پرش به محتوای اصلی

برابری کال و پوت Put-Call Parity | پایه مصنوعی و آربیتراژ

برابری کال و پوت یک اتحاد است نه تخمین: چرا اختیار خرید باید از اختیار فروشِ هم‌اعمال گران‌تر باشد، شش موقعیت مصنوعی از یک معادله، و چرا انحراف تقریباً هیچ‌وقت آربیتراژ نیست.

نویسنده: آپشن باز، تاریخ انتشار: ، آخرین به‌روزرسانی: ، 14 دقیقه مطالعه
اشتراک‌گذاری:

برابری کال و پوت (Put-Call Parity) می‌گوید بهای اختیار خرید و اختیار فروشِ هم‌اعمال و هم‌سررسید به هم قفل‌اند: اگر یکی را بدانید، دیگری را هم می‌دانید. این تنها رابطه‌ای در قیمت‌گذاری قرارداد اختیار معامله است که به نوسان و مدل قیمت‌گذاری کاری ندارد — یک اتحاد است، نه یک تخمین. این مقاله می‌گوید رابطه دقیقاً چه می‌گوید، چرا باید برقرار باشد، با یک مثال عددی نشان می‌دهد شکافِ کال و پوت از کجا می‌آید، شش موقعیت مصنوعی را که از همین یک معادله بیرون می‌آیند فهرست می‌کند، و توضیح می‌دهد چرا انحراف از آن تقریباً هیچ‌وقت فرصت آربیتراژ نیست.

رابطه دقیقاً چه می‌گوید

دو سبد بسازید. در سبد اول یک اختیار خرید می‌گذارید به‌علاوهٔ مقداری پول نقد که تا سررسید کنار می‌ماند. در سبد دوم یک اختیار فروش می‌گذارید به‌علاوهٔ یک برگه از خودِ سهم. هر دو اختیار باید یک قیمت اعمال و یک سررسید داشته باشند.

ادعای رابطه این است: این دو سبد باید یک بها داشته باشند.

اختیار خرید + ارزشِ فعلیِ قیمت اعمال = اختیار فروش + سهم

دو سبد که در سررسید یک چیز می‌پردازند اختیار خرید به‌علاوهٔ ارزش فعلیِ اعمال = اختیار فروش به‌علاوهٔ خودِ سهم نکتهٔ کلیدی در همان کلمهٔ «فعلی» است پولی که تا سررسید کنار می‌گذارید کمتر از قیمت اعمال است و همین تفاوت، بهای اختیار خرید را از اختیار فروشِ هم‌اعمال بالاتر می‌برد
هر دو سبد در سررسید دقیقاً یک مبلغ می‌پردازند، پس امروز هم باید یک بها داشته باشند — و جزء نقد، ارزشِ فعلیِ قیمت اعمال است، نه خودِ آن.

مهم‌ترین کلمهٔ این جمله «فعلی» است و نسخه‌های ساده‌شدهٔ این فرمول معمولاً جا می‌اندازندش. پولی که امروز کنار می‌گذارید تا در سررسید قیمت اعمال را بپردازید، کمتر از خودِ قیمت اعمال است — چون تا آن روز برایتان کار می‌کند. هرچه نرخ بهره بالاتر و سررسید دورتر باشد، این تفاوت بزرگ‌تر است.

و همین یک کلمه، نتیجهٔ عملیِ رابطه را می‌سازد: اختیار خرید باید از اختیار فروشِ هم‌اعمال گران‌تر باشد، به اندازهٔ فاصلهٔ قیمت سهم تا ارزشِ فعلیِ قیمت اعمال. بخش مثال عددی این عدد را حساب می‌کند.

چرا باید برقرار باشد

این رابطه یک مشاهدهٔ تجربی نیست که گاهی برقرار باشد و گاهی نه. یک اتحاد است و اثباتش دو خط دارد: در سررسید فقط دو حالت ممکن است، و در هر دو حالت دو سبد عیناً یک مبلغ می‌پردازند.

در سررسید فقط دو حالت وجود دارد پایه بالای اعمال پایه زیر اعمال اختیار خرید اعمال می‌شود اختیار فروش بی‌ارزش هر دو سبد به دست شما قیمت روزِ سهم را می‌دهند اختیار فروش اعمال می‌شود اختیار خرید بی‌ارزش هر دو سبد به دست شما قیمت اعمال را می‌دهند هیچ حالت سومی نیست پس هیچ بهای متفاوتی هم دوام نمی‌آورد
در هر دو ناحیهٔ قیمت، دو سبد عیناً یک مبلغ می‌پردازند. این تنها دلیلِ برقرار بودن رابطه است — نه یک قاعدهٔ تجربی، بلکه یک اتحاد.

اگر قیمت پایه بالای قیمت اعمال بسته شود، اختیار خرید اعمال می‌شود و با همان پول نقد سهم را می‌خرید؛ سبد اول یک سهم دارد. در سبد دوم اختیار فروش بی‌ارزش تمام می‌شود و سهم سر جایش می‌ماند؛ سبد دوم هم یک سهم دارد.

اگر پایه زیر قیمت اعمال بسته شود، اختیار خرید بی‌ارزش است و سبد اول همان پول نقد را دارد — یعنی قیمت اعمال. در سبد دوم اختیار فروش را اعمال می‌کنید و سهم را در قیمت اعمال می‌فروشید؛ سبد دوم هم همان مبلغ را دارد.

حالت سومی وجود ندارد. پس اگر امروز بهای دو سبد یکی نباشد، می‌شود گران‌تر را فروخت و ارزان‌تر را خرید و سودی برداشت که به قیمت سررسید کاری ندارد. همین امکان است که قیمت‌ها را سر جایشان نگه می‌دارد — و بخش چرا انحراف معمولاً آربیتراژ نیست می‌گوید چرا در عمل کسی این کار را نمی‌کند.

مثال عددی

فرض کنید سهمی امروز 20,000 ریال است و شما به اختیار خرید و اختیار فروشِ همان سهم با قیمت اعمال 20,000 ریال و 90 روز تا سررسید نگاه می‌کنید. نرخ بهره را 30٪ بگیرید — همان عددی که آپشن‌باز به‌صورت پیش‌فرض در محاسباتش می‌گذارد و خودتان هم می‌توانید در تنظیمات عوضش کنید.

جزءمقدار (هر برگه)از کجا آمد
قیمت سهم امروز20,000تابلوی بازار
قیمت اعمال20,000مشخصات قرارداد
ارزشِ فعلیِ قیمت اعمال18,570قیمت اعمال، تنزیل‌شده برای 90 روز با نرخ 30٪
اختیار خرید منهای اختیار فروش1,43020,000 − 18,570
پایه و اعمال هر دو 20,000 ریال، سه ماه تا سررسید قیمت سهم امروز 20,000 ارزش فعلیِ اعمال 18,570 اختیار خرید منهای اختیار فروش 1,430 این شکاف هیچ ربطی به صعودی بودن بازار ندارد تمامش بهای سه ماه در اختیار داشتنِ پول است
با نرخ بهرهٔ 30٪ و سه ماه مانده، اختیار خریدِ هم‌اعمال باید حدود 1,430 ریال گران‌تر از اختیار فروش باشد — و این عدد پیش‌بینی جهت بازار نیست، بهای زمان است.

یعنی اگر اختیار فروش 800 ریال معامله شود، اختیار خریدِ هم‌اعمال باید حدود 2,230 ریال باشد. این 1,430 ریال — 7.1٪ قیمت پایه — هیچ پیش‌بینی‌ای دربارهٔ بالا رفتن سهم در خودش ندارد؛ تمامش بهای سه ماه در اختیار داشتن پول است.

پرتکرارترین بدفهمی همین‌جاست. گران‌تر بودنِ اختیار خرید از اختیار فروشِ هم‌اعمال، نشانهٔ صعودی بودن بازار نیست. در نرخ بهرهٔ بالا این شکاف همیشه هست، حتی وقتی همه نزولی فکر می‌کنند. چیزی که واقعاً دیدگاه بازار را نشان می‌دهد، انحراف از این شکاف است، نه خودِ شکاف.

سه چیز این عدد را بزرگ‌تر می‌کنند: نرخ بهرهٔ بالاتر، سررسید دورتر، و قیمت اعمال بالاتر. برای دیدنِ همین محاسبه روی یک قرارداد واقعی، ماشین حساب اختیار معامله هر دو سمت را با مدل بلک شولز قیمت می‌زند.

شش موقعیت مصنوعی از یک معادله

معادله را جابه‌جا کنید و هر بار یک موقعیت تازه بیرون می‌آید. این تمام ایدهٔ آپشن‌های مصنوعی است: هر سه عنصر — سهم، اختیار خرید، اختیار فروش — با دوتای دیگر قابل ساختن‌اند.

یک معادله، شش بازچینش هر سطر همان رابطه است با جای عوض‌شدهٔ اجزا خرید مصنوعی سهم اختیار خرید + فروش اختیار فروش فروش مصنوعی سهم فروش اختیار خرید + اختیار فروش اختیار خرید مصنوعی سهم + اختیار فروش فروش اختیار فروشِ مصنوعی سهم + فروش اختیار خرید اختیار فروش مصنوعی اختیار خرید + فروش استقراضی فروش اختیار خرید مصنوعی فروش استقراضی + فروش اختیار فروش دو سطر آخر خط‌چین‌اند چون پای فروش استقراضی در بورس ایران به شکل متعارفش اجرا نمی‌شود
شش موقعیت مصنوعی، هر شش‌تا از یک رابطه بیرون می‌آیند. دو تای آخر پای فروش استقراضی می‌خواهند و در بورس ایران به شکل متعارفشان اجراشدنی نیستند.

چهار سطر اول در بورس تهران قابل اجرا هستند. خرید مصنوعی سهم و فروش مصنوعی سهم هرکدام مقالهٔ خودشان را دارند، و ترکیبِ خرید مصنوعی با فروش واقعیِ سهم همان کانورژن است.

دو سطر آخر پای فروش استقراضی می‌خواهند و همین‌جاست که رابطه از یک نکتهٔ درسی به یک ابزار محلی تبدیل می‌شود: شکل متعارف فروش استقراضی در بورس ایران اجرا نمی‌شود، ولی نسخهٔ مصنوعی‌اش با فروش اختیار خرید و خرید اختیار فروش ساخته می‌شود — و اینکه این جایگزین واقعاً همان رفتار را می‌دهد، مستقیماً از همین رابطه می‌آید.

و اگر هر دو سمت را هم‌زمان روی دو قیمت اعمال بسازید، به شورت باکس می‌رسید — ساختاری که کل سود و زیانش از همین رابطه بیرون می‌آید و به قیمت پایه کاری ندارد.

چرا انحراف معمولاً آربیتراژ نیست

روی کاغذ، هر انحراف از این رابطه یک فرصت است. در عمل تقریباً هیچ‌وقت — چون معادله با قیمت‌های میانی نوشته می‌شود و شما با سرخط معامله می‌کنید: برای خرید سرخط فروش و برای فروش سرخط خرید. شش چیزی که در فرمول نیستند:

چه چیزی در فرمول نیستچه می‌کند
اختلاف سرخط خرید و فروشروی ساختاری با سه یا چهار پا، همین اختلاف معمولاً از کل انحراف بزرگ‌تر است.
قیمت کهنهانحرافی که می‌بینید اغلب یعنی یکی از پاها چند روز معامله نشده. هنگام ورود، آن پا یا سرخط ندارد یا با شکاف پهن پر می‌شود — نقدشوندگی را بسنجید.
وجه تضمینهر پای فروخته وجه تضمین می‌خواهد و روزانه بازمحاسبه می‌شود. سود در سررسید قطعی است، ولی مسیر رسیدن به آن از شما نقدینگی می‌خواهد.
نرخ بهرهجزء نقدِ معادله به نرخ بدون ریسک بستگی دارد و عددی که شما فرض می‌کنید با آنچه بازار قیمت‌گذاری کرده یکی نیست.
سود نقدی و اقدام شرکتیمجمع و افزایش سرمایه قیمت اعمال و اندازهٔ قرارداد را تعدیل می‌کنند و در فرمول سادهٔ بالا نیستند.
کارمزد اعمالدر سررسید از هر دو طرف کسر می‌شود و روی ساختارهای باریک سهم بزرگی می‌گیرد.
انحرافی که روی تابلو می‌بینید اختلاف دو سمت معادله + 900 و چیزهایی که تا رسیدن به آن باید بپردازید اختلاف سرخط خرید و فروش روی چند پا − 600 کارمزد معامله و کارمزد اعمال − 250 لغزش اجرا روی پای کم‌معامله − 300 آنچه واقعاً می‌ماند − 250 و هنوز وجه تضمین روزانه را حساب نکرده‌اید
یک انحرافِ ظاهراً جذاب، بعد از اختلاف سرخط و کارمزد و لغزش اجرا منفی می‌شود. ارقام نمونه‌اند تا ترتیب بزرگی را نشان دهند، نه نرخ رسمی.

یک قید ساختاری هم هست: چون قراردادها سبک اروپایی دارند، سود قفل‌شده فقط در سررسید قابل برداشت است. خروج زودهنگام یعنی معکوس کردن همهٔ پاها با قیمت همان لحظه.

پس قاعدهٔ عملی یک جمله است: هر انحراف بزرگی که دیدید، اول بپرسید چرا هنوز باز است. محتمل‌ترین توضیح این است که یکی از پاها کهنه یا کم‌معامله است — نه اینکه بازار چیزی را ندیده. آربیتراژ در آپشن همین را با ساختارهای دیگر بررسی کرده است.

نکته‌های بازار ایران

سبک اعمال مشکلی نمی‌سازد. رابطه به شکل تساوی فقط برای اختیار اروپایی برقرار است و برای اختیار آمریکایی به یک نامساوی تبدیل می‌شود، چون اعمال زودهنگام ممکن است. قراردادهای بورس تهران تا امروز همگی سبک اروپایی بوده‌اند، پس این ابهام اینجا وجود ندارد.

سود نقدی به‌جای فرمول، در قیمت اعمال می‌نشیند. در کتاب‌های درسی سود نقدی یک جزء جداگانه در معادله است. اینجا مسیر دیگری دارد: بورس پیش از بازگشایی نماد، قیمت اعمال را به اندازهٔ سود نقدی مصوب کم می‌کند و در افزایش سرمایه هم قیمت اعمال و هم اندازهٔ قرارداد را با نسبت تعدیل می‌کند (تعدیل قیمت اعمال). نتیجه‌اش این است که رابطه بعد از تعدیل هم دقیقاً برقرار می‌ماند — ولی با اعداد تازه. هر محاسبه‌ای که با قیمت اعمالِ پیش از مجمع کرده‌اید، بعد از بازگشایی دیگر همان موقعیت را توصیف نمی‌کند.

نرخ بهره یک عدد توافق‌شده نیست. جزء تنزیل به نرخ بدون ریسک بستگی دارد و اینجا مرجع واحدی برایش وجود ندارد. پس شکافی که حساب می‌کنید به فرض خودتان حساس است؛ پیش از اینکه انحراف را واقعی بدانید، نرخ را بالا و پایین کنید و ببینید انحراف باقی می‌ماند یا نه.

و یک پا ممکن است اصلاً وجود نداشته باشد. دو تا از شش ترکیب بالا فروش استقراضی می‌خواهند. در برنامه‌ریزی، آن پا را موجود فرض نکنید؛ از نسخهٔ مصنوعی شروع کنید.

کجا به کارتان می‌آید

کاربرد عملیِ این رابطه در قرارداد اختیار معامله، آربیتراژ نیست — بررسی سلامت قیمت است. سه استفادهٔ روزمره‌اش:

  • قیمت مشکوک را پیدا کنید. اگر اختیار خرید و اختیار فروشِ هم‌اعمال با شکافی خیلی دور از عدد مورد انتظار معامله می‌شوند، محتمل‌ترین توضیح این است که یکی از دو پا مدتی است معامله نشده و قیمت آخرش کهنه است.
  • پای غایب را قیمت بزنید. وقتی یکی از دو سمت سرخط ندارد، رابطه به شما می‌گوید قیمت منصفانه‌اش کجاست — بدون اینکه به نوسان ضمنی یا مدل قیمت‌گذاری نیاز داشته باشید.
  • مصنوعی را با واقعی بسنجید. پیش از باز کردن یک موقعیت مصنوعی، بهای نسخهٔ مصنوعی و نسخهٔ واقعی را کنار هم بگذارید. اگر مصنوعی گران‌تر درآمد، دلیلی برای ساختنش نمانده.

هر سه‌تا یک ورودی می‌خواهند: قیمت زندهٔ هر دو سمت، کنار هم. در میزکار یک باکس دیده‌بان اضافه کنید و زنجیرهٔ همان سررسید را باز کنید تا اختیار خرید و اختیار فروشِ هر قیمت اعمال در یک صفحه بیایند، یا مستقیم به دیده‌بان آپشن بروید. برای سنجیدن یک قرارداد مشخص، ماشین حساب اختیار معامله کار را در چند ثانیه تمام می‌کند.

جمع‌بندی

برابری کال و پوت تنها رابطهٔ قیمت‌گذاری در این بازار است که به مدل و نوسان کاری ندارد: دو سبد که در سررسید یک مبلغ می‌پردازند، امروز هم باید یک بها داشته باشند. از همین یک جمله، شش موقعیت مصنوعی و منطق چند استراتژی آربیتراژی بیرون می‌آید.

و مهم‌ترین چیزی که از آن یاد می‌گیرید یک عدد نیست، یک عادت است: گران‌تر بودنِ اختیار خرید از اختیار فروشِ هم‌اعمال خبر نیست، قاعده است — و هر انحراف بزرگی که می‌بینید، تا وقتی نفهمیده‌اید چرا هنوز باز است، فرصت نیست.

این را روی بازار امتحان کنید

تازه با آپشن‌باز آشنا می‌شوید؟ آپشن‌باز ابزار تحلیل اختیار معامله است، نه کارگزاری. هر ابزار چه کار می‌کند ←

مقالات مرتبط

استراتژی کانورژن Conversion در اختیار معامله

کانورژن یعنی خرید سهم به‌علاوهٔ فروش مصنوعی همان سهم روی یک قیمت اعمال: سودی که به جهت بازار کاری ندارد. سود از کجا می‌آید و چه چیزی خرابش می‌کند.

استراتژی فروش مصنوعی سهم | Synthetic Short Stock

فروش مصنوعی سهم به زبان ساده: با فروش کال و خرید پوت هم‌اعمال، موقعیت نزولی بسازید بدون فروش استقراضی. قیمت فروش مصنوعی و سربه‌سر، مثال عددی، زیان بی‌سقف و وجه تضمین، و مقایسه با خرید پوت.

آربیتراژ در آپشن

آربیتراژ در آپشن یعنی قفل کردن اختلاف قیمت یک دارایی در دو جا، نه پیش‌بینی جهت. دو مثال عددی کامل روز سررسید و جایی که «بدون ریسک» تقریبی است.

آپشن های مصنوعی Synthetic Options

آشنایی با آپشن‌های مصنوعی در بازار سرمایه؛ این مقاله به زبان ساده و کاربردی انواع آپشن‌های مصنوعی شامل کال و پوت مصنوعی، را معرفی می‌کند. با مطالعه این راهنما خواهید آموخت چگونه با ترکیب هوشمندانه ابزارهای مالی، بدون نیاز به خرید مستقیم آپشن‌های استاندارد، از حرکات بازار سود ببرید، ریسک خود را مدیریت کنید و انعطاف‌پذیری بیشتری در معاملات داشته باشید

استراتژی خرید مصنوعی سهم | Synthetic Long Stock

خرید مصنوعی سهم با خرید کال و فروش پوت هم‌اعمال: رفتار قیمتی سهم بدون پرداخت کل پول آن. قیمت خرید مصنوعی و سربه‌سر، انتخاب قیمت اعمال، وجه تضمین، تعدیل بعد از مجمع و ریسک‌ها.

مدل بلک شولز و قیمت تئوری قرارداد اختیار معامله

مدل بلک‌شولز در آپشن — قیمت تئوری، IV ضمنی، یونانی‌ها و استفاده در دیده‌بان و جزئیات قرارداد.

کال آپشن چیست؟ | اختیار خرید به زبان ساده

کال آپشن (اختیار خرید) چیست؟ تعریف ساده، مثال عددی، سود و زیان خریدار، تفاوت با فروشنده، و محل دیدن کال در زنجیره و نمودار استراتژی آپشن‌باز.

پوت آپشن چیست؟ | حق فروش، مثال عددی و کاربرد

پوت آپشن (Put) چیست؟ حق فروش با قیمت ثابت، مثال عددی، بیمه کردن سهم، تفاوت با اختیار فروش تبعی، و نقش زمان در سود و زیان.

سبک اعمال در قراردادهای آپشن

آشنایی با انواع سبک‌های اعمال در قراردادهای آپشن: اروپایی، آمریکایی و برمودایی و غیر متعارف ، مقایسه ویژگی‌ها، مزایا و معایب هر سبک. تأثیر انتخاب سبک اعمال بر استراتژی‌های معاملاتی و مدیریت ریسک

راهنمای ماشین حساب اختیار معامله | بلک شولز و یونانی ها

راهنمای ماشین حساب اختیار معامله (آپشن): قیمت تئوری، یونانی‌ها و تلاطم ضمنی با بلک‌شولز، و قیمت مدل هستون با پارامترهای کالیبره‌شدهٔ هر نماد.

رو Rho در قراردادهای اختیار معامله

رو (Rho) یعنی چقدر قیمت اختیار معامله به ازای تغییر نرخ بهرهٔ بدون‌ریسک تغییر می‌کند؛ در کال مثبت و در پوت منفی است. تفاوت رو در قراردادهای کوتاه و بلندمدت.

شورت باکس در دیده بان

راهنمای کامل اسکنر آمادهٔ شورت باکس در دیده‌بان آپشن‌باز: فعال‌سازی، خواندن ستون (💰 و چهار پا)، چرا نتیجه یک عدد ثابت است، کارمزد اعمالِ دو پا، چیپ ⚠️ و مبنای وجه تضمین، و تک‌تک 18 تنظیم، فیلتر و گزینهٔ مرتب‌سازی.

اختیار معامله به عنوان سرمایه گذاری | خلاصه کتاب مک میلان

خلاصهٔ کتاب مک‌میلان: سه عددی که پیش از هر معامله باید بدانید، ادارهٔ موقعیت باز، و اینکه هر بخش این دایرةالمعارف در بورس تهران چقدر کار می‌کند.

استراتژی شورت باکس | Short Box و آربیتراژ در اختیار معامله

شورت باکس چیست: چهار پا روی دو قیمت اعمال، چرا نتیجه‌اش یک عدد ثابت است و منحنی سود و زیان ندارد، مثال عددی کامل، کارمزد اعمال که روی سهم 64% حاشیه را می‌برد، نرخ ضمنی این «وام»، و چرا «بدون ریسک جهت» با «بدون ریسک» یکی نیست.

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

اگر سوال یا ابهامی در رابطه با این مطلب دارید، همین‌جا بپرسید؛ کارشناسان ما پاسخ می‌دهند.

با ایمیل یا شماره موبایلی که ثبت می‌کنید، وقتی به کامنتتان پاسخ داده شود خبرتان می‌کنیم.

پرسش‌ها و نظرات کاربران

4 پیام
نازنین
02 اسفند 1404 - 09:58
این رابطه برای اختیار اروپایی است. در بورس تهران که قراردادها همین‌طورند، پس دقیقاً برقرار است؟
تیم آپشن بازپاسخ
05 اسفند 1404 - 19:52
بله، فرض سبک اعمال اینجا برقرار است — قراردادهای بورس تهران تا امروز همگی سبک اروپایی بوده‌اند، پس ابهام اعمال زودهنگام که در بازارهای آمریکایی رابطه را به یک نامساوی تبدیل می‌کند، اینجا وجود ندارد. ولی سه چیز دیگر همچنان رابطه را در عمل تقریبی می‌کنند: نرخ بهره. جزء «نقدِ معادل اعمال» به نرخ بدون ریسک بستگی دارد. عددی که شما فرض می‌کنید با آنچه بازار قیمت‌گذاری کرده یکی نیست. سود نقدی و اقدام شرکتی. مجمع و افزایش سرمایه قیمت اعمال و اندازهٔ قرارداد را تعدیل می‌کنند و در فرمول سادهٔ ذهنی نیستند. کارمزد اعمال. در سررسید از هر دو طرف کسر می‌شود و روی ساختارهای باریک سهم بزرگی می‌گیرد. کاربرد عملی درست این رابطه، آربیتراژ نیست — بررسی سلامت قیمت است: اگر انحراف بزرگی دیدید، محتمل‌ترین توضیح این است که یکی از پاها کهنه یا کم‌معامله است. یعنی این فرمول را به‌عنوان یک آشکارساز قیمت مشکوک به کار ببرید، نه یک ماشین سود.
وحید
29 آذر 1404 - 12:34
برابری کال و پوت را نوشتید. اگر در بازار برقرار نباشد، یعنی فرصت آربیتراژ است؟
تیم آپشن بازپاسخ
30 آذر 1404 - 11:17
روی کاغذ بله، در عمل تقریباً هیچ‌وقت — و دلیلش سه چیزی است که در فرمول نیستند. هزینهٔ اجرا. برابری با قیمت‌های میانی برقرار می‌شود، ولی شما با سرخط معامله می‌کنید: برای خرید سرخط فروش و برای فروش سرخط خرید. در ساختاری با سه یا چهار پا، همین اختلاف معمولاً از کل انحراف بزرگ‌تر است. قیمت کهنه. انحرافی که می‌بینید اغلب یعنی یکی از پاها چند روز معامله نشده. وقتی بخواهید وارد شوید، آن پا یا سرخط ندارد یا با شکاف پهن پر می‌شود: سنجش نقدشوندگی سرمایهٔ درگیر. هر پای فروخته وجه تضمین می‌خواهد و روزانه بازمحاسبه می‌شود. سود آربیتراژ در سررسید قطعی است، ولی مسیر رسیدن به آن می‌تواند از شما نقدینگی بخواهد: وجه تضمین و یک قید ساختاری: چون قراردادها سبک اروپایی دارند، سود قفل‌شده فقط در سررسید قابل برداشت است. خروج زودهنگام یعنی معکوس کردن همهٔ پاها با قیمت همان لحظه. پس قاعدهٔ عملی: هر انحرافی که دیدید، اول بپرسید چرا هنوز باز است.