کاوردکال فقیر (PMCC) | کاوردکال با یک‌سوم سرمایه، و فرضی که در ایران برقرار نیست

به‌جای خرید هزار سهم، یک اختیار خرید داخل پول با سررسید دورتر می‌خرید و کال کوتاه‌مدت رویش می‌فروشید. سنجش 523 نماد-روز: پای بلند میانه‌اش 32.8 درصد قیمت سهم است، ولی فاصلهٔ سررسیدها فقط 63 روز — پس نسخهٔ ایرانی یک دیاگونال دوماهه است نه استراتژی بلندمدت.

نویسنده: آپشن‌بازتاریخ انتشار: 1405/05/20آخرین به‌روزرسانی: 1405/05/2018 دقیقه مطالعه
اشتراک‌گذاری:

کاوردکال استراتژی محبوبی است و یک مانع بزرگ دارد: باید هزار سهم داشته باشید تا بتوانید یک قرارداد بفروشید. برای نمادی که سهمش دو هزار تومان است، یعنی بیست میلیون تومان سرمایه باید بخوابد تا چند صد هزار تومان پرمیوم بگیرید.

کاوردکال فقیر — که به اختصار PMCC هم گفته می‌شود — همان معامله را با پول کمتر می‌سازد: به‌جای خریدن سهم، یک اختیار خرید داخل پول با سررسید دورتر می‌خرید و آن را جای سهم می‌نشانید. بعد مثل همیشه یک اختیار خرید کوتاه‌مدت رویش می‌فروشید.

ولی این استراتژی یک فرض دارد که در بازار ایران برقرار نیست، و این مقاله بیش از هر چیز دربارهٔ همان فرض است (523 نماد-روز از 30 نماد پایه، در بیست روز معاملاتی).

مشکلی که حل می‌کند

در کاوردکال، سهم نقش «پوشش» را بازی می‌کند: اگر کالی که فروخته‌اید اعمال شود، سهم را تحویل می‌دهید و کارتان تمام است. مشکل این است که آن پوشش، کل قیمت سهم را قفل می‌کند.

کاوردکال خوب است، ولی گران است و این استراتژی همان معامله را با پول کمتر می‌سازد کاوردکال معمولی هزار سهم می‌خرید کل پولش قفل می‌شود کاوردکال فقیر یک کال داخل پول می‌خرید کسری از همان پول پای بلندمدت جای سهم می‌نشیند و مثل همیشه یک کال کوتاه‌مدت رویش می‌فروشید در ازایش، یک تاریخ انقضا به موقعیتتان اضافه می‌شود
کاوردکال معمولی هزار سهم می‌خواهد و کل پولش قفل می‌شود؛ کاوردکال فقیر یک اختیار خرید داخل پول را جای سهم می‌نشاند و کال کوتاه‌مدت را رویش می‌فروشد. در ازایش، یک تاریخ انقضا به موقعیتتان اضافه می‌شود — که سهم نداشت.

ایدهٔ کاوردکال فقیر ساده است: چیزی لازم داریم که مثل سهم رفتار کند ولی ارزان‌تر باشد. یک اختیار خرید داخل پول با سررسید دورتر همین کار را می‌کند — دلتای بالایی دارد، پس با حرکت سهم تقریباً هم‌قدم بالا و پایین می‌رود، و قیمتش کسری از قیمت سهم است.

در ازای این صرفه‌جویی، چیزی به موقعیتتان اضافه می‌شود که سهم نداشت: یک تاریخ انقضا. سهم هیچ‌وقت منقضی نمی‌شود؛ پای بلند شما می‌شود. بیشتر تفاوت‌های این استراتژی با کاوردکال از همین یک جمله می‌آید.

ساختار موقعیت

دو پا، و مهم‌تر: دو سررسید هر دو اختیار خرید، روی یک نماد پایه کال داخل پول با سررسید دورتر جای سهم می‌نشیند خرید کال خارج پول با سررسید نزدیک‌تر پرمیومش را می‌گیرید فروش همین اختلاف سررسید است که اسمش را «دیاگونال» می‌کند و همان است که کاوردکال معمولی ندارد
دو اختیار خرید روی یک نماد پایه: یکی داخل پول با سررسید دورتر که جای سهم می‌نشیند، و یکی خارج پول با سررسید نزدیک‌تر که می‌فروشید. همین اختلاف سررسید است که اسمش را «دیاگونال» می‌کند — و کاوردکال معمولی آن را ندارد.
  • خرید یک اختیار خرید داخل پول با سررسید دورتر. هرچه عمیق‌تر داخل پول باشد، بیشتر شبیه سهم رفتار می‌کند. معمولاً دلتای حدود 0.8 یا بالاتر را هدف می‌گیرند.
  • فروش یک اختیار خرید خارج پول با سررسید نزدیک‌تر. این همان پایی است که درآمد می‌سازد، دقیقاً مثل کاوردکال.

چون دو پا روی دو سررسید متفاوت‌اند، این ساختار عضو خانوادهٔ اسپرد دیاگونال است — و همین اختلاف سررسید چیزی است که کاوردکال معمولی ندارد.

این با «کاوردکال مصنوعی» یکی نیست

پیش از ادامه، یک تفکیک که مدام از قلم می‌افتد.

این با «کاوردکال مصنوعی» یکی نیست دو استراتژی متفاوت که مدام با هم اشتباه می‌شوند کاوردکال مصنوعی کال خریده + پوت فروخته روی یک قیمت اعمال سه پا، یک سررسید کاوردکال فقیر کال داخل پول خریده کال خارج پول فروخته دو پا، دو سررسید آنجا سهم را می‌سازید؛ اینجا سهم را با یک کال جایگزین می‌کنید و ریسکشان هم به همین دلیل فرق دارد
کاوردکال مصنوعی سه پا روی یک سررسید دارد و با کال خریده به‌اضافهٔ پوت فروخته، خودِ سهم را می‌سازد. کاوردکال فقیر دو پا روی دو سررسید است. آنجا سهم را می‌سازید، اینجا سهم را با یک کال جایگزین می‌کنید — و ریسکشان هم به همین دلیل فرق دارد.

کاوردکال مصنوعی سه پا دارد و همه روی یک سررسید: یک کال می‌خرید و یک پوت با همان قیمت اعمال می‌فروشید تا خودِ سهم را بسازید، و بعد یک کال دیگر می‌فروشید. آنجا واقعاً سهم مصنوعی ساخته‌اید.

کاوردکال فقیر دو پا دارد روی دو سررسید و هیچ پوتی در آن نیست. اینجا سهم را نمی‌سازید — با یک کال جایگزینش می‌کنید، که تقریب است نه معادل. ریسک این دو هم به همین دلیل فرق دارد: در نسخهٔ مصنوعی پوتِ فروخته‌شده تعهد نامحدود دارد، اینجا بیشترین زیانتان پرمیومی است که برای پای بلند داده‌اید.

چقدر پول کمتر — اندازه‌گیری‌شده

ادعای مرکزی این استراتژی «سرمایهٔ خیلی کمتر» است. اندازه گرفتیم که «خیلی کمتر» یعنی چقدر.

چقدر پول کمتر — اندازه‌گیری‌شده قیمت فروشِ کال داخل پولِ دوردست، به‌نسبت قیمت خود سهم 32.8% هزینهٔ پای بلند 67.2% پولی که آزاد می‌ماند یعنی با حدود یک‌سوم پولِ خرید سهم، همان موقعیت را می‌گیرید صرفه‌جویی واقعی است، ولی نه آن اهرمی که تبلیغ می‌شود حدود سه برابر اهرم، نه ده برابر چون کال داخل پول، ارزش ذاتی سنگینی با خودش دارد
قیمت فروشِ کال داخل پولِ دوردست میانه‌اش 32.8 درصد قیمت خود سهم است، پس 67.2 درصد سرمایه آزاد می‌ماند. صرفه‌جویی واقعی است، ولی حدود سه برابر اهرم، نه ده برابری که معمولاً تبلیغ می‌شود — چون کال داخل پول ارزش ذاتی سنگینی با خودش دارد.

قیمت فروشِ کال داخل پولِ دوردست، میانه‌اش 32.8 درصد قیمت خود سهم است. یعنی با حدود یک‌سوم پول، موقعیتی می‌گیرید که تقریباً مثل سهم حرکت می‌کند و 67.2 درصد سرمایه آزاد می‌ماند.

صرفه‌جویی واقعی است، ولی به عددی که معمولاً تبلیغ می‌شود نزدیک نیست: حدود سه برابر اهرم، نه ده برابر. دلیلش هم روشن است — کالی که عمیقاً داخل پول است، ارزش ذاتی سنگینی با خودش دارد و آن ارزش ذاتی را باید نقد بپردازید.

فرضی که در ایران برقرار نیست

حالا می‌رسیم به مهم‌ترین بخش این مقاله. هر توضیحی که از این استراتژی در منابع خارجی بخوانید، یک فرض پنهان دارد: پای بلند یک قرارداد شش تا دوازده‌ماهه است. اهمیتش این است که ارزش زمانی چنین قراردادی خیلی کند آب می‌رود، پس در حالی که پای فروخته‌شدهٔ کوتاه‌مدت سریع می‌پوسد، پای بلند تقریباً سرجایش می‌ماند. کل سودآوری استراتژی از همین اختلاف سرعت می‌آید.

ولی یک فرض این استراتژی در ایران برقرار نیست فاصلهٔ نزدیک‌ترین تا دورترین سررسیدِ دارای مظنه آنچه استراتژی فرض می‌کند شش تا دوازده ماه قرارداد بلندمدت آنچه در بازار هست 63 روز — میانه پس نسخهٔ ایرانی یک دیاگونال دوماهه است، نه استراتژی بلندمدت و پای بلندِ شما هم با سرعت خودش آب می‌رود این مهم‌ترین تفاوت با چیزی است که در منابع خارجی می‌خوانید
این استراتژی یک قرارداد شش تا دوازده‌ماهه را فرض می‌کند، ولی فاصلهٔ نزدیک‌ترین تا دورترین سررسیدِ دارای مظنه در این بازار میانه‌اش 63 روز است. پس نسخهٔ ایرانی یک دیاگونال دوماهه است و پای بلندِ شما هم با سرعت خودش آب می‌رود.

اندازه‌گیری می‌گوید در این بازار، فاصلهٔ نزدیک‌ترین تا دورترین سررسیدِ دارای مظنه میانه‌اش 63 روز است. یعنی «پای بلند» شما حدود دو ماه دورتر از پای کوتاه است، نه شش ماه.

نتیجه‌اش این است که نسخهٔ ایرانی این استراتژی یک دیاگونال دوماهه است، نه آنچه اسمش را یدک می‌کشد. پای بلندتان هم با سرعت قابل توجهی آب می‌رود و اختلاف سرعتی که استراتژی رویش حساب کرده، خیلی کمتر از فرض اولیه است.

این را جدی بگیرید. اگر با ذهنیت «پای بلند من تقریباً مثل سهم است و منقضی نمی‌شود» وارد شوید، در بازاری با سررسید دوماهه بارها باید موقعیت را جابه‌جا کنید — و هر جابه‌جایی، دو بار فاصلهٔ خرید و فروش و کارمزد است.

آیا هر دو پا هم‌زمان پیدا می‌شوند

سؤال بعدی این است که آیا اصلاً می‌شود این دو پا را در یک روز پیدا کرد. این ساختار خواستهٔ سختی دارد: کالِ قابل معامله روی دو سررسید متفاوت، یکی داخل پول و یکی خارج پول.

و آیا هر دو پا هم‌زمان پیدا می‌شوند سهم روزهایی که هر دو پا مظنهٔ دوطرفه داشتند کال روی دو سررسید، هر جور 70.7% کال داخل پول دور + خارج پول نزدیک 62.1% همان، ولی با عمق کافی برای جای سهم 60.2% یعنی در حدود شش روز از هر ده روز شدنی بود که برای ساختاری با دو سررسید، عدد بدی نیست
در 60.2 درصد روزها هم یک کال داخل پولِ دوردست با عمق کافی و هم یک کال خارج پولِ نزدیک، هر دو مظنهٔ دوطرفه داشتند. یعنی حدود شش روز از هر ده روز شدنی بود — که برای ساختاری با دو سررسید عدد بدی نیست.

در 70.7 درصد نماد-روزها اصلاً کال دارای مظنه روی دو سررسید یا بیشتر وجود داشت. با شرط جهت‌دار (داخل پول روی دور، خارج پول روی نزدیک) این عدد 62.1 درصد شد، و با شرط سخت‌گیرانه‌تر که پای بلند به‌اندازهٔ کافی عمیق باشد تا واقعاً جای سهم بنشیند، 60.2 درصد.

یعنی حدود شش روز از هر ده روز شدنی بود. برای ساختاری که به دو سررسید نیاز دارد، این عدد بدی نیست — و از پوت بک اسپرد نسبتی که 40 درصد بود بهتر است، چون این استراتژی کاملاً روی سمت پُرمعامله‌تر بازار (اختیار خرید) می‌نشیند.

و مثل همیشه، این عدد سقف است نه کف. «قابل ساختن» یعنی هر دو پا مظنهٔ دوطرفه داشتند — نه اینکه قیمتشان خوب بود. با میانهٔ فاصلهٔ خرید و فروشِ بیست‌ویک درصدی، ساختنِ ممکن با ساختنِ به‌صرفه یکی نیست.

چهار چیزی که در عمل اذیت می‌کنند

چهار چیزی که در عمل اذیت می‌کنند و هیچ‌کدامشان در کاوردکال معمولی وجود ندارند پای بلند هم سررسید دارد سهم منقضی نمی‌شود، این می‌شود رشد شدید سود را می‌بندد پای فروخته زودتر از پای بلند رشد می‌کند اعمال زودهنگام پای فروخته روی دستتان یک تعهد می‌ماند بستن نیاز به دو معامله دارد دو بار فاصلهٔ خرید و فروش مورد اول در بازاری با سررسید دوماهه، جدی‌ترینشان است
چهار چیز که کاوردکال معمولی ندارد: پای بلند هم سررسید دارد، رشد شدید سود را می‌بندد، پای فروخته ممکن است زودتر اعمال شود، و بستن موقعیت دو معامله می‌خواهد. مورد اول در بازاری با سررسید دوماهه، جدی‌ترینشان است.
  1. پای بلند هم سررسید دارد. سهم منقضی نمی‌شود؛ این می‌شود. و در بازاری با فاصلهٔ دوماهه، این خیلی زودتر از تصورتان می‌رسد.
  2. رشد شدید، سود را می‌بندد. اگر پایه جهش کند، کالِ کوتاه‌مدتی که فروخته‌اید سریع‌تر از پای بلندتان گران می‌شود. سود شما سقف دارد و سقفش نزدیک است.
  3. اعمال زودهنگام پای فروخته‌شده. اگر کال فروخته‌شده اعمال شود، شما سهمی ندارید که تحویل دهید — فقط یک کال دیگر دارید. تسویه‌اش با کاوردکال معمولی فرق می‌کند و باید از قبل بدانید سازوکارش چیست.
  4. بستن موقعیت دو معامله می‌خواهد. دو بار فاصلهٔ خرید و فروش، دو بار کارمزد. بستن زودتر از سررسید اینجا گران‌تر از یک موقعیت تک‌پایه است.

قاعده‌ای که کل ریسک را مهار می‌کند

یک قاعدهٔ ساده هست که اگر رعایتش کنید، بدترین حالت این موقعیت مشخص و محدود می‌ماند.

یک قاعده که کل ریسک را مهار می‌کند و اگر رعایت نشود، موقعیت می‌تواند زیان بدهد حتی وقتی درست حدس زده‌اید پرمیومی که می‌گیرید باید از اختلاف قیمت اعمال کمتر بماند وگرنه در رشد شدید، پای فروخته از پای بلند جلو می‌زند اگر رعایت شود بیشترین زیان مشخص است اگر رعایت نشود رشد پایه به ضررتان می‌شود این را پیش از باز کردن روی نمودار استراتژی چک کنید
پرمیومی که از پای فروخته می‌گیرید باید از اختلاف دو قیمت اعمال کمتر بماند، وگرنه در رشد شدید پای فروخته از پای بلند جلو می‌زند. اگر رعایت شود بیشترین زیان مشخص است؛ اگر نه، رشد نماد پایه به ضررتان تمام می‌شود.

پرمیومی که از پای فروخته‌شده می‌گیرید باید از اختلاف دو قیمت اعمال کمتر بماند. اگر این شرط برقرار باشد، حتی در رشد شدید هم پای بلندتان از پای فروخته‌شده جلوتر است و بیشترین زیانتان قابل محاسبه است.

اگر برقرار نباشد — یعنی قیمت اعمال پای فروخته‌شده را خیلی نزدیک انتخاب کرده باشید — ممکن است در رشد پایه زیان کنید، درست وقتی که جهت را درست حدس زده بودید. این بدترین حالت ممکن برای روحیهٔ یک معامله‌گر است و کاملاً قابل پیشگیری.

راه چک کردنش هم ساده است: موقعیت را در نمودار استراتژی بسازید و به سمت راست منحنی نگاه کنید. اگر آنجا زیر صفر می‌رود، قیمت اعمال پای فروخته‌شده را دورتر ببرید.

کجا به کار می‌آید و کجا نه

کجا به کار می‌آید و کجا نه یک انتظار مشخص لازم دارد، نه خوش‌بینی کلی رشد آرام یا درجا زدن همان جایی که کاوردکال کار می‌کند وقتی سرمایه محدود است دلیل اصلی وجود این ساختار و کجا نه: وقتی انتظار جهش بزرگ دارید چون پای فروخته دقیقاً همان‌جا جلوی سودتان را می‌گیرد برای آن حالت، خریدن همان کال بلند به‌تنهایی بهتر است
به کار می‌آید وقتی رشد آرام یا درجا زدن انتظار دارید و سرمایه‌تان محدود است. و کجا نه: وقتی انتظار جهش بزرگ دارید — چون پای فروخته دقیقاً همان‌جا جلوی سودتان را می‌گیرد و خریدن همان کال بلند به‌تنهایی بهتر است.

به کار می‌آید وقتی انتظار رشد آرام یا درجا زدن دارید — همان جایی که کاوردکال کار می‌کند — و سرمایه‌تان محدود است. دلیل اصلی وجود این ساختار همین دومی است.

به کار نمی‌آید وقتی انتظار یک جهش بزرگ دارید. پای فروخته‌شده دقیقاً همان‌جا جلوی سودتان را می‌گیرد؛ اگر واقعاً منتظر جهشید، همان کال بلند را به‌تنهایی بخرید و پای دوم را نفروشید.

و پیش از هر چیز، نقدشوندگی هر دو پا را در زنجیره قراردادها ببینید. اگر پای بلند مظنهٔ دوطرفه ندارد، شما وارد موقعیتی می‌شوید که راه خروج ندارد.

جمع‌بندی

  • یک کال داخل پول با سررسید دورتر می‌خرید که جای سهم بنشیند، و یک کال خارج پول با سررسید نزدیک‌تر می‌فروشید — دو پا، دو سررسید.
  • با «کاوردکال مصنوعی» یکی نیست: آن سه پا روی یک سررسید است و پوت دارد؛ این دو پا روی دو سررسید است و ندارد.
  • پای بلند میانه‌اش 32.8 درصد قیمت سهم است، پس 67.2 درصد سرمایه آزاد می‌ماند — حدود سه برابر اهرم، نه ده برابر.
  • و مهم‌ترین نکته: فاصلهٔ سررسیدها در این بازار میانه‌اش 63 روز است، نه شش تا دوازده ماه. پس نسخهٔ ایرانی یک دیاگونال دوماهه است و فرضِ «پای بلند تقریباً ثابت می‌ماند» برقرار نیست.
  • در 60.2 درصد نماد-روزها هر دو پا با عمق کافی قابل معامله بودند — بهتر از ساختارهای مبتنی بر اختیار فروش.
  • و یک قاعده که رعایتش کل ریسک را مهار می‌کند: پرمیوم دریافتی باید از اختلاف دو قیمت اعمال کمتر بماند.

خودتان ببینید: در زنجیره قراردادها دو سررسید دورترین و نزدیک‌ترین را باز کنید و فاصلهٔ روزشان را ببینید. اگر آن فاصله کمتر از دو ماه است، شما یک دیاگونال کوتاه‌مدت می‌سازید — نه آنچه اسمش را می‌شنوید.

مقالات مرتبط

شورت کال کاندور | ساختنش آسان است، به‌صرفه بودنش نه

وارونهٔ لانگ کال کاندور: سود در دو انتها و بیشترین زیان در وسط. سنجش 1,058 زنجیره-روز نشان می‌دهد این ساختار چهارپا در 83.8 درصد روزها قابل ساختن بود — بیش از یک ساختار دوپا روی اختیار فروش — ولی هشت بار عبور از سرخط، نه در دسترس بودن، مانع واقعی است.

استراتژی کاورد کال Covered Call در اختیار معامله

کاورد کال چیست و چه معامله‌ای می‌کنید: سه عدد کلیدی (بیشترین سود، سربه‌سر، حاشیهٔ ایمنی)، انتخاب قیمت اعمال، اثر زمان و نوسان، دلتا هج و اینکه چرا پریمیوم حاشیهٔ ایمنی است نه سپر.

استراتژی کاوردکال مصنوعی | کاوردکال بدون خرید سهم

کاوردکال مصنوعی به زبان ساده: با خرید کال و فروش پوت هم‌اعمال یک سهم مصنوعی بسازید و روی آن کال بفروشید. ساختار سه‌پایه، سربه‌سر و سقف سود، مثال عددی، انتخاب کال سوم، ریسک وجه تضمین و جای درست استفاده از آن.

اسپرد دیاگونال Diagonal Spread | تقویم با اعمال متفاوت

دیاگونال اسپرد: دو سررسید و دو اعمال، تفاوت با تقویم و اسپرد عمودی، کاربرد جهت‌دار ملایم و تمرین در نمودار استراتژی.

اسپرد تقویمی Calendar Spread | اختلاف سررسید در آپشن

اسپرد تقویمی (Time Spread): فروش سررسید نزدیک و خرید دورتر روی یک اعمال، نقش تتا و IV، کاربرد در زنجیره چندسررسید ایران و رسم در نمودار استراتژی.

وضعیت مالی قرارداد اختیار معامله چیست

وضعیت مالی ITM، ATM و OTM در آپشن — معنی، تأثیر بر پرمیوم و فیلتر در دیده‌بان.

دلتا (Delta) در اختیار معامله چیست؟ فرمول، مثال و کاربرد معاملاتی

دلتا در آپشن یعنی چه؟ محدوده 0 تا 1، تفسیر دلتای کال و پوت، کاربرد در پوشش ریسک و فیلترنویسی، و مشاهده دلتای لحظه‌ای در دیده‌بان آپشن‌باز.

بازارگردان در بازار اختیار معامله | فاصلهٔ خرید و فروش، اندازه‌گیری‌شده

بازارگردان هم‌زمان قیمت خرید و فروش می‌دهد تا معامله ممکن شود، و دستمزدش فاصلهٔ آن دو است. سنجش این فاصله روی 22,244 قرارداد-روز بازار اختیار ایران: تنها 48.5 درصد قراردادها هر دو طرف مظنه دارند، میانهٔ فاصله 21.6 درصد است و روی قراردادهای خیلی خارج از سود به 67 درصد می‌رسد.

چطور نقد شوندگی یک قرارداد اختیار معامله را بسنجیم

سنجش نقدشوندگی اختیار — اسپرد، حجم معاملات و فیلتر قراردادهای قابل معامله در دیده‌بان.

پوت بک اسپرد نسبتی | Put Ratio Backspread و اینکه در ایران شدنی است یا نه

یک اختیار فروش با اعمال بالاتر می‌فروشید و بیش از یکی با اعمال پایین‌تر می‌خرید؛ سقوط شدید سود بزرگ می‌سازد و بیشترین زیان وسط نمودار می‌افتد. سنجش 1,058 زنجیره-روز: تنها 21.7 درصد اختیارهای فروش مظنهٔ دوطرفه دارند و این ساختار در 40.2 درصد زنجیره-روزها قابل ساختن بود.

انواع سفارش در تابلوی اختیار معامله | دامنه، گام قیمت و صف سفارش

در هر سفارش یکی از دو چیز را تضمین می‌کنید: قیمت یا انجام شدن. سنجش 25,804 قرارداد-روز نشان می‌دهد دامنهٔ نوسان قرارداد اختیار برخلاف سهم یک بازهٔ ثابت مطلق است، سقفش هیچ‌وقت فعال نمی‌شود ولی 5.6 درصد قراردادها روی کف 1 ریال بسته می‌شوند و 40.3 درصد قرارداد-روزها صف یک‌طرفه دارند.

مدیریت سرمایه و اندازهٔ موقعیت در معاملات اختیار | کِلی و درصد ریسک

هر قاعدهٔ اندازهٔ موقعیت به نرخ برد و نسبت برد به باخت نیاز دارد و برای اختیارِ خریداری‌شده تا سررسید هر دو قابل محاسبه‌اند. سنجش 2,909 قرارداد-روز بازار ایران: 46.1 درصد کاملاً صفر شدند، میانهٔ بازده منفی 75.5 درصد بود و در خیلی خارج از سود 95 درصد قراردادها بی‌ارزش سررسید شدند.

راهنمای نمودار استراتژی اختیار معامله | ساخت و تحلیل سود و زیان

آموزش کامل نمودار استراتژی آپشن‌باز: ساخت چندپایه، قیمت روز، مقایسه با نمودار دوم، ورود اکسل کارگزاری، what-if، یونانی‌ها، جدول ماتریس، کارمزد، ذخیره و اتصال به فرمول‌نویسی — برای مبتدی تا حرفه‌ای.

افست استراتژی های آپشن زودتر از موعد سررسید

افست (آفست) در آپشن چیست؟ بستن موقعیت با معاملهٔ مخالف، مثال عددی خرید کال، افست زودتر از سررسید، و ستون س/ز آفست در نمودار استراتژی آپشن‌باز.

مالیات و کارمزد معاملات اختیار معامله | هزینهٔ واقعی از خرید تا اعمال

هزینهٔ یک معاملهٔ اختیار سه تکه دارد: کارمزد معامله روی پرمیوم، کارمزد اعمال و کارمزد فروش سهم روی ارزش کل قرارداد. نرخ‌های زندهٔ هر سه بازار، قاعده‌ای که نرخ اعمال را تعیین می‌کند (سمت معاملهٔ سهم، نه کال یا پوت بودن)، تفاوت یازده‌برابری 0.05 و 0.55 درصد، جای واقعی مالیات نیم درصد، و یک مثال کامل که 10.2 درصد سود را می‌برد.

کاورد کال نسبتی Covered Call Ratio چیست

کاورد کال نسبتی چیست و چه معامله‌ای می‌کنید: ساختار، دو نقطه سربه‌سر، چرا تعداد قرارداد را دلتا تعیین می‌کند، سرعت زیان بالای اعمال بی‌پوشش و انضباطی که این استراتژی می‌خواهد.

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

ثبت پرسش/نظر شما

پرسش‌ها و نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است.