بیشتر استراتژیهای آپشن از شما میخواهند حدس بزنید قیمت کجا میرود. باترفلای میگذارد شرط ببندید که جایی نمیرود — و برخلاف فروش استرادل، اگر اشتباه کنید زیانتان سقف دارد.
لانگ پوت باترفلای سه قیمت اعمال با فاصلهٔ برابر میگیرد و فقط از اختیار فروش استفاده میکند: یکی میخرید پایین، دو تا میفروشید وسط، یکی میخرید بالا. اگر پایه در سررسید روی اعمال میانی بنشیند، بیشترین سود مال شماست.
جذابیتش در نسبت است: در مثال این مقاله 804,440 ریال میدهید تا در بهترین حالت 1,184,560 ریال بگیرید. ولی همین نسبت گمراهکننده است اگر ندانید پنجرهٔ سود چقدر باریک است و ریسک واقعی کجاست. برای اسکن بازار: لانگ پوت باترفلای در دیدهبان · فهرست استراتژیهای آماده.
باترفلای روی چه چیزی شرط میبندد
شرط شما این است که قیمت پایه تا سررسید نزدیک یک نقطهٔ مشخص میماند — و آن نقطه را خودتان انتخاب میکنید: اعمال میانی.
این با «بازار خنثی است» فرق دارد. باترفلای شرط روی سکون حول یک قیمت معین است. اگر نماد آرام بماند ولی روی قیمتی بیرون از دو بال، شما همان حداکثر زیان را میدهید که اگر جهش کرده بود.
مقایسهای که کمک میکند: شورت استرادل هم روی سکون شرط میبندد، ولی زیانش سقف ندارد. باترفلای همان شرط را با بیمهٔ از پیش خریداریشده میبندد — دو بالِ خریداریشده دقیقاً همان بیمهاند و بهایشان از سود شما کم میشود.
ساختار موقعیت
| پا | عمل | تعداد | قیمت اعمال |
|---|---|---|---|
| بال پایین | خرید | 1 | 18,000 |
| بدنه | فروش | 2 | 20,000 |
| بال بالا | خرید | 1 | 22,000 |
سه قید که باترفلای را باترفلای میکند:
- فاصلهٔ برابر. اعمال میانی باید دقیقاً وسط دو بال باشد. اگر نباشد، شکل نمودار بههم میریزد و دیگر یک چادر متقارن نیست.
- یک سررسید برای هر چهار قرارداد.
- نسبت یک به دو به یک. دو قرارداد فروختهشده در برابر دو قرارداد خریداریشده — به همین دلیل موقعیت در مجموع خنثی است و از هیچ جهتی ریسک باز ندارد.
چرا نمودارش یک چادر است
سادهترین راه فهمیدن شکل، این است که آن را دو اسپرد عمودی پشت هم ببینید که پای میانیشان مشترک است. یکی از آنها با پایین رفتن قیمت سود میدهد و دیگری با بالا رفتن؛ جمعشان یک قله روی اعمال میانی میسازد. اشتراک همان پا هم توضیح میدهد چرا دو قرارداد فروخته میشود و چرا فاصلهها باید برابر باشند.
سه ویژگی که در نگاه اول دیده نمیشوند:
- قله یک نقطه است، نه یک سکو. برخلاف کاندور که سقف تخت دارد، اینجا بیشترین سود فقط روی یک قیمت دقیق به دست میآید. یک ریال آنطرفتر، کمی کمتر.
- بیرون از بالها، زیان ثابت است. فرقی ندارد پایه 13,000 شود یا 27,000؛ زیان همان 815,440 است.
- بدترین حالت از روز اول معلوم است. این تفاوت اصلی با فروش استرادل یا استرانگل است.
سه عدد کلیدی
هر سه از یک چیز بیرون میآیند: پرداخت خالص. و یک اتحاد ساده همه را به هم وصل میکند — بیشترین سود بهعلاوهٔ بیشترین زیان همیشه برابر فاصلهٔ بال ضربدر اندازهٔ قرارداد است. برای همین هر دو نقطهٔ سربهسر به یک اندازه از بالها فاصله دارند: بهاندازهٔ بیشترین زیان تقسیم بر اندازهٔ قرارداد.
مثال عددی
پایه روی 20,000 ریال، سه اعمال 18,000 / 20,000 / 22,000، اندازهٔ قرارداد 1,000 و 45 روز تا سررسید:
| خرید بال پایین (سرخط عرضه) | 430 |
| فروش دو قرارداد میانی (سرخط تقاضا) | 910 |
| خرید بال بالا (سرخط عرضه) | 2,190 |
| پرداخت خالص هر سهم | 800 |
| کارمزد معامله روی چهار قرارداد | 4,440 |
| پولِ ورود | 804,440 |
| بیشترین سود — روی اعمال میانی | 1,184,560 |
| بیشترین زیان — با کارمزد اعمال | 815,440 |
| پنجرهٔ سود | 18,815 … 21,185 |
| یعنی پایه چقدر میتواند حرکت کند | 5.92% |
عدد آخر مهمترین عدد این جدول است. بازدهٔ چشمگیر فقط وقتی معنا دارد که 5.92% حرکت به هر طرف برای این نماد و این افق زمانی، احتمال معقولی داشته باشد. اگر نماد بهطور معمول در 45 روز بیشتر از این نوسان میکند، شرطی میبندید که از روز اول احتمال بردش پایین است.
فرقش با لانگ کال باترفلای
پاسخ کوتاه: نمودار سود و زیانشان دقیقاً یکسان است. همان قله، همان دو بال، همان بیشترین سود و زیان. پس چرا دو تا هستند؟
تفاوت واقعی در قبض کارمزد اعمال است، و آینه بودنش دلیل سادهای دارد: نرخ کارمزد اعمال به این بستگی دارد که پای شما در سررسید سهم میخرد یا میفروشد، نه اینکه قرارداد کال است یا پوت. پوتِ خریداریشده هنگام اعمال سهم میفروشد و پوتِ فروختهشده سهم میخرد — یعنی دقیقاً آینهٔ کال.
نتیجهاش این است که هر نسخه در نیمی از محدودهٔ قیمتی ارزانتر تمام میشود. جدول بالا از اجرای همزمان هر دو استراتژی روی یک زنجیره درآمده؛ و مهمتر از خود اعداد، این است که با خاموش کردن کارمزد اعمال هر دو به یک عدد میرسند — پس کل این اختلاف کارمزد است، نه قیمتگذاری.
قاعدهٔ عملی: نسخهای را بگیرید که در ناحیهای که بیشتر از آن میترسید ارزانتر است. اگر نگران جهش به بالا هستید، نسخهٔ پوت؛ اگر نگران ریزش، نسخهٔ کال. و اگر واقعاً بیطرفید، همانی را بگیرید که هر سه پایش نقدشوندهتر است — که در بازار ایران معمولاً تصمیمکنندهتر از کارمزد است.
وجه تضمین: چه چیزی واقعاً لازم است
خیلیها فرض میکنند چون دو قرارداد فروخته میشود، باید وجه تضمین بدهند. برای این ساختار، ضوابط رسمی جواب دیگری دارند.
در بند 5 «ضوابط وجه تضمین قرارداد اختیار معامله» — پیوست دستورالعمل معاملات اختیار معامله در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران — راهبردهای شناختهشده فهرست شدهاند. راهبرد شمارهٔ 13، «موقعیت باز خرید نامتقارن پروانهای فروش»، دقیقاً همین ساختار است:
| بند دستورالعمل | پای متناظر |
|---|---|
| موقعیت باز فروش در دو قرارداد اختیار فروش با قیمت اعمال یکسان | فروش دو پوت روی اعمال میانی |
| موقعیت باز خرید در یک قرارداد با قیمت اعمال بیشتر | خرید بال بالا |
| موقعیت باز خرید در یک قرارداد با قیمت اعمال کمتر | خرید بال پایین |
| «تفاوت قیمتهای اعمال یکسان است» | همان قید فاصلهٔ برابر |
و وجه تضمین لازمش یک جمله است: «وجه تضمین نیاز ندارد.» نسخهٔ کالمحور هم راهبرد شمارهٔ 12 است و همان حکم را دارد. پس وجه تضمین معیار انتخاب بین این دو نیست.
دو قید عملی. اول، دستورالعمل محاسبهٔ راهبردمحور را مشروط به «فراهم آمدن امکانات فنی» کرده، پس ممکن است سامانهٔ کارگزار شما راهبرد را نشناسد و پاها را جدا ببیند؛ آنوقت هر دو پای فروش وجه تضمین میگیرند. دوم، شناسایی راهبرد اولویتبندی دارد و پروانهایها در اولویت دوماند — یعنی اگر ساختار کامل باشد، قبل از هر تجزیهای بهعنوان باترفلای شناخته میشود.
انتخاب بالها
| انتخاب | اثرش | کِی منطقی است |
|---|---|---|
| اعمال میانی روی قیمت روز | قله دقیقاً جایی که پایه هست | وقتی فکر میکنید همینجا میماند |
| اعمال میانی کمی دورتر | قله جابهجا میشود و ورودی ارزانتر | وقتی سوگیری خفیفی دارید |
| بالهای باریک | ارزان، نسبت سود بالاتر، پنجرهٔ تنگتر | وقتی به سکون خیلی مطمئنید |
| بالهای پهن | گرانتر، پنجرهٔ بازتر، نسبت سود کمتر | وقتی میخواهید جا برای اشتباه باشد |
یک نکتهٔ عملی که در بازار ایران بیشتر از تئوری تعیینکننده است: بالها را جایی بگذارید که موقعیت باز و عمق سفارش واقعی وجود دارد. یک باترفلای با بال ایدهآل ولی بیمعامله، قابل اجرا نیست.
زمان و نوسان
برخلاف لانگ استرادل که خریدار ارزش زمانی است، اینجا شما در مجموع فروشندهٔ ارزش زمانی هستید. دو قرارداد فروختهشدهٔ شما نزدیک قیمتاند و بیشترین ارزش زمانی را دارند، در حالی که دو بالِ خریداریشده دورترند و کندتر آب میروند. جمعش این است که گذر زمان به نفع شماست و قله فقط در سررسید کامل میشود.
همین نکته یک انتظار غلط رایج را توضیح میدهد: اگر پایه همین فردا روی اعمال میانی بنشیند، سود شما هنوز نزدیک بیشترین سود نیست — چون ارزش زمانی پاهای فروختهشده هنوز نسوخته. برای دیدن این اثر، منحنی را در نمودار استراتژی با روزهای باقیمانده ببینید.
نوسان ضمنی هم آینهٔ استرادل عمل میکند: بالا رفتنش به ضرر شماست و پایین آمدنش به نفعتان. پس باترفلای را ترجیحاً وقتی ببندید که پریمیومها گراناند، نه وقتی بازار آرام و ارزان است.
ریسک واقعی: اجرا
در باترفلای، ریسکِ نمودار کوچک و معلوم است؛ ریسکی که واقعاً به شما ضرر میزند در اجراست. سه پا یعنی سه بار پرداخت اختلاف خرید و فروش، و حاشیهٔ سود این استراتژی آنقدر باریک است که همین سه بار میتواند معاملهای که روی کاغذ جذاب بود را بیارزش کند.
بدتر از آن، اجرای ناقص است: اگر دو پا پر شود و سومی نه، شما دیگر باترفلای ندارید — یک اسپرد عمودی جهتدار دارید با ریسکی که برایش برنامه نداشتید. اگر امکان ثبت همزمان ندارید، از پای کمعمقتر شروع کنید.
نکات بازار ایران
- نقدشوندگی بالها. در بسیاری از زنجیرهها فقط دو یا سه اعمال معاملهٔ واقعی دارند. پیدا کردن سه اعمالِ همسررسید با فاصلهٔ برابر و هر سه نقدشونده، محدودیت اصلی این استراتژی است.
- عمق اختیار فروش. در برخی نمادها پوتها کمعمقتر از کالها هستند و همین میتواند نسخهٔ کالمحور را عملیتر کند، حتی اگر قبض کارمزدش بدتر باشد.
- کارمزد اعمال روی هر پا. کارمزد اعمال از همهٔ دارندگان موقعیت باز که قراردادشان تسویه شده گرفته میشود — هم خریدار و هم فروشنده. در باترفلای که چهار قرارداد دارید، این عدد قابلاغماض نیست.
- تعدیل قیمت اعمال. بعد از مجمع یا افزایش سرمایه، اعمالها و اندازهٔ قرارداد تعدیل میشوند. تقارن باترفلای معمولاً حفظ میشود ولی عددهایی که یادداشت کردهاید دیگر معتبر نیستند.
- تسویه. در قراردادهای تسویه نقدی کار خاصی لازم نیست؛ بیشتر معاملهگران هم پیش از سررسید با افست خارج میشوند.
اشتباههای رایج
| اشتباه | چرا اتفاق میافتد | راه درست |
|---|---|---|
| نگاه به نسبت سود، بدون نگاه به پنجره | «یک به چهار» چشمگیر است | اول بپرسید پایه چند درصد میتواند حرکت کند، بعد چقدر سود میدهد |
| انتظار بیشترین سود پیش از سررسید | قیمت به اعمال میانی رسیده است | قله فقط در سررسید کامل میشود؛ پیش از آن ارزش زمانی پاهای فروختهشده هنوز باقی است |
| گرفتن بالهای نامساوی | آنچه در تابلو بود همین بود | آن دیگر باترفلای نیست؛ شکل و اعدادش فرق میکند |
| باز کردن پاها یکییکی در چند روز | میخواهید قیمت بهتری بگیرید | بین دو پا، موقعیت شما جهتدار است — همان چیزی که نمیخواستید |
| ورود در بازار آرام و ارزان | به نظر میرسد وقت مناسبی است | باترفلای از افت نوسان ضمنی سود میبرد، پس بستنش وقتی پریمیوم گران است بهتر جواب میدهد |
| فرض وجه تضمین برای پاهای فروختهشده | «فروش یعنی وجه تضمین» | طبق راهبرد 13، این ساختار وجه تضمین نمیخواهد — مگر سامانه راهبرد را نشناسد |
کجا به کار میآید
خلاصهٔ کاربردی: باترفلای ابزار «فکر میکنم اینجا میماند و میخواهم ریسکم از روز اول سقف داشته باشد» است. اگر مطمئنید حرکت بزرگی میآید ولی جهتش را نمیدانید، آنطرف میز لانگ استرادل است. اگر ناحیهٔ سود پهنتری میخواهید و حاضرید بابتش پول بدهید، لانگ پوت کاندور همان ساختار با سقف تخت است.
در آپشنباز چطور پیدایش کنم
پیدا کردن سه اعمال همسررسید با فاصلهٔ برابر، و بعد حساب کردن پرداخت خالص و دو سربهسر برای هرکدام، با چشم عملی نیست. ستون آمادهای در دیدهبان هست که همین را برای کل بازار انجام میدهد — کافی است در میزکار یک باکس دیدهبان باز کنید و آن ستون را اضافه کنید.
و سه چیز اضافه میدهد که این مقاله ندارد: کارمزد اعمال داخل «بیشترین زیان» (که با پولِ ورود یکی نیست)، نسبت ریسک به بازده، و فاصلهٔ درصدی تا هر دو سربهسر — یعنی همان پنجرهٔ باریکی که کل شرطبندی داخلش است. ⚠️ و یک هشدار: پیشفرضِ مرتبسازیاش «بیشترین زیان، نزولی» است، پس گرانترین ترکیب اولِ سلول مینشیند، نه بهترینش.
- لانگ پوت باترفلای در دیدهبان — فعالسازی و توضیح تکتک تنظیمات، فیلترها و کلیدهای مرتبسازی. اگر یک صفحه را میخواهید بخوانید، این را بخوانید.
- نسخهٔ کالمحور — همان ستون با اختیار خرید، برای وقتی که پوتها کمعمقاند.
- نمودار استراتژی — هر چهار قرارداد را بسازید و چادر را با اعداد خودتان ببینید.
- نقشهٔ استراتژیها — اگر هنوز مطمئن نیستید باترفلای ساختار درستی برای سناریوی شماست.
- آموزش استراتژی در میزکار — اگر تازهکارید، همین کار را قدمبهقدم و با تصویر نشان میدهد.
- استراتژیهای آمادهٔ دیدهبان — فهرست کامل ستونهای آماده.
اعمال خودکار نیست. در سررسید، دارندهٔ قرارداد باید درخواست اعمال بدهد؛ اگر اقدام نکند هیچ اتفاقی نمیافتد و قرارداد بیاستفاده تمام میشود. طرفِ فروخته انتخابی ندارد — اگر درخواستی برسد، تخصیص میخورد و تعهدش اجرا میشود.
پیامدش در ساختارهای چندپایه بزرگتر است: اگر روی پای فروخته تخصیص بخورید و پای خریداریشدهٔ خودتان را اعمال نکنید، پوشش برداشته میشود و چیزی که قرار بود سقفدار باشد به یک موقعیت باز تبدیل میشود. سادهترین راه دور زدن کل این مسیر، بستن موقعیت در بازار پیش از سررسید است.
مهلت اعمال روز سررسید را از کارگزارتان بپرسید. جزئیات: تاریخ سررسید در قرارداد اختیار معامله و فرایند تخصیص در قراردادهای آپشن.
جمعبندی
- لانگ پوت باترفلای شرط روی ماندن قیمت نزدیک یک قیمت اعمال مشخص است، با ریسکی که از روز اول سقف دارد.
- ساختارش سه اعمال با فاصلهٔ برابر و چهار قرارداد است: یک خرید، دو فروش، یک خرید.
- بیشترین سود و بیشترین زیان همیشه با هم برابر فاصلهٔ بال ضربدر اندازهٔ قرارداد میشوند — و همین اتحاد هر دو سربهسر را میسازد.
- نمودارش با نسخهٔ کالمحور یکسان است؛ تفاوت واقعی قبض کارمزد اعمال است که آینهٔ هماند.
- طبق راهبرد 13 ضوابط وجه تضمین، این ساختار وجه تضمین نمیخواهد.
- گذر زمان به نفع شماست، ولی ریسک واقعی در اجراست: سه پا، سه اسپرد، و یک پای پر نشده کل موقعیت را عوض میکند.
قدم بعدی
ستون آمادهٔ لانگ پوت باترفلای در دیدهبان را فعال کنید تا همین اعداد — پرداخت خالص، بیشترین سود و زیان، و دو نقطهٔ سربهسر — برای تکتک زنجیرههای بازار حساب شوند. بعد پاها را در نمودار استراتژی بسازید و چادر را با اعداد خودتان ببینید.