استراتژی ریشیو اسپرد Ratio Spread | سقف سود و ریسک باز

ریشیو اسپرد چیست و چه چیزی را با چه چیزی معامله می‌کند: ساختار نسبتی، چرا نسبت از دلتا می‌آید، قلهٔ سود به‌جای سکو، دو نقطهٔ سربه‌سر و دُم بی‌سقف بالا، مثال عددی کامل، ورود بدهکار در برابر بستانکار، انتخاب نسبت و قیمت اعمال، و راه‌های مهار ریسک.

نویسنده: آپشن بازتاریخ انتشار: 1400/02/01آخرین به‌روزرسانی: 1405/06/0932 دقیقه مطالعه
اشتراک‌گذاری:

یک کال اسپرد صعودی باز کرده‌اید: یک اختیار خرید با اعمال پایین‌تر خریده‌اید و یکی با اعمال بالاتر فروخته‌اید. منطقی است، ریسکش بسته است — و بابتش پول داده‌اید. آن پول قبل از اینکه سهم تکان بخورد از حساب شما رفته و اگر بازار تا سررسید سر جایش بماند، تمامش از بین می‌رود.

ریشیو اسپرد (Ratio Spread) جوابی است که به همین آزردگی داده می‌شود: به‌جای فروش یک اختیار خرید، دو تا (یا بیشتر) بفروشید. پرمیوم اضافه پرداختی اولیه را کم می‌کند، گاهی به صفر می‌رساند و گاهی حتی مثبت می‌کند. ولی آن قرارداد اضافه هیچ پوششی ندارد.

و یک تفاوت که این استراتژی را از تعریف کتاب‌ها جدا می‌کند: نسبت 1:2 عددی نیست که شما انتخاب کنید — از دلتای دو قرارداد بیرون می‌آید، طوری که موقعیت در لحظهٔ ورود تقریباً به جهت قیمت بی‌تفاوت باشد. این مقاله دربارهٔ همین است: چه چیزی را با چه چیزی معامله می‌کنید، و آن قرارداد اضافه دقیقاً چه هزینه‌ای دارد.

مسئله‌ای که ریشیو اسپرد حل می‌کند

ریشیو اسپرد از صفر طراحی نشده است؛ یک اصلاح روی چیزی است که از قبل داشتید. کل ساختار را می‌شود در یک جمله گفت: کال اسپرد صعودی، با بیش از یک قرارداد فروخته‌شده.

کال اسپرد صعودی هزینه دارد، ریسک بسته + فروش یک کال دیگر پول می‌آورد، ریسک باز = ریشیو اسپرد ارزان‌تر، ولی دُم باز همان اسپرد، با یک کال فروخته که پشتش هیچ قراردادی نیست
ریشیو اسپرد از صفر طراحی نشده؛ یک اصلاح روی چیزی است که از قبل داشتید. یک کال اسپرد صعودی بردارید و به‌جای فروش یک اختیار خرید، دو تا (یا بیشتر) بفروشید. آن قرارداد اضافه پول می‌آورد و هزینهٔ ورود را کم می‌کند — گاهی تا صفر و گاهی تا اعتبار مثبت. ولی هیچ قرارداد خریداری‌شده‌ای پشتش نیست، و تمام تفاوت این دو استراتژی همان تکه‌ای است که در تصویر سمت چپ رو به پایین می‌رود و جایی متوقف نمی‌شود.

هر دو نوع قرارداد اختیار خرید‌اند، روی یک نماد پایه و یک سررسید، و تنها چیزی که فرق می‌کند تعدادشان است:

پااعمالنقشپوشش دارد؟
خرید — تعداد کمترپایین‌ترموتور سود موقعیت
فروش — به تعداد پای خریدبالاترسقف سود را می‌سازد و پرمیوم می‌آوردبله، پای خریداری‌شده پشتش است
فروش — مازادهمان اعمال بالاترپرمیوم اضافی می‌آوردنه — هیچ قراردادی پشتش نیست

ردیف آخر تمام داستان است. دو ردیف اول با هم یک اسپرد کامل‌اند و ریسکشان از لحظهٔ ورود بسته است. ردیف سوم یک نیکد کال است که کنار آن اسپرد نشسته — و هر چیزی که دربارهٔ نیکد کال درست است، دربارهٔ رفتار این موقعیت در قیمت‌های بالا هم درست است.

اگر فقط یک جمله از این مقاله در ذهنتان بماند، همین باشد: ریشیو اسپرد «اسپردِ ارزان‌تر» نیست، «اسپرد به‌علاوهٔ یک تعهد بی‌سقف» است. قیمتِ ارزان‌تر شدن، همان تعهد است.

ساختار موقعیت

چهار چیز را از این نمودار ببرید:

قیمت پایه در سررسید سود / زیان صفر زیان محدود همان خالص پرداختی قلهٔ سود، دقیقا روی اعمال فروش زیان سقف ندارد اعمال خرید سربه‌سر پایین اعمال فروش سربه‌سر بالا
کل استراتژی در یک تصویر، و سه چیز که باید از آن ببرید. اول، برخلاف اغلب ساختارها اینجا سود یک قله است نه یک سکو: دقیقاً روی اعمال فروش بیشینه می‌شود و از آن به بعد کم می‌شود. دوم، سمت چپ بسته است — اگر پایه زیر اعمال خرید بماند، هر دو نوع قرارداد بی‌ارزش منقضی می‌شوند و شما فقط همان خالص پرداختی اولیه را باخته‌اید. سوم و مهم‌تر از هر دو: سمت راست بسته نیست. بعد از سربه‌سر بالا، هر ریال رشد پایه به زیان شما اضافه می‌کند و قیمت سهم حد بالایی ندارد. یک نکتهٔ ریز هم در تصویر هست: سربه‌سر پایین تقریباً روی اعمال خرید افتاده و به‌سختی از آن جدا می‌شود — این تصادفی نیست، وقتی خالص پرداختی کوچک باشد فاصلهٔ این دو هم کوچک است.
  • سود یک قله است، نه یک سکو. بیشترین سود دقیقاً روی یک نقطه اتفاق می‌افتد — قیمت اعمال قراردادهای فروخته‌شده. یک ریال آن‌طرف‌تر، سود کمتر است. این مهم‌ترین تفاوت شکلی با کال لدر است که یک بازهٔ کامل سود دارد.
  • سمت چپ بسته است. اگر پایه زیر اعمال خرید بماند، هر دو نوع قرارداد بی‌ارزش منقضی می‌شوند و شما دقیقاً همان خالص پرداختی اولیه را باخته‌اید — نه یک ریال بیشتر.
  • دو سربه‌سر دارید، نه یکی. یکی پایین که از آن به بالا وارد سود می‌شوید، و یکی بالا که از آن به بالا دوباره وارد زیان می‌شوید. جزئیات مفهومی در نقطهٔ سربه‌سر آمده است.
  • سمت راست بسته نیست. بعد از سربه‌سر بالا، هر ریال رشد پایه به زیان شما اضافه می‌کند و قیمت سهم حد بالایی ندارد.

نسبت از کجا می‌آید؟

در بیشتر منابع، ریشیو اسپرد را با یک نسبت دلخواه معرفی می‌کنند: 1:2 یا 1:3. در آپشن‌باز این عدد محاسبه می‌شود، نه انتخاب.

چرا 2 تا، نه 3 تا؟ نسبت را دلتا تعیین می‌کند 0.52 دلتای کال خریداری‌شده 0.26 دلتای کال فروخته‌شده نسبت 1 : 2 0.52 تقسیم بر 0.26 با این نسبت، موقعیت در لحظهٔ ورود تقریبا خنثی نسبت به حرکت کوچک قیمت است یعنی از حرکتِ خودِ قیمت سود نمی‌برید — از ماندنِ آن سود می‌برید
این نکته ریشیو اسپرد آپشن‌باز را از تعریف کتاب‌ها جدا می‌کند. نسبت 1:2 یک عدد دلخواه نیست؛ از تقسیم دلتای دو قرارداد به دست می‌آید و گرد می‌شود. دلتا یعنی «به ازای یک ریال حرکت پایه، قیمت این قرارداد چقدر تکان می‌خورد»، پس وقتی دلتای خریداری‌شده دو برابر فروخته‌شده است، دو قرارداد فروش لازم است تا اثرشان با هم خنثی شود. نتیجه موقعیتی است که در لحظهٔ ورود تقریباً به جهت قیمت بی‌تفاوت است و سودش را از جای دیگری می‌گیرد: گذر زمان و آرام ماندن پایه.

دلتا می‌گوید به ازای یک ریال حرکت پایه، قیمت یک قرارداد چقدر تکان می‌خورد. اگر قرارداد خریداری‌شده دلتای 0.52 داشته باشد و فروخته‌شده 0.26، هر واحد از اولی به‌اندازهٔ دو واحد از دومی به قیمت حساس است — پس دو قرارداد فروش لازم است تا اثرشان با هم خنثی شود. نسبت از تقسیم این دو دلتای بلک‌شولز بیرون می‌آید و به نزدیک‌ترین عدد صحیح گرد می‌شود.

نتیجهٔ عملی این انتخاب مهم است و اغلب گفته نمی‌شود: موقعیتی که با نسبت دلتایی باز می‌شود، در لحظهٔ ورود تقریباً به جهت قیمت بی‌تفاوت است. یعنی سودش را از حرکت خودِ قیمت نمی‌گیرد؛ از گذر زمان و آرام ماندن پایه می‌گیرد. اگر با ذهنیت «صعودی‌ام، پس ریشیو اسپرد باز می‌کنم» وارد شوید، ابزار را با انگیزهٔ اشتباه برداشته‌اید.

«ضریب دقت» چه کار می‌کند؟

نسبت دلتا معمولاً یک عدد اعشاری است، مثلاً 2.3. اگر آن را به 2 گرد کنید بخشی از دقت را از دست می‌دهید. برای همین اسکنر یک ضریب کمکی دارد: به‌جای 1:2.3 می‌تواند 10:23 پیشنهاد بدهد، یعنی 10 قرارداد بخرید و 23 تا بفروشید. رفتار موقعیت همان است، فقط دقیق‌تر — به قیمت اینکه سرمایهٔ درگیر و وجه تضمین هم ده برابر می‌شود.

چهار عددی که یکی‌شان عدد نیست

اگر تعداد خرید را m، تعداد فروش را n، و خالص جریان نقدی ورودی هر سهم را C بنامیم (مثبت یعنی پول گرفته‌اید):

مقدارفرمول (هر سهم)چه می‌گوید
بیشترین سودm × (K2 − K1) + Cفقط روی نقطهٔ K2، نه یک ریال آن‌طرف‌تر
سربه‌سر پایینK1 − C / mاز این قیمت به بالا وارد سود می‌شوید
سربه‌سر بالاK2 + بیشترین سود ÷ (n − m)آخرین قیمتی که هنوز ضرر نکرده‌اید
بیشترین زیان (پایین)C — اگر منفی باشدزیر K1؛ عددی مشخص و بسته
بیشترین زیان (بالا)تعریف‌شده نیستبه‌جایش یک سناریوی مشخص بنویسید

فرمول سربه‌سر بالا منطق ساده‌ای دارد: بالاتر از K2 شما n − m قرارداد فروختهٔ بی‌پوشش دارید، پس سودی که روی قله جمع کرده بودید با شیب n − m پس داده می‌شود تا صفر شود. هرچه قرارداد بی‌پوشش بیشتر باشد، این شیب تندتر و سربه‌سر بالا نزدیک‌تر است.

ردیف آخر جدول را جدی بگیرید. «بی‌نهایت» یک عدد نیست و با آن نمی‌شود اندازهٔ موقعیت انتخاب کرد. کاری که باید بکنید این است: یک سناریوی واقع‌بینانه بنویسید — مثلاً «اگر پایه 40٪ رشد کند» — و زیان همان سناریو را حساب کنید. آن عدد است که باید با اندازهٔ حساب شما جور دربیاید، نه بازده جذاب روی کاغذ.

مثال عددی: یک ست قرارداد، دو ماه

سهمی روی 20,000 ریال معامله می‌شود. اندازهٔ هر قرارداد 1,000 سهم و سررسید 60 روز بعد است. دلتای اختیار خرید 20,000 برابر 0.52 و دلتای 22,000 برابر 0.26 است، پس نسبت 1:2 درمی‌آید:

موقعیت با نسبت 1 به 2.
پاتعدادقیمت اعمالقیمت هر سهمجریان نقدی
خرید کال120,0001,200‎−1,200,000 ریال
فروش کال222,000500‎+1,000,000 ریال
خالص پرداختی‎−200,000 ریال

با احتساب کارمزد معامله (حدود 2,266 ریال)، چهار عدد کلیدی این‌ها می‌شوند:

  • بیشترین سود: 1,797,734 ریال — دقیقاً روی قیمت 22,000.
  • سربه‌سر پایین: 20,202 ریال — فقط 1٪ بالاتر از قیمت امروز.
  • سربه‌سر بالا: 23,798 ریال — یعنی پایه باید 19٪ رشد کند تا سود شما کاملاً از بین برود.
  • بیشترین زیان پایین: 202,266 ریال، اگر پایه زیر 20,000 بماند.
نتیجه در سررسید، برای یک ست قرارداد.
قیمت پایه در سررسیدتغییرنتیجه برای شماچه اتفاقی می‌افتد
18,000 ریال‎−10٪‎−202,266هر سه قرارداد بی‌ارزش منقضی می‌شوند.
20,202 ریال‎+1٪صفرسربه‌سر پایین.
21,000 ریال‎+5٪‎+797,734در حال بالا رفتن روی شیب سود.
22,000 ریال‎+10٪‎+1,797,734 (قله)بیشترین سود ممکن، روی همین یک نقطه.
23,798 ریال‎+19٪صفرسربه‌سر بالا. تمام سود پس داده شد.
25,000 ریال‎+25٪‎−1,202,266قرارداد بی‌پوشش حالا در زیان جدی است.
28,000 ریال‎+40٪‎−4,202,266و اگر بالاتر برود، این عدد باز هم بزرگ‌تر می‌شود.

حالا همین را با کال اسپرد ساده 20,000 و 22,000 مقایسه کنید — یعنی همان موقعیت، منهای قرارداد فروش دوم:

کال اسپرد صعودیریشیو اسپرد 1:2
خالص پرداختی700,000 ریال200,000 ریال
بیشترین سود1,300,000 ریال1,797,734 ریال
شکل ناحیهٔ سودسکو، از 22,000 به بالاقله، فقط روی 22,000
بیشترین زیان700,000 ریال202,266 ریال در پایین، بی‌سقف در بالا
پایه به 28,000 برسد‎+1,300,000‎−4,202,266

در چهار ردیف اول، ریشیو از چند جهت بهتر است: کمتر می‌دهید و بیشتر می‌گیرید. ردیف آخر تنها جایی است که فرق می‌کنند — و همان یک ردیف، تمام تصمیم است. آن 500,000 ریال صرفه‌جویی اولیه را در ازای این پذیرفته‌اید که اگر پایه 40٪ رشد کند، به‌جای 1,300,000 سود، 4,200,000 زیان بدهید.

پرسش درست این نیست که «کدام بهتر است؟» بلکه این است: «چقدر مطمئنم پایه از 23,798 رد نمی‌شود، و اگر رد شد چه می‌کنم؟» تا وقتی جواب این دو سؤال را ننوشته‌اید، آن صرفه‌جویی اولیه معنایی ندارد.

در سررسید چه اتفاقی می‌افتد؟

نکتهٔ عملی که خیلی‌ها دیر می‌فهمند: در ناحیهٔ 2 و 3 درگیر تسویهٔ فیزیکی می‌شوید. قرارداد خریداری‌شده اعمال می‌شود و سهم تحویل می‌گیرید؛ قراردادهای فروخته‌شده تخصیص می‌خورند و سهم تحویل می‌دهید. چون تعداد فروش بیشتر است، برای مازادِ آن سهمی ندارید و باید از بازار بخرید.

در سررسید، قیمت پایه در یکی از این سه جاست 1 زیر اعمال خرید زیان کامل هر دو نوع بی‌ارزشهمان پرداختی اولیهبدترین حالتِ بسته 2 تا اعمال فروش ناحیهٔ سود فقط پای خرید اعمالقله روی اعمال فروشاینجا هدف است 3 بالای اعمال فروش سود رو به کاهش پای بی‌پوشش فعالبعد از سربه‌سر بالا زیانبدون سقف ناحیهٔ 3 تنها جایی است که باید از قبل برایش برنامه داشته باشید
برخلاف یک استراتژی صعودی ساده، «بالا رفتن پایه» اینجا یک خبر یکدست نیست. تا اعمال فروش هرچه بالاتر بهتر؛ دقیقاً روی اعمال فروش به بیشترین سود می‌رسید؛ و از آن به بعد هر ریال رشدِ بیشتر از سود شما کم می‌کند تا از سربه‌سر بالا رد شود و وارد زیان شوید. ناحیهٔ 1 ناخوشایند ولی بی‌خطر است، ناحیهٔ 2 همان چیزی است که برایش وارد شده‌اید، و ناحیهٔ 3 تنها جایی است که می‌تواند بیش از سرمایهٔ اولیه از شما بگیرد.

در قراردادهای اروپایی بورس تهران این اتفاق فقط در سررسید می‌افتد و ریسک تخصیص زودهنگام ندارید. ولی همان یک روز کافی است: اگر نماد پایه آن روز بسته یا صف خرید باشد، تهیهٔ سهم برای پای مازاد می‌تواند سخت یا خیلی گران تمام شود. ریسک پین را هم ببینید، مخصوصاً اگر قیمت پایه دقیقاً روی اعمال فروش بسته شود — که همان نقطهٔ قلهٔ سود شماست.

و نسخهٔ نزولیِ ساختارِ آینهٔ این یکی — که پاهای خریداری‌شده‌اش بیشتر از فروخته‌شده است — در پوت بک اسپرد نسبتی با اعداد بازار ایران آمده.

بدهکار یا بستانکار؟

برخلاف کال اسپرد صعودی که تقریباً همیشه بدهکار است، در ریشیو اسپرد مجموع پرمیوم قراردادهای فروش می‌تواند از هزینهٔ خرید بیشتر شود. آن‌وقت موقعیت بستانکار باز می‌شود: همان روز پول می‌گیرید.

ورود بدهکار زیر اعمال خرید در زیانید ولی قله بلندتر است ورود بستانکار زیر اعمال خرید هم در سودید ولی قله کوتاه‌تر است اعتبار، سربه‌سر پایین را حذف می‌کند — به قیمت سود کمتر در قله
اگر پرمیوم قراردادهای فروخته‌شده از هزینهٔ قرارداد خریداری‌شده بیشتر شود، موقعیت بستانکار باز می‌شود: همان روز پول می‌گیرید. خاصیت جذابش این است که سربه‌سر پایین از بین می‌رود — اگر پایه اصلاً تکان نخورد یا بریزد، همان پول سود خالص شماست و ناحیهٔ 1 دیگر ناحیهٔ زیان نیست. در مقابل، برای رسیدن به اعتبار معمولاً باید یا نسبت را بالا ببرید یا اعمال فروش را نزدیک‌تر بیاورید، و هر دو کار قلهٔ سود را کوتاه‌تر و سربه‌سر بالا را نزدیک‌تر می‌کنند. اعتبار خودش خطرناک نیست؛ راهی که برای رسیدن به آن می‌روید خطرناک است.

ورود بستانکار یک خاصیت جذاب دارد: سربه‌سر پایین از بین می‌رود. اگر پایه زیر اعمال خرید بماند و همه‌چیز بی‌ارزش منقضی شود، همان پولی که گرفته‌اید سود خالص شماست. یعنی موقعیتی دارید که هم در رکود سود می‌دهد و هم در رشد ملایم — و این دقیقاً همان چیزی است که ریشیو اسپرد را جذاب می‌کند.

هزینه‌اش را هم ببینید. برای رسیدن به اعتبار معمولاً یکی از این دو کار را می‌کنید: نسبت را بالاتر می‌برید، یا اعمال فروش را نزدیک‌تر می‌آورید. اولی شیب سقوط را تندتر می‌کند و دومی قله را کوتاه‌تر — و هر دو سربه‌سر بالا را به قیمت امروز نزدیک می‌کنند. اعتبار خودش خطرناک نیست؛ راهی که برای رسیدن به آن می‌روید خطرناک است.

انتخاب نسبت و قیمت اعمال

سه تصمیم دارید و هرکدام کار متفاوتی می‌کنند:

نسبت 1 : 2 سربه‌سر بالا شیب نزول برابر شیب صعود سربه‌سر بالا دورتر نسبت 1 : 3 سربه‌سر بالا شیب نزول دو برابر سربه‌سر بالا نزدیک‌تر هر قرارداد فروش اضافه، پول بیشتری می‌آورد و شیب سقوط را تندتر می‌کند
انتخاب نسبت تنها اهرم واقعی شماست و همیشه یک بده‌بستان مستقیم. با نسبت 1:2 فقط یک قرارداد بی‌پوشش دارید و بعد از قله با همان شیبی پایین می‌آیید که بالا رفته بودید. با 1:3 دو قرارداد بی‌پوشش دارید: پول بیشتری می‌گیرید و ممکن است حتی بستانکار شوید، ولی شیب سقوط دو برابر می‌شود و سربه‌سر بالا به‌شدت به قله نزدیک می‌آید. قاعدهٔ عملی همان قاعدهٔ فروش بدون پوشش است: تعداد پای بی‌پوشش را با چیزی که واقعاً می‌توانید تحملش کنید تنظیم کنید، نه با بازدهی که روی کاغذ جذاب‌تر است.
تصمیمچه چیزی را تعیین می‌کندقاعدهٔ عملی
اعمال خریدنقطهٔ شروع سود و بخش عمدهٔ هزینهنزدیک قیمت روز یا کمی ITM؛ هرچه دورتر، ارزان‌تر ولی کم‌جان‌تر
اعمال فروشکجا قلهٔ سود بیفتدروی مقاومتی که انتظار دارید پایه تا آنجا برود و بایستد
نسبتچقدر پرمیوم می‌گیرید و شیب سقوط چقدر تند استهرچه کمتر، امن‌تر — هر قرارداد اضافه یک منبع ریسک بی‌سقف است

نسبت مهم‌ترین تصمیم است و همیشه یک بده‌بستان مستقیم: هر قرارداد فروش اضافه پرمیوم بیشتری می‌آورد و دقیقاً به همان اندازه شیب زیان بعد از قله را تندتر می‌کند. اسکنر می‌تواند ترکیبی با بازده چشمگیر پیدا کند که تمام آن بازده از یک نسبت بیش از حد بالا آمده باشد.

یک قاعدهٔ اضافه که به‌ندرت گفته می‌شود: فاصلهٔ دو اعمال، ارتفاع قلهٔ شماست. اگر آن‌ها را خیلی نزدیک بگذارید، قله کوتاه می‌شود و بیشترِ سودی که می‌بینید از پرمیوم فروش می‌آید نه از حرکت قیمت — یعنی عملاً دارید نیکد کال می‌فروشید با یک پوشش تزئینی.

زمان و نوسان

ریشیو اسپرد بیش از آنکه بخرد می‌فروشد، پس در حالت عادی تتای خالصش مثبت است: هر روز آرامِ بازار به سود شما تمام می‌شود. وگای خالص هم معمولاً منفی است، یعنی آرام شدن نوسان ضمنی به نفع شماست.

پایه نزدیک اعمال فروش قراردادهای فروخته آب می‌روندیکی خریده آب می‌رودخالص: تتا به سود شما زمان دوست شماست پایه از اعمال فروش رد شد پای بی‌پوشش گران می‌شودنوسان ضمنی هم بالا می‌رودخالص: هر دو علیه شما زمان دیگر کمکی نمی‌کند چون بیشتر می‌فروشید تا می‌خرید، تتا مثبت و وگا منفی است
ریشیو اسپرد بیش از آنکه بخرد می‌فروشد، پس در حالت عادی تتای خالصش مثبت است: هر روز آرامِ بازار به سود شما تمام می‌شود، و وگای منفی‌اش یعنی آرام شدن نوسان ضمنی هم به نفع شماست. ولی این تصویر وابسته به قیمت است، نه ثابت. به‌محض اینکه پایه از اعمال فروش رد شود، پای بی‌پوشش تعیین‌کننده می‌شود و هر سه چیز با هم علیه شما جمع می‌شوند: زیان قیمتی، وگای منفی در برابر جهش نوسان، و شتاب گرفتنِ خودِ زیان. نتیجهٔ عملی: این موقعیت را وقتی باز کنید که نوسان ضمنی بالاست و انتظار آرام شدن دارید، نه در آستانهٔ یک خبر.

ولی این تصویر وابسته به قیمت است، نه ثابت. تا وقتی پایه زیر اعمال فروش است، همه‌چیز آرام است. وقتی پایه از آن رد شود، قراردادهای بی‌پوشش تعیین‌کننده می‌شوند: دلتای موقعیت منفی می‌شود، گامای منفی باعث می‌شود زیان با شتاب زیاد شود، و وگای منفی در برابر جهش نوسان ضرر می‌دهد. سه چیز هم‌زمان، در بدترین لحظه. تصویر کامل یونانی‌ها در ضرایب پوشش ریسک آمده است.

نتیجهٔ عملی: ریشیو اسپرد را وقتی باز کنید که نوسان ضمنی بالاست و انتظار آرام شدن دارید — نه وقتی بازار در آستانهٔ یک خبر است و پرمیوم‌ها به همان دلیل چاق شده‌اند.

آن روی سکه: خانوادهٔ نسبتی

ریشیو اسپرد تنها گزینهٔ شما نیست و دانستن همسایه‌هایش کمک می‌کند بفهمید کِی اصلاً نباید سراغش بروید:

چهار ساختار نزدیک، چهار ریسک متفاوت کال اسپرد صعودی ریسک بسته ریشیو اسپرد دُم راست باز کال لدر صعودی دو اعمال فروش کال بک اسپرد دقیقا برعکس بک اسپرد آینهٔ ریشیو است: بیشتر می‌خرد تا بفروشد
این چهار ساختار از یک خانواده‌اند و با هم اشتباه گرفته می‌شوند. کال اسپرد صعودی همان ریشیو است بدون قرارداد فروش اضافه — گران‌تر، ولی بدون دُم باز. کال لدر هم دو پای فروش دارد ولی روی دو اعمال متفاوت، و به همین دلیل به‌جای یک قله یک سکوی سود می‌سازد. کال بک اسپرد دقیقاً آینهٔ ریشیو است: بیشتر می‌خرد تا بفروشد، پس در جهش بزرگ سود می‌کند و در آرامش ضرر — یعنی همان چیزی که ریشیو از آن می‌ترسد، برای بک اسپرد بهترین خبر است.
اگر…سراغ این بروید
می‌خواهید ریسک از لحظهٔ ورود بسته باشدکال اسپرد صعودی — گران‌تر، ولی بدون دُم باز
می‌خواهید ارزان‌تر باشد ولی سقف زیان هم داشته باشیدلانگ کال باترفلای — همین ساختار، به‌علاوهٔ یک کال خریداری‌شدهٔ بالاتر
انتظار جهش بزرگ دارید، نه آرامشکال بک اسپرد نسبتی — دقیقاً برعکس ریشیو می‌چیند
می‌خواهید سود روی یک بازه ثابت بماند، نه یک نقطهکال لدر صعودی — دو اعمال فروش به‌جای یکی
سهم را دارید و می‌خواهید رویش بیشتر بفروشیدکاوردکال نسبتی — بخشی از فروش با سهم پوشش دارد

دو تمایز که مدام جابه‌جا گفته می‌شوند:

  • ریشیو با کال لدر یکی نیست. در ریشیو، همهٔ قراردادهای فروخته‌شده روی یک اعمال‌اند و سود یک قله می‌سازد. در لدر، فروش‌ها روی دو اعمال متفاوت‌اند و بین آن دو یک سکوی سود می‌سازند.
  • ریشیو آینهٔ بک اسپرد است. بک اسپرد بیشتر می‌خرد تا بفروشد، پس در جهش بزرگ سود می‌کند و در آرامش ضرر — یعنی همان چیزی که ریشیو از آن می‌ترسد، برای بک اسپرد بهترین خبر است. اگر دیدگاهتان «یا هیچ یا خیلی زیاد» است، شما دنبال بک اسپردید نه ریشیو.

اگر موقعیت به خطر افتاد

ریسک بی‌سقف ریشیو اسپرد تنها وقتی واقعاً بی‌سقف است که تماشا کنید. سه راه دارید و هر سه پیش از سررسید در دسترس‌اند:

وقتی پایه به اعمال فروش نزدیک می‌شود، سه راه دارید پایه به اعمال فروش رسید پای اضافه را بازخرید کنید برمی‌گردید به کال اسپرد یک کال بالاتر بخرید تبدیل به باترفلای کل موقعیت را ببندید افست قبل از سررسید هر سه راه هزینه دارند؛ تماشا کردن گران‌ترینشان است
زیان بی‌سقف ریشیو اسپرد تنها وقتی واقعاً بی‌سقف است که کاری نکنید. هر سه راه اینجا پیش از سررسید در دسترس‌اند. بازخرید پای اضافه گران‌ترین لحظه‌ای است که آن قرارداد قیمت دارد، ولی موقعیت را به یک کال اسپرد معمولی برمی‌گرداند و ریسک را می‌بندد. خرید یک اختیار خرید با اعمال بالاتر معمولاً ارزان‌تر است و موقعیت را به یک باترفلای تبدیل می‌کند که سقف زیان دارد. و بستن کل موقعیت یعنی پذیرفتن زیان تا همین‌جا. نکتهٔ عملی این است که کدام راه را انتخاب می‌کنید باید قبل از باز کردن موقعیت تصمیم گرفته شده باشد، نه در روزی که پایه صف خرید است.
  1. قرارداد مازاد را بازخرید کنید. موقعیت به یک کال اسپرد صعودی معمولی برمی‌گردد و از آن لحظه ریسکتان بسته است. گران‌ترین لحظه‌ای است که آن قرارداد قیمت دارد، ولی زیان را متوقف می‌کند.
  2. یک اختیار خرید بالاتر بخرید. موقعیت به باترفلای تبدیل می‌شود، سقف زیان می‌گذارید و سود قله را هم نگه می‌دارید. معمولاً ارزان‌تر از راه اول است.
  3. کل موقعیت را افست کنید. زیان تا همین‌جا را می‌پذیرید و بیرون می‌آیید.

راه چهارمی هم هست که باید با احتیاط استفاده شود: رول کردن پای مازاد به اعمال بالاتر یا سررسید بعدی. این کار سربه‌سر بالا را دورتر می‌برد، ولی تعهد را تمام نمی‌کند — فقط جابه‌جایش می‌کند.

مهم‌تر از اینکه کدام راه را انتخاب می‌کنید، این است که قبل از باز کردن موقعیت انتخابش کرده باشید. تصمیم گرفتن در روزی که پایه صف خرید است، تصمیم گرفتن نیست.

شش نکته که مخصوص بازار ایران است

  1. دُم راستِ باز، دقیقاً در جهتی است که بازار ایران در آن جهش می‌کند. رشدهای شارپ و پیاپی در بورس تهران استثنا نیستند. همان چیزی که این استراتژی را ارزان می‌کند، در برابر رایج‌ترین حرکت بزرگ این بازار بی‌دفاع است.
  2. صف خرید بدترین سناریو است. وقتی پایه قفل صف خرید است، نه می‌توانید سهم را برای پوشش بخرید و نه قرارداد مازاد را با قیمت منطقی ببندید — و زیان همچنان بزرگ‌تر می‌شود.
  3. قراردادهای مازاد وجه تضمین می‌خواهند. سرمایهٔ درگیر شما را همین‌ها تعیین می‌کنند، نه پرمیوم‌ها. وجه تضمین روزانه بازمحاسبه می‌شود و درست وقتی موقعیت در زیان است بالا می‌رود — محاسبهٔ وجه لازم.
  4. نسبت‌های بزرگ در عمل اجرا نمی‌شوند. ضریب دقت می‌تواند 10:23 پیشنهاد بدهد، ولی این یعنی 33 قرارداد در دو سرخط. عمق سفارش‌ها را قبل از باور کردن آن عدد ببینید.
  5. ورود پله‌ای خطرناک است. اگر پاها را در چند لحظهٔ متفاوت باز کنید، بین دو معامله ممکن است فقط قراردادهای فروختهٔ بی‌پوشش داشته باشید.
  6. مجمع و افزایش سرمایه هر دو پا را تعدیل می‌کند. بعد از تعدیل، فاصلهٔ اعمال‌ها و در نتیجه ارتفاع قله و جای سربه‌سر بالا همان چیزی نیست که وارد شده بودید.

شش اشتباه رایج

  1. خواندن «بیشترین سود» بدون خواندن «سربه‌سر بالا». گران‌ترین بدفهمی این استراتژی. یک ترکیب با بازده ماهانهٔ چشمگیر که سربه‌سر بالایش 6٪ بالای قیمت روز است، یک تلهٔ آماده است — نه یک فرصت.
  2. انتظار سکو داشتن به‌جای قله. بیشترین سود فقط روی یک نقطه است. احتمال اینکه پایه دقیقاً همان‌جا بسته شود کم است، پس عددی که واقعاً نصیبتان می‌شود تقریباً همیشه کمتر از قله است.
  3. یکی گرفتن ریشیو با کال لدر. در لدر فروش‌ها روی دو اعمال‌اند و یک سکو می‌سازند؛ در ریشیو روی یک اعمال‌اند و یک قله.
  4. بالا بردن نسبت فقط برای رسیدن به اعتبار. هر قرارداد اضافه شیب سقوط را تندتر می‌کند. اعتباری که با نسبت 1:4 به دست می‌آید، اعتبار نیست؛ پیش‌پرداختِ یک ریسک بزرگ‌تر است.
  5. حساب نکردن وجه تضمین در بازده. بازده را باید بر سرمایه‌ای تقسیم کنید که واقعاً بلوکه می‌شود، و قراردادهای مازاد بخش عمدهٔ آن را می‌سازند.
  6. نداشتن برنامه برای تبدیل به باترفلای. وقتی پایه به اعمال فروش نزدیک شد، خرید یک کال بالاتر تقریباً همیشه بهتر از تحمل کور است.

کجا به کار می‌آید و کجا نه

ریشیو اسپرد وقتی ابزار قابل دفاعی است که:

  • انتظار آرامش یا رشد بسیار ملایم دارید — یک مقاومت مشخص در ذهنتان هست و انتظار عبور قاطع از آن را ندارید.
  • نوسان ضمنی بالا رفته و پرمیوم قراردادهای فروش چاق است.
  • فاصلهٔ سربه‌سر بالا تا قیمت روز، در مقیاس همان نماد، بزرگ است — نه 10٪ روی سهمی که ماهی دو بار 20٪ می‌رود.
  • وجه تضمین قراردادهای مازاد را راحت تأمین می‌کنید و می‌توانید موقعیت را روزانه ببینید.
  • راه اصلاح را از قبل انتخاب کرده‌اید.

و وقتی ابزار درستی نیست که: نماد مستعد جهش خبری است؛ سربه‌سر بالا در دسترس یک حرکت معمولی است؛ نمی‌توانید موقعیت را پایش کنید؛ یا صرفاً به‌خاطر «پرداختی کمتر» جذبش شده‌اید. در آن حالت‌ها کال اسپرد صعودی همان دیدگاه را با ریسک بسته می‌دهد و باترفلای همان ارزانی را با سقف زیان — و نقشهٔ استراتژی‌ها بقیهٔ گزینه‌ها را نشان می‌دهد.

در آپشن‌باز چطور پیدایش کنم؟

ریشیو اسپرد یکی از استراتژی‌های آمادهٔ دیده‌بان است و ترکیب‌ها را روی کل بازار اسکن می‌کند:

  1. به دیده‌بان آپشن بروید و در نوار ابزار استراتژی را بزنید.
  2. از فهرست، ریشیو اسپرد را انتخاب و «اضافه به فرمول‌های من» را بزنید. برای هر ترکیب، نسبت دلتایی، حداکثر سود، حداقل سود/زیان، موقعیت فعلی و هر دو نقطهٔ سربه‌سر را کنار هم می‌بینید.
  3. روی آیکون نمودار هر سلول بزنید تا موقعیت در نمودار سود و زیان باز شود و سناریوی جهش را با ارقام واقعی ببینید — یا در جدول قیمت×تاریخ ببینید در هر تاریخ و قیمت کجا می‌ایستید.

راهنمای گام‌به‌گامِ تنظیمات، فیلترها و به‌خصوص «ضریب دقت»: ریشیو اسپرد در دیده‌بان. فهرست کامل: استراتژی‌های دیده‌بان · راهنمای دیده‌بان. ساختارهای خویشاوند: کال اسپرد صعودی در دیده‌بان · کال بک اسپرد نسبتی در دیده‌بان · کال لدر صعودی در دیده‌بان · لانگ کال باترفلای در دیده‌بان · کاوردکال نسبتی در دیده‌بان · نیکد کال در دیده‌بان.

جمع‌بندی

ریشیو اسپرد یک معاملهٔ روشن است: پرداختی کمتر و سود بیشتر در محدودهٔ پیش‌بینی‌شده، در ازای یک تعهد بی‌سقف در بالای آن محدوده. تا وقتی پایه در محدوده بماند، از کال اسپرد صعودی بهتر است؛ و اگر یک بار قاطعانه از آن بیرون بزند، آن یک بار می‌تواند چند برابر همهٔ صرفه‌جویی‌های قبلی هزینه بردارد.

قبل از هر معامله دو عدد را بنویسید: سربه‌سر بالا و فاصله‌اش تا قیمت امروز، و زیانتان اگر پایه 40٪ رشد کند. اگر عدد دوم برایتان قابل تحمل نیست، همان اسپرد ساده یا باترفلای دیدگاه شما را با ریسک بسته پیاده می‌کند.

وقتی این دو عدد را داشتید، پیدا کردن ترکیبی که به آن‌ها بخورد کار چند ثانیه است: همین استراتژی را در دیده‌بان روی کل بازار اسکن کنید تا ببینید کدام ترکیب بهترین نسبت «سود به فاصلهٔ امن» را می‌دهد.

مقالات مرتبط

ریشیو اسپرد در دیده بان

راهنمای کامل اسکنر آمادهٔ ریشیو اسپرد در دیده‌بان آپشن‌باز: فعال‌سازی، خواندن ستون خروجی (📉 💰 📍 و نقاط سربه‌سر)، نسبت دلتایی، ضریب دقت، نوار نقاط قیمتی، سرمایهٔ درگیر، و تک‌تک تنظیمات، فیلترها و گزینه‌های مرتب‌سازی.

استراتژی اسپرد صعودی با اختیار خرید Bull Call Spread

کال اسپرد صعودی (Bull Call Spread): ساختار موقعیت، سه عدد کلیدی، مثال عددی، انتخاب دو قیمت اعمال، و اینکه وجه تضمین کِی لازم می‌شود و کِی نه.

دلتا (Delta) در اختیار معامله چیست؟ فرمول، مثال و کاربرد

دلتا در آپشن یعنی چه؟ محدوده 0 تا 1، تفسیر دلتای کال و پوت، کاربرد در پوشش ریسک و فیلترنویسی، و مشاهده دلتای لحظه‌ای در دیده‌بان آپشن‌باز.

نقطه سر به سر در معاملات آپشن چیست

نقطه سر به سر در آپشن — محاسبه برای call و put، تفسیر در زنجیره قراردادها و ستون/فیلتر در دیده‌بان.

کال بک اسپرد نسبتی چیست | Call Ratio Backspread

کال بک اسپرد نسبتی یعنی فروش یک اختیار خرید با اعمال پایین‌تر و خرید بیش از یکی با اعمال بالاتر: سود بی‌سقف در جهش، اعتبار در ریزش، و یک گودال زیان در میانه. ساختار، سه عدد کلیدی، مثال ریالی و تفاوتش با ریشیو اسپرد.

استراتژی کال لدر صعودی Bull Call Ladder | سود و ریسک

کال لدر صعودی چیست و چه چیزی را با چه چیزی معامله می‌کند: ساختار سه پایه، سکوی سود، دو نقطهٔ سربه‌سر و دُم بی‌سقف بالا، مثال عددی کامل، ورود بدهکار در برابر بستانکار، انتخاب قیمت اعمال و راه‌های مهار ریسک.

استراتژی لانگ کال باترفلای | Long Call Butterfly

لانگ کال باترفلای چیست: ساختار چهار قرارداد روی سه اعمال، چرا نسبت 1:2:1 است، قلهٔ سود روی اعمال میانی، دو نقطهٔ سربه‌سر و پنجرهٔ سود، و مثال عددی کامل بازار ایران.

استراتژی نیکد کال (Naked Call) | فروش بدون پوشش اختیار خرید

نیکد کال یعنی فروش اختیار خرید بدون داشتن سهم پایه: پرمیوم امروز در ازای تعهدی که سقف زیان ندارد. تفاوت شورت با نیکد، سه عدد کلیدی، مثال ریالی و چرخهٔ وجه تضمین.

وجه تضمین در قراردادهای آپشن چیست

وجه تضمین در اختیار معامله چیست؟ فرمول محاسبه مارجین فروش کال و پوت، حداقل وجه تضمین، مثال عددی، تفاوت بورس کالا و روش دیدن آن در آپشن‌باز.

رول کردن (Rolling) در اختیار معامله | تمدید سررسید

رول کردن (Rolling) یعنی بستن قرارداد فعلی و باز کردن قرارداد با سررسید دورتر یا قیمت اعمال متفاوت. انواع رول، حساب اعتباری و بدهکاری، رول کاوردکال، اشتباه‌های رایج و نکات بازار ایران.

Pin Risk و اعمال زودهنگام در سررسید آپشن

ریسک پین نزدیک اعمال در انقضا چیست؟ اعمال زودهنگام در سبک آمریکایی، تفاوت با اروپایی رایج ایران، و نکات مدیریت سررسید.

راهنمای نمودار استراتژی اختیار معامله | سود و زیان

آموزش کامل نمودار استراتژی آپشن‌باز: ساخت چندپایه، قیمت روز، مقایسه با نمودار دوم، ورود اکسل کارگزاری، what-if، یونانی‌ها، جدول ماتریس، کارمزد، ذخیره و اتصال به فرمول‌نویسی — برای مبتدی تا حرفه‌ای.

چطور نقد شوندگی یک قرارداد اختیار معامله را بسنجیم

سنجش نقدشوندگی اختیار — اسپرد، حجم معاملات و فیلتر قراردادهای قابل معامله در دیده‌بان.

کال اسپرد صعودی در دیده بان

راهنمای کامل استراتژی آماده کال اسپرد صعودی در دیده‌بان آپشن‌باز: ساختار دو پایه، مثال عددی، خواندن ستون، و توضیح تک‌تک تنظیمات، فیلترها و مرتب‌سازی.

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

اگر سوال یا ابهامی در رابطه با این مطلب دارید، همین‌جا بپرسید؛ کارشناسان ما پاسخ می‌دهند.

تجربه یا نکته‌ای دارید؟ نوشتنش به بقیهٔ کاربران هم کمک می‌کند.

پرسش‌ها و نظرات کاربران

هنوز پرسشی ثبت نشده — شما اولین نفر باشید!

سوال یا نظرتان را در فرم بالا بنویسید؛ پاسخی که می‌گیرید برای کاربران بعدی هم می‌ماند.