یک کال اسپرد صعودی باز کردهاید و همهچیز منطقی است: دیدگاهتان صعودی ملایم است، زیانتان بسته است، سودتان سقف دارد. تنها چیزی که آزارتان میدهد این است که برای باز کردنش باید پول بدهید — و آن پول، قبل از اینکه سهم تکان بخورد، از حساب شما رفته است.
کال لدر صعودی (Bull Call Ladder) جوابی است که بازار به همین آزردگی داده: یک اختیار خرید سوم، با اعمالی بالاتر از اسپردتان، میفروشید و پولش را همان روز میگیرید. پرداختی اولیه کم میشود، گاهی به صفر میرسد و گاهی حتی مثبت. هیچکدام از اینها رایگان نیست.
چون آن اختیار سوم هیچ پوششی ندارد. تا وقتی پایه در محدودهٔ پیشبینی شما بماند، هیچ اتفاقی نمیافتد؛ ولی اگر خیلی بالاتر برود، همان پایی که پول را آورده بود شروع میکند به پس گرفتن سود و بعد ساختن زیان — زیانی که سقف ندارد. این مقاله دربارهٔ این معامله است: چقدر پرداختی کم میکنید و در ازایش چه چیزی را باز میگذارید.
فهرست مطالب
- مسئلهای که کال لدر حل میکند
- ساختار موقعیت
- چهار عددی که یکیشان عدد نیست
- مثال عددی: یک قرارداد، دو ماه
- در سررسید چه اتفاقی میافتد؟
- انتخاب قیمت اعمال
- بدهکار یا بستانکار؟
- زمان و نوسان
- آن روی سکه: خانوادهٔ لدر
- اگر موقعیت به خطر افتاد
- پنج نکته که مخصوص بازار ایران است
- شش اشتباه رایج
- کجا به کار میآید و کجا نه
- در آپشنباز چطور پیدایش کنم؟
مسئلهای که کال لدر حل میکند
کال لدر صعودی از صفر طراحی نشده است؛ یک اصلاح روی چیزی است که از قبل داشتید. کل ساختار را میشود در یک جمله گفت: کال اسپرد صعودی، بهعلاوهٔ فروش یک اختیار خرید با اعمال بالاتر.
هر سه قرارداد اختیار خریداند، روی یک نماد پایه، با یک سررسید، و نسبت پاها 1 به 1 به 1 است:
| پا | اعمال | نقش | پوشش دارد؟ |
|---|---|---|---|
| خرید 1 کال | K1 — پایینترین | موتور رشد موقعیت | — |
| فروش 1 کال | K2 — میانی | سقف سود را میسازد و پرمیوم میآورد | بله، پای خریداریشده پشتش است |
| فروش 1 کال | K3 — بالاترین | پرمیوم اضافی میآورد | نه — هیچ قراردادی پشتش نیست |
ردیف آخر تمام داستان است. دو پای اول با هم یک اسپرد کاملاند و ریسکشان از لحظهٔ ورود بسته است. پای سوم یک نیکد کال است که کنار آن اسپرد نشسته — و هر چیزی که دربارهٔ نیکد کال درست است، دربارهٔ رفتار این موقعیت در قیمتهای بالا هم درست است.
اگر فقط یک جمله از این مقاله قرار است در ذهنتان بماند، همین باشد: کال لدر «اسپردِ ارزانتر» نیست، «اسپرد بهعلاوهٔ یک تعهد بیسقف» است. قیمتِ ارزانتر شدن، همان تعهد است.
ساختار موقعیت
چهار چیز را از این نمودار ببرید:
- سمت چپ بسته است. اگر پایه زیر
K1بماند، هر سه قرارداد بیارزش منقضی میشوند و شما دقیقاً همان پولی را باختهاید که روز اول پرداختید — نه یک ریال بیشتر. - وسط یک سکو است، نه یک قله. بین
K2وK3سود شما ثابت است و بیشترین مقدار خودش را دارد. برخلاف باترفلای که سودش فقط روی یک نقطه بیشینه است، اینجا یک بازهٔ کامل در اختیار دارید. - دو سربهسر دارید، نه یکی. یکی پایین که از آن به بالا وارد سود میشوید، و یکی بالا که از آن به بالا دوباره وارد زیان میشوید. جزئیات مفهومی سربهسر در نقطهٔ سربهسر آمده است.
- سمت راست بسته نیست. بعد از سربهسر بالا، هر ریال رشد پایه یک ریال به زیان شما اضافه میکند و قیمت سهم حد بالایی ندارد.
این ترکیب — زیان بستهٔ چپ و زیان بازِ راست — کال لدر را در کتابخانهٔ استراتژیها کمنظیر میکند: تنها ساختار صعودی است که بیش از حد بالا رفتن پایه برایش خبر بدی است.
چهار عددی که یکیشان عدد نیست
اگر خالص پرداختی هر سهم را H بنامیم (مثبت یعنی پول دادهاید، منفی یعنی پول گرفتهاید):
| مقدار | فرمول | چه میگوید |
|---|---|---|
| بیشترین سود | K2 − K1 − H × اندازهٔ قرارداد | سقف مطلق شما، روی کل بازهٔ بین K2 و K3 |
| سربهسر پایین | K1 + H | از این قیمت به بالا وارد سود میشوید |
| سربهسر بالا | K2 + K3 − K1 − H | آخرین قیمتی که هنوز ضرر نکردهاید |
| بیشترین زیان (پایین) | H × اندازهٔ قرارداد | زیر K1؛ عددی مشخص و بسته |
| بیشترین زیان (بالا) | تعریفشده نیست | بهجایش یک سناریوی مشخص بنویسید |
فرمول سربهسر بالا در نگاه اول عجیب است، ولی منطقش ساده است: بالاتر از K3 شما یک پای خریده و دو پای فروخته دارید، پس خالص موقعیتتان معادل فروش یک اختیار خرید است. سودی که روی سکو جمع کرده بودید، با شیب یکبهیک پس داده میشود تا صفر شود. فاصلهٔ K3 تا سربهسر بالا دقیقاً به اندازهٔ همان بیشترین سود است.
ردیف آخر جدول را جدی بگیرید. «بینهایت» یک عدد نیست و با آن نمیشود اندازهٔ موقعیت انتخاب کرد. کاری که باید بکنید این است: یک سناریوی واقعبینانه بنویسید — مثلاً «اگر پایه 50٪ رشد کند» — و زیان همان سناریو را حساب کنید. آن عدد است که باید با اندازهٔ حساب شما جور دربیاید، نه بازده جذاب روی کاغذ.
مثال عددی: یک قرارداد، دو ماه
سهمی روی 20,000 ریال معامله میشود. شما رشد ملایم تا حوالی 22,000 تا 26,000 را محتمل میدانید، ولی جهش بزرگتر را بعید. سه قرارداد با سررسید 60 روز بعد و اندازهٔ 1,000 سهم انتخاب میکنید:
| پا | قیمت اعمال | قیمت هر سهم | جریان نقدی |
|---|---|---|---|
| خرید کال | 20,000 (K1) | 1,200 | −1,200,000 ریال |
| فروش کال | 22,000 (K2) | 600 | +600,000 ریال |
| فروش کال | 26,000 (K3) | 200 | +200,000 ریال |
| خالص پرداختی | −400,000 ریال | ||
حالا چهار عدد کلیدی:
- بیشترین سود:
(22,000 − 20,000) × 1,000 − 400,000= 1,600,000 ریال، در هر قیمتی بین 22,000 و 26,000. - سربهسر پایین: 20,000 + 400 = 20,400 ریال — فقط 2٪ بالاتر از قیمت امروز.
- سربهسر بالا: 22,000 + 26,000 − 20,000 − 400 = 27,600 ریال — یعنی پایه باید 38٪ رشد کند تا سود شما کاملاً از بین برود.
- بیشترین زیان پایین: 400,000 ریال، اگر پایه زیر 20,000 بماند.
| قیمت پایه در سررسید | تغییر | نتیجه برای شما | چه اتفاقی میافتد |
|---|---|---|---|
| 16,000 ریال | −20٪ | −400,000 | هر سه بیارزش منقضی میشوند. |
| 20,400 ریال | +2٪ | صفر | سربهسر پایین. |
| 22,000 تا 26,000 | +10٪ تا +30٪ | +1,600,000 (سود کامل) | سکوی سود؛ در تمام این بازه یکسان. |
| 27,600 ریال | +38٪ | صفر | سربهسر بالا. تمام سود پس داده شد. |
| 30,000 ریال | +50٪ | −2,400,000 | پای K3 حالا در زیان جدی است. |
| 32,000 ریال | +60٪ | −4,400,000 | و اگر بالاتر برود، این عدد باز هم بزرگتر میشود. |
حالا همین را با کال اسپرد ساده 20,000 و 22,000 مقایسه کنید — یعنی همان موقعیت، منهای پای سوم:
| کال اسپرد صعودی | کال لدر صعودی | |
|---|---|---|
| خالص پرداختی | 600,000 ریال | 400,000 ریال |
| بیشترین سود | 1,400,000 ریال | 1,600,000 ریال |
| سربهسر پایین | 20,600 | 20,400 |
| بیشترین زیان | 600,000 ریال | 400,000 ریال در پایین، بیسقف در بالا |
| پایه به 32,000 برسد | +1,400,000 | −4,400,000 |
در چهار ردیف اول، لدر از هر جهت بهتر است: کمتر میدهید، بیشتر میگیرید و زودتر وارد سود میشوید. ردیف پنجم تنها جایی است که فرق میکنند — و همان یک ردیف، تمام تصمیم است. آن 200,000 ریال پرمیوم اضافی را در ازای این فروختهاید که اگر پایه 60٪ رشد کند، بهجای 1,400,000 سود، 4,400,000 زیان بدهید.
پرسش درست این نیست که «کدام بهتر است؟» بلکه این است: «چقدر مطمئنم پایه از 27,600 رد نمیشود، و اگر رد شد چه میکنم؟» تا وقتی جواب این دو سؤال را ننوشتهاید، آن 200,000 ریال صرفهٔ اولیه معنایی ندارد.
در سررسید چه اتفاقی میافتد؟
نکتهٔ عملی که خیلیها دیر میفهمند: در حالت 3 و 4 شما درگیر تسویهٔ فیزیکی میشوید. پای K1 شما اعمال میشود و سهم را تحویل میگیرید، پای K2 اعمال میشود و همان سهم را تحویل میدهید. اگر پایه بالای K3 هم رفته باشد، پای سوم هم اعمال میشود — و برای آن سهمی ندارید و باید از بازار بخرید.
در قراردادهای اروپایی بورس تهران این اتفاق فقط در سررسید میافتد و ریسک تخصیص زودهنگام ندارید. ولی همان یک روز کافی است: اگر نماد پایه آن روز بسته یا صف خرید باشد، تهیهٔ سهم برای پای سوم میتواند سخت یا خیلی گران تمام شود.
انتخاب قیمت اعمال
سه اعمال دارید و هر کدام کار متفاوتی میکنند:
| اعمال | چه چیزی را تعیین میکند | قاعدهٔ عملی |
|---|---|---|
K1 | نقطهٔ شروع سود و بخش عمدهٔ هزینه | نزدیک قیمت روز یا کمی ITM؛ هرچه دورتر، موقعیت ارزانتر ولی کمجانتر |
K2 | سقف سود و جایی که سکو شروع میشود | روی مقاومتی که انتظار دارید پایه تا آنجا برود |
K3 | چقدر پرمیوم میگیرید و سربهسر بالا کجاست | هرچه دورتر، امنتر — این پا تنها منبع ریسک بیسقف است |
انتخاب K3 مهمترین تصمیم این استراتژی است و همیشه یک بدهبستان مستقیم: هر ریال پرمیوم بیشتری که از پای سوم میگیرید، دقیقاً یک ریال از فاصلهٔ سربهسر بالا کم میکند. اسکنر میتواند ترکیبی با بازده چشمگیر پیدا کند که تمام آن بازده از یک K3 بیش از حد نزدیک آمده باشد.
یک قاعدهٔ سادهٔ اضافه: فاصلهٔ K2 تا K3 پهنای سکوی سود شماست. اگر این دو را خیلی نزدیک بگذارید، بازهای که در آن بیشترین سود را میگیرید باریک میشود و موقعیت بیشتر شبیه باترفلای رفتار میکند — بدون آنکه محافظت باترفلای را داشته باشد.
بدهکار یا بستانکار؟
برخلاف کال اسپرد صعودی که تقریباً همیشه بدهکار است، در لدر مجموع پرمیوم دو پای فروش میتواند از هزینهٔ پای خرید بیشتر شود. آنوقت موقعیت بستانکار باز میشود: همان روز پول میگیرید.
ورود بستانکار یک خاصیت جذاب دارد: سربهسر پایین از بین میرود. اگر پایه زیر K1 بماند و هر سه قرارداد بیارزش منقضی شوند، همان پولی که گرفتهاید سود خالص شماست. یعنی موقعیتی دارید که هم در رکود سود میدهد و هم در رشد ملایم.
و دقیقاً همینجاست که بیشترین بدفهمی رخ میدهد. با اعمالهای ثابت، پرمیوم بیشتر سربهسر بالا را دورتر میکند — چون در فرمول K2 + K3 − K1 − H مقدار H منفی میشود. ولی در عمل شما اعمالها را ثابت نگه نمیدارید: برای رسیدن به اعتبار، مجبور میشوید K2 و K3 نزدیکتری بفروشید، و همان انتخاب سربهسر بالا را به قیمت امروز نزدیک میآورد.
با همان اعداد مثال قبلی، اگر بهجای 22,000 و 26,000 اعمالهای 21,000 و 23,000 را بفروشید (با پرمیومهای 900 و 500)، موقعیت 200,000 ریال بستانکار باز میشود:
| لدر بدهکار (22,000 و 26,000) | لدر بستانکار (21,000 و 23,000) | |
|---|---|---|
| جریان نقدی اولیه | −400,000 ریال | +200,000 ریال |
| بیشترین سود | 1,600,000 ریال | 1,200,000 ریال |
| سربهسر پایین | 20,400 | ندارد |
| سربهسر بالا | 27,600 (+38٪) | 24,200 (+21٪) |
| پایه به 26,000 برسد | +1,600,000 | −1,800,000 |
ردیف آخر را ببینید: قیمتی که در نسخهٔ بدهکار وسط سکوی سود شماست، در نسخهٔ بستانکار یک زیان چند برابری است. اعتبار خودش خطرناک نیست؛ راهی که برای رسیدن به آن میروید خطرناک است.
چرا در استراتژی آمادهٔ آپشنباز، ورود اعتباری پیشفرض خاموش است
در بازار کمعمق اختیار ایران، بخش زیادی از ترکیبهای بستانکاری که یک اسکنر پیدا میکند محصول سرخطهای قدیمی یا کمحجم روی K2 و K3 است، نه قیمتگذاری اشتباه واقعی. تا وقتی نتوانید آن پرمیوم را واقعاً بفروشید، اعتبار روی کاغذ است. اگر این گزینه را روشن میکنید، فیلتر حداقل ارزش سفارش هر پایه را جدی بگیرید — راهنمای سنجش نقدشوندگی.
زمان و نوسان
کال لدر دو قرارداد فروخته و یک قرارداد خریده دارد، پس در حالت عادی تتای خالصش مثبت است: هر روز آرامِ بازار به سود شما تمام میشود. وگای خالص هم معمولاً منفی است، یعنی آرام شدن نوسان ضمنی به نفع شماست.
ولی این تصویر وابسته به قیمت است، نه ثابت. تا وقتی پایه زیر K2 است، دو پای فروخته حرف اول را میزنند و همهچیز آرام است. وقتی پایه از K3 رد شود، پای بیپوشش تعیینکننده میشود: دلتای موقعیت منفی میشود، وگای منفی در برابر جهش نوسان ضرر میدهد و زیان قیمتی هم اضافه میشود. سه چیز همزمان، در بدترین لحظه.
نتیجهٔ عملی: کال لدر را وقتی باز کنید که نوسان ضمنی بالاست (گران میفروشید) و انتظار آرام شدن دارید — نه وقتی بازار در آستانهٔ یک خبر است و پرمیومها به همان دلیل چاق شدهاند.
آن روی سکه: خانوادهٔ لدر
کال لدر تنها گزینهٔ شما نیست و دانستن همسایههایش کمک میکند بفهمید کِی اصلاً نباید سراغش بروید:
| اگر… | سراغ این بروید |
|---|---|
| میخواهید ریسک از لحظهٔ ورود بسته باشد | کال اسپرد صعودی — گرانتر، ولی بدون دُم باز |
| میخواهید ارزانتر باشد ولی سقف زیان هم داشته باشید | لانگ کال کاندور — همین ساختار، بهعلاوهٔ یک کال خریداریشدهٔ بالاتر |
| انتظار دارید پایه دقیقاً روی یک قیمت بایستد | لانگ کال باترفلای — سود متمرکز، ریسک بسته |
| دیدگاهتان نزولی است، نه صعودی ملایم | کال اسپرد نزولی |
| انتظار جهش بزرگ دارید | کال بک اسپرد نسبتی — دقیقاً برعکس لدر میچیند |
| هر دو پای فروش را روی یک اعمال میخواهید | ریشیو اسپرد — ساختار نزدیک، ولی یکی نیست |
دو تمایز که مدام جابهجا گفته میشوند:
- لدر با ریشیو اسپرد یکی نیست. در ریشیو، هر دو قرارداد فروختهشده روی یک اعمالاند و شیب زیان بعد از آن نقطه دو برابر است. در لدر، فروشها روی دو اعمال متفاوتاند و بین آن دو یک سکوی سود میسازند.
- لدر با کاندور فقط یک پا فرق دارد. اگر یک اختیار خرید با اعمال بالاتر از
K3بخرید، همان لحظه کال کاندور دارید و سمت راست بسته میشود. این نکته را نگه دارید؛ بخش بعد دقیقاً همین است.
اگر موقعیت به خطر افتاد
ریسک بیسقف کال لدر تنها وقتی واقعاً بیسقف است که تماشا کنید. سه راه دارید و هر سه قبل از سررسید در دسترساند:
- پای
K3را بازخرید کنید. موقعیت به یک کال اسپرد صعودی معمولی برمیگردد و از آن لحظه ریسکتان بسته است. گرانترین لحظهای است که آن قرارداد قیمت دارد، ولی زیان را متوقف میکند. - یک اختیار خرید بالاتر بخرید. موقعیت به کاندور تبدیل میشود، سقف زیان میگذارید و سود سکو را هم نگه میدارید. معمولاً ارزانتر از راه اول است.
- کل موقعیت را افست کنید. زیان تا همینجا را میپذیرید و بیرون میآیید.
راه چهارمی هم هست که در بازار ایران باید با احتیاط استفاده شود: رول کردن پای K3 به اعمال بالاتر یا سررسید بعدی. این کار سربهسر بالا را دورتر میبرد، ولی تعهد را تمام نمیکند — فقط جابهجایش میکند.
مهمتر از اینکه کدام راه را انتخاب میکنید، این است که قبل از باز کردن موقعیت انتخابش کرده باشید. تصمیم گرفتن در روزی که پایه صف خرید است، تصمیم گرفتن نیست.
پنج نکته که مخصوص بازار ایران است
- دُم راستِ باز، دقیقاً در جهتی است که بازار ایران در آن جهش میکند. رشدهای شارپ و پیاپی در بورس تهران استثنا نیستند. همان چیزی که این استراتژی را ارزان میکند، در برابر رایجترین حرکت بزرگ این بازار بیدفاع است.
- صف خرید بدترین سناریو است. وقتی پایه قفل صف خرید است، نه میتوانید سهم را برای پوشش بخرید و نه پای
K3را با قیمت منطقی ببندید — و زیان همچنان بزرگتر میشود. - پای سوم همیشه وجه تضمین میخواهد. این پا بدون پوشش است و سرمایهٔ درگیر شما را تعیین میکند. وجه تضمین را تابلو تعیین میکند و روزانه بازمحاسبه میشود، پس همیشه با عدد واقعی حساب کنید — محاسبهٔ وجه لازم.
- نقدشوندگی هر سه پا را جدا بسنجید. یک موقعیت سهپایه سه بار در معرض شکاف خرید و فروش است، و در لحظهٔ اصلاح موقعیت همان پایی را باید ببندید که معمولاً کمعمقترین است. راهنمای سنجش نقدشوندگی.
- مجمع و افزایش سرمایه، هر سه قرارداد را تعدیل میکند. بعد از تعدیل، فاصلهٔ اعمالها و در نتیجه سکوی سود و سربهسر بالا همان چیزی نیست که وارد شده بودید.
شش اشتباه رایج
- خواندن «بیشترین سود» بدون خواندن «سربهسر بالا». گرانترین بدفهمی این استراتژی. یک ترکیب با بازده ماهانه چشمگیر که سربهسر بالایش 6٪ بالای قیمت روز است، یک تلهٔ آماده است — نه یک فرصت.
- یکی گرفتن لدر با ریشیو اسپرد. در ریشیو هر دو فروش روی یک اعمالاند و شیب زیان دو برابر است؛ در لدر روی دو اعمالاند و یک سکو میسازند.
- انتخاب
K3فقط بر اساس پرمیومش. چاقترین پرمیوم همیشه نزدیکترین اعمال است و نزدیکترین اعمال همیشه کوچکترین فاصلهٔ امن را میدهد. - رفتن سراغ ورود اعتباری بدون بررسی عمق سفارشها. اعتباری که نمیتوانید واقعاً بفروشید، اعتبار نیست.
- حساب نکردن وجه تضمین در بازده. بازده را باید بر سرمایهای تقسیم کنید که واقعاً بلوکه میشود، و پای سوم بخش عمدهٔ آن را میسازد.
- نداشتن برنامه برای تبدیل به کاندور. وقتی پایه به
K3نزدیک شد، خرید یک کال بالاتر تقریباً همیشه بهتر از تحمل کور است.
کجا به کار میآید و کجا نه
کال لدر صعودی وقتی ابزار قابل دفاعی است که:
- دیدگاه صعودی ملایم و محدود دارید — یک مقاومت مشخص در ذهنتان هست و انتظار عبور قاطع از آن را ندارید.
- نوسان ضمنی بالا رفته و پرمیوم دو پای فروش چاق است.
- فاصلهٔ سربهسر بالا تا قیمت روز، در مقیاس همان نماد، بزرگ است — نه 10٪ روی سهمی که ماهی دو بار 20٪ میرود.
- وجه تضمین پای سوم را راحت تأمین میکنید و میتوانید موقعیت را روزانه ببینید.
- راه اصلاح را از قبل انتخاب کردهاید.
و وقتی ابزار درستی نیست که: نماد مستعد جهش خبری است؛ سربهسر بالا در دسترس یک حرکت معمولی است؛ نمیتوانید موقعیت را پایش کنید؛ یا صرفاً بهخاطر «پرداختی کمتر» جذبش شدهاید. در آن حالتها کال اسپرد صعودی همان دیدگاه را با ریسک بسته میدهد و کاندور همان ارزانی را با سقف زیان — و نقشهٔ استراتژیها بقیهٔ گزینهها را نشان میدهد.
در آپشنباز چطور پیدایش کنم؟
کال لدر صعودی یکی از استراتژیهای آمادهٔ دیدهبان است و ترکیبهای K1 و K2 و K3 را روی کل بازار اسکن میکند:
- به دیدهبان آپشن بروید و در نوار ابزار را بزنید.
- از فهرست، کال لدر صعودی را انتخاب و «اضافه به فرمولهای من» را بزنید. حالا برای هر ترکیب، بیشترین سود، موقعیت فعلی، فاصلهٔ هر پنج نقطهٔ کلیدی و احتمال ماندن در ناحیهٔ سود را کنار هم میبینید.
- روی آیکون نمودار هر سلول بزنید تا موقعیت در نمودار سود و زیان باز شود و سناریوی جهش را با ارقام واقعی ببینید — یا در جدول قیمت×تاریخ ببینید در هر تاریخ و قیمت کجا میایستید.
راهنمای گامبهگامِ تنظیمات، فیلترها و بهخصوص فیلتر «حداقل فاصله تا سربهسر بالا»: کال لدر صعودی در دیدهبان. اگر میخواهید خودتان فرمول را بنویسید یا تغییرش دهید: فرمولنویسی چندپایه با حلقهٔ تودرتوی optionSE. فهرست کامل: استراتژیهای دیدهبان · راهنمای دیدهبان.
جمعبندی
کال لدر صعودی یک معاملهٔ روشن است: پرداختی کمتر و سود بیشتر در محدودهٔ پیشبینیشده، در ازای یک تعهد بیسقف در بالای آن محدوده. تا وقتی پایه در محدوده بماند، از کال اسپرد صعودی بهتر است؛ و اگر یک بار قاطعانه از آن بیرون بزند، آن یک بار میتواند چند برابر همهٔ صرفهجوییهای قبلی هزینه بردارد.
قبل از هر معامله دو عدد را بنویسید: سربهسر بالا و فاصلهاش تا قیمت امروز، و زیانتان اگر پایه 50٪ رشد کند. اگر عدد دوم برایتان قابل تحمل نیست، همان اسپرد ساده یا کاندور دیدگاه شما را با ریسک بسته پیاده میکند.
وقتی این دو عدد را داشتید، پیدا کردن ترکیبی که به آنها بخورد کار چند ثانیه است: همین استراتژی را در دیدهبان روی کل بازار اسکن کنید تا ببینید کدام سهگانه بهترین نسبت «سود به فاصلهٔ امن» را میدهد.