فروشندهٔ دورهگردی را تصور کنید که چتر و عینک آفتابی با هم میفروشد. عجیب نیست: روز بارانی چتر میفروشد و روز آفتابی عینک. با دو جنس، درآمدش به یک نوع آبوهوا بند نیست. این کل ایدهٔ تخصیص دارایی (چه سهمی از پولتان کجا برود) و تنوعبخشی (پول را روی چیزهایی پخش کنید که با هم بالا و پایین نمیروند) است، و بازتعادل یعنی وقتی یکی از آنها بزرگ شد، سبد را به نسبت اول برگردانید.
این مقاله این سه را با مثال عددی میگوید، یافتههای SEC آمریکا و پژوهش Vanguard را دربارهٔ «هر چند وقت یکبار و با چه بازهای» میآورد، و میگوید در بازار صندوقهای ما کدام ملاحظه عوض میشود.
تخصیص دارایی یعنی چه
تخصیص دارایی یعنی تقسیم سبد بین دستههای دارایی، مثلاً سهام، اوراق و نقد. SEC آمریکا میگوید مناسبترین ترکیب برای هر کس به دو چیز بسته است:
- افق زمانی: چند ماه، سال یا دهه برای رسیدن به هدفتان فرصت دارید. هر چه افق بلندتر، میشود نوسان بیشتر را تحمل کرد، چون برای برگشتن فرصت هست. کسی که برای خرج دو سال بعدش پسانداز میکند، فرصتی برای انتظار ندارد و نوسان زیاد را کمتر میتواند تحمل کند.
- تحمل ریسک: هم توان و هم میل شما برای از دست دادن بخشی از پول به امید بازدهی بیشتر. SEC مینویسد «ریسک و بازده به هم گره خوردهاند»: هر سرمایهگذاری ریسکی دارد و کسی نباید خلافش را به شما بگوید.
هیچ ترکیب درستی برای همه نیست. SEC حتی میگوید بعضی کارشناسان تخصیص را مهمتر از انتخاب تکتک سرمایهگذاریها میدانند؛ و Vanguard همین را مبنای کارش گرفته است: تخصیص دارایی مهمترین عامل ریسک و بازدهی سبد است، به شرط آنکه سبد متنوع باشد و زمانبندی بازار در آن کم.
تخصیص را باید تغییر در وضع خودتان عوض کند، نه حال بازار: افق، ریسکپذیری یا هدف. SEC تأکید میکند که سرمایهگذار آگاه تخصیص را با خوب یا بد رفتن یک دسته عوض نمیکند؛ آن وقت بازتعادل میکند (ادامهٔ مقاله).
دستهها در بازار صندوقهای ما
SEC سه دستهٔ اصلی را مینامد: سهام، اوراق قرضه و نقد (و دستههای دیگری مثل ملک و فلز). برای صندوقهای بازار ما نزدیکترین معادل، طبقهای است که دیدهبان صندوقها میگذارد: سهامی، درآمد ثابت، طلا، نقره، کالایی، اهرمی، بخشی، مختلط، املاک و جسورانه. چند نکته:
- صندوق درآمد ثابت در سبد صندوقهای ما معمولاً جای «بخش کمنوسان» را میگیرد، ولی نقد نیست و ریسک خودش را دارد (صندوقهای درآمد ثابت، مزایا و ریسکهای صندوقها).
- صندوق طلا به عوامل دیگری از سهام وابسته است، ولی اینکه عملاً چقدر همجهت با سهام حرکت میکند را از داده ببینید، نه از فرض (همبستگی را مرز کارا حساب میکند). حبابش هم کنار قیمت باید دیده شود (صندوقهای طلا).
- صندوق مختلط نزدیکترین چیز به «صندوق همهکاره» SEC است: ترکیب سهام و درآمد ثابت را مدیر میچیند. فقط افق و ریسکپذیری شما را نمیداند (صندوقهای مختلط).
صندوق اهرمی را دستهای جدا و پرنوسانتر بدانید، نه «مثل سهامی ولی بیشتر» (صندوق اهرمی).
تنوعبخشی دو سطح دارد
SEC بین تخصیص و تنوعبخشی فرق میگذارد، و این فرق مهم است: تخصیص دارایی خودبهخود تنوع نمیآورد. کسی که همهٔ پولش را در سهام میگذارد، تخصیص را انتخاب کرده ولی بین دستهها تنوعی ندارد؛ و همین ممکن است در شرایطی درست باشد (مثلاً جوانی که برای بازنشستگی پسانداز میکند). تنوعبخشی در دو سطح لازم است:
- بین دستهها: سهام، درآمد ثابت، طلا؛ چیزهایی که شرایط بازار هر کدام را جور دیگری میبرد.
- درون هر دسته: چند شرکت و چند صنعت. SEC میگوید چهار پنج سهم تنوع نمیآورد و حداقل «یک دوجین» سهم کاملاً انتخابشده لازم است. به همین دلیل بسیاری با صندوق این کار را ساده میکنند.
ولی SEC یادآوری میکند که صندوق هم خودبهخود تنوع کامل نیست، اگر فقط یک صنعت را بپوشاند (مثل صندوق بخشی). چند صندوق همنوع ممکن است بخش بزرگی از سبدشان یکی باشد، و هر صندوق اضافه کارمزد اضافه هم میآورد. «سبد صندوق از درون» همین را نشان میدهد (همپوشانی صندوقها).
سبد خودبهخود کج میشود
اعداد این مثال خیالیاند. فرض کنید 1,000 میلیون ریال را 60 درصد در صندوقهای سهامی (600) و 40 درصد در صندوقهای درآمد ثابت (400) گذاشتهاید. بازار سهام خوب میرود و صندوقهای سهامی دو برابر میشوند (1,200)، درآمد ثابت 25 درصد رشد میکند (500). کل سبد 1,700 میلیون است و وزنها اینطور شدهاند:
| دسته | ارزش (میلیون ریال) | وزن امروز (درصد) | وزن هدف (درصد) |
|---|---|---|---|
| سهامی | 1,200 | 70.6 | 60 |
| درآمد ثابت | 500 | 29.4 | 40 |
کاری نکردهاید و سبدتان از «شصتچهل» به «هفتاد سی» رسیده. یعنی ریسکی که پذیرفتهاید بزرگتر شده بیآنکه خودتان تصمیم گرفته باشید. اگر سهام بریزد، زیان سبد از آنچه انتخاب کرده بودید بیشتر است.
سه راه برای بازتعادل
SEC سه راه میگوید، و در مثال بالا هر کدام اینطور است:
- فروش از دستهٔ بزرگشده و خرید دستهٔ کوچکشده. هدف 60 درصد از 1,700 یعنی 1,020 میلیون سهامی. باید 180 میلیون از سهامی فروخت و 180 میلیون درآمد ثابت خرید؛ نتیجه 1,020 و 680.
- پول تازه را فقط در دستهٔ کوچکشده بگذارید. اگر 300 میلیون ریال پول تازه دارید و همهاش را در درآمد ثابت بگذارید، سبد 2,000 میلیون است، سهامی 1,200 و درآمد ثابت 800: دقیقاً 60 و 40. چیزی نفروختهاید.
- سهم هر واریز بعدی را عوض کنید. اگر هر ماه مبلغی واریز میکنید، مدتی کل واریز را به دستهٔ کوچکشده بدهید تا خودش به هدف برگردد.
SEC پیش از اجرا یادآوری میکند ببینید راهی که انتخاب میکنید هزینهٔ معامله یا مالیات میسازد یا نه. در بازار ما مالیات روی فروش سهم است، نه روی سود، و واحد صندوق از آن معاف است؛ هزینهٔ معامله هم برای دستهها یکسان نیست. با جدول مقالهٔ صندوق قابل معامله، فروش 180 میلیون از یک صندوق سهامی و خرید همین مقدار درآمد ثابت حدود نیم میلیون ریال هزینه دارد؛ اگر همان فروش از سهام مستقیم میبود، فروش بهتنهایی حدود 1.6 میلیون. پول تازه ارزانترین راه است چون فروشی ندارد؛ اگر پول تازهای دارید، اول همان را امتحان کنید. برای حساب واریز ماهانه سرمایهگذاری ماهانه را ببینید.
کِی بازتعادل کنیم
دو روش رایج هست. تقویمی: هر شش یا دوازده ماه، هر جا که باشید. بازهای: فقط وقتی وزن یک دسته از نسبت از پیش گفتهشده بیشتر دور شد. SEC میگوید هر دو معمولاند و بازتعادل معمولاً وقتی بهتر کار میکند که کمتکرار باشد.
Vanguard این را با داده سنجیده است. Colleen Jaconetti، Francis Kinniry و Yan Zilbering با بازده سهام و اوراق آمریکا از 1926 تا 2009 دیدند:
- بازتعادل ماهانه، فصلی یا سالانه بازدهی تعدیلشده با ریسک را معنادار تغییر نمیدهد؛ ولی تعداد دفعات بازتعادل و هزینهاش بسیار بیشتر میشود. «فرکانس بهینه» وجود ندارد.
- برای سبد متنوع سهام و اوراق، پایش سالانه یا نیمسالانه و بازتعادل وقتی وزن 5 درصد از هدف دور شد (مثلاً سهام از 60 به 65 درصد)، تعادل معقولی بین کنترل ریسک و هزینه میدهد. بازتعادل با آستانهٔ صفر بیش از 5,300 بار لازم داشت و با آستانهٔ 10 درصد فقط 4 بار (پایش روزانه، 1989 تا 2009)، بیآنکه بازدهی و نوسان تفاوت چشمگیری بکند.
- سبدی که اصلاً بازتعادل نشد (هدف 60 درصد سهام)، بهطور میانگین به بیش از 84 درصد سهام رسید. یعنی نبودنِ قاعده خودش یک تصمیم است: ریسکی که نخواستهاید.
- هدف بازتعادل کم کردن ریسک نسبت به تخصیص هدف است، نه بیشتر کردن بازدهی. بازتعادل جای پول تازه، سود تقسیمی و برداشت را هم میتواند بگیرد تا هزینهاش کمتر شود.
Christine Benz از Morningstar همین را عملیتر میگوید: جایزهٔ بازتعادل «بازده» نیست، کم شدن نوسان است؛ سبد را دستکم سالی یک بار نگاه کنید و اگر دستهای 5، و قطعاً 10 واحد درصد، از هدف دور شد، وقت بازتعادل است. هر چه به تاریخ هدف نزدیکتر میشوید، مهمتر است.
تا اینجا همه داده آمریکایی است، روی سهام و اوراق با نوسان معمولی. برای دستههایی که پرنوسانترند، مثل طلا یا اهرمی، ممکن است عدد 5 زیادی تنگ باشد و هر چند هفته یک بار از بازه بیرون بروید؛ ولی ما برای بازار خودمان عدد اندازهگیریشدهای نداریم. پس 5 را نقطهٔ شروع بدانید، نه حکم، و بعد از چند بار تجربه تنظیمش کنید.
سختترین قسمتش
بازتعادل یعنی فروش چیزی که خوب رفته و خرید چیزی که بد رفته. SEC آن را «بخر ارزان، بفروش گران» مینامد و میگوید آسان نیست. از نظر روانی هم همین است: آن دسته که بالا رفته به نظر برندهٔ ماندنی میآید و آن که ریخته بازنده. دقیقاً همان الگوی «برنده را زود فروختن و بازنده را نگه داشتن» (اثر تمایل) است، فقط وارونه: اینجا باید برنده را بفروشید و بازنده را بخرید چون قاعده میگوید، نه چون احساس. به همین دلیل قاعدهٔ از پیش نوشتهشده (بازه و تاریخ) بهتر از قضاوت لحظه است؛ و اگر دوست دارید، ابزار میتواند با پیام تلگرام یادآوری کند.
همین را روی سبد خودتان ببینید
اگر صندوقهایتان را در یکی از پرتفویهای آپشنباز (راهنمای پرتفوی) ثبت کردهاید، پایش و بازتعادل وزن فعلی هر صندوق را کنار هدفی که شما میگذارید میگذارد، بازه را نشان میدهد و فهرست خرید با واریز تازه یا خرید و فروش میدهد. جزئیات کار با آن، از جمله پیام تلگرام وقتی صندوقی از بازه بیرون برود، در راهنمای پایش و بازتعادل آمده. اگر سبد شما اختیار معامله (آپشن) هم دارد، آن صفحه فقط وزن صندوقها را میسنجد، نه کل سبد را.
جمعبندی
تخصیص را بر اساس افق و تحمل ریسک خودتان بچینید، آن را بین دستهها و درون دستهها متنوع کنید، و سالی یکی دو بار نگاه کنید که وزنها از هدف دور شدهاند یا نه. وقتی دور شدند، ارزانترین راه برگرداندن، پول تازه است. بازتعادل بازدهی بیشتر نمیدهد؛ ریسک را به همان مقداری که انتخاب کرده بودید نگه میدارد، و این بهخودیخود کافی است.
منبع
U.S. Securities and Exchange Commission، Office of Investor Education and Advocacy، «Beginners' Guide to Asset Allocation, Diversification, and Rebalancing» (2009، ویرایش مارس 2011؛ اثر دولت آمریکا و در اختیار عموم) ( متن ). Colleen M. Jaconetti، Francis M. Kinniry Jr. و Yan Zilbering، «Best Practices for Portfolio Rebalancing»، Vanguard Investment Strategy Group، 2010 (نسخهٔ مجلهٔ AAII، مه 2011). Christine Benz و Susan Dziubinski، «Rebalancing: What You Need to Know»، Morningstar ( متن گفتوگو ). متن SEC برگردان و بومی شده است؛ دو منبع دیگر بازنویسی با ارجاعاند. مثال عددی و ملاحظهٔ بازار ما از ماست.
