دیدگاهتان روی یک نماد نزولی شده و میدانید ابزارش چیست: خرید اختیار فروش. ریسک محدود، سود بزرگ در ریزش، بدون وجه تضمین. ردیف put همان نماد را باز میکنید و به یکی از این سه دیوار میخورید — اعمالی که میخواهید اصلاً وجود ندارد، یا وجود دارد و هیچکس در آن نمیفروشد، یا هر دو هست ولی فاصلهٔ خرید و فروشش آنقدر پهن است که از همان ثانیهٔ اول عقب افتادهاید.
این تقریباً وضعیت همیشگی بازار اختیار ایران است: معاملات روی call متمرکز است و put غریب مانده. نتیجهاش این است که خیلیها دیدگاه نزولیشان را اصلاً معامله نمیکنند، یا بدتر، سراغ فروش بدون پوشش اختیار خرید میروند که ریسکش از جنس دیگری است.
لانگ پوت مصنوعی (Synthetic Long Put) راه سومی است: همان اختیار فروش را نمیخرید، بلکه از سه قرارداد پرمعاملهتر میسازید. نتیجه یک الگوی سود و زیان است که با یک اختیار فروش واقعی مو نمیزند — و در بازاری که call گران و put ارزان است، اغلب کمی ارزانتر هم تمام میشود. این مقاله دربارهٔ همین است: چطور ساخته میشود، چه چیزی را در ازای چه چیزی میدهید، و کجا نباید سراغش بروید.
فهرست مطالب
- مسئلهای که این استراتژی حل میکند
- چطور از سه قرارداد یک اختیار فروش میسازیم
- ساختار موقعیت
- سه عددی که همهچیز را تعیین میکنند
- مثال عددی: یک قرارداد، دو ماه
- واقعا چقدر هزینه دارد؟
- انتخاب قیمت اعمال
- در سررسید چه اتفاقی میافتد؟
- زمان و نوسان
- آن روی سکه: خانوادهٔ نزولی
- شش نکته که مخصوص بازار ایران است
- شش اشتباه رایج
- کجا به کار میآید و کجا نه
- در آپشنباز چطور پیدایش کنم؟
مسئلهای که این استراتژی حل میکند
در ادبیات جهانی اختیار معامله، «مصنوعی» ساختن یعنی الگوی سود و زیان یک ابزار را با ابزارهای دیگر بازسازی کردن. این کار سه انگیزهٔ کلاسیک دارد و هر سه در بورس تهران پررنگترند تا در بازارهای بالغ:
| مانع | چه شکلی دارد | چرا ساختن مصنوعی جواب میدهد |
|---|---|---|
| نبودن قرارداد | نردبان اعمال put کوتاهتر از call است و اعمال مورد نظر شما ندارد | اعمال موقعیت را شما با انتخاب call تعیین میکنید، نه تابلو |
| نبودن نقدشوندگی | قرارداد هست ولی سرخط فروشش خالی یا چند صد سهمی است | هر سه پای این ساختار را میشود از پرمعاملهترین قراردادهای زنجیره چید |
| قیمتگذاری نامتقارن | call نسبت به put هماعمالش گران است | یک پای فروش دارید که از همان گرانی سود میبرد |
ردیف سوم مخصوص این بازار است. در بورس تهران تقاضای خرید عمدتاً سمت call است و همین باعث میشود نوسان ضمنی اختیار خرید بالاتر از اختیار فروش هماعمال بنشیند. وقتی شما یک اختیار خرید میفروشید و یک اختیار فروش میخرید، دقیقاً در جهت این نامتقارنی معامله کردهاید. مفهوم کلی این خانواده در آپشنهای مصنوعی آمده است.
چطور از سه قرارداد یک اختیار فروش میسازیم
ساختار دو مرحله دارد و هر مرحله یک ایدهٔ ساده است.
مرحلهٔ اول — سهم را مصنوعی بفروشید. یک اختیار خرید بفروشید و یک اختیار فروش با همان قیمت اعمال بخرید. در سررسید، هر اتفاقی برای قیمت بیفتد، این جفت دقیقاً مثل این است که سهم را در قیمت اعمال فروخته باشید. اسمش فروش مصنوعی سهم است و بهتنهایی یک استراتژی کامل است — با یک ایراد بزرگ: در سمت بالا، مثل خودِ سهمِ فروختهشده، زیانش سقف ندارد.
مرحلهٔ دوم — سقف بگذارید. یک اختیار خرید با اعمال بالاتر بخرید. حالا اگر قیمت خیلی بالا برود، آن call خریداریشده جلوی رشد زیان را میگیرد.
حاصل جمع، دقیقاً الگوی یک اختیار فروش است با قیمت اعمالِ همان call خریداریشده. این یک شباهت تقریبی نیست؛ نتیجهٔ مستقیم تساوی خرید و فروش (put-call parity) است:
Long Put (K) = Short Stock + Long Call (K)
اگر «سهمِ فروختهشده» را هم از یک جفت اختیار بسازید، هر سه پا اختیار میشوند و اصلاً لازم نیست سهمی در کار باشد.
| پا | اعمال | از کدام سرخط | نقش |
|---|---|---|---|
| فروش 1 اختیار خرید | Ks | سرخط خرید — شما میفروشید | نیمهٔ اول سهمِ مصنوعی؛ پول میآورد و وجه تضمین میخواهد |
| خرید 1 اختیار فروش | Ks — همان اعمال | سرخط فروش — شما میخرید | نیمهٔ دوم سهمِ مصنوعی |
| خرید 1 اختیار خرید | Kc — معمولاً بالاتر | سرخط فروش | سقف زیان میگذارد و اعمالِ پوتِ نهایی را تعیین میکند |
اگرKcوKsیکی باشند، دو پای call یکدیگر را حذف میکنند و آنچه میماند فقط همان اختیار فروش است — یعنی باید مستقیم بخریدش. به همین دلیل اسکنر آپشنباز ترکیب هماعمال را کنار میگذارد و خروجیهایش همیشه سه پایه با دو اعمال متفاوتاند.
ساختار موقعیت
سه چیز را از این نمودار ببرید:
- سمت چپ شیب یکبهیک دارد. هر ریال که پایه پایینتر برود، یک ریال به سود هر سهم شما اضافه میشود — عیناً مثل کسی که سهم را فروخته باشد. این شیب تا وقتی قیمت به صفر نرسیده تمام نمیشود.
- سمت راست از یک نقطه به بعد صاف است. آن نقطه
Kcاست، اعمال call خریداریشده. بالاتر از آن هرچه بازار بالاتر برود زیان شما یک ریال هم بیشتر نمیشود. - نقطهٔ چرخش، همان سقف زیان است. برخلاف اغلب استراتژیهای چندپایه که سود و زیانشان در چند ناحیه رفتار متفاوتی دارد، اینجا فقط یک گوشه وجود دارد.
و یک نکتهٔ ظریف که در نگاه اول دیده نمیشود: قیمت اعمال جفت مصنوعی (Ks) روی شکل منحنی هیچ اثری ندارد. فقط تعیین میکند سهم را چند فروختهاید، یعنی منحنی را بالا یا پایین میبرد. شکل را Kc میسازد.
سه عددی که همهچیز را تعیین میکنند
اول یک عدد میانی تعریف کنیم که کلید همهچیز است — قیمت فروش مصنوعی، یعنی سهم را عملاً چند فروختهاید:
قیمت فروش مصنوعی = اعمال جفت Ks + پرمیوم کال فروختهشده − پرمیوم پوت خریداریشده
حالا هر سه عدد کلیدی از همین یکی بیرون میآیند:
| مقدار | فرمول (هر سهم) | چه میگوید |
|---|---|---|
| سربهسر | قیمت فروش مصنوعی − پرمیوم call خریداریشده − کارمزد | زیر این قیمت در سودید، بالای آن در زیان |
| بیشترین سود | برابر خودِ سربهسر | فقط اگر پایه به صفر برسد — یعنی عملاً غیرممکن |
| بیشترین زیان | Kc منهای سربهسر | از Kc به بالا ثابت است و بدتر نمیشود |
ردیف دوم شبیه یک اشتباه تایپی به نظر میرسد ولی درست است و همان چیزی است که برای هر اختیار فروش ساده هم برقرار است: اگر سهم به صفر برسد، آنچه گیرتان میآید همان «قیمت اعمال منهای پرمیوم» است، که دقیقاً تعریف سربهسر است. برای همین عدد «بیشترین سود» را نباید مثل یک انتظار خواند — سناریویی است که در آن شرکت دیگر وجود ندارد.
ردیف سوم مهمترین است، چون هزینهٔ واقعی این موقعیت را میگوید. توضیحش در بخش بعد.
مثال عددی: یک قرارداد، دو ماه
سهمی روی 20,000 ریال معامله میشود. شما ریزش را محتمل میدانید. اندازهٔ هر قرارداد 1,000 سهم و سررسید 60 روز بعد است. اختیار فروش با اعمال 22,000 در تابلو هست ولی سرخط فروشش تقریباً خالی است، پس آن را میسازید:
| پا | قیمت اعمال | قیمت هر سهم | جریان نقدی |
|---|---|---|---|
| فروش کال | 20,000 (Ks) | 1,400 | +1,400,000 ریال |
| خرید پوت | 20,000 (Ks) | 1,100 | −1,100,000 ریال |
| خرید کال | 22,000 (Kc) | 600 | −600,000 ریال |
| خالص پرداختی (پیش از کارمزد) | −300,000 ریال | ||
جفت مصنوعی سهم را روی 20,000 + 1,400 − 1,100 = 20,300 ریال فروخته است، یعنی 1.5٪ بالاتر از قیمت روز. حالا سه عدد کلیدی، با احتساب کارمزد معامله:
- سربهسر:
20,300 − 600 − 3.2= 19,696.8 ریال — یعنی پایه باید 1.5٪ بریزد تا به صفر برسید. - بیشترین زیان:
22,000 − 19,696.8= 2,303.2 ریال هر سهم، یا 2,303,200 ریال برای یک قرارداد — در هر قیمتی بالای 22,000. - بیشترین سود: 19,696.8 ریال هر سهم، اگر پایه به صفر برسد. عدد واقعبینانهتر همان جدول پایین است.
| قیمت پایه در سررسید | تغییر | نتیجه برای شما | چه اتفاقی میافتد |
|---|---|---|---|
| 14,000 ریال | −30٪ | +5,696,800 | پوت اعمال میشود، هر دو کال بیارزش. |
| 18,000 ریال | −10٪ | +1,696,800 | همان بالا، با سود کمتر. |
| 19,696.8 ریال | −1.5٪ | صفر | سربهسر. |
| 20,000 ریال | بدون تغییر | −303,200 | اگر سهم تکان نخورد، همین زیان کوچک میماند. |
| 22,000 ریال | +10٪ | −2,303,200 | کف زیان. کال خریداریشده تازه به کار میافتد. |
| 26,000 ریال | +30٪ | −2,303,200 | دقیقاً همان عدد — دیگر بدتر نمیشود. |
| 40,000 ریال | +100٪ | −2,303,200 | باز هم همان عدد. |
سه ردیف آخر تمام ارزش پای سوم است. بدون آن کال خریداریشده، همین موقعیت در 26,000 ریال حدود 5,700,000 ریال و در 40,000 ریال حدود 19,700,000 ریال زیان میداد — و هیچجا متوقف نمیشد. آن 600,000 ریالی که بابت کال دادید، بیمهٔ دقیقاً همین دنباله است.
واقعا چقدر هزینه دارد؟
وسوسهای که باید در برابرش مقاومت کنید این است که هزینهٔ موقعیت را جمع سه پرمیوم بگیرید. آن عدد بیمعنی است، چون یکی از پاها پول به شما میدهد و پای دیگر اصلاً هزینه نیست، وجه تضمین است.
هزینهٔ واقعی این موقعیت همان «بیشترین زیان» آن است، یعنی فاصلهٔ Kc تا سربهسر. چون شما در عمل یک اختیار فروش با اعمال Kc خریدهاید، و پرمیوم مؤثری که بابتش دادهاید دقیقاً همین عدد است.
| ساختن مصنوعی | خرید مستقیم پوت 22,000 | |
|---|---|---|
| تعداد قرارداد | 3 | 1 |
| پرمیوم مؤثر هر سهم | 2,303 ریال | 2,603 ریال |
| سربهسر | 19,697 | 19,397 |
| وجه تضمین | دارد (پای فروش) | ندارد |
| کارمزد معامله | سه بار | یک بار |
| ریسک اجرا | سه سرخط جدا | یک سرخط |
دو ردیف اول به سود ساختار مصنوعی است و چهار ردیف بعد به ضررش. این تمام معاملهٔ استراتژی است و قاعدهٔ تصمیمش ساده است: اگر پوت واقعی با اعمال دلخواه شما وجود دارد و سرخط قابل قبولی دارد، همان را بخرید. ساختن مصنوعی وقتی توجیه دارد که یا آن پوت نیست، یا هست و نمیشود خریدش، یا اختلاف قیمت آنقدر بزرگ باشد که هزینهٔ سه کارمزد و وجه تضمین را بپوشاند.
انتخاب قیمت اعمال
دو انتخاب دارید و اشتباه گرفتنشان رایج است:
| انتخاب | چه چیزی را تعیین میکند | قاعدهٔ عملی |
|---|---|---|
جفت مصنوعی (Ks) | سهم را چند میفروشید — کل منحنی را بالا و پایین میبرد | هر جفتی که گرانترین فروش را بدهد بهتر است؛ اینجا بدهبستانی وجود ندارد |
اعمال call خریداریشده (Kc) | کف زیان کجا بسته شود | هرچه بالاتر، کف دورتر و عمیقتر؛ در ازایش call ارزانتر است و سربهسر کمی بالا میرود |
انتخاب اول رایگان است: بین جفتهای مصنوعیِ ممکن، آنکه سهم را گرانتر میفروشد از هر جهت بهتر است — سربهسر بالاتر، سود بیشتر و زیان کمتر، همه با هم. اسکنر آپشنباز دقیقاً همین کار را میکند و جفتها را بر همین اساس رتبهبندی میکند.
انتخاب دوم بدهبستان واقعی است و به این بستگی دارد که «بد شدن اوضاع» برای شما یعنی چه. Kc نزدیک یعنی زیان بیشینهٔ کوچک و بیمهٔ گران؛ Kc دور یعنی بیمهٔ ارزان ولی تحمل زیان بزرگتر. اگر Kc را خیلی دور بگذارید عملاً به فروش مصنوعی سهم نزدیک شدهاید و باید بپذیرید که تقریباً همان ریسک را برداشتهاید.
در سررسید چه اتفاقی میافتد؟
قراردادهای اختیار بورس تهران اروپایی و با تسویهٔ فیزیکی هستند، یعنی ریسک اعمال زودهنگام ندارید ولی در روز سررسید واقعاً سهم جابهجا میشود. برای این موقعیت سهپایه:
- زیر
Ks: پوت خریداریشده را اعمال میکنید و سهم تحویل میدهید. باید آن سهم را داشته باشید یا از بازار بخرید — و اگر نماد پایه آن روز بسته یا صف خرید باشد، همینجا گیر میکنید. یک اعمال، با نرخ خریدارِ اختیار. - بین
KsوKc: کال فروختهشده به شما تخصیص داده میشود و باز هم باید سهم تحویل بدهید. باز یک اعمال، ولی این بار با نرخ فروشندهٔ اختیار که روی سهام حدود ده برابر گرانتر است. - بالای
Kc: هر دو کال اعمال میشوند — با یکی سهم میگیرید و با دیگری همان سهم را میدهید. دو اعمال، که یکیشان با نرخ فروشنده است. پوت اینجا بیارزش منقضی میشود.
نکتهای که در نگاه اول دیده نمیشود: با اینکه سه پا دارید، هیچوقت بیش از دو قرارداد اعمال نمیشود. اختیار خرید و اختیار فروشِ هماعمال نمیتوانند همزمان در سود باشند، پس همیشه یکی از آن دو بیارزش میماند. با این حال حتی همان دو اعمال — که یکیشان با نرخ فروشنده حساب میشود — معمولاً از چند درصد آخر سود بیشتر میشود. راهحل استاندارد افست کردن پیش از سررسید است. ریسک پین را هم ببینید، مخصوصاً اگر قیمت پایه دقیقاً حوالی یکی از دو اعمال بسته شود.
زمان و نوسان
چون فروش call و خرید put روی یک اعمال نشستهاند، حساسیتهای زمانی و نوسانیشان تقریباً کامل هم را خنثی میکنند. آنچه برای موقعیت میماند یونانیهای همان call خریداریشده است، منهای یک سهم — که تعریف دلتای یک اختیار فروش است. نتیجه در عمل:
- تتا منفی است. هر روز که بگذرد و سهم تکان نخورد، ارزش زمانی کال خریداریشده آب میرود و شما پول میدهید. این موقعیت را برای «نگه داشتن و منتظر ماندن» نساختهاند.
- وگا مثبت است. بالا رفتن نوسان ضمنی به سود شماست. یعنی بهترین زمان ورود، بازارِ آرام با نوسان ضمنی پایین است، نه روزی که خبر بد تازه منتشر شده و پرمیومها باد کردهاند.
- دلتا منفی است و هرچه پایه پایینتر برود به سمت −1 میل میکند: موقعیت در ریزش شتاب میگیرد و در رشد کند میشود.
یک تبصرهٔ عملی: خنثی شدن تتا و وگا وقتی دقیق است که هر دو پای هماعمال با قیمت منصفانه معامله شوند. در عمل شما call را روی سرخط خرید میفروشید و put را روی سرخط فروش میخرید، پس همان لحظهٔ ورود مقداری از این تقارن را بابت اسپرد پرداخت کردهاید.
آن روی سکه: خانوادهٔ نزولی
لانگ پوت مصنوعی تنها راه نزولی نیست و دانستن همسایههایش کمک میکند بفهمید کِی نباید سراغش بروید:
| اگر… | سراغ این بروید |
|---|---|
| پوت با اعمال دلخواهتان هست و سرخط دارد | لانگ پوت ساده — یک پا، یک کارمزد، بدون وجه تضمین |
| میخواهید در ریزش بیشترین سود را ببرید و تحمل ریسک بیسقف را دارید | فروش مصنوعی سهم — همین ساختار منهای call محافظ |
| میخواهید هزینه کمتر باشد و سود هم سقف داشته باشد | پوت اسپرد نزولی یا کال اسپرد نزولی |
| سهم را دارید و فقط میخواهید بیمهاش کنید | پروتکتیو پوت — دیدگاه نزولی نیست، محافظت است |
| دیدگاهتان صعودی است | خرید مصنوعی سهم — آینهٔ کامل این ساختار |
دو تمایزی که مدام جابهجا گفته میشوند:
- با «مرید پوت مصنوعی» یکی نیست. آنجا سهم را میخرید و پوت را برای بیمهاش میگیرید، پس دیدگاه صعودی است. اینجا سهم را مصنوعی میفروشید. شباهت اسمها گمراهکننده است — پیادهسازی مرید پوت مصنوعی.
- با فروش مصنوعی سهم فقط یک پا فرق دارد. اگر call خریداریشده را بردارید، همان لحظه یک فروش مصنوعی دارید با زیان بیسقف. برعکسش هم درست است: اگر فروش مصنوعی باز کردهاید و نگرانِ رشد شدهاید، خرید یک call بالاتر همانجا آن را به این ساختار تبدیل میکند.
شش نکته که مخصوص بازار ایران است
- نبودِ فروش استقراضی همان چیزی است که این ساختار را لازم میکند. در بورس تهران نمیتوانید سهمی را که ندارید بفروشید. تنها راه گرفتن موقعیت نزولی، بازار اختیار است.
- پای فروش وجه تضمین میخواهد و روزانه بازمحاسبه میشود. سرمایهٔ درگیر شما را همین پا تعیین میکند، نه پرمیومها. اگر پایه رشد کند، وجه تضمین هم بالا میرود درست وقتی موقعیت در زیان است — محاسبهٔ وجه لازم.
- نقدشوندگی سه پا را جدا بسنجید. این ساختار سه بار در معرض شکاف خرید و فروش است و در لحظهٔ خروج هم سه بار. یک پای کمعمق کل صرفهجویی را میبلعد — راهنمای سنجش نقدشوندگی.
- ورود پلهای خطرناک است. اگر سه پا را در سه لحظهٔ متفاوت باز کنید، بین دو معامله موقعیتی دارید که اصلاً آن چیزی نیست که میخواستید — مثلاً فقط یک کال فروختهشدهٔ بیپوشش.
- روزهای صف، هر دو سر معامله را قفل میکنند. صف خرید روی نماد پایه هم ورود را سخت میکند هم اعمال را، و دقیقاً همان روزی است که این موقعیت در بدترین حالت خود است.
- مجمع و افزایش سرمایه هر سه قرارداد را تعدیل میکند. بعد از تعدیل، فاصلهٔ
KsتاKcو در نتیجه سقف زیان شما همان چیزی نیست که وارد شده بودید.
شش اشتباه رایج
- خواندن «بیشترین سود» بهعنوان یک انتظار. پرهزینهترین بدفهمی این ستون. آن عدد سناریوی «سهم به صفر میرسد» است. عددی که باید نگاه کنید سود در یک ریزش واقعبینانه است — مثلاً 20٪ — نه سقف تئوریک.
- جمع کردن سه پرمیوم بهعنوان هزینه. هزینهٔ واقعی همان بیشترین زیان است، و پرمیوم پای فروش پول ورودی است نه خروجی.
- ندیدنِ اینکه پوت واقعی ارزانتر بوده. قبل از ساختن، همیشه قیمت پوت هماعمال با
Kcرا نگاه کنید. اگر سرخط دارد و پرمیوم مؤثرش کمتر است، ساختن مصنوعی فقط دو کارمزد اضافه است. - حساب نکردن وجه تضمین در بازده. درصد بازده باید بر سرمایهای تقسیم شود که واقعاً بلوکه میشود. با تنظیمات مختلف سرمایه، همان موقعیت میتواند بازده 45٪ یا 428٪ نشان بدهد.
- بردن موقعیت تا سررسید بدون دلیل. کارمزد اعمالِ پای فروش روی سهام حدود ده برابر پای خرید است و معمولاً از چند درصد آخر سود بیشتر میشود.
- یکی گرفتن
KsباKcدر ذهن. اعمالِ پوتی که ساختهایدKcاست، نهKs. اگر این دو را جابهجا کنید، هم سربهسر و هم سقف زیان را غلط حساب میکنید.
کجا به کار میآید و کجا نه
لانگ پوت مصنوعی وقتی ابزار قابل دفاعی است که:
- دیدگاه نزولی روشنی دارید و افق زمانیاش با سررسید قرارداد میخواند.
- پوت واقعیِ اعمال دلخواه یا نیست یا نقد نیست — همان مسئلهای که در ابتدای مقاله بود.
- call نسبت به put هماعمال گران است و پرمیوم پای فروش واقعاً چیزی به شما میدهد.
- وجه تضمین پای فروش را راحت تأمین میکنید و میتوانید موقعیت را روزانه ببینید.
- هر سه پا سرخط قابل اجرا دارند — نه فقط قیمت روی تابلو.
و وقتی ابزار درستی نیست که: پوت واقعی با شرایط بهتر در دسترس است؛ نمیتوانید هر سه پا را تقریباً همزمان اجرا کنید؛ وجه تضمین برایتان سنگین است؛ یا صرفاً دنبال «سود بینهایت در ریزش» هستید — که در آن صورت باید بدانید دارید فروش مصنوعی سهم با ریسک بیسقف را انتخاب میکنید، نه این را. نقشهٔ استراتژیها بقیهٔ گزینهها را کنار هم میگذارد.
در آپشنباز چطور پیدایش کنم؟
لانگ پوت مصنوعی یکی از استراتژیهای آمادهٔ دیدهبان است و ترکیبهای سهگانه را روی کل بازار اسکن میکند:
- به دیدهبان آپشن بروید و در نوار ابزار را بزنید.
- از فهرست، لانگ پوت مصنوعی را انتخاب و «اضافه به فرمولهای من» را بزنید. برای هر ردیف، بهترین جفت مصنوعی پیدا میشود و بیشترین بازده، بیشترین زیان، موقعیت فعلی و فاصله تا سربهسر کنار هم میآیند.
- روی آیکون نمودار هر سلول بزنید تا موقعیت در نمودار سود و زیان باز شود و شکل واقعی هر سه پا را ببینید — یا در جدول قیمت×تاریخ ببینید در هر تاریخ و قیمت کجا میایستید.
راهنمای گامبهگامِ تنظیمات، فیلترها و بهخصوص انتخاب جفت مصنوعی: پیادهسازی لانگ پوت مصنوعی در دیدهبان. فهرست کامل: استراتژیهای دیدهبان · راهنمای دیدهبان. ساختارهای خویشاوند: پیادهسازی فروش مصنوعی سهم · پیادهسازی خرید مصنوعی سهم · پیادهسازی لانگ پوت · پیادهسازی پوت اسپرد نزولی · پیادهسازی کال اسپرد نزولی.
جمعبندی
لانگ پوت مصنوعی یک استراتژی تازه نیست؛ راهی است برای رسیدن به یک استراتژی قدیمی وقتی در تابلو راه مستقیمش بسته است. الگوی سود و زیانش دقیقاً همان خرید اختیار فروش با اعمال Kc است: زیان محدود به یک عدد مشخص، سود بزرگ در ریزش، و شیب یکبهیک در تمام مسیر پایین.
قبل از هر معامله دو کار بکنید. اول، پرمیوم مؤثر را حساب کنید — یعنی Kc منهای سربهسر — و با قیمت پوت واقعی هماعمال مقایسهاش کنید؛ اگر مصنوعی ارزانتر نیست، دلیلی برای سه پا شدن وجود ندارد. دوم، وجه تضمین پای فروش را ببینید و بازده را بر همان تقسیم کنید، نه بر پرمیومها.
وقتی این دو عدد را داشتید، پیدا کردن ترکیبی که به آنها بخورد کار چند ثانیه است: همین استراتژی را در دیدهبان روی کل بازار اسکن کنید تا ببینید کدام سهگانه بهترین قیمت فروش مصنوعی را میدهد.