید، بابت پهن‌تر شدنش چه می‌پردازید، چرا با ایرون کاندور یکی نیست و چه چیزی خرابش می‌کند.

استراتژی آیرون کاندور Iron Condor در اختیار معامله

راهنمای کامل استراتژی آپشن آیرون کاندور (Iron Condor). یاد بگیرید چگونه با ریسک کنترل‌شده از بازارهای رنج و بدون روند، سود کسب کنید

استراتژی لانگ پوت کاندور Long Put Condor

لانگ پوت کاندور با چهار اختیار فروش: ساختار، سناریوی بازه محدود، تفاوت با کال کاندور و آیرون کاندور، تمرین در نمودار استراتژی.

استراتژی ریورس آیرون کاندور Reverse Iron Condor

ریورس آیرون کاندور آینهٔ آیرون کاندور: سود از خروج قیمت از بازه، ساختار مفهومی چهار پا، مثال و مقایسه در نمودار استراتژی آپشن‌باز.

استراتژی معاملاتی لانگ استرانگل long Strangle

لانگ استرانگل یعنی خرید یک اختیار خرید با اعمال بالاتر و یک اختیار فروش با اعمال پایین‌تر: همان شرط استرادل، ارزان‌تر ولی با یک منطقهٔ مردهٔ کامل بین دو اعمال. چرا کفش تخت است، چقدر باید حرکت کند، چرا «ارزان‌تر» با «کم‌ریسک‌تر» یکی نیست، و تلهٔ تقارن.

استراتژی معاملاتی استرادل خرید Long straddle

لانگ استرادل یعنی خرید هم‌زمان یک اختیار خرید و یک اختیار فروش روی یک قیمت اعمال و یک سررسید: شرط روی اندازهٔ حرکت، نه جهت آن. چرا نمودارش یک V است، دو نقطهٔ سربه‌سر از کجا می‌آیند، پایه چقدر باید حرکت کند تا فقط سربه‌سر شوید، و چرا زمان و افت نوسان ضمنی دشمن این موقعیت‌اند.

بازارگردان در بازار اختیار معامله | فاصلهٔ خرید و فروش، اندازه‌گیری‌شده

بازارگردان هم‌زمان قیمت خرید و فروش می‌دهد تا معامله ممکن شود، و دستمزدش فاصلهٔ آن دو است. سنجش این فاصله روی 22,244 قرارداد-روز بازار اختیار ایران: تنها 48.5 درصد قراردادها هر دو طرف مظنه دارند، میانهٔ فاصله 21.6 درصد است و روی قراردادهای خیلی خارج از سود به 67 درصد می‌رسد.

چطور نقد شوندگی یک قرارداد اختیار معامله را بسنجیم

سنجش نقدشوندگی اختیار — اسپرد، حجم معاملات و فیلتر قراردادهای قابل معامله در دیده‌بان.

پوت بک اسپرد نسبتی | Put Ratio Backspread و اینکه در ایران شدنی است یا نه

یک اختیار فروش با اعمال بالاتر می‌فروشید و بیش از یکی با اعمال پایین‌تر می‌خرید؛ سقوط شدید سود بزرگ می‌سازد و بیشترین زیان وسط نمودار می‌افتد. سنجش 1,058 زنجیره-روز: تنها 21.7 درصد اختیارهای فروش مظنهٔ دوطرفه دارند و این ساختار در 40.2 درصد زنجیره-روزها قابل ساختن بود.

کاوردکال فقیر (PMCC) | کاوردکال با یک‌سوم سرمایه، و فرضی که در ایران برقرار نیست

به‌جای خرید هزار سهم، یک اختیار خرید داخل پول با سررسید دورتر می‌خرید و کال کوتاه‌مدت رویش می‌فروشید. سنجش 523 نماد-روز: پای بلند میانه‌اش 32.8 درصد قیمت سهم است، ولی فاصلهٔ سررسیدها فقط 63 روز — پس نسخهٔ ایرانی یک دیاگونال دوماهه است نه استراتژی بلندمدت.

انواع سفارش در تابلوی اختیار معامله | دامنه، گام قیمت و صف سفارش

در هر سفارش یکی از دو چیز را تضمین می‌کنید: قیمت یا انجام شدن. سنجش 25,804 قرارداد-روز نشان می‌دهد دامنهٔ نوسان قرارداد اختیار برخلاف سهم یک بازهٔ ثابت مطلق است، سقفش هیچ‌وقت فعال نمی‌شود ولی 5.6 درصد قراردادها روی کف 1 ریال بسته می‌شوند و 40.3 درصد قرارداد-روزها صف یک‌طرفه دارند.

وجه تضمین در قراردادهای آپشن چیست

وجه تضمین در اختیار معامله چیست؟ فرمول محاسبه مارجین فروش کال و پوت، حداقل وجه تضمین، مثال عددی، تفاوت بورس کالا و روش دیدن آن در آپشن‌باز.

مدیریت سرمایه و اندازهٔ موقعیت در معاملات اختیار | کِلی و درصد ریسک

هر قاعدهٔ اندازهٔ موقعیت به نرخ برد و نسبت برد به باخت نیاز دارد و برای اختیارِ خریداری‌شده تا سررسید هر دو قابل محاسبه‌اند. سنجش 2,909 قرارداد-روز بازار ایران: 46.1 درصد کاملاً صفر شدند، میانهٔ بازده منفی 75.5 درصد بود و در خیلی خارج از سود 95 درصد قراردادها بی‌ارزش سررسید شدند.

نقطه سر به سر در معاملات آپشن چیست

نقطه سر به سر در آپشن — محاسبه برای call و put، تفسیر در زنجیره قراردادها و ستون/فیلتر در دیده‌بان.

راهنمای نمودار استراتژی اختیار معامله | ساخت و تحلیل سود و زیان

آموزش کامل نمودار استراتژی آپشن‌باز: ساخت چندپایه، قیمت روز، مقایسه با نمودار دوم، ورود اکسل کارگزاری، what-if، یونانی‌ها، جدول ماتریس، کارمزد، ذخیره و اتصال به فرمول‌نویسی — برای مبتدی تا حرفه‌ای.

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

ثبت پرسش/نظر شما

پرسش‌ها و نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است.