پرش به محتوای اصلی

شاخص های عملکرد معامله گر | R، انتظار ریاضی و MAE/MFE

نرخ برد، انتظار ریاضی، ضریب سود، R، MAE/MFE و بیشترین افت هرکدام چه می‌گویند، کِی گمراه می‌کنند و با چند معامله می‌شود به آن‌ها اعتماد کرد.

نویسنده: آپشن باز، تاریخ انتشار: ، آخرین به‌روزرسانی: ، 33 دقیقه مطالعه
اشتراک‌گذاری:

وقتی معاملاتتان را ثبت می‌کنید، هر گزارشی چند عدد جلویتان می‌گذارد: نرخ برد، انتظار ریاضی، ضریب سود، R، بیشترین سود ممکن، نوسان، نسبت شارپ، ارزش در معرض ریسک. این مقاله می‌گوید هرکدام چه چیزی را اندازه می‌گیرند، کِی دروغ می‌گویند و با چند معامله می‌شود به آن‌ها اعتماد کرد.

و اگر سؤالتان این است که همین نوسان و نسبت شارپ چطور برای انتخاب وزن هر نماد به کار می‌روند، مرز کارا و بهینه‌سازی وزن سبد همان را قدم‌به‌قدم توضیح می‌دهد.

اینجا از هیچ ابزاری حرفی نیست — فقط مفهوم و مثال عددی. اینکه هر کدام از این اعداد کجای ژورنال یا پرتفوی نشسته‌اند، در راهنمای خودشان آمده.

چرا سود خالص کافی نیست

ساده‌ترین سؤال دربارهٔ عملکرد این است: «امسال چقدر سود کردم؟» و ساده‌ترین جواب، همان عدد ته حساب است. مشکل این است که آن عدد به سه سؤال مهم جواب نمی‌دهد.

  • آیا این سود تکرارشدنی است؟ سودی که از یک معاملهٔ خوش‌شانس آمده با سودی که از صد معاملهٔ متوسط آمده، دو چیز کاملاً متفاوت‌اند و ته حساب یکسان دیده می‌شوند.
  • به چه قیمتی به دست آمد؟ دو حساب که هر دو 20٪ سود کرده‌اند ولی یکی وسط راه 50٪ افت داشته، تجربهٔ یکسانی نبوده‌اند.
  • کجا باید بهتر شوم؟ یک عدد کلی هیچ‌وقت نمی‌گوید مشکل از انتخاب معامله است، از اندازه‌شان، یا از زمان خروج.

شاخص‌هایی که در ادامه می‌آیند دقیقاً برای همین سه سؤال ساخته شده‌اند.

نرخ برد و تلهٔ بزرگش

نرخ برد یعنی چند درصد معاملات شما سودده بسته شده‌اند. محبوب‌ترین عدد بین معامله‌گرهاست و به‌تنهایی هیچ چیزی دربارهٔ سودده بودن شما نمی‌گوید.

معامله‌گر الف نرخ برد 80% میانگین برد 1,000,000 میانگین باخت 5,000,000 انتظار ریاضی -200,000 معامله‌گر ب نرخ برد 40% میانگین برد 3,000,000 میانگین باخت 1,000,000 انتظار ریاضی +600,000 الف در چهار معامله از پنج معامله برنده است و باز هم پول از دست می‌دهد. نرخ برد بدون اندازهٔ برد و باخت، بی‌معنی است.
دو معامله‌گر با نتیجه‌های کاملاً معکوس. تنها عددی که تفاوتشان را نشان می‌دهد انتظار ریاضی است، نه نرخ برد.

دلیلش ساده است: نرخ برد فقط تعداد را می‌شمارد و اندازه را نمی‌بیند. معامله‌گری که هشت بار از ده بار یک میلیون سود می‌کند و دو بار پنج میلیون ضرر، در مجموع زیان‌ده است — با اینکه نرخ بردش 80 درصد است.

این تله در بازار اختیار معامله شدیدتر هم هست، چون استراتژی‌های فروش نوسان ذاتاً نرخ برد بالایی دارند و زیان‌هایشان نادر ولی بزرگ‌اند. نرخ برد 85 درصد در فروش اختیار چیز خاصی نیست؛ سؤال این است که آن 15 درصد چقدر گران تمام می‌شود.

همهٔ عددهای این مقاله نتیجه را می‌سنجند. آنچه شما کرده‌اید جای دیگری سنجیده می‌شود: اهداف فرایندی و نمرهٔ انضباط سه چیزی را می‌شمارد که در اختیار خودتان است و عمداً هیچ هدف سودی ندارد.

یک تلهٔ دوم هم مخصوص اختیار معامله است: رول کردن. وقتی قرارداد سررسید نزدیک را می‌بندید و سررسید بعدی را می‌نویسید، آن بازخرید معمولاً با زیان ثبت می‌شود — ولی باختِ جدایی نیست، بخشی از پوزیشنی است که هنوز باز است. اگر ابزارتان هر پا را یک معامله بشمارد، کسی که چهار بار رول کرده نرخ برد 20 درصد نشان می‌دهد در حالی که روی کل پوزیشن سود کرده است. برای همین ژورنال آپشن باز پاهای یک رول را یک زنجیره می‌شمارد و نرخ برد را روی زنجیره حساب می‌کند، نه روی قرارداد.

نرخ برد فقط وقتی مفید است که کنار «میانگین برد» و «میانگین باخت» خوانده شود. هر جا فقط نرخ برد را دیدید — در تبلیغ یک دوره یا سیگنال — عدد ناقصی به شما نشان داده‌اند.

انتظار ریاضی

انتظار ریاضی جواب کاملِ همان سؤال است: به‌طور میانگین، هر معامله چقدر برای شما پول می‌سازد؟ فرمولش نرخ برد و اندازه را با هم جمع می‌کند:

انتظار ریاضی = (نرخ برد × میانگین برد) − (نرخ باخت × میانگین باخت)

برای معامله‌گر «ب» در نمودار بالا: (0.4 × 3,000,000) − (0.6 × 1,000,000) = 600,000 ریال به ازای هر معامله. یعنی اگر همین کار را صد بار تکرار کند، انتظار حدود 60 میلیون ریال سود دارد.

سه نکته دربارهٔ خواندنش:

  • علامتش از اندازه‌اش مهم‌تر است. انتظار ریاضی کوچکِ مثبت با تکرار و مدیریت سرمایه به سود می‌رسد؛ انتظار ریاضی منفی با هیچ مقدار تکراری سودده نمی‌شود — فقط سریع‌تر ضرر می‌کنید.
  • کارمزد باید داخلش باشد. انتظار ریاضی قبل از کسر کارمزد، عددی است که وجود خارجی ندارد. در بازار ایران و مخصوصاً در اختیار معامله، کارمزد یک استراتژی با انتظار ریاضی کوچک را به‌راحتی منفی می‌کند.
  • یک معاملهٔ استثنایی می‌تواند کل عدد را بسازد. اگر انتظار ریاضی شما مثبت است ولی با حذف بزرگ‌ترین برد منفی می‌شود، هنوز شواهدی برای سودده بودن ندارید.

ضریب سود و نسبت سود به زیان

دو عدد که اغلب با هم اشتباه گرفته می‌شوند:

شاخصفرمولچه می‌گوید
ضریب سودمجموع سودها ÷ مجموع زیان‌هابه ازای هر یک ریال زیان، چند ریال سود ساخته‌اید. هر عددی بالای 1 یعنی در مجموع سودده بوده‌اید.
نسبت سود به زیانمیانگین برد ÷ میانگین باختاندازهٔ یک برد معمولی نسبت به یک باخت معمولی. به تعداد کاری ندارد.

ضریب سود عدد جمع‌بندی بهتری است چون هم تعداد و هم اندازه در آن هست. به‌عنوان قاعدهٔ سرانگشتی: زیر 1 یعنی زیان‌ده، حوالی 1 تا 1.2 یعنی حاشیهٔ امنیت خیلی کم دارید و یک دورهٔ بد کافی است تا منفی شوید، و بالای 1.5 یعنی روش شما فضای تنفس دارد.

نسبت سود به زیان جای دیگری به کار می‌آید: می‌گوید با چه نرخ بردی می‌توانید سربه‌سر بمانید. اگر بردهایتان دو برابر باخت‌هایتان باشد، با نرخ برد یک‌سوم هم سربه‌سر هستید. این همان محاسبه‌ای است که پیش از ورود، هنگام نوشتن پلن، باید انجام دهید.

R: واحدی که همه‌چیز را قابل مقایسه می‌کند

مشکل مقایسهٔ معاملات این است که اندازه‌هایشان فرق دارد. سود پنج میلیون ریالی روی معامله‌ای که ده میلیون ریسک داشته، با همان سود روی معامله‌ای که یک میلیون ریسک داشته یکی نیست.

راه‌حل این است که به‌جای ریال، با واحد ریسک خودتان اندازه بگیرید. یک R یعنی مبلغی که پیش از ورود حاضر بودید روی این معامله از دست بدهید.

قیمت ورود حد ضرر هدف 1R 2R
یک R یعنی فاصلهٔ ورود تا حد ضرر، ضربدر اندازهٔ پوزیشن. وقتی هدفتان دو برابر آن فاصله باشد، معامله «2R» است — و این عدد را می‌شود با هر معاملهٔ دیگری مقایسه کرد، حتی اگر مبلغش ده برابر باشد.

معمولاً از حد ضرر حساب می‌شود: فاصلهٔ قیمت ورود تا حد ضرر، ضربدر اندازهٔ پوزیشن. اگر 10,000 سهم را در 2,500 ریال بخرید و حد ضررتان 2,300 باشد، یک R شما 200 × 10,000 = 2,000,000 ریال است.

حالا هر نتیجه‌ای را می‌شود به R ترجمه کرد: سود چهار میلیونی روی این معامله یعنی +2R، و اگر سر حد ضرر بسته شود یعنی -1R. دو فایدهٔ بزرگ دارد:

  • مقایسه‌پذیری. معاملهٔ کوچک و بزرگ با یک زبان حرف می‌زنند، پس میانگین R شما یک عدد معنادار است حتی اگر اندازهٔ حسابتان در طول سال عوض شده باشد.
  • کشف الگوی خروج. اگر بیشتر بردهایتان بین صفر و یک R باشند ولی باخت‌هایتان مرتب حوالی یک R کامل، یعنی زودتر از موعد از بردها خارج می‌شوید.

توزیع R — اینکه چند معامله در هر بازه افتاده‌اند — تصویر بهتری از سلامت روش شما می‌دهد تا هر عدد میانگینی. توزیع سالم معمولاً دم بلندی در سمت سود دارد و در سمت زیان جایی حوالی -1R بریده می‌شود؛ اگر معاملات -3R دارید، یعنی حد ضررتان یا وجود ندارد یا رعایت نمی‌شود.

انتخاب خودِ 1R موضوع جداگانه‌ای است که به اندازهٔ حساب و تحمل ریسک شما برمی‌گردد؛ در مدیریت سرمایه و اندازهٔ موقعیت بحث شده.

بیشترین سود ممکن، بیشترین زیان تحمل‌شده و کارایی خروج

شاخص‌های تا اینجا فقط دو نقطه را می‌بینند: ورود و خروج. ولی بین آن دو، قیمت مسیری را طی کرده که خودش پر از اطلاعات است؛ بیشترین سود ممکن (MFE) و بیشترین زیان تحمل‌شده (MAE) همین مسیر را می‌سنجند.

ورود بهترین قیمتی که دیده شد بدترین قیمتی که دیده شد خروج
فاصلهٔ ورود تا بهترین قیمت، بیشترین سود ممکن است و فاصلهٔ ورود تا بدترین قیمت، بیشترین زیان تحمل‌شده. کارایی خروج می‌گوید نقطهٔ خروج شما کجای این دامنه نشست.
شاخصچه می‌گویدوقتی بزرگ باشد یعنی
بیشترین سود ممکنبهترین سودی که در طول معامله در دسترستان بود.حرکت را درست پیش‌بینی کرده بودید. اگر خیلی بیشتر از سود واقعی‌تان است، مشکل در خروج است نه در ورود.
بیشترین زیان تحمل‌شدهبدترین جایی که معامله در طول عمرش رفت.ورودتان دیر یا بدموقع بوده. اگر مرتب نزدیک حد ضررتان می‌رود و بعد برمی‌گردد، یا ورود را باید بهتر کنید یا حد ضرر را دورتر بگذارید — ولی آن‌وقت اندازهٔ پوزیشن باید کوچک‌تر شود.
کارایی خروجخروج شما کجای دامنهٔ بین بدترین و بهترین قیمت نشست، به‌صورت عددی بین صفر و یک.نزدیک یک یعنی نزدیک سقف حرکت خارج شدید. پایین بودن مزمنش یعنی سودها را زود می‌بندید.
زمان تا اوجفاصلهٔ ورود تا لحظه‌ای که بهترین قیمت در دسترس بود.اوجِ زود و خروجِ دیر یعنی حرکت را دیدید و نگهش نداشتید؛ اوجِ نزدیک خروج یعنی خروج سر جایش بوده. معامله‌ای که هیچ‌وقت به سود شما حرکت نکرده، اوجی ندارد.
سهم حرکتِ پس‌دادهچه بخشی از بهترین حرکتِ به سود شما تا لحظهٔ خروج برگشت، از صفر تا صد درصد.بالا بودن مزمنش روی معاملات برنده مشکل حد سود است، نه مشکل ستاپ. روی معاملهٔ زیان‌ده اغلب صد است و به‌تنهایی چیزی نمی‌گوید.

بیشترین سود ممکن و بیشترین زیان تحمل‌شده را درصدی از قیمت ورود هم می‌بینید، چون ده میلیون ریال روی قراردادی دوهزار ریالی و روی سهمی چهل‌هزار ریالی یک معنی ندارد. برای فروش تعهدی مبنای درصد پرمیوم دریافتی است و بیشترین زیان تحمل‌شده می‌تواند از صد درصد بگذرد.

دقتِ زمان تا اوج به دادهٔ قیمتی بستگی دارد. قیمت پنج‌دقیقه‌ای فقط برای سه ماه اخیر نگه داشته می‌شود و اوج در آن بازه تا حد دقیقه معلوم است؛ برای معامله‌های قدیمی‌تر اوج از سقف و کف روزانه خوانده می‌شود و فقط تا حد روز دقیق است. معامله‌ای که در یک جلسه باز و بسته شده و از آن بازه قدیمی‌تر است اصلاً مسیری ندارد، و هیچ‌کدام از این اعداد برایش ساخته نمی‌شود — به‌جای اینکه از قیمت ورود و خروج جعل شوند.

ارزش واقعی این سه، جدا کردن دو اشتباه کاملاً متفاوت است که هر دو به یک شکل — یک معاملهٔ ناموفق — دیده می‌شوند: معامله‌ای که از اول اشتباه بوده (بیشترین سود ممکن کوچک، بیشترین زیان تحمل‌شده بزرگ) و معامله‌ای که درست بوده ولی بد مدیریت شده (بیشترین سود ممکن بزرگ، کارایی خروج پایین). راه‌حل این دو هیچ ربطی به هم ندارد.

یک هشدار مهم: کارایی خروج پایین برای یک معاملهٔ زیان‌ده معمولاً خبر بدی نیست — یعنی حد ضررتان کار کرده. این شاخص را فقط روی معاملات برنده جدی بگیرید.

بیشترین افت

بیشترین افت یعنی بدترین ریزش ارزش حساب شما از یک سقف تا کف بعدی‌اش. اگر حسابتان به 100 میلیون رسیده و بعد تا 70 میلیون افت کرده، بیشترین افت شما 30 درصد بوده — حتی اگر بعداً به 120 رسیده باشد.

دو دلیل دارد که چرا مهم‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد:

  • ریسک واقعی شما همین است، نه نوسان. عددی که می‌گوید در بدترین حالت چه چیزی را تجربه کرده‌اید.
  • تحمل‌پذیری‌اش را دست‌کم می‌گیرید. بیشتر افراد فکر می‌کنند افت 30 درصدی را تحمل می‌کنند و وقتی واقعاً اتفاق می‌افتد، وسط آن استراتژی را عوض می‌کنند — که تقریباً همیشه بدترین لحظهٔ ممکن برای این کار است.

نکتهٔ ریاضی که خیلی‌ها را غافلگیر می‌کند: جبران افت، سخت‌تر از خودِ افت است. 50 درصد افت برای برگشتن به نقطهٔ اول، 100 درصد سود لازم دارد.

افتسود لازم برای جبران
10%11%
20%25%
30%43%
50%100%
70%233%

نوسان، نسبت شارپ و نسبت سورتینو

بیشترین افت می‌گوید بدترین لحظهٔ حساب شما چقدر سخت بود. نوسان چیز دیگری می‌گوید: کل مسیر چقدر ناهموار بود. اگر ارزش حسابتان هر روز یک تا دو درصد بالا و پایین می‌رود، نوسان شما بالاست حتی اگر هیچ‌وقت افت بزرگی نداشته باشید.

نوسان معمولاً سالانه گزارش می‌شود: انحراف معیار بازدهی روزانه، ضرب در جذر تعداد روزهای معاملاتی سال. نوسان سالانهٔ 20٪ یعنی در یک سال معمولی انتظار می‌رود ارزش حساب حدود 20 درصد حول روند خودش بالا و پایین برود.

نوسان به‌تنهایی نه خوب است نه بد. مسئله این است که بابتش چه گرفته‌اید — و این دقیقاً کاری است که نسبت شارپ می‌کند:

نسبت شارپ = (بازدهی سالانه − نرخ بدون ریسک) ÷ نوسان سالانه

چرا نرخ بدون ریسک کم می‌شود؟ چون بخشی از بازدهی شما بدون هیچ ریسکی هم به دست می‌آمد. در ایران که سپردهٔ بانکی حدود 30 درصد می‌دهد، حسابی که 35 درصد سود کرده ولی وسط راه ماهی 15 درصد بالا و پایین رفته، عملاً 5 درصد مازاد گرفته در برابر یک عالمه دلشوره.

نسبت شارپخواندنش
منفیسپردهٔ بانکی همان یا بیشتر می‌داد، بدون هیچ نوسانی.
صفر تا 1مازاد گرفته‌اید، ولی نه به‌اندازهٔ تلاطمی که تحمل کرده‌اید.
1 تا 2رابطهٔ سالمی بین بازدهی و نوسان.
بالای 2خوب است، ولی روی نمونهٔ کوچک معمولاً شانس است نه مهارت.

یک ایراد به شارپ وارد است: در مخرجش همهٔ نوسان می‌نشیند، از جمله روزهایی که حساب شما جهش کرده. هیچ‌کس از سود ناگهانی ناراحت نیست، ولی شارپ بابتش جریمه می‌کند. نسبت سورتینو همین را درست می‌کند: همان صورت کسر، ولی مخرجش فقط از روزهایی ساخته می‌شود که از هدف عقب مانده‌اند.

نسبت سورتینو = (بازدهی سالانه − نرخ بدون ریسک) ÷ نوسان رو به پایین

مقایسهٔ این دو عدد کنار هم، خودش یک خبر است:

حالتیعنی چه
سورتینو خیلی بالاتر از شارپنوسان حساب بیشتر رو به بالا بوده تا رو به پایین. شارپ داشته بابت سودهای ناگهانی جریمه‌تان می‌کرده.
نزدیک همبالا و پایین رفتن حساب کم‌وبیش متقارن است.
سورتینو پایین‌تربخش بدِ نوسان سنگین‌تر از بخش خوبش بوده — همان چیزی که شارپ پنهانش می‌کرد.
سورتینو زیان بزرگ را خیلی بیشتر از چند زیان کوچک جریمه می‌کند، چون فاصله‌ها را به توان دو می‌رساند. یک روز 10 درصدی بدتر از دو روز 5 درصدی حساب می‌شود — و این دقیقاً همان‌طور است که یک معامله‌گر آن را تجربه می‌کند.
شارپ روی بازهٔ کوتاه بی‌ثبات است. چند هفته داده کافی نیست؛ عددی که روی یک سال حساب شده معنا دارد.

بتا: چقدر از نوسان شما سهم بازار است

نوسان می‌گوید حساب شما چقدر بالا و پایین رفته، ولی نمی‌گوید چرا. بخشی از آن نوسان معمولاً هیچ ربطی به انتخاب‌های شما ندارد: کل بازار حرکت کرده و حساب شما هم با آن رفته. بتا همین سهم را جدا می‌کند.

بتا شیب خط برازش‌شدهٔ بازدهی روزانهٔ حساب شما روی بازدهی روزانهٔ شاخص کل است:

بتاخواندنش
حدود 1حساب شما کم‌وبیش هم‌پای شاخص حرکت می‌کند.
زیر 1کمتر از بازار تکان می‌خورد. سبدی که بخشی‌اش نقد است یا پوشش داده شده معمولاً اینجاست.
بالای 1پرنوسان‌تر از بازار. در بازار صعودی جلوتر می‌افتید و در نزولی بیشتر می‌بازید.
منفیخلاف جهت بازار حرکت می‌کنید — معمولاً نتیجهٔ پوزیشن‌های فروش یا پوشش سنگین.

و یک هشدار که بدون آن بتا گمراه‌کننده است: بتا را هیچ‌وقت بدون همبستگی نخوانید. بتا شیب است و برای هر مجموعه عددی یک شیب می‌شود کشید، حتی وقتی هیچ رابطه‌ای بین آن دو نیست. همبستگی می‌گوید آن شیب چقدر واقعی است: نزدیک 1 یعنی حساب شما واقعاً با شاخص حرکت می‌کند و بتا معنی دارد؛ نزدیک صفر یعنی شاخص تقریباً هیچ چیزی از رفتار حساب شما توضیح نمی‌دهد و بتا فقط یک عدد است.

بتای پایین «کم‌ریسک» معنی نمی‌دهد. فقط یعنی ریسکتان از جای دیگری می‌آید، نه از بازار — مثلاً از تمرکز روی یک نماد یا از فروش اختیار.

ارزش در معرض ریسک

ارزش در معرض ریسک، که به آن VaR هم می‌گویند، به یک سؤال خیلی مشخص جواب می‌دهد: در یک روز بد، چقدر ممکن است از دست بدهم؟ جوابش همیشه سه تکه دارد و هر سه تکه لازم است:

  • افق: یک روز، یک هفته، یک ماه.
  • سطح اطمینان: معمولاً 95 یا 99 درصد.
  • مبلغ.

یعنی «ارزش در معرض ریسک یک‌روزهٔ 95 درصدی برابر 12 میلیون ریال است» را این‌طور بخوانید: در 95 روز از هر 100 روز، زیان بیشتر از 12 میلیون نبوده. جملهٔ مهم‌تر همان چیزی است که نگفته: در آن 5 روز باقی‌مانده، هیچ حرفی دربارهٔ اندازهٔ زیان زده نشده.

همین حفره، شاخص دومی ساخته است: زیان مورد انتظار در دُم که به آن CVaR هم می‌گویند. این یکی می‌گوید وقتی همان 5 درصد بد اتفاق افتاد، به‌طور میانگین چقدر بد بود. برای سبدی که اختیار فروخته، فاصلهٔ این دو عدد معمولاً زیاد است — سود کوچک و مکرر، زیان بزرگ و نادر.

دو روش رایج برای حساب کردنش:

روشچطور کار می‌کندکجا می‌لنگد
تاریخیبازدهی روزانهٔ واقعی همان حساب را مرتب می‌کند و بدترین 5 درصد را می‌خواند.به تاریخچه نیاز دارد، و فقط بلایی را می‌شناسد که یک بار سرش آمده باشد.
نرمالفرض می‌کند بازدهی توزیع نرمال دارد و از میانگین و انحراف معیار تخمین می‌زند.بازار واقعی دُم کلفت‌تری از توزیع نرمال دارد، پس روزهای فاجعه را کم‌برآورد می‌کند.

افق‌های بلندتر معمولاً از افق یک‌روزه ساخته می‌شوند: عدد یک‌روزه ضرب در جذر تعداد روزها. این قاعده فرض می‌کند روزها مستقل‌اند؛ حسابی که روند دارد بیشتر از این می‌بازد و حسابی که بازگشت به میانگین دارد کمتر. پس عدد افق بلند را تخمین بدانید نه اندازه‌گیری.

ارزش در معرض ریسک سقف زیان نیست. سقف زیان یک اختیار فروخته‌شده می‌تواند چند برابر این عدد باشد. این شاخص فقط می‌گوید روز معمولیِ بد چه شکلی است.

نرخ بازده داخلی

اگر یک بار پول گذاشته باشید و دست نزده باشید، محاسبهٔ بازدهی ساده است. ولی حساب واقعی این‌طور نیست: چند بار واریز می‌کنید، گاهی برداشت می‌کنید، و هر کدام تاریخ خودش را دارد. پول تازه‌ای که دیروز آمده نباید همان‌قدر در بازدهی امسال سهم داشته باشد که پول اول سال.

نرخ بازده داخلی همین را حل می‌کند. تعریفش این است: آن نرخ سالانه‌ای که اگر همهٔ جریان‌های نقدی را با آن به امروز بیاوریم، جمعشان دقیقاً صفر شود. ورودی‌هایش سه چیز است: ارزش اولیهٔ حساب، هر واریز و برداشت با تاریخ خودش، و ارزش امروز حساب.

یک مثال: اول سال 100 میلیون ریال گذاشته‌اید، آبان 100 میلیون دیگر واریز کرده‌اید، و آخر سال حساب 240 میلیون شده. سود خالص 40 میلیون است، ولی 40 روی 200 نیست — چون نصف پول فقط دو ماه کار کرده. نرخ بازده داخلی این را در نظر می‌گیرد و عددی بزرگ‌تر از 20 درصد می‌دهد.

سه نکته که نگذارید غافلگیرتان کند:

  • همیشه سالانه است. روی بازهٔ دو ماهه، یک سود 5 درصدی به نرخ سالانهٔ خیلی بزرگ تبدیل می‌شود. عدد غلط نیست، ولی وعدهٔ تکرار نیست.
  • با بازدهی زمان‌وزنی فرق دارد. زمان‌وزنی می‌گوید تصمیم‌های شما چقدر خوب بودند؛ نرخ بازده داخلی می‌گوید پول شما چه گرفت. اگر دومی خیلی پایین‌تر است، مشکل انتخاب معامله نیست، زمان‌بندی واریز است.
  • به سرمایهٔ کامل نیاز دارد. اگر واریزها ثبت نشده باشند، اصلاً سرمایه‌ای وجود ندارد که نرخی رویش حساب شود.

با چند معامله می‌شود نتیجه گرفت

این بخش شاید مهم‌ترین بخش مقاله باشد، چون بیشتر نتیجه‌گیری‌های غلط از نادیده گرفتنش می‌آید.

با چند معامله می‌شود به چه چیزی اعتماد کرد تعداد معامله چه چیزی معنی می‌دهد کمتر از 20 هیچ‌چیز فقط ثبت کنید 20 تا 50 اشتباه‌های تکراری تگ اشتباه و نشانه‌ها 50 تا 100 انتظار ریاضی کلی اندازهٔ پوزیشن بیش از 100 تفکیک‌ها ستاپ، ساعت، روز هفته
بیشترِ نتیجه‌گیری‌های غلط از اینجا می‌آید: تفکیکی که هر دسته‌اش شش معامله دارد هیچ الگویی نشان نمی‌دهد، فقط شانس را تصویر می‌کند.

هر شاخصی به تعداد معامله‌ای نیاز دارد تا از حالت نویز دربیاید، و آن تعداد برای شاخص‌های مختلف فرق می‌کند. نرخ برد سریع‌تر تثبیت می‌شود؛ انتظار ریاضی کندتر، چون به معاملات استثنایی (دمِ توزیع) حساس است و یک معاملهٔ بزرگ می‌تواند تکانش بدهد.

چهار قاعدهٔ عملی:

  • هر تفکیکی که هر دسته‌اش زیر 20 معامله دارد، سرگرمی است نه تحلیل. اینکه «معاملات سه‌شنبه‌های من بهترند» با هشت معامله در هر روز هفته، هیچ چیزی نیست.
  • قبل از هر ادعایی، به تعداد نگاه کنید نه به درصد. نرخ برد 75 درصد روی چهار معامله همان سه برد است.
  • وقتی تعداد کم است، سراغ اشتباه‌های تکراری بروید نه آمار. با بیست معامله نمی‌شود گفت کدام ستاپ بهتر است، ولی خیلی خوب می‌شود دید که سه بار بدون حد ضرر وارد شده‌اید.
  • هر بُعدی که اضافه می‌کنید، تعداد هر خانه را تقسیم می‌کند. اگر تفکیک روز هفته هر دسته‌اش بیست معامله دارد، جدول متقاطعِ روز هفته در برابر نماد همان دفتر را به خانه‌هایی با دو یا سه معامله خرد می‌کند. جدول متقاطع در گزارش‌ها تعداد هر خانه را می‌نویسد و خانه‌های کم‌تعداد را کم‌رنگ می‌کند؛ آن کم‌رنگی تزئین نیست، حرفِ همین قاعده است.

جدول مرجع

شاخصچیستچطور بخوانیدش
نرخ بردسهم معاملات سودده از کلبه‌تنهایی بی‌معنی است. فقط کنار میانگین برد و باخت بخوانیدش.
انتظار ریاضیسود میانگین هر معاملهمهم‌ترین عدد. مثبت بودنش یعنی تکرار همین کار در بلندمدت سود می‌دهد.
ضریب سودسود ناخالص ÷ زیان ناخالصبالای 1 یعنی سودده. زیر 1.2 معمولاً یعنی حاشیهٔ امنیت کمی دارید.
نسبت سود به زیانمیانگین برد ÷ میانگین باختمی‌گوید بردهایتان چند برابر باخت‌هایتان است.
Rسود یا زیان ÷ ریسک برنامه‌ریزی‌شدهواحدی که معاملات با اندازه‌های متفاوت را قابل مقایسه می‌کند.
بیشترین سود ممکنبهترین قیمتی که در طول معامله در دسترس بودبا سود واقعی مقایسه کنید تا بفهمید چقدر روی میز گذاشته‌اید.
بیشترین زیان تحمل‌شدهبدترین قیمتی که در طول معامله دیدیداگر مرتب نزدیک حد ضررتان می‌رود، ورودتان دیر است.
کارایی خروججای خروج شما در دامنهٔ حرکتعددی بین صفر و یک. یک یعنی دقیقاً در بهترین نقطه خارج شدید.
بیشترین افتبدترین ریزش از سقف تا کف بعدیمی‌گوید بدترین دورهٔ حساب شما چقدر سخت بوده.
نوسان سالانهانحراف معیار بازدهی روزانه، سالانه‌شدهمی‌گوید مسیر چقدر ناهموار بود. به‌تنهایی خوب یا بد نیست.
نسبت شارپبازدهی مازاد بر نرخ بدون ریسک ÷ نوسانبالای 1 یعنی بابت نوسانی که تحمل کرده‌اید بازدهی خوبی گرفته‌اید.
نسبت سورتینوهمان شارپ، با نوسان رو به پایین در مخرجبالاتر از شارپ یعنی نوسان بیشتر رو به بالا بوده تا رو به پایین.
بتاشیب بازدهی حساب روی بازدهی شاخص کلبدون همبستگی نخوانیدش؛ همبستگیِ پایین یعنی این شیب چیزی توضیح نمی‌دهد.
ارزش در معرض ریسکزیان یک دورهٔ بد در سطح اطمینان مشخصسقف زیان نیست؛ فقط می‌گوید روز معمولیِ بد چه شکلی است.
نرخ بازده داخلینرخ سالانه‌ای که جریان‌های نقدی را صفر می‌کندبازدهی پول شما با در نظر گرفتن تاریخ هر واریز و برداشت.

بازده روی وجه تضمین

همهٔ شاخص‌های بالا برای خریدار قرارداد کار می‌کنند، چون خریدار پولی می‌دهد و سود و زیانش روی همان پول سنجیده می‌شود. برای فروشندهٔ تعهدی ماجرا فرق دارد: او پول نمی‌دهد، پول می‌گیرد — و در عوض مبلغی از حسابش بلوکه می‌شود. سؤال درست برای او این است: روی آن مبلغِ بلوکه‌شده، چند درصد در چند روز؟

بدون این عدد، دو معاملهٔ کاملاً متفاوت یک‌جور دیده می‌شوند. دو میلیون ریال پرمیوم روی ده میلیون وجه تضمین که ده روز درگیر بوده، با همان دو میلیون روی چهل میلیون که شصت روز درگیر بوده، در جدول سود و زیان یک عدد یکسان نشان می‌دهند. در واقعیت اولی چند برابر دومی می‌ارزد.

بازده روی وجه تضمین = سود تحقق‌یافته ÷ وجه تضمین
معادل سالانه = بازده روی وجه تضمین × 365 ÷ روز نگهداری

ارزش این شاخص در این است که فروش تعهدی را قابل مقایسه می‌کند. تا وقتی سودتان فقط یک عدد ریالی است، نمی‌شود گفت این کار از سپردهٔ بانکی یا صندوق درآمد ثابت بهتر بوده یا نه. معادل سالانه دقیقاً همان زبانی است که آن دو با آن حرف می‌زنند.

سالانه کردن یک دورهٔ کوتاه، عدد را بزرگ نشان می‌دهد. سودی که در دو روز به دست آمده، ضربدر صد و هشتاد می‌شود تا به یک سال برسد — و هیچ تضمینی نیست که آن دو روز صد و هشتاد بار تکرار شود. برای دوره‌های کمتر از سه روز، عدد سالانه را به‌عنوان یک مقایسه بخوانید، نه یک پیش‌بینی.

یک نکتهٔ محاسباتی هم هست که باید بدانید: وقتی چند معامله را با هم جمع می‌زنند، میانگین گرفتن از درصدها غلط است. معامله‌ای با یک میلیون وجه تضمین و معامله‌ای با صد میلیون نمی‌توانند وزن یکسان داشته باشند. جمعِ درست، مجموع سودها تقسیم بر مجموع وجه تضمین است — و برای معادل سالانه، تقسیم بر مجموع «ریال-روز»، یعنی هر ریالی که درگیر بوده ضربدر روزهایی که درگیر بوده.

بازده روی سرمایهٔ درگیر

وجه تضمین فقط برای فروشندهٔ تعهدی معنا دارد. برای استراتژی‌ای که چند پا دارد — مثلاً سهم و اختیار خرید و اختیار فروش با هم — پرسش همان است، ولی پاسخش از جای دیگری می‌آید: در تمام مدتی که آن استراتژی باز بوده، چه مبلغی از پول شما واقعاً در آن بوده؟ ژورنال این را برای هر استراتژی بسته‌شده از خود خرید و فروش‌هایش حساب می‌کند. هر مبلغی که وارد استراتژی شد یا بیرون آمد، از روز انجامش تا روز بسته‌شدن آخرین پا وزن می‌گیرد؛ جمع این وزن‌ها تقسیم بر روزهای کل دوره می‌شود و میانگین سرمایهٔ درگیر را می‌دهد.

میانگین سرمایه = مجموع (مبلغ هر خرید یا فروش × روزهای مانده تا آخر دوره) ÷ روزهای دوره
بازده دوره = سود ÷ میانگین سرمایهٔ درگیر
معادل سالانهٔ ساده = بازده دوره × 365 ÷ روزهای دوره

مثلاً استراتژی‌ای که صد میلیون ریال در آن گذاشته‌اید و بعد از ده روز صد و ده میلیون از آن برگردانده‌اید، میانگین سرمایه‌اش صد میلیون، بازده دوره‌اش ده درصد و معادل سالانهٔ سادهٔ آن سیصد و شصت و پنج درصد است. هر پول تازه‌ای که وسط راه وارد شود، فقط برای روزهای باقی‌ماندهٔ خودش در میانگین می‌آید.

معادل سالانه اینجا ساده است: بازده دوره ضرب در 365 و تقسیم بر روزها، بدون مرکب شدن — برخلاف نرخ بازده داخلی که مرکب است. و میانگینِ روزهای کامل پولی را که فقط چند ساعت در گردش بوده نمی‌بیند: اگر سهمی را در همان روز اعمال کنید و بفروشید، میلیاردها ریال از استراتژی رد شده و در میانگین فقط چند ساعتش دیده می‌شود. برای همین ژورنال «بیشینهٔ سرمایه» را کنارش می‌گذارد؛ وقتی چند برابر میانگین است، معادل سالانه را بزرگ‌نمایی بخوانید.

پیش از اعتماد به میانگین، تاریخ رویدادها را هم ببینید. ژورنال هر مبلغ را از تاریخی حساب می‌کند که روی رویدادش در پرتفوی نوشته شده، نه از روزی که آن را وارد کرده‌اید. اگر پاهای استراتژی را با «ثبت در پرتفوی» وارد کرده‌اید و همه با تاریخ ورود استراتژی مانده‌اند، در حالی که خریدها در روزهای مختلف انجام شده بود، همهٔ آن پول از روز اول در گردش حساب می‌شود؛ میانگین سرمایه بزرگ‌تر و بازده دوره کوچک‌تر از واقعی درمی‌آید. وقتی دست‌کم پنج رویداد یک استراتژی با یک تاریخ و ساعت یکسان نوشته شده باشند، دست‌کم یک روز بعد از آن تاریخ وارد پرتفوی شده باشند و دست‌کم یک‌پنجم مبلغ معامله‌های آن استراتژی را بسازند، ژورنال زیر همان استراتژی یک یادداشت نارنجی می‌گذارد. تاریخ رویدادها را در پرتفوی ← «تاریخچه» اصلاح کنید. هر پای تجمیع‌شده میانگین چند خرید است و یک تاریخ برایش فقط تقریبی است؛ برای عدد دقیق، هر معامله را با تاریخ واقعی خودش ثبت کنید.

استراتژی‌ای که پولی واردش نشده، مثل فروش تعهدی خالص که پرمیوم اول دریافت می‌شود، عدد نمی‌گیرد؛ برای آن همان «بازده روی وجه تضمین» بالا را بخوانید. معامله‌ای که در هیچ استراتژی نیست هم در این بخش نمی‌آید: در تب «معاملات» ژورنال با «ساختن استراتژی» پاهایش را کنار هم بگذارید.

جمع‌بندی

اگر بخواهید فقط سه عدد را دنبال کنید، این‌ها را انتخاب کنید: انتظار ریاضی که می‌گوید روشتان سودده است یا نه، بیشترین افت که می‌گوید به چه قیمتی، و میانگین R که این دو را مستقل از اندازهٔ حسابتان قابل مقایسه نگه می‌دارد.

شاخص‌های سه بخش آخر — نوسان و نسبت شارپ، ارزش در معرض ریسک، و نرخ بازده داخلی — خانوادهٔ دیگری‌اند: روی تک‌تک معاملات حساب نمی‌شوند بلکه روی کل حساب در طول زمان. برای همین جایشان هم فرق دارد و در پنل «ریسک و بازده» صفحهٔ پرتفوی می‌نشینند، نه در گزارش ژورنال.

و یک قاعده که همهٔ این اعداد را از بی‌معنی شدن نجات می‌دهد: قبل از هر نتیجه‌گیری، تعداد معاملاتی را که آن عدد از رویشان ساخته شده نگاه کنید. شاخصی که روی ده معامله حساب شده، دربارهٔ شما چیزی نمی‌گوید — دربارهٔ شانس آن ده معامله حرف می‌زند.

برای اینکه این اعداد برای معاملات خودتان ساخته شوند، معاملاتتان باید جایی ثبت شده باشند: پرتفوی این کار را می‌کند و ژورنال همین شاخص‌ها را روی آن‌ها حساب می‌کند. اگر تازه‌کارید، آموزش مدیریت پرتفوی از صفر شروع می‌کند و آموزش ژورنال معامله‌گر نشان می‌دهد همین شاخص‌ها را کجای صفحه ببینید و چه چیزی باید بنویسید تا پر شوند.

این را روی بازار امتحان کنید

مقالات مرتبط

راهنمای پرتفوی آپشن باز | ثبت معامله و سود و زیان واقعی

دفتر معاملات واقعی شما: ساخت سبد، پانزده نوع رویداد، بهای تمام‌شده، چرخهٔ عمر اختیار، منحنی سرمایه، ریسک سبد و ایمپورت اکسل کارگزاری.

راهنمای ژورنال معاملاتی | مرور معامله و نمره اجرا

راهنمای ژورنال معاملات اختیار معامله (آپشن): مرور هر معامله، تگ و پلی‌بوک، پلن، نشانه‌های رفتاری، گزارش‌ها و تحلیل هوش مصنوعی روی دفتر پرتفوی.

مدیریت سرمایه و اندازهٔ موقعیت در معاملات اختیار | کِلی

هر قاعدهٔ اندازهٔ موقعیت به نرخ برد و نسبت برد به باخت نیاز دارد و برای اختیارِ خریداری‌شده تا سررسید هر دو قابل محاسبه‌اند. سنجش 2,909 قرارداد-روز بازار ایران: 46.1 درصد کاملاً صفر شدند، میانهٔ بازده منفی 75.5 درصد بود و در خیلی خارج از سود 95 درصد قراردادها بی‌ارزش سررسید شدند.

رویکردهای عملی مدیریت معاملات و ریسک در بازار

مدیریت ریسک در معاملات فقط برای سود نیست؛ با تحلیل سناریو و استراتژی‌های حرفه‌ای، سرمایه خود را در بازارهای پرنوسان بهتر حفظ کنید

اشتباهات رایج در معاملات اختیار معامله

هفت اشتباه پرتکرار آپشن: نادیده گرفتن IV و تتا، اندازه بدون سقف زیان، خروج بدون نقشه، قاطی کردن نام استراتژی و چک‌لیست 30 ثانیه‌ای قبل از سفارش.

ژورنال نویسی معاملات اختیار | چه چیزی را بنویسیم

آنچه باید در ژورنال بنویسید دقیقاً همان چیزی است که بعداً پیدا نمی‌شود. سنجش رکورد بازار نشان می‌دهد قیمت روزانه تا حدود 1046 روز در دسترس است ولی مشخصات خود قرارداد تا 237 روز — یعنی برای یک معاملهٔ یک‌ساله حتی نمی‌دانید کدام قرارداد را معامله کرده بودید.

مرز کارا و بهینه سازی وزن سبد | مدل مارکویتز در عمل

مرز کارا چیست و تب بهینه‌سازی پرتفوی آپشن باز چطور وزن پیشنهادی هر نماد را حساب می‌کند: سه هدف، بازده مورد انتظار، سقف وزن، و آنچه این مدل نمی‌بیند.

اهداف فرایندی و نمره انضباط در ژورنال معاملاتی

نمرهٔ انضباط از چه ساخته می‌شود، هفت نوع هدف فرایندی ژورنال چه چیزی را می‌شمارند، چرا هدف سود در فهرست نیست و «داده‌ای نبود» یعنی چه.

راهنمای بک تست استراتژی اختیار معامله

بک‌تست استراتژی اختیار معامله روی دادهٔ واقعی بورس ایران: یک قاعده روی همهٔ سررسیدهای گذشته، با قیمت از صف پایان روز، کارمزد و وجه تضمین.

لبه و اندازه موقعیت در آپشن | خلاصه کتاب یوان سینکلر

خلاصهٔ Positional Option Trading سینکلر: لبه کجاست و چقدر شرط ببندیم — صرف واریانس، معیار کِلی، و وقتی کوچک‌ترین موقعیت از کِلی بزرگ‌تر است.

بک تست سبد سهام و صندوق | گزارش کامل عملکرد پرتفوی

بک تست سبد در آپشن باز: ترکیبی از سهم، صندوق، شاخص، طلا و درآمد ثابت روی تاریخچه بازار، با بازتعادل و کارمزد؛ و خواندن گزارش کامل عملکرد.

بک تست گام به گام بهینه سازی سبد | Walk-Forward

بک تست گام به گام (Walk-Forward) بهینه ساز پرتفوی: آموزش روی گذشته، آزمون روی روزهای بعد با کارمزد، در برابر وزن مساوی و برابری ریسک.

شبیه سازی مونت کارلو سبد | احتمال دوام و برداشت امن

شبیه سازی مونت کارلو سبد در آپشن باز: هزاران آینده از ماه های واقعی گذشته، با واریز و برداشت و تورم؛ احتمال دوام، نرخ برداشت امن و ریسک ترتیب بازده.

تحلیل عاملی سبد | بتای بازار، عامل اندازه و تحلیل سبک

تحلیل عاملی سبد در آپشن باز: بتای بازار، عامل اندازه، طلا و هر نماد دلخواه با رگرسیون نیوی-وست، و تحلیل سبک که می‌گوید سبد شبیه چه ترکیبی رفتار کرده.

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

اگر سوال یا ابهامی در رابطه با این مطلب دارید، همین‌جا بپرسید؛ کارشناسان ما پاسخ می‌دهند.

با ایمیل یا شماره موبایلی که ثبت می‌کنید، وقتی به کامنتتان پاسخ داده شود خبرتان می‌کنیم.

پرسش‌ها و نظرات کاربران

4 پیام
پوران
11 شهریور 1405 - 19:42
MAE و MFE را چطور در تصمیم فردایم به کار ببرم؟
تیم آپشن بازپاسخ
13 شهریور 1405 - 05:17
این دو عدد دو سؤال کاملاً عملی جواب می‌دهند و هرکدام یک تنظیم مشخص را نتیجه می‌دهند: MAE (بیشترین زیان تحمل‌شده) می‌گوید معاملات برندهٔ شما معمولاً چقدر در زیان رفتند پیش از آنکه برگردند. اگر حد ضررتان تنگ‌تر از این عدد است، دارید از معاملات برنده هم بیرون انداخته می‌شوید. اگر خیلی گشادتر است، بی‌دلیل زیان اضافه تحمل می‌کنید. MFE (بیشترین سود ممکن) می‌گوید چقدر سود روی میز بوده و شما چقدرش را گرفتید — همان کارایی خروج. اگر MFE به‌طور مداوم خیلی بزرگ‌تر از سود واقعی‌تان است، زود خارج می‌شوید. اگر نزدیک هم‌اند ولی سودتان کم است، مشکل در انتخاب معامله است نه در خروج. و در بازار اختیار یک نکتهٔ اضافه: MAE اینجا با گذشت زمان بدتر می‌شود، چون ارزش زمانی هم می‌سوزد. پس کنار آستانهٔ قیمتی، آستانهٔ زمانی هم بگذارید: آلارم دیده‌بان و برای اینکه این اعداد واقعی باشند باید معاملات ثبت شده باشند: راهنمای ژورنال معاملاتی
قدرت‌الله
10 شهریور 1405 - 09:29
با چند معامله می‌شود نتیجه گرفت؟ من بیست معامله دارم، کافی است؟
تیم آپشن بازپاسخ
12 شهریور 1405 - 15:36
برای نتیجهٔ آماری نه، ولی برای دیدن الگوی رفتاری بله — و این دومی همان چیزی است که در بیست معامله به دردتان می‌خورد. با بیست معامله، انتظار ریاضی هنوز نویز دارد: چند برد بزرگ تصادفی می‌تواند عددی بسازد که تکرار نشود. ولی چیزهایی هست که همان بیست تا نشانشان می‌دهد: آیا حد ضرر را رعایت کرده‌اید؟ این نسبت به شانس ربطی ندارد و از همان اول قابل سنجش است. آیا اندازهٔ موقعیت‌ها ثابت بوده؟ اگر بعد از بردها بزرگ‌تر گرفته‌اید، الگو در بیست تا هم دیده می‌شود. آیا یک اشتباه تکرار شده؟ یک نمونه تصادف است، پنج نمونه الگو. و در بازار اختیار یک هشدار اضافه: استراتژی‌های فروش پریمیوم نرخ برد بالایی دارند و زیانشان نادر است. بیست معاملهٔ برنده پشت سر هم می‌تواند صرفاً یعنی هنوز به آن یک باخت نرسیده‌اید. پس فعلاً نمرهٔ اجرا را ملاک بگیرید نه سود: راهنمای ژورنال معاملاتی