پرش به محتوای اصلی

معامله زیاد و بازده کمتر | شواهد 66 هزار خانوار

پرمعامله‌ترین خانوارها سالی 11.4 درصد گرفتند و بازار 17.9. پژوهش Barber و Odean، هزینهٔ رفت‌وبرگشت در بازار ما و سقف معامله در ژورنال.

نویسنده: آپشن باز، تاریخ انتشار: ، 10 دقیقه مطالعه
اشتراک‌گذاری:

هر معامله هزینه دارد و هر معاملهٔ بیشتر هزینهٔ بیشتر. سؤال این است که معامله‌گر پرکار با آن هزینه چیزی هم می‌خرد یا نه. Brad Barber و Terrance Odean همین را روی حساب‌های واقعی 66,465 خانوار آمریکایی (1991 تا 1996) سنجیدند و جوابشان در عنوان مقاله است: معامله زیاد برای ثروت شما خطرناک است.

این مقاله نتیجه را با عددش می‌گوید، دلیلش را که همان هزینه است نه سهم‌چینی، می‌گوید این عددها چه چیزشان به بازار ما مربوط است، و ژورنال آپشن‌باز چه سقفی برای این رفتار می‌گذارد.

چه چیزی سنجیده شد

داده، صورت‌حساب و رکورد معاملهٔ خانوارهای یک کارگزاری تخفیفی بزرگ در آمریکاست: از 78,000 خانوار، 66,465 تا در تحلیل بازدهی آمدند، از ژانویه 1991 تا دسامبر 1996. فقط سهام مستقیم بود، نه صندوق. نویسندگان دو فرضیه را روبه‌روی هم گذاشتند:

  • معامله‌گر منطقی (Grossman و Stiglitz): هر کس تا وقتی معامله می‌کند که سودش از هزینه بیشتر باشد؛ پس پرمعامله‌ها باید قبل از هزینه بازدهی بیشتری داشته باشند و بعد از هزینه با بقیه برابر شوند.
  • معامله‌گر بیش‌اعتماد: کسی که توانایی‌اش را بیشتر از واقعیت می‌داند، بیشتر معامله می‌کند و به همین دلیل بدتر عمل می‌کند.

آزمون ساده بود: خانوارها را بر اساس گردش ماهانهٔ سبد (درصدی از سبد که در ماه خرید و فروش می‌شود) در پنج گروه چیدند و بازدهی هر گروه را قبل و بعد از هزینه سنجیدند.

چه یافتند

گروهمیانگین گردش ماهانه (درصد از سبد)بازده خالص سالانه (درصد)
کم‌معامله‌ترین پنجم خانوارها0.1918.5
پرمعامله‌ترین پنجم21.4911.4
خانوار متوسط (گردش سالانه حدود 75 درصد)حدود 616.4
شاخص وزنی کل بازار سهام آمریکا—17.9

سه چیز از این جدول بیرون می‌آید.

  • بازدهی ناخالص یکی بود. پیش از کسر هزینه، هر پنج گروه بازدهی سالانه‌ای بین 18.5 و 18.7 درصد داشتند. پرمعامله‌ها سهم‌چین بهتری نبودند.
  • بعد از هزینه فاصله باز شد. پرمعامله‌ترین گروه 11.4 درصد گرفت و کم‌معامله‌ترین 18.5. گروه پرمعامله ماهی بیش از یک پنجم سبدش را گردش می‌داد (سالی بیش از 250 درصد).
  • خانوار متوسط هم از بازار عقب ماند. بازدهی ناخالصش 18.7 بود، یعنی از بازار (17.9) جلو؛ بعد از کارمزد و فاصلهٔ خرید و فروش به 16.4 رسید.

مقاله یک نتیجهٔ دیگر هم دارد که به ریسک مربوط است: «نسبت شارپ» خالص گروه پرمعامله حدود 0.092 بود، نصف کم‌معامله‌ترین گروه (حدود 0.180). یعنی برای هر واحد ریسکی که پرمعامله‌ها پذیرفتند، نصف بازدهی کم‌معامله‌ها را گرفتند (دربارهٔ این نسبت: شاخص‌های عملکرد).

چرا: هزینه، نه انتخاب سهم

اگر مشکل پرمعامله‌ها انتخاب سهم بود، بازدهی ناخالصشان باید پایین‌تر می‌بود. نبود. فاصله از هزینه آمد. در این داده، یک رفت‌وبرگشت (خرید و فروش) متوسط، برای معامله‌های بالای هزار دلار، حدود سه درصد کارمزد و یک درصد فاصلهٔ خرید و فروش (اسپرد) هزینه داشت. اگر به‌جای میانگین معامله‌ها، کل پولِ معامله‌شده را بسنجیم (چون معامله‌های بزرگ‌تر کارمزد درصدی کمتری دارند)، حدود 1.4 درصد کارمزد و یک درصد اسپرد. با چنین هزینه‌ای، سبدی که سالی چند بار زیر و رو می‌شود، سود را قبل از ثبت شدن می‌خورد.

نویسندگان این را هم سنجیدند که انتخاب سهم فاصله را نساخته باشد. خانوارها به سهم‌های کوچک، پربتا و (کمتر) ارزشی گرایش داشتند، ولی این گرایش در آن دوره به نفعشان بود، چون سهم‌های کوچک و ارزشی از بقیه بهتر کار کردند. پس عقب‌ماندگی را نمی‌توان به انتخاب سهم نسبت داد؛ مقاله می‌گوید «هزینه و تعداد معامله» آن را توضیح می‌دهد، نه ترکیب سبد.

بیش‌اعتمادی و شانس

چرا کسی که هزینه را می‌بیند باز پرمعامله است؟ توضیح مقاله بیش‌اعتمادی (Overconfidence) است: ما توانایی خودمان را بیش از واقعیت می‌دانیم، پس معامله‌هایی را لازم می‌دانیم که برای دیگران لازم نیست. همین مقاله مدل‌های بیش‌اعتمادی (از جمله کارهای خود Odean) را آزمود: پیش‌بینی می‌کنند گروه پرمعامله بدتر عمل کند و کرد؛ مدل منطقی پیش‌بینی می‌کرد بازدهی ناخالصشان بیشتر باشد و نبود.

بیش‌اعتمادی در بازاری که شانس زیادی دارد غذا می‌گیرد. Michael Mauboussin در «معادلهٔ موفقیت» (The Success Equation، 2012) می‌نویسد کجا که شانس زیاد است، نتیجه بازخورد روشنی نمی‌دهد؛ سودِ یک ماه نمی‌گوید مهارت داشتید. خلاصهٔ Shane Parrish از کتاب، همین را می‌گوید: در محیطی که شانس زیاد است باید مهارت را به صورت فرایند سنجید. معامله‌گری که هر نتیجهٔ خوب را به مهارت و هر بد را به شانس نسبت دهد، همیشه دلیل کافی برای معاملهٔ بعدی دارد (این حلقه استدلال ماست، نه نتیجهٔ مقاله). راه‌حل، سنجیدن فرایند جدا از نتیجه است؛ همان «ایدهٔ اصلی» ژورنال (فرایند جدا از نتیجه).

آنچه این نتیجه نمی‌گوید

  • هر معاملهٔ زیاد بد نیست. بخشی از معامله برای نقدینگی، بازتعادل و مالیات است. خود نویسندگان می‌گویند این دلیل‌ها، حتی روی هم، گردش سالانهٔ بیش از 250 درصد را توضیح نمی‌دهند؛ نگفتند هر گردشی بد است.
  • آمریکا، 1991 تا 1996، سهام. این خانوارها از یک کارگزاری تخفیفی بودند و کارمزدشان آن دوره است. چیزی دربارهٔ صندوق‌ها، اختیار معامله یا بازار ما نمی‌گوید، و عدد هزینه‌شان را نباید به تهران برد (بخش بعد).
  • میانگین است. دربارهٔ یک خانوار مشخص چیزی نمی‌گوید. می‌گوید پرمعامله بودن، به‌طور میانگین، هزینه‌ای است که بازدهی بیشتری جبرانش نکرده.

هزینهٔ رفت‌وبرگشت در بازار ما

نرخ‌های جدول مقالهٔ صندوق قابل معامله (بورس تهران) هزینهٔ یک رفت‌وبرگشت را می‌سازند. در همان مقاله آمده که فاصلهٔ سهام با صندوق‌ها را عمدتاً مالیات نقل و انتقال می‌سازد، که به واحد صندوق نمی‌خورد:

داراییهزینهٔ خرید (درصد)هزینهٔ فروش (درصد)یک رفت‌وبرگشت (درصد)
سهام0.37120.881.25
صندوق سهامی و اهرمی0.2320.23750.47
صندوق مختلط0.12150.13230.25
صندوق درآمد ثابت0.03750.03750.075

حساب ساده: سبد سهامی که سالی دوازده بار تمام و کمال دست‌به‌دست شود (ماهی یک بار)، فقط از هزینهٔ جدول بالا 15 درصد از سرمایه را می‌دهد، آن هم بدون فاصلهٔ خرید و فروش. همین گردش در صندوق درآمد ثابت کمتر از یک درصد است. نرخ‌ها را در زمان نوشتن از آن مقاله برداشته‌ایم؛ اگر عوض شوند، آن مقاله به‌روز می‌شود. جدول فاصلهٔ خرید و فروش را نمی‌گوید و آن هم هزینه است (فاصلهٔ خرید و فروش را بازارگردان در اختیار معامله چطور می‌گذارد). در اختیار معامله (آپشن) نرخ‌ها جدول جدا دارند (مالیات و کارمزد معاملات اختیار معامله).

ژورنال: سقف معامله

سخت‌ترین قسمت این پژوهش اجرایش است: کسی که می‌داند معاملهٔ زیاد هزینه دارد هم دلش می‌خواهد «یک معاملهٔ دیگر». راه‌حل ساده‌تر از اراده، یک سقف از پیش نوشته‌شده است. ژورنال برای همین هدف «سقف معامله در روز» دارد: عدد دلخواهتان را می‌گذارید و ژورنال از روی معامله‌های ثبت‌شده خودش می‌سنجد روزهایی که از آن گذشته‌اید و رشتهٔ هفته‌های پیاپی بدون عبور را نگه می‌دارد (راهنمای هدف‌ها: اهداف فرایندی و نمرهٔ انضباط). سقف را با سود تعیین نکنید؛ با رفتار تعیین کنید: روزی که سود کردید و از سقف گذشتید هم شکست است.

جمع‌بندی

پرمعامله‌ها سهم بدتر انتخاب نکردند؛ هزینهٔ زیر و رو کردن سبد را دادند، و آن بازدهی‌ای را که بازار می‌داد قبل از اینکه به آنان برسد خورد. پیش از هر معامله بپرسید: این معامله هزینهٔ رفت‌وبرگشتش را برمی‌گرداند؟ و سقف را قبل از روز معامله بنویسید.

منبع

Brad M. Barber و Terrance Odean، «Trading Is Hazardous to Your Wealth: The Common Stock Investment Performance of Individual Investors»، The Journal of Finance، جلد 55، شماره 2، آوریل 2000 ( متن نویسندگان ). بخش شانس و مهارت از خلاصهٔ Shane Parrish در Farnam Street دربارهٔ کتاب «The Success Equation» اثر Michael Mauboussin است ( متن ). عددها از همان منابع‌اند؛ متن‌ها ترجمه نشده‌اند و محاسبهٔ بازار ما بر اساس جدول مقالهٔ صندوق قابل معامله است.

این را روی بازار امتحان کنید

تازه با آپشن‌باز آشنا می‌شوید؟ آپشن‌باز ابزار تحلیل اختیار معامله است، نه کارگزاری. هر ابزار چه کار می‌کند ←

مقالات مرتبط

راهنمای ژورنال معاملاتی | مرور معامله و نمره اجرا

راهنمای ژورنال معاملات اختیار معامله (آپشن): مرور هر معامله، تگ و پلی‌بوک، پلن، نشانه‌های رفتاری، گزارش‌ها و تحلیل هوش مصنوعی روی دفتر پرتفوی.

اهداف فرایندی و نمره انضباط در ژورنال معاملاتی

نمرهٔ انضباط از چه ساخته می‌شود، هفت نوع هدف فرایندی ژورنال چه چیزی را می‌شمارند، چرا هدف سود در فهرست نیست و «داده‌ای نبود» یعنی چه.

شاخص های عملکرد معامله گر | R، انتظار ریاضی و MAE/MFE

نرخ برد، انتظار ریاضی، ضریب سود، R، MAE/MFE و بیشترین افت هرکدام چه می‌گویند، کِی گمراه می‌کنند و با چند معامله می‌شود به آن‌ها اعتماد کرد.

اثر تمایل | نگه داشتن زیان و فروش زود سود

اثر تمایل یعنی فروش زودِ سود و نگه داشتن زیان. شواهد Odean از 10,000 حساب، دلیل روانی‌اش و نشانه‌هایی که ژورنال شما از آن می‌گیرد.

شکاف بازده سرمایه گذار | چرا بازده شما از صندوق کمتر است

بازده صندوق با بازده پول شما یکی نیست. پژوهش Morningstar در ده سال شکاف سالی 1.2 واحد درصد پیدا کرد؛ علتش، اندازه‌اش و راه کم کردنش.

صندوق قابل معامله در بورس (ETF) چیست

صندوق قابل معامله یا ETF چیست، چه تفاوتی با صندوق صدور و ابطال دارد، حباب و NAV چطور ساخته می‌شوند و کارمزد هر نوع صندوق چقدر است.

مالیات و کارمزد معاملات اختیار معامله | هزینهٔ واقعی

هزینهٔ یک معاملهٔ اختیار سه تکه دارد: کارمزد معامله روی پرمیوم، کارمزد اعمال و کارمزد فروش سهم روی ارزش کل قرارداد. نرخ‌های زندهٔ هر سه بازار، قاعده‌ای که نرخ اعمال را تعیین می‌کند (سمت معاملهٔ سهم، نه کال یا پوت بودن)، تفاوت یازده‌برابری 0.05 و 0.55 درصد، جای واقعی مالیات نیم درصد، و یک مثال کامل که 10.2 درصد سود را می‌برد.

بازارگردان در بازار اختیار معامله | فاصله خرید و فروش

بازارگردان هم‌زمان قیمت خرید و فروش می‌دهد و دستمزدش فاصلهٔ آن دو است. در بازار اختیار ایران فقط حدود نیمی از قرارداد-روزها مظنهٔ دوطرفه دارند.

نبردی فراتر از نمودارها ، غلبه بر دام های روانشناختی

بر روانشناسی معامله‌گری مسلط شوید! دام‌های عاطفی، مدیریت ریسک و اهمیت انضباط را بیاموزید تا به پایداری و سودآوری در بازارهای مالی دست یابید

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

اگر سوال یا ابهامی در رابطه با این مطلب دارید، همین‌جا بپرسید؛ کارشناسان ما پاسخ می‌دهند.

با ایمیل یا شماره موبایلی که ثبت می‌کنید، وقتی به کامنتتان پاسخ داده شود خبرتان می‌کنیم.

پرسش‌ها و نظرات کاربران

هنوز پرسشی ثبت نشده — شما اولین نفر باشید!

سوال یا نظرتان را در فرم بالا بنویسید؛ پاسخی که می‌گیرید برای کاربران بعدی هم می‌ماند.