معنی اصطلاحات بازار آپشن در یک صفحه: کال و پوت، رایت، افست، نیکد، پرمیوم، وضعیت مالی قرارداد، دلتا و گاما و تتا و وگا، وجه تضمین، نکول و دهها اصطلاح دیگر — هرکدام در یک جمله، با معادل انگلیسی.
نویسنده: بخش محتواتاریخ انتشار: 1400/02/01آخرین بهروزرسانی: 1405/05/2421 دقیقه مطالعه
اشتراکگذاری:
زبان بازار آپشن پر از واژههایی است که جای دیگری به کار نمیروند: رایت، افست، نیکد، اسپرد. تازهواردی که وسط گفتوگوی معاملهگران باتجربه میافتد، اغلب مفهوم را میفهمد ولی واژه را نه — و همین باعث میشود جمله را برعکس بخواند.
این فهرست اصطلاحات پرکاربردترین اصطلاحات آپشن را به فارسی ساده تعریف میکند، هرکدام را در یک جمله، بههمراه معادل انگلیسیاش تا در منابع خارجی هم گم نشوید.
در بازارهای مالی، معاملات اختیار یا آپشنها جایگاه ویژهای دارند. برای تازهواردان به این حوزه، درک مفاهیم و اصطلاحات تخصصی میتواند چالشبرانگیز باشد. هنگامی که در جمع معاملهگران باتجربه قرار میگیریم اغلب با واژگانی مواجه میشویم که معنای آنها برایمان نامفهوم است. این امر میتواند باعث سردرگمی و حتی احساس ناامیدی در مسیر یادگیری شود
با این حال، آشنایی با این اصطلاحات نه تنها برای ارتباط موثر با سایر فعالان بازار ضروری است، بلکه برای درک عمیقتر استراتژیها و مکانیسمهای معاملاتی نیز اهمیت بسزایی دارد. در این مقاله قصد داریم برخی از رایجترین و مهمترین اصطلاحات دنیای آپشن را معرفی کرده و به زبانی ساده توضیح دهیم. آشنایی با این مفاهیم، گامی مهم در مسیر تسلط بر معاملات اختیار و موفقیت در این بازار خواهد بود
در ادامه، به بررسی و شرح مهمترین اصطلاحاتی میپردازیم که هر معاملهگر آپشن باید با آنها آشنا باشد
واژههای این فهرست در چند خانواده جمع میشوند، و تقریباً همهٔ اشتباهها بین دو واژه از یک خانواده رخ میدهد.
اشتباهها تقریباً همیشه داخل یک خانواده رخ میدهند — کسی افست را با دلتا اشتباه نمیگیرد، ولی افست و سوخت شدن را چرا.
اختیار معامله
قرارداد اختیار معامله یک توافق مالی است که به خریدار حق، اما نه الزام، خرید یا فروش یک دارایی خاص (مانند سهام) را در قیمتی از پیش تعیین شده و در یک دوره زمانی مشخص میدهد
اوراق مشتقه
نوعی ابزار مالی هستند که ارزش ان ها از ارزش سایر اوراق بهادار مشتق میشوند به عنوان مثال اوراق اختیار معامله خود ارزش مشخص ندارند بلکه ارزش خود را از اوراق بهاداری که به واسطه ی این اختیار معامله قابل خرید و فروش خواهند بود بدست می آورند علت نامگذاری این ابزارها به عنوان مشتقه نیز همین امر میباشد که ارزش خود را از سایر اوراق بهادار، سهام و اوراق قرضه، نرخ سود، نرخ ارز، شاخص سهام و حتی کالاهای اساسی دارند
رایت کردن یا رایتر (Writer)
هر فروشی رایت است، ولی هر رایتی نیکد نیست — تفاوت در این است که پشت آن فروش، پوششی هست یا نه.
به عمل فروش یا صدور قرارداد اختیار اشاره دارد. رایتر یا نویسنده آپشن، در واقع همان فروشنده قرارداد اختیار است. این شخص یا نهاد با فروش قرارداد، متعهد میشود که در صورت اعمال از سوی خریدار، تعهدات خود را انجام دهد
افست (Offset) یا بستن موقعیت (Closing a Position)
افست، اعمال و سوخت شدن هر سه «موقعیت تمام شد» هستند ولی نتیجهٔ مالیشان یکی نیست — و فروشنده فقط اولی را در اختیار دارد.
افست در بازار اختیار معامله به فرآیند بستن یک موقعیت باز اشاره دارد. این اصطلاح برای هر دو طرف معامله، یعنی خریدار و فروشنده (رایتر) قرارداد، کاربرد دارد. بستن موقعیت یک اقدام مهم در مدیریت ریسک و سود در معاملات آپشن است
به بیان عملی: موقعیت را با سمت مخالفِ همان نماد قرارداد میبندید — اگر خریدهاید میفروشید و اگر فروختهاید میخرید. سود یا زیانتان تفاوت قیمت ورود و قیمت بستن است، و لازم نیست تا سررسید صبر کنید.
این مدخل فقط واژه را تعریف میکند. مثال عددی، تصمیمِ «زودتر ببندم یا نگه دارم»، و ستون س/ز افست در آپشنباز را در مقالهٔ کامل افست در اختیار معامله ببینید.
موقعیت باز Open Interest
موقعیت باز به مجموع تعداد قراردادهای اختیار معامله (آپشن) اشاره دارد که در یک زمان مشخص در بازار فعال هستند و هنوز بسته یا تسویه نشدهاند در تعریف دیگری میشود اینطور بیان کرد موقعیت باز نشاندهنده تعداد کل قراردادهای اپشنی است که از طریق خرید و فروش در بازار ایجاد شدهاند و تا زمان سررسید یا اعمال، باز باقی میمانند
هج یا پوشش ریسک، یک استراتژی مدیریت ریسک است که در آن معاملهگر یا سرمایهگذار، موقعیتهای متضاد یا جبرانکننده را در بازار اتخاذ میکند تا ریسک ناشی از نوسانات قیمت را کاهش دهد. در واقع، هج کردن به معنای انجام معاملات تأمینی بر روی دو احتمال متضاد به صورت همزمان است
نیکد به استراتژی معاملاتی اشاره دارد که در آن معاملهگر یک موقعیت فروش را بدون داشتن دارایی پایه یا پوشش مناسب اتخاذ میکند. این نوع معامله با ریسک بالایی همراه است، زیرا معاملهگر در معرض زیان نامحدود قرار میگیرد
لخت فروشی
نیکد آپشن (فروش بدون پوشش) — گاهی لختفروشی هم گفته میشود به استراتژی معاملاتی اشاره دارد که در آن، معاملهگر اقدام به فروش اختیار معامله (اپشن) بدون داشتن پوشش مناسب یا دارایی پایه میکند. این اصطلاح معادل فارسی “Naked Option” است
گپ (Gap)
گپ یا شکاف قیمتی به فاصلهای در نمودار قیمت اشاره دارد که در آن هیچ معاملهای انجام نشده است. این پدیده معمولاً زمانی رخ میدهد که قیمت یک دارایی به طور ناگهانی و قابل توجهی تغییر میکند، بدون اینکه معاملات میانی در آن محدوده قیمتی انجام شود
فروش فزاینده
فروش فزاینده به استراتژی معاملاتی اشاره دارد که در آن معاملهگر به تدریج موقعیتهای فروش جدید ایجاد میکند.(باز کردن موقعیت فروش جدید
ردیف بالا حق دارد و ردیف پایین تعهد — و بیشترِ واژههای این فهرست فقط به ردیف پایین مربوطاند: وجه تضمین، نکول، مارجین کال، نیکد.
call = اختیار خرید، قراردادی که دارنده آن اختیار دارد با پرداخت وجهاعمال در سررسید، سهم را در پورتفوی خود داشته باشد. و فروشنده ی کال متعهد به فروش دارایی پایه در صورت اعمال خریدار است
خرید اختیار خرید
خریدار اختیار دارد سهام پایه را در روز سررسید با قیمت اعمال مشخص بخرد فروش اختیار خرید
فروشنده متعهد به فروش سهم پایه با قیمت اعمال مشخص در روز سررسید است. نیاز به وثیقه سهم یا بلوکه شدن وجه تضمین دارد
مدل بلک-شولز یک فرمول ریاضی پیشرفته است که برای محاسبه قیمت تئوریک اختیار معامله استفاده میشود. این مدل توسط فیشر بلک، مایرون شولز و رابرت مرتون در سال 1973 ارائه شد و به انقلابی در قیمتگذاری مشتقات مالی منجر شد
پارامترهای تعیین کننده آن شامل قیمت سهم پایه، نرخ بهره، نوسانپذیری، سود تقسیمی و روزهای مانده تا سررسید میباشد. خروجی این فرمول قیمت منصفانه قراردادهاست، که اغلب در معاملات انحراف دارد
نسبت تغییرات قیمت سهم پایه به تغییرات قیمت قرارداد ضرب در دلتا اهرم گفته میشود. این مفهوم نشان میدهد که چگونه تغییرات کوچک در قیمت دارایی پایه میتواند به تغییرات بزرگتر در ارزش اختیار معامله منجر شود
مقدار کل ارزش دارایی پایه است که توسط قراردادهای مشتقه (مانند اختیار معامله یا قراردادهای آتی) پوشش داده میشود. این مقدار از حاصلضرب حجم معاملات، اندازه قرارداد و قیمت دارایی پایه به دست میآید
نوعی اختیار فروش است که معاملات ثانویه ندارد و دارنده قرارداد باید همزمان سهم پایه را نیز خریداری نماید و چنانچه تا سررسید سهم پایه فروخته شود، این قرارداد باطل میگردد. پوتها با حرف ط و اوراق فروش تبعی با حرف ه شروع میشوند
وجه تضمین، مارجین کال و فریز یک زنجیرهاند — بدون دانستنش، مارجین کال شبیه خطای ناگهانی است نه نتیجهٔ محاسبهٔ روزانه.
مقدار مشخصی از سرمایه است که معاملهگر باید در حساب خود نگه دارد تا ریسکهای مربوط به موقعیت خود در قراردادهای آپشن را پوشش دهد.به عبارت دیگر، وجه تضمین یک نوع اطمینان مالی است که کارگزاران از معاملهگران میخواهند تا از توانایی آنها برای انجام تعهداتشان مطمئن شود
وجه تضمین اولیه
وجه نقدی است که در زمان اتخاد موقعیت فروش از فروشنده دریافت و بلوکه میشودوجه تضمین لازم
مقدار وجه نقدی است که به طور روزانه متناسب با موقعیت های باز فروش در قراردادهای آپشن , بر اساس ضوابط وجه تضمین تعیین میشود و از جمع وجه تضمین اولیه با قیمت پایانی قرارداد در پایان هر روز معاملاتی بدست میآید
ترکیبی از حروف و اعداد می باشند که برای شناسایی دقیق هر قرارداد بهکار میرود. این نمادها اطلاعاتی مانند نوع اختیار، قیمت اعمال و تاریخ انقضا را ارائه میدهند. در سایت آپشن باز در بخش زنجیره قراردادها میتوانید تمام نمادهای اختیار معامله مختص هر سهم را مشاهده نمایید
به قیمتی اشاره دارد که بر اساس آن دارنده اختیار معامله میتواند دارایی پایه را خریداری یا به فروش برساند. این قیمت از اهمیت بسیاری برخوردار است، چرا که تعیین میکند که آیا اختیار معامله در زمان سررسید سودآور خواهد بود یا خیر
به روز مشخصی اطلاق میشود که در آن، قرارداد اختیار معامله به پایان میرسد. پس از این تاریخ، قرارداد دیگر معتبر نخواهد بود و دارنده آن باید تصمیم بگیرد که آیا از حق خود برای خرید یا فروش دارایی پایه استفاده کند یا خیر. در روز سررسید، اختیار معامله یا منقضی میشود یا اعمال میگردد؛ یعنی دارنده قرارداد، در صورت تمایل، از حق خود برای انجام معامله استفاده میکند
اندازه قرارداد در اختیار معامله، به تعداد واحدهای دارایی پایهای اشاره دارد که طبق قرارداد در روز سررسید بین خریدار و فروشنده مبادله میشود. اندازه قرارداد توسط سازمان بورس تعیین میشود و در ابتدای تخصیص در غالب موارد 1000 میباشد و میتواند بین انواع بازارها و داراییها متفاوت باشد
آربیتراژ به فرآیند کسب سود بدون ریسک (یا با ریسک بسیار کم) از طریق بهرهبرداری از تفاوت قیمت یک دارایی یکسان در دو یا چند بازار مختلف اشاره دارد. این عمل شامل خرید همزمان دارایی در بازاری که قیمت پایینتر است و فروش آن در بازاری با قیمت بالاتر است
نرخ بهره بدون ریسک (Risk-Free Rate)
برای هر واژه معادل انگلیسی هم هست — بعضیها فارسیشان رایجتر است و بعضی انگلیسیشان، و در گفتگوی معاملهگران هر دو شنیده میشود.
نرخ بهره بدون ریسک، حداقل نرخ بازدهی است که یک سرمایهگذار انتظار دارد از یک سرمایهگذاری بدون ریسک (یا با کمترین ریسک ممکن) در یک دوره زمانی مشخص به دست آورد. این نرخ به عنوان معیار پایه برای ارزیابی سایر سرمایهگذاریها استفاده میشود. مثل سود بانکی سپرده، اوراق، صندوقهای درآمد ثابت و...
مارجین کال
اگر مانده حساب فروشنده، به کمتر از 70% وجهتضمین لازم برسد، مارجین کال میشود. برای خروج از این حالت یا باید موقعیتها را ببندد یا موجودی حساب خود را افزایش دهد
فریز - وثیقه سهم یا قرارداد
فروشنده قرارداد میتواند به جای وجهتضمین، سهم پایه را وثیقه قرار دهد تا پرمیوم و وجهتضمین معامله آزاد شود
همچنین خرید قرارداد با ارزش ذاتی بیشتر میتواند وثیقه موقعیت فروش قرارداد در یک سررسید باشد. (همه کارگزاریها این امکان را به مشتری نمیدهند)
یکی از ضرایب یونانی در محاسبات پوشش ریسک معاملات است که تغییرات قیمت قرارداد به ازا تغییرات قیمت دارایی پایه بیان میکند. مثلا دلتا برابر 0.7 یعنی اگر قیمت سهم 10 تومان تغییر کند، در قرارداد 7 تومان نوسان ایجاد میشود
سرعتِ تغییرِ دلتا. اگر دلتا بگوید قرارداد الان چقدر به سهم واکنش نشان میدهد، گاما میگوید همان واکنش با حرکت بعدیِ سهم چقدر عوض میشود. گاما در قراردادهای نزدیک به قیمت اعمال و نزدیک سررسید بیشترین مقدار را دارد — یعنی دقیقاً جایی که دلتا بیثباتترین است.
هزینهٔ گذشتِ زمان. تتا میگوید اگر هیچ چیز دیگری تغییر نکند، قرارداد در یک روز چقدر از ارزشش را از دست میدهد. برای خریدار عددی منفی است (هر روز کمی میبازد) و برای فروشنده همان عدد درآمد است — و هرچه به سررسید نزدیکتر شویم تندتر میشود، نه یکنواخت.
حساسیت قیمت قرارداد به نوسانپذیری ضمنی. وگا میگوید اگر نوسان ضمنی یک واحد بالا برود، پرمیوم چقدر تغییر میکند. برای خریدار مثبت است و برای فروشنده منفی؛ به همین دلیل خریدنِ قرارداد در روزهای پرالتهاب گران تمام میشود حتی وقتی جهت را درست حدس زده باشید.
یکی از فاکتورهای محاسباتی در برآورد قیمت منصفانه در مدل بلکشولز، نوسانپذیری تاریخیHV، است که از تاریخچه قیمت سهم پایه بدست میآید. اما معاملهگران اغلب بر اساس قیمت منصفانه معاملات را انجام نمیدهند بلکه نوسانپذیری متفاوتی را نظر میگیرند که انتظارات آنان از تلاطم قیمت در آینده است که به آن نوسانپذیری ضمنی میگویند. برای محاسبه فاکتور نوسانپذیری را در مدل بلکشولز به صورت مجهول و پرمیوم را به صورت معلوم در محاسبات وارد میکنند تا انتظارات معاملهگران تخمین زده شود
چطور عددش را بخوانیم: نوسانپذیری ضمنی سالانهشده است، نه مربوط به بازهٔ باقیمانده تا سررسید. پس IV = 1.40 یعنی 140 درصد در سال، و 0.5 یعنی 50 درصد. برای رسیدن به بازهٔ مورد انتظار تا سررسید باید مقیاسش کنید: قیمت سهم ضربدر IV ضربدر جذرِ «روز تا سررسید تقسیم بر 365». با IV برابر 1.40 و 60 روز مانده، این عدد حدود 57 درصد میشود، نه 140 درصد.
دو قیدی که این عدد را قابل استفاده میکند: آن بازه یک انحراف معیار است، یعنی بازار حدود 68 درصد احتمال میدهد قیمت داخلش بماند — یک پیشبینی قطعی نیست. و جهت ندارد؛ به همان اندازه که بالا را میگوید، پایین را هم میگوید.
مقایسه با HV: وقتی نوسان ضمنی از نوسان تاریخی بزرگتر است، یعنی بازار قرارداد را گرانتر از نوسانی که سهم واقعاً داشته قیمتگذاری کرده — و گران بودن به سود فروشنده است، نه خریدار. برای خرید، حالت مساعد عکس آن است. یک قید مهم: HV گذشته را میگوید و نوسان ضمنی آینده را، پس اگر خبری در راه باشد، گران بودن قرارداد منطقی است نه اشتباهِ بازار.
رول اوور (Roll Over)
به معنیبستن پوزیشن فعلی قبل از انقضا و باز کردن پوزیشن جدید با شرایط متفاوت که هدف ان تمدید زمان، تنظیم ریسک، یا بهبود موقعیت است
این تکنیک به شما امکان میدهد:
✅ از expire شدن بینتیجه جلوگیری کنید
✅ استراتژی خود را با شرایط بازار تطبیق دهید
✅ ضررها را مدیریت و سودها را بهینه کنید
سوخت شدن
این صفحه برای «یادم رفت یعنی چه» است، نه برای یاد گرفتن از صفر — وقتی واژهای را دیدید همینجا نگاهش کنید، و همخانوادههایش را هم.“سوخت شدن” یک اصطلاح عامیانه در بازار است و به معنی منقضی شدن یک قرارداد اختیار معامله بدون هیچ ارزشی است. این اتفاق زمانی میافتد که در تاریخ سررسید، اعمال کردن آن قرارداد هیچ منفعتی برای دارنده آن نداشته باشد.
سلام .من در معاملات آپشن آفست کردن رو بلد نیستم.یک معامله باز خرید دارم میخوام اون در همان سررسید آفست کنم.سفارش من رو نمی پذیره
پشتیبانیپاسخ
25 مرداد 1403 - 09:07
آفست یعنی بستن موقعیت باز با یک معاملهٔ مخالف روی همان نماد قرارداد — نه با اعمال و نه با معامله روی سررسید دیگر. چون موقعیتتان خرید است، آفستش یک سفارش فروش روی همان نماد است.
اینکه سفارش پذیرفته نمیشود معمولاً یکی از این دو دلیل را دارد. اول، قیمت: هر قرارداد یک کف قیمت مطلق دارد و سفارشی پایینتر از آن پذیرفته نمیشود — حدود 5.6 درصد قراردادهای معاملهشده روی همین کف بسته میشوند، پس اگر قرارداد شما به کف رسیده باشد، فقط روی خودِ کف میتوانید سفارش بگذارید. دوم، نماد: مطمئن شوید سفارش را روی همان نماد قراردادی میگذارید که موقعیت باز دارید، نه روی قرارداد مشابهی با اعمال یا سررسید دیگر.
جزئیات کامل با مثال عددی در آفست در اختیار معامله آمده.
مجید رضایی
28 بهمن 1402 - 15:51
مگه پرمیوم از همان اول به فروشنده اختیار معامله تعلق نمیگیره ؟
مثلاً کلی استراتژی هست که میگه یک اختیار خرید روی قیمت اعمال کم را بفروشید بعدش با پرمیوم دریافتی
اختیار خرید روی قیمت اعمال کمتر که پرمیوم کمتری را داره را بخرید تا اگه دارایی پایه رشد شارپی و افزایش قیمت زیادی داشت
ضرر سنگینی نکنید و تو حالت رنج یا زیرش سنگین هم سود محدود کنید
خوب اگه پرمیوم هم بلوکه میشه فروشنده اختیار خرید چطوری روی قیمت اعمال کمتر قرارداد اختیار معامله بخره ؟
مجید رضاییپاسخ
28 بهمن 1402 - 17:53
مثلاً من اختیار خرید اهرم قیمت اعمال 12000 را به 7500 میفروشم
فرداش قیمت این آپشن میشه 7000
من اگه 7000 ریال بدهم پرمیوم 7500 ریالی آزاد میشه ؟
و موقعیت فروش من تبدیل به موقعیت اختیار خرید نماد اهرم قیمت اعمال 12000 میشه ؟
مجید رضاییپاسخ
28 بهمن 1402 - 22:20
من درخواست عضویت تو گروه را هم دادم
ببخشید این دیگه آخرین سواله
وقتی پوزیشن فروش اختیار خرید افست بشه کل پریمیوم برای فرد فروشنده آزاد میشه ؟
چون در حالتی که مثال زدم فروشنده 7000 ریال میده تا 7500 ریال پرمیوم را آزاد کنه
بعد از آفست آیا پوزیشن معکوس که اینجا خرید اختیار خرید هست باز میشه ؟
یا پوزیشن جدیدی باز نمیشه ؟
پشتیبانیپاسخ
02 اسفند 1402 - 18:21
بله، پریمیوم همان ابتدا به فروشنده میرسد — ولی «رسیدن» با «ماندن» یکی نیست. تا وقتی موقعیت فروش باز است، تعهد هم باز است و آن پریمیوم هنوز نتیجهٔ نهایی شما نیست.
نتیجهٔ نهایی فقط در دو حالت قطعی میشود:
اگر تا سررسید نگه دارید و قرارداد بیارزش منقضی شود، کل پریمیوم دریافتی مال شماست.
اگر آفست کنید، سود شما تفاضل است: پریمیومی که گرفتهاید منهای پریمیومی که برای بستن میپردازید. در مثال خودتان، فروش روی 7,500 و بستن روی 7,000 یعنی 500 ریال به ازای هر واحد سود — نه کل 7,500. اگر قیمت قرارداد بالا رفته بود و مجبور به بستن روی 8,000 میشدید، همان معامله 500 ریال زیان میداد.
پس جواب سؤال آخرتان این است: با آفست شدن موقعیت فروش، کل پریمیوم برای فروشنده نمیماند؛ فقط تفاضل دو پریمیوم میماند. توضیح کامل با مثال در آفست در اختیار معامله.
حسن
24 فروردین 1402 - 06:03
وقتی میگیم iv=1.40 یعنی انتظار میره قیمت سهم پایه تا سررسید 40 درصد زیاد یا کم بشه؟
حسنپاسخ
24 فروردین 1402 - 16:34
ممنون از پاسخ شما ، من اون مقاله رو هم خوندم ولی هنوز خوب جا نیوفتاده برام . الان iv= 1.5 و iv=0.5 یعنی چی؟ iv=1 و iv= 0 یعنی چی؟
حسنپاسخ
25 فروردین 1402 - 03:32
ممنونم از شما لطف کردید
پشتیبانیپاسخ
27 فروردین 1402 - 13:06
نه — و همینجا رایجترین بدفهمی دربارهٔ IV است. عدد نوسانپذیری ضمنی سالانهشده است، نه مربوط به بازهٔ باقیمانده تا سررسید. پس 1.40 یعنی 140 درصد در سال، نه 40 درصد و نه 140 درصد تا سررسید.
برای رسیدن به بازهٔ مورد انتظار تا سررسید باید مقیاسش کنید:
حرکت مورد انتظار = قیمت سهم × IV × جذر (روز تا سررسید ÷ 365)
با IV برابر 1.40 و 60 روز مانده: 1.40 × جذر(60÷365) که میشود حدود 0.57، یعنی حدود 57 درصد.
دو نکتهٔ دیگر که این عدد را قابل استفاده میکند: این بازه یک انحراف معیار است، یعنی بازار حدود 68 درصد احتمال میدهد قیمت داخل آن بماند — نه یک پیشبینی قطعی. و جهت ندارد: به همان اندازه که بالا را میگوید، پایین را هم میگوید.
پس مقیاس عدد اینطور خوانده میشود: IV برابر 1 یعنی نوسان سالانهٔ 100 درصد، 0.5 یعنی 50 درصد و 1.5 یعنی 150 درصد. عدد بزرگتر یعنی بازار انتظار نوسان بیشتری دارد و قرارداد گرانتر است — نه اینکه قیمت حتماً بالا میرود.
محمد بیدی
11 آذر 1401 - 10:08
سلام عرض ادب و احترام لطفا بفرمایید عدد بلک شولز W_IV از عدد بلک شولز HV بزرگتر باشد برای خرید مناسب تر است؟
پشتیبانیپاسخ
12 آذر 1401 - 19:09
برعکس است. W_IV نوسانی است که از قیمت روزِ بازار استخراج میشود و HV نوسانی که سهم واقعاً در گذشته داشته. وقتی W_IV از HV بزرگتر است، یعنی بازار قرارداد را گرانتر از نوسان تحققیافتهٔ سهم قیمتگذاری کرده — و گران بودن به سود فروشنده است، نه خریدار.
پس اگر دنبال خرید هستید، حالت مساعد آن است که W_IV از HV کوچکتر باشد: پریمیوم را ارزانتر از نوسان تاریخی سهم میخرید.
دو قید که این قاعده را از یک سیگنال مکانیکی جدا میکند. اول، HV گذشته را میگوید و W_IV آینده را؛ اگر خبری در راه باشد که نوسان را بالا میبرد، گران بودن قرارداد منطقی است نه اشتباهِ بازار. دوم، مقایسهٔ عدد خام گمراهکننده است — یک سهم ذاتاً پرنوسان همیشه هر دو عددش بالاست. برای همین بهجای مقایسهٔ خام، رتبهٔ نوسان ضمنی همان نماد نسبت به تاریخچهٔ خودش سنجهٔ بهتری است.