پرش به محتوای اصلی

فروش آپشن مثل یک شرکت بیمه | خلاصه کتاب چن و سباستین

خلاصهٔ کتاب چن و سباستین: بیمه‌گر یک‌نفره (TOMIC)، شش کار یک شرکت بیمه، حساب بیمه‌نامهٔ نود درصدی، و اینکه کدام کارها در تهران هست.

نویسنده: شهرزاد، تاریخ انتشار: ، آخرین به‌روزرسانی: ، 46 دقیقه مطالعه
اشتراک‌گذاری:

یک مهمانی، یک غریبه، و همان سؤال همیشگی: «شغلتان چیست؟» بیشتر مدیران صندوق پوشش ریسک جواب می‌دهند «صندوق پوشش ریسک اداره می‌کنم» یا «مدیر سرمایه‌ام». دنیس چن جواب دیگری دارد: «من ریسک را برای یک شرکت بیمهٔ مالی مدیریت می‌کنم.»

این جمله، در مقدمهٔ The Option Trader's Hedge Fund، فقط یک شوخی خوش‌ساخت نیست؛ چارچوب کل کتاب است. چن و همکارش مارک سباستین اسمش را گذاشته‌اند «شرکت بیمهٔ یک‌نفره» — TOMIC — و ادعایشان این است که هر کس اختیار معامله (آپشن) می‌فروشد، می‌تواند و باید مثل یک شرکت بیمه رفتار کند: با دپارتمان، با برنامه، با دفتر حساب.

پیش‌تر در این قفسه دو بار با تشبیه «فروشنده = بیمه‌گر» روبه‌رو شدیم: برنز و گرین گفتند بیمه‌گر به‌طور میانگین می‌برد، و کریشنان گفت بیمه وقتی ارزان است که کسی نمی‌خواهدش. این کتاب یک قدم آن‌طرف‌تر می‌رود: بیمه‌گر را یک شرکت می‌بیند، با بخش‌هایی که هر کدام کاری دارند — و می‌پرسد اگر یک نفر باید همهٔ آن بخش‌ها باشد، چه کارهایی را نباید فراموش کند.

در این یک ساعت آن بخش‌ها را یکی‌یکی می‌شماریم، حساب بیمه‌نامهٔ «نود درصد برد» را با عدد می‌کنیم — و در آخر می‌پرسیم کدام دپارتمان‌های این شرکت در بازار ما اصلاً وجود دارد.

جواب به سؤال «شغلتان چیست؟»

معلوم است چرا چن این جواب را انتخاب کرده. اگر خودت را «معامله‌گر» بدانی، هر روز باید تصمیم‌های بزرگ بگیری و هر شب به آن‌ها فکر کنی. اگر خودت را «مدیر ریسکِ یک شرکت بیمه» بدانی، کارت مشخص است: ریسک را انتخاب کن، قیمتش را بگذار، بفروش، و اگر پیش از موعد بیش از حد پر شد، بخشی را به دیگری بسپار.

مقدمهٔ کتاب همین را می‌گوید و چند قید هم می‌گذارد که نباید نادیده گرفت. این کتاب «راه‌نما» است، نه دستور راه‌اندازی صندوق. نمی‌خواهد یاد بدهد صندوق پوشش ریسک چطور ثبت می‌شود یا چطور در آن سرمایه‌گذاری کنید. فقط شرح می‌دهد یک صندوق مشخص — «اسمارت اینکام پارتنرز» — چطور با اختیار برای شرکایش درآمد می‌سازد، و ادعا می‌کند هر کس می‌تواند همین چارچوب را برای سبد اختیار خودش به کار ببرد.

یک اعتراف هم در همان صفحه هست که برای ما مفید است: نویسنده‌ها فرض می‌کنند خواننده پیش‌تر اختیار معامله کرده. «اگر این کتاب را می‌خوانید، احتمالاً معامله‌ای کرده‌اید.» یعنی این کتاب برای اولین قدم نوشته نشده؛ برای کسی است که چند ماه فروخته و می‌خواهد اسمش را از «شرط‌بندی» به «کسب‌وکار» ارتقا بدهد.

ما هم همین ادعا را می‌سنجیم — نه به‌عنوان توصیهٔ «بفروشید»، بلکه به‌عنوان یک پرسش ساختاری: اگر فروش اختیار یک کسب‌وکار بیمه است، آن کسب‌وکار در بورس تهران چه دپارتمان‌هایی می‌تواند داشته باشد؟

یک مدیر صندوق و یک عضو سابق تالار

دنیس ای. چن مدیر صندوق پوشش ریسک است: بنیان‌گذار و مدیر ارشد سرمایه‌گذاری «اسمارت اینکام پارتنرز»، صندوقی که با اختیار روی شاخص و سهم درآمد می‌سازد. پیش‌تر مشاور مدیریت در شرکت «بین اند کمپانی» بود و تمرکزش روی خدمات مالی بود — بانکداری و بیمه — و بعد مدیر (principal) در شرکت «دیاموند تکنالوژی پارتنرز». MBAش را از وارتون دارد و کارشناسی ارشد علوم رایانه را از دانشگاه ایالتی آریزونا. یعنی نگاه «بیمه» را از مشاورهٔ بیمه آورده، نه از تجربهٔ معامله‌گری.

جلد کتاب The Option Trader's Hedge Fund نوشتهٔ دنیس چن و مارک سباستین

مارک سباستین برعکس، از خودِ تالار آمده: عضو سابق بورس اختیار شیکاگو (CBOE) و بورس آمریکایی (AMEX)، مدیر عملیات شرکت آموزشی «آپشن پیت» در شیکاگو، سردبیر نشریهٔ دیجیتال «Expiring Monthly»، و مجری دو پادکست دربارهٔ اختیار و نوسان. لیسانسش مالی است، از دانشگاه ویلانووا.

پیش‌گفتار می‌گوید ایدهٔ کتاب در سال 2010 در یک کنفرانس در لاس‌وگاس شکل گرفت، وقتی هر دو داشتند کسب‌وکار خودشان را بزرگ می‌کردند. و مقدمهٔ کتاب را استفانی لینک نوشته، مدیر پژوهش و هم‌مدیر پرتفوی «صندوق خیریهٔ جیم کریمر» در «استریت» — که خودش می‌گوید صندوقش فقط سهام می‌خرد (long-only) ولی شناخت نوسان برای مدیریتش ضروری است. جمله‌ای از آلبرت اینشتین را هم می‌آورد دربارهٔ اینکه پیچیده‌تر کردن هر چیزی ساده است و ساده کردنش شجاعت می‌خواهد؛ و می‌گوید مهم‌ترین نتیجه‌های کتاب «روش‌شناسی، کنترل ریسک و استفادهٔ مؤثر از سرمایه» است.

این ترکیب — یک مشاور بیمه و یک عضو تالار — در کتاب دیده می‌شود: نیمی از صفحه‌ها چارچوب کسب‌وکار است و نیمی دیگر نکته‌های ریز معامله.

کتابی که هم برنامهٔ کسب‌وکار است هم بلاگ

کتاب سه بخش دارد، و هر بخش ژانر دیگری است.

بخش اول، «چارچوب»، هفت فصل است: کسب‌وکار بیمه، انتخاب معامله، مدیریت ریسک، اجرا، برنامهٔ معاملاتی، زیرساخت و فرایندهای یادگیری. این بخش شبیه یک برنامهٔ کسب‌وکار است. بخش دوم، «پیاده‌سازی»، سه فصل دارد: نوسان، پنج استراتژی پرکاربرد، و یک فصل کوتاه که همه را در «TOMIC 1.0» کنار هم می‌گذارد. بخش سوم، «درس‌هایی از تالار»، به صراحت خودِ مقدمه «گزیده‌ای از بلاگ‌هایی است که مارک سباستین برای OptionPit.com نوشته»، با یک نوشتهٔ مهمان از چن.

ناشر کتاب را با یک جمله معرفی می‌کند: «با مدیریت معاملات و سبد اختیار مثل یک کسب‌وکار واقعی، از فروش اختیار درآمد ثابت و قابل‌اتکا بسازید.» و پشت جلد می‌گوید کتاب فاصلهٔ «ساختار معامله» و «مدیریت ریسک سبد» را پر می‌کند — چیزی که «کسی به‌درستی به آن نپرداخته: مدیریت ریسک برای سرمایه‌گذارانی که سبدی از اختیار دارند».

خواننده‌ها چه گفته‌اند؟ چند مرورکننده تکرار کرده‌اند که کتاب «جریان» و ساختار نوشتاری خوبی ندارد — که با این سه‌ژانری بودن جور درمی‌آید — و بخش‌هایی از آن «مثال عملی کم» دارد. یکی از مرورها از چیز دیگری خوشش آمده: تحلیل هر استراتژی. در بخش پنج استراتژی به آن می‌رسیم.

پانزده فصل، و جایی که صفحه‌ها خرج شده‌اند

فهرست کامل را از فایل نمونهٔ ناشر داریم، با صفحهٔ شروع هر فصل:

فصل‌های The Option Trader's Hedge Fund، با صفحهٔ شروع و حجم تقریبی
بخشفصلاز صفحهحدود صفحه
یک: چارچوب1 کسب‌وکار بیمه514
یک: چارچوب2 انتخاب معامله1912
یک: چارچوب3 مدیریت ریسک3112
یک: چارچوب4 اجرای معامله4312
یک: چارچوب5 برنامهٔ معاملاتی558
یک: چارچوب6 زیرساخت6310
یک: چارچوب7 فرایندهای یادگیری738
دو: پیاده‌سازی8 فهم نوسان818
دو: پیاده‌سازی9 پنج استراتژی پرکاربرد8932
دو: پیاده‌سازی10 راه‌اندازی TOMIC 1.012110
سه: درس‌هایی از تالار11 نوسان13114
سه: درس‌هایی از تالار12 مدیریت ریسک14510
سه: درس‌هایی از تالار13 معامله و اجرا15518
سه: درس‌هایی از تالار14 یونانی‌های دیگر17318
سه: درس‌هایی از تالار15 آغاز1914

سه چیز از این جدول: اول، فصل نهم بلندترین است — 32 صفحه برای پنج ساختار. هر ساختار تقریباً شش تا هفت صفحه، یعنی نه یک درس که یک برگهٔ مشخصات است.

دوم، بخش اول از بخش دوم بلندتر است. کتاب دربارهٔ «چه بفروشیم» است کمتر از دربارهٔ «چطور کسب‌وکار را اداره کنیم». برای کتابی که اسمش «صندوق پوشش ریسک» است، این نسبت خودش پیام است.

سوم، فصل‌های بخش سوم — مقاله‌های بلاگ — نزدیک شصت صفحه‌اند و آخرشان، «گاما اسکالپینگ»، طبق نمایه از صفحهٔ 176 تا 190 می‌رود: پانزده صفحه، یعنی یک‌چهارم کل بخش. بعد از بخش سوم، فصل پانزدهم چهار صفحه‌ای «آغاز» می‌آید و چهار پیوست: مطالعهٔ پیشنهادی، ترتیب یادگیری استراتژی‌ها، معرفی OptionPit.com، و «اسپرد بادبادک».

زنجیرهٔ ارزش یک شرکت بیمه

فصل اول، که تنها فصل کامل نمونهٔ ناشر است، با یک تعریف شروع می‌کند: بیمه «انتقال منصفانهٔ ریسک از یک نهاد به نهاد دیگر در ازای پرداختی است به نام حق بیمه». بعد یک شرکت بیمهٔ عادی را به شش کار تقسیم می‌کند:

  • انتخاب ریسک (Underwriting): تعریف و گزینش ریسک‌هایی که حاضری بیمه کنی.
  • قیمت‌گذاری (Pricing): تعیین حق بیمه برای هر ریسک.
  • بیمهٔ اتکایی (Reinsurance): واگذاری ریسک ناخواسته به دیگری.
  • رسیدگی به خسارت (Claims): تعیین هزینهٔ زیان و پرداخت به بیمه‌شده.
  • جذب مشتری (Customer acquisition): فروش بیمه‌نامه از راه عامل، کارگزار، تلفن یا اینترنت.
  • عملیات سرمایه‌گذاری: کسب درآمد از ذخایر (فلوت).

کتاب برای هر کدام یک مثال از زندگی می‌آورد. مثال انتخاب ریسک، بخشی از بازار بیمهٔ خودرو است: زنان متأهل 24 تا 36 ساله با شاسی‌بلند کوچک — که تصادف‌شان یک درصد است، در برابر متوسط پنج درصد برای شاسی‌بلندها. شرکت تصمیم می‌گیرد این بخش را در سبدش داشته باشد و برایش قیمتی می‌گذارد که بازده مورد انتظارش بیست درصد باشد.

مثال بیمهٔ اتکایی جالب‌تر است. یک شرکت بیمهٔ خودرو در خلیج سان‌فرانسیسکو ماشین‌های زیادی بیمه کرده و حاضر نیست ریسک زلزله را نگه دارد؛ پس بیمهٔ زلزله را از یک شرکت اتکایی می‌خرد. اگر «زلزلهٔ بزرگ» بیاید، خودش نمی‌بازد.

حالا چن شش کار را در سه کار جمع می‌کند و شکل زیر همان نگاشت کتاب است:

زنجیرهٔ ارزش: بیمه‌گر و TOMIC شرکت بیمه بیمه‌گر یک‌نفره انتخاب ریسک و قیمت‌گذاری بیمهٔ اتکایی و رسیدگی به خسارت فروش بیمه‌نامه عامل و کارگزار سرمایه‌گذاری ذخایر (فلوت) انتخاب معامله بازار و استراتژی مدیریت ریسک اندازه، هج، تعدیل اجرای معامله بورس، نه فروشنده ذخیره در نقد یا بازار پول همان چهار کار، با یک نفر و یک صفحه‌کلید
زنجیرهٔ ارزش فصل اول کتاب: کارهای شرکت بیمه (انتخاب و قیمت‌گذاری ریسک، بیمهٔ اتکایی و خسارت، فروش بیمه‌نامه، سرمایه‌گذاری ذخایر) در بیمه‌گر یک‌نفره به انتخاب معامله، مدیریت ریسک، اجرای معامله و ذخیره در نقد یا بازار پول تبدیل می‌شود

نکتهٔ شکل، ردیف آخر است. بیمه‌گر واقعی از دو راه درآمد دارد: سود از پذیرش ریسک و سود از سرمایه‌گذاری ذخایر. کتاب صریح می‌گوید TOMIC تقریباً همهٔ درآمدش را از اولی می‌گیرد، و ذخایر لازمش را «در صندوق بازار پول یا نقد» نگه می‌دارد. درآمد سرمایه‌گذاری را می‌شود بیشتر کرد، ولی موضوع این کتاب نیست.

پیام ضمنی مهم است: یک نفر می‌تواند همهٔ این کارها را بکند، ولی باید هر کدام را جدا ببیند. کسی که فقط «فروختن» را می‌بیند، انتخاب ریسک و قیمت‌گذاری را فراموش کرده؛ و کسی که فقط انتخاب می‌کند، بیمهٔ اتکایی ندارد.

حساب شرکت ABC

کتاب با یک مثال عددی نشان می‌دهد شرکت بیمه چطور پول درمی‌آورد. «شرکت بیمهٔ خودروی ABC» هر سال ده هزار ماشین بیمه می‌کند، با ارزش متوسط بیست هزار دلار. از هر ماشین به‌طور متوسط هزار دلار حق بیمه می‌گیرد. سالانه هزار ادعا دارد، هر کدام با هزینهٔ متوسط 4,500 دلار.

حساب سود و زیان ناخالص چنین است:

  • حق بیمهٔ کسب‌شده: ده هزار ماشین ضرب در هزار دلار، برابر 10,000,000 دلار.
  • زیان وارده: هزار ادعا ضرب در 4,500، برابر 4,500,000 دلار.
  • سود عملیات بیمه: 5,500,000 دلار.

بعد درآمد سرمایه‌گذاری: اگر ABC روی حق بیمه‌های جمع‌شده سه درصد بگیرد و میانگین ذخیرهٔ مانده‌اش 2,750,000 دلار (نصف 5,500,000) باشد، 82,500 دلار دیگر هم می‌سازد. کتاب هزینه‌های اداری را کنار می‌گذارد و می‌گوید این سود ناخالص است.

دو نکته که در حساب معلوم می‌شود ولی کتاب صریح نمی‌گوید — از ماست. اول: از هر ده بیمه‌نامه یکی ادعا دارد، ولی هزینهٔ خسارت فقط 45 درصد حق بیمه است (4.5 میلیون از 10 میلیون). یعنی «احتمال ادعا» و «سهم خسارت از حق بیمه» دو عدد جدا هستند. دوم: سود، به‌خاطر پراکندگی است: ده هزار ماشین که هرکدام مستقل‌اند. هر جا این استقلال نباشد — زلزله — حساب به هم می‌خورد. به همین دلیل خودِ کتاب بلافاصله بیمهٔ اتکایی را می‌آورد.

بیمهٔ ماشین در برابر فروش پوت

وقتی حساب شرکت را داریم، کتاب جدول 1.1 را می‌آورد که بیمهٔ ماشین را با فروش یک پوت می‌گذارد کنار هم. آن‌جا سهم XYZ صد دلار است، پوت سی‌روزه با قیمت اعمال 90 دلار فروخته می‌شود و پریمیومش 3 دلار است. ترجمهٔ ما:

جدول 1.1 کتاب: بیمهٔ ماشین و فروش پوت
بیمهٔ ماشینمثالفروش پوتمثال
دارایی بیمه‌شدهماشیندارایی پایهسهم XYZ، 100 دلار
دورهٔ بیمه12 ماهتا سررسید30 روز
ارزش بیمه‌شده20,000 دلارقیمت اعمال90 دلار
فرانشیز2,000 دلار (10٪)درصد خارج از پول10٪
حق بیمه1,000 دلارپریمیوم3 دلار
«نسبت زیان»10٪احتمال سود90٪
خسارتپرداخت یا نهITM: خرید سهم به 90؛ OTM: نگه‌داشتن پریمیوم—
بیمهٔ اتکاییبیمه از شرکت دیگر برای فاجعههجپوت دورتر یا پوت شاخص

ردیف چهارم را دوباره بخوانید، چون زیباترین تشبیه کتاب است: فرانشیز همان «خارج از پول بودن» است. صاحب ماشین برای اینکه کمتر حق بیمه بدهد، حاضر است هزینهٔ ده درصد اول را خودش بپردازد. خریدار پوت هم برای اینکه کمتر پریمیوم بدهد، پوتی با قیمت اعمال 90 می‌خرد نه 100 — یعنی ده درصد اول ریزش سهم را خودش تحمل می‌کند. فروشندهٔ پوت، بیمه‌گرِ آن است.

در ردیف ششم، کتاب «نسبت زیان» را با «احتمال سود» یکی می‌گیرد: ده درصد. این با معنای حرفه‌ای بیمه‌گرها (زیان تقسیم بر حق بیمه) فرق دارد — که خود ما در بخش قبل دیدیم — و اینجا به معنی «سهم بیمه‌نامه‌هایی که ادعا دارند» است. یعنی در این جدول واژهٔ بیمه کمی از معنای حرفه‌ایش فاصله می‌گیرد.

این جدول به یک پرسش می‌رسد که کتاب در همین صفحه‌ها نمی‌پرسد و ما باید بپرسیم: اگر بیمه‌نامه‌ای «نود درصد برد» دارد، آیا ارزش دارد؟

حساب بیمه‌نامهٔ نود درصدی

جواب مثل هر پرسش دربارهٔ بیمه به یک عدد بستگی دارد: خسارت متوسط وقتی ادعایی پیش می‌آید. حساب زیر از ماست — نه از کتاب. سهم 10,000 ریالی. پوت 9,000 را به پریمیوم 300 می‌فروشیم. با فرض کتاب، نود درصد مواقع پوت بی‌ارزش منقضی می‌شود و پریمیوم را نگه می‌داریم؛ ده درصد مواقع «ITM» است و ضرر می‌دهیم. سود مورد انتظار هر سهم:

سود مورد انتظار = 300 منهای (0.10 ضربدر ضرر متوسط وقتی ITM شده)

اگر ضرر متوسط در آن ده درصد چقدر باشد، سود به صفر می‌رسد؟ جواب: 300 تقسیم بر 0.10 یعنی 3,000.

مثال ما: سود مورد انتظار فروش پوت 9,000 با پریمیوم 300 و احتمال ITM ده درصد (هر سهم)
ضرر متوسط وقتی ITM شدهقیمت متوسط سهم در آن حالتسود مورد انتظار هر سهم
1,0008,000سود 200
2,0007,000سود 100
3,0006,000صفر
4,0005,000زیان 100
5,0004,000زیان 200

یعنی بیمه‌نامهٔ «نود درصد برد» فقط وقتی بازده مثبت دارد که در آن ده درصدِ بد، سهم به‌طور متوسط پایین‌تر از حدود 6,000 نرود. اگر برود، بیمه‌گر می‌بازد — هرچند نود درصد وقت برده باشد. این همان چیزی است که در قسمت قبل از زبان کریشنان شنیدیم: فروش نوسان «لزوماً» بازده مثبت ندارد.

پس احتمال سود به‌تنهایی معیار نیست. معیار، حاصل‌ضرب احتمال و اندازه است — و بیمه‌گر واقعی هر دو را از آمار می‌گیرد، نه از حس. برای اندازه‌گیری‌اش در بازار ما: احتمال ITM و دلتا را ببینید و نوسان تحقق‌یافته در برابر ضمنی که می‌گوید خط‌کش نوسان روزانه زیر دامنه حدود 1.4 برابر کم‌برآورد می‌شود.

وقتی بیمه‌گر می‌بازد؛ ای‌آی‌جی

کتاب فصل اول را بی‌طرفانه ادامه می‌دهد: «بیمه کسب‌وکار فوق‌العاده‌ای است؛ فقط مطمئن شوید می‌دانید وارد چه می‌شوید.» و بعد می‌گوید بیمه‌گر از دو راه می‌بازد: از سرمایه‌گذاری ذخایر، یا از خودِ بیمه‌نامه‌ها — وقتی خسارت‌ها بیشتر از حق بیمه‌ها می‌شود، یعنی ریسک را کم‌قیمت گذاشته.

مهم‌ترین کار شرکت بیمه، به گفتهٔ کتاب، «انتخاب ریسک» است: انتخاب و قیمت‌گذاری. اگر این تخمین اشتباه باشد، «نسبت زیان» از انتظار بیشتر می‌شود و شرکت می‌بازد. کتاب می‌گوید ساده به نظر می‌رسد ولی نیست: شرکت احتمال زیان یک بخش را برآورد می‌کند، حق بیمه‌ای که سود بدهد می‌گذارد، بیمه‌نامه می‌فروشد، پول را سرمایه‌گذاری می‌کند و منتظر می‌ماند.

«زشت» ماجرا جایی است که ریسک سخت‌محاسبه است. کتاب مثال مشهورش را می‌آورد: ای‌آی‌جی در بحران 2008. ای‌آی‌جی بیمهٔ اعتبار — سوآپ نکول اعتباری (CDS) — برای اوراق وام مسکن می‌فروخت؛ ریسک را درست حساب نکرد؛ و وقتی وام‌های مسکن شروع به نکول کردند، بدون نقدینگی کافی برای پشتوانهٔ اوراقی که بیمه کرده بود ماند. کتاب می‌گوید 450 میلیارد دلار بیمهٔ اعتبار فروخته بود بی‌آنکه رفتار ریسک را بفهمد. «این فاجعه‌ای بود که نزدیک بود کل سیستم مالی را ساقط کند. آن، زشت است.»

جملهٔ جمع‌بندی کتاب زیباست: «شرکت‌های بیمه "کاغذ" می‌فروشند: قولی برای پرداخت در آینده، در ازای پول نقد امروز. در آینده معلوم نیست پرداخت کنند یا نه، ولی به احتمال زیاد کمتر از آنچه جمع کرده‌اند می‌پردازند.»

این را کنار فصل اول کریشنان بگذارید: هر دو کتاب از یک فاجعه می‌ترسند و در یک نقطه با هم می‌رسند — ندانستن اندازهٔ ریسک. فرق‌شان اینجاست: چن می‌گوید پیش از فروش بدان؛ کریشنان می‌گوید اگر ندانستی، بعد از ریزش چه کن.

سه کار اصلی و چهار محرک موفقیت

کتاب می‌گوید یک شرکت بیمه برای موفقیت باید چهار کار را درست انجام بدهد: انتخاب ریسک (شامل قیمت‌گذاری)، مدیریت ریسک (شامل بیمهٔ اتکایی و رسیدگی به خسارت)، جذب ریسک (فروش بیمه‌نامه)، و عملیات سرمایه‌گذاری. و بعد، برای TOMIC، آن‌ها را در سه کار اصلی جمع می‌کند:

  1. انتخاب معامله: انتخاب بازار، قیمت‌گذاری ریسک، انتخاب استراتژی و بازهٔ زمانی. کتاب مثال می‌زند: «ال‌استیت و استیت‌فارم منطقهٔ جغرافیایی انتخاب می‌کنند؛ TOMIC به‌جای خانه در مناطق مختلف، دارایی پایه انتخاب می‌کند.» می‌تواند روی SPX، RUT، NDX، DIA یا روی سهم‌هایی مثل AAPL، IBM و GOOG اختیار بنویسد.
  2. مدیریت ریسک: «مدیریت ریسک فعال»؛ پایش مداوم سبد و واگذاری ریسک ناخواسته. اگر نسبت زیان یک بخش سال‌به‌سال بالا رود، بیمه‌گر باید بفهمد چه چیزی عوض شده — و یا قیمت را بالا ببرد یا آن بخش را بیمه نکند. TOMIC هم اگر قانونی هزینهٔ دفاعی را نصف کند، ممکن است نوشتن اختیار روی پیمانکاران دفاعی را متوقف کند یا با خرید پوت بیمه‌شان کند.
  3. اجرای معامله: معادل فروش بیمه‌نامه. «به‌جای عامل، بورس اختیار داریم؛ لازم نیست نیروی فروش داشته باشیم، فقط یک رایانه متصل به بورس.»

جملهٔ آخر ارزش تکرار دارد: کارایی و اثربخشی اجرا «مستقیماً روی سودآوری اثر می‌گذارد». یعنی یک ساختار خوب که بد اجرا شود، بازده ندارد. در بازار ما این جمله یک ضریب اضافه دارد: سفارش ترکیبی نداریم، پس هر ساختار دوپایه دو سفارش جداست.

یک نکتهٔ ظریف هم در توصیف مدیریت ریسک هست: کتاب می‌گوید حتی مهم‌تر از قیمت‌گذاری، پایش مداوم است. قیمت‌گذاری یک‌بار انجام می‌شود؛ پایش هر روز. برای همین بخش بزرگی از فصل‌های بعد دربارهٔ برنامه و ثبت و پایش است.

سه کار پشتیبان

کارهای اصلی بی‌زیرساخت کار نمی‌کند. چن تشبیه یک فرانچایز غذای فوری را می‌آورد: زمین، اجاق، یخچال و تلفن. برای TOMIC، این می‌شود سخت‌افزار (رایانه، اینترنت، تلفن)، نرم‌افزار (پلتفرم و برنامه)، و سرمایهٔ کاری. او آن‌ها را در سه کار پشتیبان جمع می‌کند، و جدول 1.2 کتاب می‌گوید هر کدام چه دارد:

  • برنامهٔ معاملاتی: هدف‌ها، بازارهایی که معامله می‌شود، پارامترهای انتخاب استراتژی، فهرست کنترل ریسک، برنامهٔ ورود و خروج، و چک‌لیست‌ها.
  • زیرساخت معاملاتی: کارگزار، نرم‌افزار اجرا، نرم‌افزار تحلیل، مارجین پرتفویی، منابع اطلاعات، و سرمایهٔ ریسک.
  • فرایندهای یادگیری: ژورنال معاملاتی، گروه معامله‌گری، مربی، و برنامهٔ آموزش مداوم.

کتاب برنامهٔ معاملاتی را معادل «برنامهٔ عملیاتی» شرکت بیمه می‌داند: «راه‌نمای عملیاتی مدیر TOMIC که پارامترهایی را می‌گوید که در آن‌ها باید کار کند». و فرایندهای یادگیری را «مجموعه‌ای از عادت‌ها که TOMIC برای بهبود پیوستهٔ کسب‌وکارش لازم دارد».

فصل اول همین‌جا تمام می‌شود، و بقیهٔ بخش اول این شش مورد را یکی‌یکی باز می‌کند. برای ما، سه کار پشتیبان یک وجه مشترک با سایت دارند: هر سه ابزار دارند. لیست استراتژی‌های ذخیره‌شده و اسکنر برای انتخاب و پایش، ژورنال معاملاتی برای یادگیری. کاری که کتاب «نظام» می‌نامد، اینجا یک صفحه است.

انتخاب، ریسک، اجرا؛ فصل‌های دو تا چهار

سه فصل بعدی هر کدام یک کار اصلی را باز می‌کنند. متنشان در نمونهٔ ناشر نیست، پس آنچه می‌آید از روی فهرست و نمایه است — و با «به گواه عنوان» علامت خورده.

فصل دوم، انتخاب معامله (صفحهٔ 19): پنج بخش دارد. «انتخاب بازار»، «انتخاب استراتژی»، «بازهٔ زمانی»، «نوسان» و «قیمت‌گذاری». مقدمهٔ کتاب می‌گوید این پنج عامل روی انتخاب معامله اثر می‌گذارند و آن را معادل «انتخاب ریسک» در TOMIC می‌داند. نمایه سرنخ جالبی می‌دهد: «انتخاب بازار» به بازار سهام، صندوق‌های قابل‌معامله و اختیار روی سهم می‌رسد (در نمایه از «AFLAC» و «Allstate» تا «basket of equities»).

فصل سوم، مدیریت ریسک (31): «مدیریت پول»، «اندازهٔ موقعیت»، «تنوع سبد»، «تعدیل معامله‌های مختلف»، «ریسک‌های قابل‌پرداختن» و «بیمهٔ سبد در برابر رخدادهای قوی سیاه». نمایه از بحران 2008، نشتی نفت خلیج مکزیک، ان‌رون، حملهٔ یازدهم سپتامبر و فلش‌کرش به‌عنوان مثال‌های همین بخش یاد می‌کند.

فصل چهارم، اجرای معامله (43): «شرایط بازار»، «ارزیابی نوسان تحقق‌یافتهٔ بالقوه»، «ارزیابی نوسان ضمنی»، «ارزیابی ماه‌ها»، «ارزیابی چولگی»، «ارزیابی محصولات دیگر»، «معامله» و «ثبت سفارش». یعنی پیش از اجرا هفت چیز را می‌سنجید. این را با قسمت دهم مقایسه کنید که «لبه کجاست» را می‌پرسید؛ اینجا سؤال ترتیب‌دهنده است: امروز چه‌جور بازاری است و کدام ماه؟

یک جمع‌بندی از سه فصل، به تعبیر ما: فصل دو می‌گوید چه چیزی را بیمه کنیم، فصل سه می‌گوید اگر خراب شد چه کنیم، و فصل چهار می‌گوید امروز چه‌جوری بفروشیم. مدیریت اندازه‌اش را کِلی در قسمت دهم عمیق‌تر دارد و مدیریت جمع چند نماد را دلتای پرتفوی.

بیمهٔ اتکایی یعنی یک پوت دورتر

در جدول 1.1 دیدیم که «بیمهٔ اتکایی» برای فروشندهٔ پوت یعنی خریدن یک پوت دورتر از پول، یا یک پوت شاخص. این ایده در فصل سوم — «بیمهٔ سبد در برابر رخدادهای قوی سیاه» — دوباره می‌آید،

ببینیم این کار چه شکلی است، با یک مثال از خودمان — نه از کتاب. سهم 10,000 ریال، پوت 9,000 را به 300 می‌فروشیم. «بیمهٔ اتکایی» یعنی پوت 8,000 را به 100 بخریم. حالا پریمیوم خالص 200 است، ولی زیان دیگر سقف دارد:

بیمهٔ اتکایی: یک پوت دورتر 6,000 7,000 8,000 9,000 10,000 11,000 با اتکایی: کف زیان بدون آن: تا صفر شدن قیمت سهم در سررسید اتکایی از سود کم می‌کند، ولی زیان را سقف می‌دهد مثال ما: فروش پوت 9,000 به 300 و خرید پوت 8,000 به 100
مثال عددی ما از بیمهٔ اتکایی: فروش یک پوت با قیمت اعمال 9,000 روی سهم 10,000 ریالی به بهای 300، به‌تنهایی (خط‌چین، زیان تا صفر شدن سهم ادامه دارد) و همراه با خرید پوت 8,000 به بهای 100 (خط پر، کف زیان 800)

دو چیز در شکل هست. اول: اتکایی از سود کم می‌کند: از 300 به 200. یعنی یک‌سومِ پریمیوم را به بیمه‌گر بالادست می‌دهید — درست همان‌طور که شرکت بیمهٔ خودرو بخشی از حق بیمه‌اش را به شرکت بیمهٔ زلزله می‌دهد. دوم: زیان دیگر از 800 ریال نمی‌گذرد — حتی اگر سهم به صفر برسد. بدون اتکایی، هر ریال ریزش زیر 8,700 یک ریال دیگر زیان است.

این همان ساختار پوت اسپرد صعودی است، و به تعبیر ما نکتهٔ جدول 1.1 همین است: پوت اسپرد یک «معاملهٔ» جدا نیست؛ فروش پوت است به‌علاوهٔ بیمهٔ اتکایی. اگر فروش تعهدی پوت را می‌شناسید، اسپرد همان است که به زبان کتاب «بیمه‌شده» است.

ولی در بازار ما این بیمهٔ اتکایی یک هزینهٔ اضافی دارد که کتاب آمریکایی ندارد: پوت‌های دور از پول جایی‌اند که فاصلهٔ خرید و فروش چند برابر است. مقالهٔ بازارگردان اندازه گرفت: میانهٔ فاصله نزدیک پول حدود 16 درصد قیمت میانی است و روی قراردادهای خیلی خارج از پول 67 درصد. یعنی بیمهٔ اتکایی از همان دپارتمان می‌آید که گران‌ترین قیمت را دارد.

و وقتی موقعیتی خراب شده و باید تعدیلش کنید، قسمت نهم (جابور و بادویک) همان کتابی است که کارش تعدیل است.

برنامه و ذهنیت

فصل پنجم کوتاه است — هشت صفحه — و سه بخش دارد: «ذهنیت»، «اهمیت پایبندی به فرایند» و «پرسش‌هایی که برنامهٔ معاملاتی‌تان باید جواب بدهد». برنامهٔ معاملاتی، به تعبیر فصل اول، «برنامهٔ عملیاتی» شرکت است، با هدف، بازار، پارامتر استراتژی، فهرست کنترل ریسک، برنامهٔ ورود و خروج و چک‌لیست.

نمایه از این فصل دو نام می‌دهد که قابل‌توجه است: «جنگ‌آوری ذهنی» (mental toughness) و «وارن بافت» — هر دو با شمارهٔ صفحه‌ای در محدودهٔ فصل ذهنیت — و «انضباط». به گواه نمایه، کتاب مثل خیلی کتاب‌های این قفسه، انضباط را شرط می‌داند. نمونهٔ روشنش معامله‌گری در منطقه است که خودِ کتاب چن در فهرست مطالعه‌اش می‌آورد.

ولی یک چیز این فصل را از «کتاب انگیزشی» جدا می‌کند: اصرار بر نوشتن. برنامه‌ای که نوشته نشده، برنامه نیست. یک پرسش کتاب «برنامه‌تان باید به چه پرسش‌هایی جواب بدهد؟» است: هدف چیست، چه بازارهایی، چه استراتژی‌هایی، چه زمانی خارج شوم، و اگر بازار بد شد چه کنم.

این را با ابزار امروزی ما بسنجید. اهداف فرایندی و نمرهٔ انضباط همین را به‌صورت یک سیستم درآورده: هر معامله را نه با سود، که با «آیا طبق برنامه بود؟» نمره می‌دهد. و یک قاعدهٔ ساده که از این فصل و از قسمت قبل درمی‌آید: برنامه را وقتی بنویسید که بازار بسته است، نه وقتی که باز است.

زیرساخت، سرمایهٔ ریسک و پلن ب

فصل ششم، «زیرساخت معاملاتی»، شش بخش دارد: «سرمایهٔ ریسک»، «پلتفرم معاملاتی (کارگزار)»، «مارجین پرتفویی»، «منابع اطلاعات و ابزارهای تحلیلی»، «فضای اختصاصی» و «برنامه‌های پشتیبان».

آخرین بخش را از نمایه می‌شود کمی دید: «باتری پشتیبان» و «اتصال‌های اینترنتی مازاد» و «کارگزاران متعدد». یعنی توصیه این است که کسب‌وکار یک‌نفره‌تان نباید به یک کابل اینترنت وابسته باشد. یک مرورکننده این بخش را «شایستهٔ رد شدن» دانسته و گفته کارگزاران و مسیریابی سفارش بخش مربوط به آمریکاست؛ ما هم با یک استثنا موافقیم.

استثنا: سرمایهٔ ریسک. به گواه عنوان، کتاب اینجا می‌پرسد چه مقدار از پول شما باید در معرض ریسک باشد — به تعبیر ما، پولی که اگر تماماً برود زندگی شما را خراب نکند. برای ما، این بخش با وجه تضمین پیچیده‌تر می‌شود: هر پای فروش جدا بلوکه می‌شود، و پریمیوم دریافتی از آن کم نمی‌شود. یعنی «سرمایهٔ ریسک» یک عدد نیست؛ دو عدد است: پولی که بلوکه می‌شود و پولی که ممکن است از دست برود — و تفاوتشان در قرارداد بزرگ زیاد است.

و «مارجین پرتفویی»: کتاب آن را جزو زیرساخت می‌آورد (نمایه: محاسبه و اهرم، صفحهٔ 67)؛ به تعبیر ما، یعنی وجه تضمین روی کل سبد حساب شود نه هر پا جدا. این را در مقالات ما نیافتیم و ادعایی دربارهٔ وجودش در بازار ما نمی‌کنیم؛ آنچه می‌دانیم این است که اندازهٔ قرارداد هزار سهم و وجه تضمین هر پای فروش جدا است. برای یک حساب کوچک، همین کفِ سرمایه را تعیین می‌کند.

یادگیری: ژورنال و تخته‌گیر

فصل هفتم دو بخش دارد: «ژورنال معاملاتی» و «تخته‌گیر» (Sounding Board). نمایه می‌گوید ژورنال در «اکسل» است و چند معیار برای تحلیل نتیجه دارد؛ از جمله میانگین‌ها، رکوردها و «روزهای در معامله» (DIT). تخته‌گیر، در جدول 1.2، یعنی گروه معامله‌گری و مربی.

چرا «تخته‌گیر»؟ کسی که تنها معامله می‌کند، تنها هم تصمیم می‌گیرد — و اشتباه‌هایش را هم تنها می‌بیند. فصل می‌گوید گروه و مربی آن حلقهٔ بازخورد را می‌بندد. مقدمهٔ کتاب هم همین را می‌گوید: «فرایندهای یادگیری، اهمیت حلقهٔ بازخورد را مرور می‌کند.»

ابزار خود ما یک نسخهٔ بومی از این حلقه دارد. ژورنال معاملاتی هر معامله را با دلیل و نمره ثبت می‌کند، راهنمای ژورنال‌نویسی می‌گوید چه چیزی را بنویسید، و شاخص‌های عملکرد بعد از چند ماه نشان می‌دهد نرخ برد و اندازهٔ زیان‌ها چقدر بوده. «تخته‌گیر» ولی بیرون از ابزار است: کسی که معامله‌تان را نگاه کند و بپرسد چرا.

یک نکته دربارهٔ «روزهای در معامله» (DIT): در بازار ما سررسیدها ماهانه‌اند و فاصلهٔ متداولشان 28 تا 35 روز است. پس بازهٔ معاملهٔ متداول ما حدود یک ماه است و DIT را باید با تقویم خودمان سنجید، نه با تقویم SPX.

نوسان، در سه بعد

فصل هشتم فقط هشت صفحه است و سه بخش دارد: «چه چیزی نوسان می‌سازد؟»، «سه‌بعدی» و «نوسان و مدل». «سه‌بعدی» (Three-Dimensional) به گواه عنوان می‌گوید نوسان یک عدد نیست؛ چند بعد دارد. به تعبیر ما این سه بعد قیمت اعمال، سررسید و زمان است — همان چیزی که چولگی و ساختار زمانی نوسان در سایت ما نشان می‌دهند — ولی این خوانش ماست و از عنوان بیشتر نمی‌دانیم.

چرا فصل نوسان این‌قدر کوتاه است؟ چون کتاب می‌خواهد دربارهٔ عمل باشد، نه دربارهٔ ریاضی. «نوسان و مدل» بخش آخر است، و نمایه بلک-شولز را با یک شمارهٔ صفحه در این فصل می‌آورد. حرف احتمالاً این است: مدل را بشناسید، ولی مثل یک نقشه — نه مثل قانون.

برای مقایسه: ناتنبرگ برای همین موضوع یک کتاب 590 صفحه‌ای نوشت، و سینکلر چند فصل. چن و سباستین به همین هشت صفحه بسنده می‌کنند و بقیه را به بخش سوم می‌سپارند: درس‌های تالار دربارهٔ چولگی و وگای وزنی. یعنی نوسان اینجا دانشی است که از ورود به کار می‌آید، نه از کتاب.

در بازار ما، دو ابزار برای خواندن این «سه بعد» هست: ویکس ایران و رتبهٔ نوسان. و یک هشدار: چون ایران اختیار روی شاخص ندارد، این شاخص از نوسان ضمنی تک‌نمادها ساخته می‌شود و با «ویکس» کتاب هم‌مقیاس نیست.

پنج استراتژی پرکاربرد، و TOMIC 1.0

فصل نهم «قلب فنی» کتاب است — 32 صفحه — و پنج ساختار را می‌آورد. یک مرورکننده تحلیل هر کدام را «فوق‌العاده» نامیده: برای هر استراتژی، کتاب معیارها را می‌گوید — ساختار معامله، شرط نوسان و چولگی، بیمه کردن معامله، ریسک، تعدیل، هدف سود و زیان، خروج. فقط همین را ما به‌عنوان «چک‌لیست ساختار» نگه می‌داریم:

پنج استراتژی فصل نهم، با صفحهٔ شروع و صفحهٔ راهنمای ما
ساختارصفحهیک جمله (شرح ما)راهنما
اسپرد عمودی89دو پای هم‌سررسید؛ ریسک و سود هر دو سقف دارنداسپرد در اختیار
آیرون کاندور93فروش دو اسپرد اعتباری، یکی پوت و یکی کال؛ سود از رنجآیرون کاندور
آیرون باترفلای هم‌پول100مثل کاندور ولی با قله‌ای روی یک قیمتآیرون باترفلای
اسپرد تقویمی108فروش سررسید نزدیک، خرید دور؛ فروش زماناسپرد تقویمی
نسبتی، بک و فرانت115خرید یک و فروش دو (یا برعکس)ریشیو اسپرد

سه چیز از این فهرست پیداست (شرح ما). اول، چهار ساختار اول ریسک سقف‌دار دارند، و تنها نسبتی — به‌ویژه نسخهٔ فرانت — یک سمت باز می‌گذارد؛ کتابی که بیمهٔ اتکایی را ستون فصل اول کرده، پای لخت را عمدتاً کنار گذاشته. دوم، سه ساختار (کاندور، باترفلای، تقویمی) از رنج سود می‌برند: بازار نباید خیلی تکان بخورد. سوم، طبق نمایه برای هر ساختار «شرایط» و «خروج» جدا آمده — مثلاً شرایط تقویمی در صفحهٔ 109 و خروجش در 112.

در بازار ما، دو نکتهٔ مهم هست. اول، سفارش ترکیبی نداریم: هر ساختار چندپا چند سفارش جداست، و بین پاها قیمت می‌تواند برود. دوم، وجه تضمین هر پای فروش جدا بلوکه می‌شود، پس آیرون کاندور که دو پای فروش دارد، سرمایهٔ بیشتری را درگیر می‌کند تا یک پوت اسپرد.

فصل دهم، «راه‌اندازی TOMIC 1.0 از الف تا ی»، کوتاه است — ده صفحه — و دو بخش دارد: «برنامهٔ معاملاتی» (صفحهٔ 122) و «اجرای برنامه» (126). این را متن نمونه ندارد؛ از نمایه فقط «بهترین معامله‌های موجود» را می‌بینیم که به صفحهٔ 126 اشاره دارد. حدسمان این است که فصل، هر آنچه پیش‌تر آمد را در یک برنامهٔ نمونه جمع می‌کند.

پیوست د، «اسپرد بادبادک» (Kite Spread)، دو صفحه است و در نمایه «مزایا، معایب، خرید و اجرا» دارد. اسم ساختار را از عنوان می‌دانیم ولی شکلش را نه، و ادعایی دربارهٔ آن نمی‌کنیم.

درس‌های تالار؛ نوسان و ریسک

بخش سوم ورقه‌ورقهٔ بلاگ است، و عنوان‌هایش را به‌تنهایی می‌شود خواند. فصل یازدهم دربارهٔ نوسان است: «وگاهای وزنی در اختیار SPX»، «رو در رو با چولگی»، «چهار توصیه وقتی ویکس نقدی افسرده است»، «چطور چولگی را پیدا و دنبال کنیم»، «چولگی SPX: همه‌چیز نسبی است»، «نوسان ضمنی در آیرون کاندور» و «مرحله‌های چولگی».

ما از این‌ها چیزی از متن نمی‌دانیم. ولی «مرحله‌های چولگی» و «چولگی نسبی است» با آنچه در مقالهٔ چولگی ما آمده هم‌خوانی دارد: شکل چولگی در طول زمان عوض می‌شود و باید با تاریخ خودش سنجیده شود. «ویکس افسرده» هم وقتی است که ترس پایین است و بیمه ارزان — همان گرهٔ سوم چرخهٔ کریشنان.

فصل دوازدهم دربارهٔ ریسک است و عنوان‌هایش بلاگ‌وار: «نقد یک موقعیت است»، «ارزش بازی ورق»، «چرا نگه داشتن دست‌های اختیار این‌قدر سخت است؟»، «چطور ارزش زمانی اختیار در آخر هفته کم می‌شود»، «کِی موقعیت‌ها را سبک کنیم؟» و «وقتی به مسافرت می‌روید چطور معامله کنید».

دو تا از این‌ها را می‌شود با تجربهٔ ایرانی گره زد. «نقد یک موقعیت است» — یعنی اگر معامله‌ای نمی‌بینید، نبودن معامله هم یک تصمیم است — با قسمت قبل جور است که می‌گفت «برنامه داشته باشید». و «ارزش زمانی در آخر هفته»: در تهران بازار پنجشنبه و جمعه بسته است؛ از دید حساب ساده، دو روز از یک ماه سی‌روزه حدود 6.7 درصد از عمر اختیار است، و هر هفته آن دو روز تتا می‌سوزد در حالی که بازار برای واکنش بسته است.

و «چرا نگه داشتن دست‌ها سخت است؟» — یک عنوان روان‌شناختی است، که به نظر ما نمونه‌ای از همان چیزی است که کتاب «تخته‌گیر» می‌نامد. نمی‌دانیم چه جوابی می‌دهد؛ پرسش را دوست داریم.

درس‌های تالار؛ اجرا و یونانی‌های دیگر

فصل سیزدهم دربارهٔ معامله و اجرا هشت عنوان دارد: «آنچه همه باید دربارهٔ پرداخت برای جریان سفارش بدانند»، «کِی باید نگران تخصیص باشید؟»، «یک تقویمی موفق روی SPX»، «چک‌لیست معامله با باترفلای»، «عرض مناسب بال‌های باترفلای شاخص»، «اهمیت خروج‌های خوب»، «برای معامله‌گری حرفه‌ای چقدر سرمایه لازم است؟» و «اهمیت تمرکز».

از این‌ها یک عنوان به‌طور مستقیم به بازار ما می‌رسد: «کِی باید نگران تخصیص باشید؟». در آمریکا، چون اختیارها آمریکایی‌اند، پرسش هر روز مطرح است. در بورس تهران قراردادها اروپایی‌اند و اعمال فقط در سررسید است؛ پس پرسش یک‌بار می‌آید: در روز سررسید. مراحلش در فرایند تخصیص آمده — از جمله اینکه فروشندهٔ پوت در سررسید ممکن است هزار سهم برای هر قرارداد تحویل بگیرد.

«چه مقدار سرمایه لازم است؟» هم پرسشی است که برای ما جواب عددی دارد، و آن را اندازهٔ قرارداد و وجه تضمین تعیین می‌کند. طبق نمایه، کتاب بخشی برای محاسبهٔ «هزینهٔ زندگی» دارد (صفحهٔ 170). یک هشدار: هزینه‌های معامله، کارمزد و مالیات و فاصلهٔ خرید و فروش را هم باید در این حساب گذاشت. پرداخت برای جریان سفارش را در قراردادهای بورس تهران نمی‌شناسیم.

فصل چهاردهم سه بخش دارد و بلندترینش «گاما اسکالپینگ» است — پانزده صفحه، از 176 تا 190. دو عنوان دیگر: «گامای اختیارهای ITM یا OTM وقتی IV بالا می‌رود» و «چرا باید سبد اختیارم را وزن‌دهی کنم؟». آخری با دلتای پرتفوی و بتا-وزنی ما هم‌خانواده است. و گاما اسکالپینگ را مقاله‌ای مستقل در سایت دارد، و قسمت چهاردهم «اجارهٔ» آن را نشان داد: هر گاما، تتایی هم می‌خواهد.

فصل پانزدهم، «آغاز»، چهار صفحه است. عنوانش را دوست داریم: کتابی که با «صندوق پوشش ریسک» شروع می‌شود، با «آغاز» تمام می‌شود — به تعبیر ما، یعنی راه نه در انتهای کتاب، که در اولین معاملهٔ خواننده است.

فهرست مطالعهٔ کتاب، و قفسهٔ ما

پیوست الف، «مطالعهٔ پیشنهادی»، چهار دسته دارد: «مبتدی» (Starter)، «آمادهٔ شروع کاغذی‌معامله»، «آمادهٔ معامله» و «پیشرفته و ریاضی». نمایه نام نویسنده‌ها و کتاب‌هایی را می‌دهد که در همین پیوست، در صفحه‌های 195 تا 197 آمده‌اند — و چند تایشان را ما در این مجموعه خلاصه کرده‌ایم:

کتاب‌های فهرست مطالعهٔ چن و سباستین (طبق نمایه) که در این مجموعه هستند
کتاب در فهرستصفحهٔ نمایهقسمت ما
Option Volatility and Pricing (ناتنبرگ)196اول
Options as a Strategic Investment (مک‌میلان)196دوم
Dynamic Hedging (طالب)196چهاردهم
Trading in the Zone (داگلاس)197مقالهٔ مستقل

جالب این است که از پانزده کتاب این مجموعه سه تا در «مطالعهٔ پیشنهادی» خودِ این کتاب‌اند، و چهارمی — داگلاس — مقالهٔ مستقلش را دارد. به تعبیر ما، این یک راهنمای ترتیب خواندن می‌دهد: بعد از این کتاب، ناتنبرگ و مک‌میلان و طالب و داگلاس — و ترتیب پیوست، به گواه دسته‌بندی، از ساده به ریاضی است. پیوست ب هم «ترتیب یادگیری استراتژی‌ها» نام دارد: کتاب حتی برای ترتیب یاد گرفتن ساختارها نقشه دارد.

یک نکتهٔ کوچک: جز این کتاب‌ها، نمایه «Trading for a Living» (الکساندر ایلدر) و «Trading Options as a Professional» (جیم بیتمن) را هم می‌آورد؛ و از نام‌های تشکر، ایلدر «مربی معامله» نامیده شده. یعنی نویسنده‌ها کتاب را در امتداد یک سنت خوانده‌اند: روان‌شناسی (ایلدر و داگلاس)، ساختار (بیتمن) و ریاضی (ناتنبرگ و طالب).

و اگر بعد از این کتاب مدل و شش فرض زیرش را می‌خواهید، Option Trading سینکلر کنار همین قفسه می‌نشیند: از کران‌های آربیتراژ تا روز سررسید.

کدام دپارتمان‌ها در تهران هست؟

حالا زنجیرهٔ ارزش را از اول می‌گیریم و می‌پرسیم هر دپارتمان این شرکت در بازار ما چه شکلی دارد. جدول زیر از دیتابیس و مقالات سایت است:

دپارتمان‌های TOMIC، و وضعیتشان در بورس تهران (در زمان نوشتن این متن)
دپارتماندر کتابدر بازار ما
انتخاب ریسکSPX، RUT، NDX و سهم‌های بزرگ33 دارایی پایه با زنجیرهٔ باز؛ اختیار روی شاخص نداریم؛ سبد همبسته است
قیمت‌گذارینوسان ضمنی در برابر تحقق‌یافتهنوسان تحقق‌یافتهٔ روزانه زیر دامنه حدود 1.4 برابر کم‌برآورد می‌شود
بیمهٔ اتکاییپوت دورتر یا پوت شاخصفاصلهٔ خرید و فروش: نزدیک پول حدود 16٪، خیلی دور 67٪
رسیدگی به خسارتتخصیص هر روزاعمال اروپایی؛ فقط روز سررسید؛ تحویل هزار سهمی
فروش بیمه‌نامهبورس به‌جای عاملسفارش ترکیبی نیست؛ میانهٔ فاصله 21.6٪؛ عمق میانه 100 قرارداد
ذخایر (فلوت)بازار پول یا نقدوجه تضمین هر پای فروش جدا؛ نرخ بدون ریسک در ماشین‌حساب‌های ما 30٪؛ روی صندوق درآمد ثابت اختیار نیست
بازهٔ زمانییک هفته تا 30 ماه؛ مثال: 30 روزفاصلهٔ متداول سررسیدها 28 تا 35 روز

دو نتیجه: یک، TOMIC در تهران ممکن است، ولی با دپارتمان‌هایی کوچک‌تر و گران‌تر. انتخاب ریسک بین 33 نماد است که با هم حرکت می‌کنند؛ و «پراکندگی مستقل» که حساب شرکت ABC را ممکن می‌کرد، اینجا کم است. بیمهٔ اتکایی گران است. اجرا دستی است. دو، آن‌چه کم‌هزینه است، «ذخایر» است. با نرخ بدون ریسک 30 درصد در ماشین‌حساب‌های ما، درآمد ذخایر برای بیمه‌گر تهرانی — اگر کارگزار اجازه دهد پریمیوم دریافتی جای دیگری سرمایه‌گذاری شود — می‌تواند بسیار بزرگ‌تر از عدد 3 درصد کتاب باشد. ولی این «اگر» را باید از کارگزار پرسید و ما دربارهٔ آن ادعایی نداریم.

به تعبیر ما، تفاوتی بنیادی هم هست: کتاب ذخایر را برای «پوشش خسارت» می‌خواهد؛ در بازار ما همان پول باید از وجه تضمین هم بگذرد. پس تصویر «شرکت بیمه که ذخایر را می‌چرخاند» در تهران بیشتر به «شرکتی که ذخایرش گرو است» نزدیک است.

اگر خواستید بسنجید، بک‌تست استراتژی اختیار و اسکنر ابزارهای سایت‌اند. ولی همان‌طور که قسمت قبل گفت: هیچ ساختاری از این کتاب را ما در بازار ایران بک‌تست نکرده‌ایم و ادعایی دربارهٔ سودآوری‌اش نداریم.

نقدها، و برای چه کسی

کتابی که مثال ماشین و بیمه‌گر می‌آورد، چند ایراد دارد که خوانندگان و خودِ ما دیده‌ایم.

یک: جریان ندارد. چند مرورکننده گفته‌اند کتاب ساختار نوشتاری خوبی ندارد. با سه ژانر در یک جلد — برنامه، برگهٔ مشخصات، بلاگ — تعجب ندارد. فصل‌های بخش سوم جدا از هم‌اند و می‌شود به هر ترتیبی خواندشان؛ ولی خواننده‌ای که انتظار یک روایت دارد، گم می‌شود.

دو: زیاد از بیمه‌های واقعی حرف می‌زند. مرورکننده‌ای گفته کتاب «کمی بیش از حد وقت می‌گذارد برای ارجاع به شرکت‌های بیمهٔ واقعی» — و ما هم در فصل اول این را حس کردیم: الستیت، استیت‌فارم، جیکو، ای‌آی‌جی. تشبیه اول جواب می‌دهد و بعد تکرار می‌شود.

سه: بخشی از آن آمریکایی است. همان مرورکننده بخش زیرساخت و مسیریابی سفارش را «شایستهٔ رد شدن» می‌داند. برای ما، این بخش حتی دورتر است: SPX، RUT، پرداخت برای جریان سفارش و مارجین پرتفویی، همه به بازار دیگری تعلق دارند.

چهار، و جدی‌ترین: تشبیه بیمه‌گر یک شرط پنهان دارد. بیمه‌گر واقعی هزاران بیمه‌نامهٔ مستقل دارد؛ یک نفر که روی پنج نماد همبسته می‌نویسد، ندارد. بیمه‌گر تهرانی با سی‌وسه نماد که یک‌جا به صف می‌روند، بیشتر شبیه شرکتی است که فقط در یک شهر ماشین بیمه کرده — و زلزله‌اش همان ریزش عمومی بازار است. کتاب بیمهٔ اتکایی را (به تعبیر ما) برای همین می‌آورد؛ ولی در بازار ما آن هم گران است. این را قسمت قبل با «فروش اجباری» و دلتای پرتفوی با «جمع ریسک چند نماد» از دو سمت می‌گویند.

در مقابل، دو نکتهٔ مثبت تکرار شده: تحلیل ساختارها دقیق و جزءبه‌جزء است («ساختار، شرط نوسان و چولگی، بیمه کردن، ریسک، تعدیل، هدف، خروج»)، و مدیریت ریسک جدی گرفته شده. مرورکننده‌ای آن را «یکی از کتاب‌های محبوب همیشگی» و مناسب گذر «از خرده‌فروش به حرفه‌ای» می‌داند.

برای شما خوب است اگر: چند ماه اختیار فروخته‌اید و می‌خواهید کارتان را از «معامله» به «کسب‌وکار» ارتقا بدهید. یا می‌خواهید یک برنامهٔ معاملاتی مکتوب بنویسید و به چارچوب نیاز دارید. یا دنبال برگهٔ مشخصات پنج ساختار هستید.

کافی نیست اگر: تازه‌کارید — اسپرد در اختیار را از مقاله شروع کنید. یا می‌خواهید بدانید قیمت از کجا می‌آید — که ناتنبرگ است. یا دنبال نسخهٔ ایرانی TOMIC هستید: ما آن را در جدول دیدیم، ولی هنوز کسی آن را در تهران آزمایش نکرده است.

جمع‌بندی

یک ساعت با کتابی گذراندیم که می‌گوید شغلتان «بیمه‌گر» است. دوازده جمله برای بردن:

  1. «من ریسک را برای یک شرکت بیمهٔ مالی مدیریت می‌کنم» — TOMIC، شرکت بیمهٔ یک‌نفره.
  2. شرکت بیمه شش کار دارد: انتخاب ریسک، قیمت‌گذاری، بیمهٔ اتکایی، خسارت، جذب مشتری، سرمایه‌گذاری — TOMIC آن‌ها را در سه کار جمع می‌کند.
  3. سود بیمه‌گر از پراکندگی می‌آید: ده هزار بیمه‌نامهٔ مستقل. هر جا استقلال نباشد، حساب می‌شکند.
  4. فرانشیز همان «خارج از پول بودن» است.
  5. «نود درصد برد» بدون اندازهٔ زیان معنی ندارد: با پریمیوم 300 روی پوت 9,000، سود مورد انتظار صفر می‌شود اگر زیان متوسط در ده درصد بد به 3,000 برسد.
  6. بیمهٔ اتکایی — پوت دورتر — از سود کم می‌کند ولی زیان را سقف می‌دهد.
  7. ای‌آی‌جی «زشت» بیمه است: 450 میلیارد دلار بیمه، بی‌فهم ریسک.
  8. سه کار پشتیبان: برنامهٔ معاملاتی، زیرساخت، فرایند یادگیری.
  9. پنج ساختار پرکاربرد همه «بیمه‌شده‌اند»: هیچ‌جا پای لخت نیست.
  10. بخش سوم بلاگ است؛ مهم‌ترین عنوانش شاید «نقد یک موقعیت است».
  11. از پانزده کتاب این قفسه، سه تا (و داگلاس) در فهرست مطالعهٔ خودِ کتاب‌اند.
  12. در تهران، دپارتمان‌ها هست ولی کوچک‌تر و گران‌تر: 33 نماد، بدون شاخص، بیمهٔ اتکایی با فاصلهٔ 67 درصد.

و اگر بخواهم کل کتاب را در یک جمله بگویم: فروش اختیار وقتی کسب‌وکار است که هر کاری که یک شرکت بیمه با ده نفر می‌کند، شما با یک نفر و به‌طور جداگانه بکنید — از انتخاب تا بیمهٔ اتکایی.

قدم بعدی را همین امروز می‌شود برداشت: یک برگ کاغذ بردارید و شش کار شرکت بیمه را زیر هم بنویسید، و برای هر کدام بنویسید در حساب شما چه کسی — یا چه ابزاری — آن را انجام می‌دهد. جایی که جواب «هیچ‌کس» است، همان‌جا پرتفوی شما بیمه‌شده نیست. بعد یک خط در ژورنال بگذارید: «بیمهٔ اتکایی این ماه‌ام چیست؟»

مقالات مرتبط

استراتژی آیرون کاندور Iron Condor در اختیار معامله

شورت ایرون کاندور: فروش استرانگل با دو بال محافظ. ساختار، سه عدد کلیدی، مثال عددی، انتخاب عرض بدنه، اثر کارمزد اعمال و اسکنر آماده دیده‌بان آپشن‌باز.

استراتژی آیرون باترفلای Iron Butterfly

شورت ایرون باترفلای: فروش استرادل روی اعمال میانی با دو بال محافظ. ساختار، سه عدد کلیدی، مثال عددی، انتخاب قیمت اعمال، اثر کارمزد اعمال و اسکنر آماده دیده‌بان.

اسپرد تقویمی Calendar Spread | اختلاف سررسید در آپشن

اسپرد تقویمی چیست: فروش سررسید نزدیک و خرید دورتر روی یک قیمت اعمال، موتور سودش، سه عدد کلیدی، و چرا نسخهٔ کال و پوت در بازار ایران آینهٔ هم نیستند.

استراتژی ریشیو اسپرد Ratio Spread | سقف سود و ریسک باز

ریشیو اسپرد پرداختی کمتر و سود بیشتری در محدودهٔ پیش‌بینی‌شده می‌دهد، در ازای یک تعهد بی‌سقف بالای آن. ساختار، مثال عددی، و سربه‌سر بالایی که باید اول بنویسید.

اسپرد در اختیار معامله چیست؟ انواع اسپرد عمودی، افقی و مورب

اسپرد در آپشن یعنی دو قرارداد هم‌زمان، یکی خریداری‌شده و یکی فروخته‌شده. تفاوت اسپرد عمودی، افقی و مورب، چهار اسپرد عمودی، و فرق نسبتی با بک‌اسپرد.

مدیریت سرمایه و اندازهٔ موقعیت در معاملات اختیار | کِلی

هر قاعدهٔ اندازهٔ موقعیت به نرخ برد و نسبت برد به باخت نیاز دارد و برای اختیارِ خریداری‌شده تا سررسید هر دو قابل محاسبه‌اند. سنجش 2,909 قرارداد-روز بازار ایران: 46.1 درصد کاملاً صفر شدند، میانهٔ بازده منفی 75.5 درصد بود و در خیلی خارج از سود 95 درصد قراردادها بی‌ارزش سررسید شدند.

ژورنال نویسی معاملات اختیار | چه چیزی را بنویسیم

آنچه باید در ژورنال بنویسید دقیقاً همان چیزی است که بعداً پیدا نمی‌شود. سنجش رکورد بازار نشان می‌دهد قیمت روزانه تا حدود 1046 روز در دسترس است ولی مشخصات خود قرارداد تا 237 روز — یعنی برای یک معاملهٔ یک‌ساله حتی نمی‌دانید کدام قرارداد را معامله کرده بودید.

اهداف فرایندی و نمره انضباط در ژورنال معاملاتی

نمرهٔ انضباط از چه ساخته می‌شود، هفت نوع هدف فرایندی ژورنال چه چیزی را می‌شمارند، چرا هدف سود در فهرست نیست و «داده‌ای نبود» یعنی چه.

بازارگردان در بازار اختیار معامله | فاصله خرید و فروش

بازارگردان هم‌زمان قیمت خرید و فروش می‌دهد تا معامله ممکن شود، و دستمزدش فاصلهٔ آن دو است. سنجش این فاصله روی 22,244 قرارداد-روز بازار اختیار ایران: تنها 48.5 درصد قراردادها هر دو طرف مظنه دارند، میانهٔ فاصله 21.6 درصد است و روی قراردادهای خیلی خارج از سود به 67 درصد می‌رسد.

تعدیل معامله در آپشن | خلاصه کتاب جابور و بادویک

خلاصهٔ The Option Trader Handbook: تنها کتابی که فهرستش موقعیت‌های شماست نه استراتژی‌ها — تعدیل، ترمیم، و پنج قاعده برای تابلوی ایران.

لبه و اندازه موقعیت در آپشن | خلاصه کتاب یوان سینکلر

خلاصهٔ Positional Option Trading سینکلر: لبه کجاست و چقدر شرط ببندیم — صرف واریانس، معیار کِلی، و وقتی کوچک‌ترین موقعیت از کِلی بزرگ‌تر است.

فروش آپشن مثل حرفه ای ها | خلاصه کتاب برنز و گرین

خلاصهٔ کتاب برنز و گرین: چرا اختیار ارزان تقریباً همیشه می‌سوزد، یک معامله برای خانه بودن، و اجرای همان معامله روی صندوق‌های سهامی بورس تهران.

پوشش ریسک بعد از ریزش بازار | خلاصه کتاب هری کریشنان

خلاصهٔ کتاب The Second Leg Down: چرخهٔ صعود و فروش اجباری، طرف دیگر 1×2، اختیار هفتگی و روندپیرو، و اینکه در تهران فروش اجباری چندروزه است.

مدل، بازارگردانی و روز سررسید آپشن | خلاصه کتاب سینکلر

خلاصهٔ کتاب Option Trading سینکلر: شش فرض بلک-شولز، کران‌های آربیتراژ، بازارگردانی، روز سررسید و اینکه کدام فرض‌ها در تهران می‌شکنند.

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

اگر سوال یا ابهامی در رابطه با این مطلب دارید، همین‌جا بپرسید؛ کارشناسان ما پاسخ می‌دهند.

با ایمیل یا شماره موبایلی که ثبت می‌کنید، وقتی به کامنتتان پاسخ داده شود خبرتان می‌کنیم.

پرسش‌ها و نظرات کاربران

هنوز پرسشی ثبت نشده — شما اولین نفر باشید!

سوال یا نظرتان را در فرم بالا بنویسید؛ پاسخی که می‌گیرید برای کاربران بعدی هم می‌ماند.