پرش به محتوای اصلی

قضیهٔ گیرسانوف | از دنیای واقعی تا ریسک خنثی

قضیهٔ گیرسانوف چگونه اندازهٔ احتمال را عوض می‌کند؟ نقش تغییر drift در قیمت‌گذاری اختیار و آزادی اندازه در مدل هستون.

نویسنده: آپشن باز، تاریخ انتشار: ، آخرین به‌روزرسانی: ، 2 دقیقه مطالعه
اشتراک‌گذاری:

قضیهٔ گیرسانوف ابزار ریاضی عوض کردن اندازهٔ احتمال است: با تغییر drift نویز وینر، از دنیای واقعی به ریسک‌خنثی می‌رویم.

زمان قیمت دارایی دنیای واقعی (با ریسک پریمیوم) ریسک‌خنثی (رشد ≈ نرخ بهره)
برای قیمت‌گذاری اختیار، مسیر را طوری «بازتنظیم» می‌کنیم که دارایی تنزیل‌شده مارتینگل شود — این همان اندازهٔ ریسک‌خنثی است.

نقش در قیمت‌گذاری

اگر فقط drift فرایند را عوض کنید (با شرایط فنی مناسب)، قانون احتمال جدید با قانون قدیم «هم‌ارز» می‌ماند ولی روندها تغییر می‌کنند — همان جهشی که برای ساخت اندازهٔ ریسک‌خنثی لازم است.

ربط به هستون

در هستون دو نویز دارید؛ انتخاب drift برای نویز واریانس همان آزادی اندازهٔ ریسک‌خنثی است که با کالیبراسیون به اختیارهای بازار بسته می‌شود.

در آپشن‌باز مدل هستون به‌صورت عملی دیده می‌شود: ستون هستون در دیده‌بان، لبخند نوسان در میزکار، تب هستون در ماشین حساب.

منبع

بازنویسی آموزشی بر پایهٔ ویکی‌پدیا (و منابع مرتبط با مدل هستون):

https://en.wikipedia.org/wiki/Girsanov_theorem

مرتبط: مدل هستون (ویکی‌پدیا) · هستون در آپشن‌باز

این را روی بازار امتحان کنید

مقالات مرتبط

مدل هستون و لبخند نوسان | قیمت تئوری اختیار در آپشن باز

مدل هستون چیست و چه فرقی با بلک‌شولز دارد؟ پنج پارامتر، ستون هستون در دیده‌بان آپشن، نمودار لبخند نوسان، تب ماشین حساب و معنی کالیبراسیون معتبر.

مدل بلک شولز و قیمت تئوری قرارداد اختیار معامله

مدل بلک‌شولز در آپشن — قیمت تئوری، IV ضمنی، یونانی‌ها و استفاده در دیده‌بان و جزئیات قرارداد.

راهنمای ماشین حساب اختیار معامله | بلک شولز و یونانی ها

راهنمای ماشین حساب اختیار معامله (آپشن): قیمت تئوری، یونانی‌ها و تلاطم ضمنی با بلک‌شولز، و قیمت مدل هستون با پارامترهای کالیبره‌شدهٔ هر نماد.

مدل هستون چیست؟ | بنیان نوسان تصادفی در قیمت گذاری اختیار

مدل هستون چیست و چه فرقی با بلک‌شولز دارد؟ معرفی نوسان تصادفی، پنج پارامتر، لبخند نوسان و کاربرد در دیده‌بان و ماشین حساب آپشن‌باز.

اندازهٔ ریسک خنثی چیست؟ | پایهٔ قیمت گذاری اختیار

اندازهٔ ریسک‌خنثی (هم‌ارز مارتینگل) چیست و چرا برای قیمت اختیار لازم است؟ تفاوت بلک‌شولز و هستون و معنی کالیبراسیون در آپشن‌باز.

مارتینگل چیست؟ | بازی عادلانه در قیمت گذاری

مارتینگل به زبان معامله‌گر: امید ریاضی بدون روند قابل‌بهره‌برداری. ربط قیمت تنزیل‌شده و اندازهٔ ریسک‌خنثی در اختیار معامله.

فرایند وینر چیست؟ | نویز مدل های بلک شولز و هستون

فرایند وینر (حرکت براونی) همان نویز پیوستهٔ معادلات قیمت است؛ در هستون دو نویز دارید و همبستگی ρ چولگی لبخند می‌سازد.

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

اگر سوال یا ابهامی در رابطه با این مطلب دارید، همین‌جا بپرسید؛ کارشناسان ما پاسخ می‌دهند.

با ایمیل یا شماره موبایلی که ثبت می‌کنید، وقتی به کامنتتان پاسخ داده شود خبرتان می‌کنیم.

پرسش‌ها و نظرات کاربران

4 پیام
لادن
07 شهریور 1405 - 19:09
اگر احتمال‌های مدل واقعی نیستند، پس قیمتی که می‌دهد چه اعتباری دارد؟
تیم آپشن بازپاسخ
10 شهریور 1405 - 13:48
اعتبارش از نبود آربیتراژ می‌آید، نه از درست بودن احتمال‌ها — و همین آن را قابل استفاده می‌کند. منطقش این است: اگر قیمت از این عدد فاصلهٔ زیادی بگیرد، ترکیبی وجود دارد که سود بدون ریسک می‌سازد و بازار آن را می‌بندد. پس قیمت حول همین عدد می‌ماند — مستقل از اینکه کسی چه فکر می‌کند. و زیبایی‌اش این است که نظر شما و من دربارهٔ آیندهٔ سهم، وارد قیمت نمی‌شود. اگر می‌شد، دو نفر با نظرهای متفاوت هرگز روی یک قیمت توافق نمی‌کردند. ولی این اعتبار سه شرط دارد که در بازار ما اغلب نقض می‌شوند: امکان معامله در هر لحظه — در روز صف برقرار نیست: سنجش نقدشوندگی هزینهٔ معاملهٔ ناچیز — کارمزد و شکاف قیمت اینجا کوچک نیستند. حرکت پیوستهٔ قیمت — بازار می‌پرد. پس عدد را به‌عنوان لنگر بخوانید نه حقیقت: انحراف بزرگ از آن معمولاً یعنی داده مشکل دارد، نه اینکه فرصت پیدا کرده‌اید.
محمدعلی
17 مرداد 1405 - 08:21
گیرسانوف را چرا باید بدانم؟ به تصمیم من چه ربطی دارد؟
تیم آپشن بازپاسخ
18 مرداد 1405 - 17:56
مستقیماً هیچ — ولی یک سوءبرداشت گران را جلوگیری می‌کند که در تصمیم‌گیری خیلی‌ها اثر دارد. قضیهٔ گیرسانوف پل بین «دنیای واقعی» و «دنیای ریسک‌خنثی» است. کاری که می‌کند این است: احتمال‌ها را بازتنظیم می‌کند تا قیمت‌گذاری بدون آربیتراژ ممکن شود. و نتیجه‌اش این است: احتمال‌هایی که در قیمت‌گذاری استفاده می‌شوند، احتمال‌های واقعی بازار نیستند. دو خطای رایج که از همین‌جا می‌آیند: دلتا را احتمال گرفتن. دلتای ۰.۳ به معنای «سی درصد احتمال در پول شدن» نیست، هرچند عددشان نزدیک است. کسی که اندازهٔ موقعیتش را روی این فرض می‌چیند، ریسکش را اشتباه حساب کرده. قیمت تئوری را پیش‌بینی گرفتن. مدل نمی‌گوید قیمت به کجا می‌رود؛ می‌گوید با فرض‌هایش عدد منصفانه چقدر است. پس قیمت تئوری را برای غربال به کار ببرید: مدل هستون و برای تصمیم، سه چیز دیگر واقعاً مهم‌اند: بیشترین زیان به ریال، حرکت لازم بر حسب درصد، و اینکه قرارداد اصلاً قابل معامله هست یا نه.