کال بک اسپرد نسبتی چیست | Call Ratio Backspread

کال بک اسپرد نسبتی یعنی فروش یک اختیار خرید با اعمال پایین‌تر و خرید بیش از یکی با اعمال بالاتر: سود بی‌سقف در جهش، اعتبار در ریزش، و یک گودال زیان در میانه. ساختار، سه عدد کلیدی، مثال ریالی و تفاوتش با ریشیو اسپرد.

نویسنده: آپشن بازتاریخ انتشار: 1402/02/01آخرین به‌روزرسانی: 1405/06/0928 دقیقه مطالعه
اشتراک‌گذاری:

سهمی را زیر نظر دارید که فکر می‌کنید بالاخره منفجر می‌شود — ولی نمی‌دانید کِی. اختیار خرید بخرید و منتظر بمانید، هر هفته‌ای که هیچ اتفاقی نیفتد بخشی از پولتان آب می‌شود و اگر تا سررسید خبری نشود، تمام پرمیوم را باخته‌اید. این هزینهٔ منتظر ماندن است و بیشترین چیزی که خریداران اختیار را از پا درمی‌آورد، همین است — نه اشتباه در جهت.

کال بک اسپرد نسبتی (Call Ratio Backspread) همان انتظار را تقریباً رایگان می‌کند: یک اختیار خرید با اعمال پایین‌تر می‌فروشید و با پول آن، بیش از یکی اختیار خرید با اعمال بالاتر می‌خرید. اگر بازار بخوابد، پول از دست نمی‌دهید؛ اگر بریزد، همان اعتبار ورودی برایتان می‌ماند؛ و اگر واقعاً جهش کند، سودتان سقفی ندارد.

در عوض یک چیز می‌دهید: بین دو قیمت اعمال، یک گودال زیان باز می‌شود و بدترین حالت این استراتژی دقیقاً یک اتفاق کاملاً معمولی است — یک صعود ملایم. این مقاله توضیح می‌دهد ساختار چطور کار می‌کند، اعدادش از کجا می‌آیند، و کجا ابزار اشتباهی است.

مشکلی که حل می‌کند: هزینهٔ منتظر ماندن

وقتی اختیار خرید می‌خرید، عملاً روی دو چیز هم‌زمان شرط بسته‌اید: جهت، و زمان. جهت را شاید درست بزنید، ولی اگر حرکت دیرتر از سررسید بیاید، همان اندازه باخته‌اید که کاملاً اشتباه کرده باشید.

قیمت پایه در سررسید سود / زیان کال بک اسپرد نسبتی خرید مستقیم همان 2 کال اگر پایه تکان نخورد از این حوالی به بعد خرید مستقیم جلو می‌زند اعمال خرید
مشکل خرید مستقیم اختیار خرید این نیست که سقف دارد — این است که اگر هیچ اتفاقی نیفتد، تمام پرمیوم پرداختی می‌سوزد (خط‌چین، کف زیر صفر). بک اسپرد همان دو کال را می‌خرد ولی هزینه‌اش را با فروش یک کال ارزان‌تر می‌پوشاند، پس کف سناریوی «هیچ اتفاقی نیفتاد» بالای صفر می‌رود. بهایش دو چیز است: یک گودال زیان در میانه، و سودِ کمتر در جهش‌های خیلی بزرگ.

بک اسپرد این را با یک معاملهٔ ساده حل می‌کند: هزینهٔ کال‌هایی که می‌خرید را با فروش یک کال ارزان‌ترِ پایین‌تر می‌پوشانید. حالا اگر پایه تکان نخورد یا حتی بریزد، به‌جای سوختن پرمیوم، همان اعتبار ورودی در جیبتان می‌ماند.

ولی این ناهار مجانی نیست. آن کال فروخته‌شده در برابر پول امروزش یک تعهد گذاشته: از قیمت اعمال خودش به بعد، هر ریال رشد پایه علیه شماست تا وقتی کال‌های خریداری‌شده به راه بیفتند. فاصلهٔ همین دو نقطه، آن «گودال» است.

خلاصهٔ معامله در یک جمله: هزینهٔ انتظار را حذف می‌کنید و به‌جایش ریسکِ «حرکت کم» را می‌خرید. اگر باور شما «یا هیچی، یا خیلی زیاد» است، این معاملهٔ خوبی است؛ اگر باور شما «کم‌کم بالا می‌رود» است، بدترین معاملهٔ ممکن است.

ساختار موقعیت

سه شرط ساختار را تعریف می‌کنند و هر سه اجباری‌اند:

فروش 1 کال اعمال پایین‌تر · پول می‌گیرید + خرید 2 کال اعمال بالاتر · شیب دوبرابر = بک اسپرد نسبتی گودال، بعد پرواز یک نماد پایه، یک سررسید، دو قیمت اعمال — و یک نسبت نابرابر
ساختار از راست به چپ خوانده می‌شود: یک اختیار خرید با اعمال پایین‌تر می‌فروشید و بیش از یکی با اعمال بالاتر می‌خرید. تمام تفاوت این استراتژی با یک اسپرد معمولی در همان تعداد نابرابر است — چون بالای اعمال خرید، پای‌های خریداری‌شده بیشتر از فروخته‌شده‌اند، شیب موقعیت مثبت می‌شود و دیگر متوقف نمی‌شود.
  • هر دو پا اختیار خریدند (call)، روی یک نماد پایه و یک سررسید.
  • قیمت اعمال پای فروخته‌شده پایین‌تر است از پای خریداری‌شده.
  • تعداد خریداری‌شده بیشتر از فروخته‌شده است — نسبت 1:2 یا 1:3، نه 1:1.

اگر شرط سوم را برداریم، به یک اسپرد عمودی معمولی می‌رسیم که سقف سود دارد. اگر جای خرید و فروش را عوض کنیم، به ریشیو اسپرد می‌رسیم که ریسکش دقیقاً برعکس است. همین دو تفاوت کوچک، سه استراتژی کاملاً متفاوت می‌سازند.

سه ناحیه و سه عددی که یکی‌شان عدد نیست

قیمت پایه در سررسید سود / زیان ❶ اعتبار اولیه ❷ بیشترین زیان ❸ سود بی‌سقف اعمال فروش سربه‌سر پایین اعمال خرید سربه‌سر بالا
شکل موقعیت سه ناحیه دارد و ترتیبشان خلاف شهود است: ریزش پایه برای شما سود است (اعتبار اولیه می‌ماند)، جهش بزرگ سود بی‌سقف است، و بدترین حالت دقیقاً یک صعود ملایم است که پایه را روی اعمال خرید بخواباند. این استراتژی جهت را پاداش نمی‌دهد، بزرگی حرکت را پاداش می‌دهد.
مقدارفرمولچه می‌گوید
سود یا زیان اولیهپرمیوم دریافتی − پرمیوم پرداختینتیجهٔ شما اگر پایه زیر اعمال فروش بماند؛ عدد مثبت یعنی ورود اعتباری
بیشترین زیانسود اولیه − (اختلاف دو اعمال × تعداد فروش)دقیقاً روی قیمت اعمال پای خریداری‌شده رخ می‌دهد، نه بالاتر و نه پایین‌تر
سربه‌سر پاییناعمال فروش + (سود اولیه ÷ تعداد فروش)مرزی که تا آن، اعتبار اولیه هنوز زیان را می‌پوشاند
سربه‌سر بالااعمال خرید + (بیشترین زیان ÷ اختلاف تعداد)از این نقطه به بعد سود شروع می‌شود — عدد اصلی‌ای که باید قضاوتش کنید
بیشترین سودتعریف‌شده نیستبالای سربه‌سر بالا سقفی وجود ندارد

ردیف آخر جذاب است ولی ردیفی که تصمیم شما را می‌سازد، سربه‌سر بالاست. «سود بی‌سقف» تا وقتی که پایه به آن نقطه نرسد هیچ ارزشی ندارد؛ پس سؤال درست این نیست که «چقدر می‌توانم ببرم»، این است که «پایه باید چند درصد بدود تا اصلاً شروع کنم به بردن؟»

و ردیف دوم را دست‌کم نگیرید: بیشترین زیان یک نقطه است، نه یک ناحیه — و آن نقطه دقیقاً همان‌جایی است که پای فروخته‌شده کاملاً در سود رفته و پای‌های خریداری‌شده هنوز بی‌ارزش‌اند.

چرا نسبت باید بیشتر از یک باشد

تمام هویت این استراتژی در همان پای خریداری‌شدهٔ اضافه است. بالای قیمت اعمال بالاتر، هر پای خریداری‌شده یک واحد به نفع شما حرکت می‌کند و پای فروخته‌شده یک واحد علیه شما؛ پس شیب خالص موقعیت برابر است با «تعداد خرید منهای تعداد فروش». با نسبت 1:1 این عدد صفر می‌شود و منحنی صاف می‌ماند، با 1:2 برابر یک است و با 1:3 برابر دو.

قیمت پایه در سررسید سود / زیان نسبت 1:2 — سمت راست باز است نسبت 1:1 — همان کال اسپرد نزولی این فاصله همهٔ ارزش استراتژی، همین‌جاست اعمال خرید
اگر به‌جای دو کال فقط یکی بخرید، همین ساختار به یک کال اسپرد نزولی تبدیل می‌شود: زیان روی همان گودال قفل می‌شود و بالاتر از اعمال خرید هیچ اتفاقی نمی‌افتد (خط‌چین). آن پای خریداری‌شدهٔ اضافه است که سمت راست را باز می‌کند. پس نسبت، تزئین این استراتژی نیست؛ خودِ استراتژی است.
نسبت فروش:خریدشیب سمت راستگودالنتیجه
1:1صفرکم‌عمقدیگر بک اسپرد نیست — یک کال اسپرد نزولی است
1:21 واحدمتوسطمتعادل‌ترین حالت و رایج‌ترین انتخاب
1:32 واحدعمیق‌ترصعود تندتر، ولی پرداختی بیشتر و گودال بدتر
2:53 واحدخیلی عمیقفقط وقتی معنی دارد که به جهش خیلی مطمئن باشید

یک اشتباه رایج این است که نسبت را تا جای ممکن بالا ببرند. نسبت بالاتر شیب سمت راست را تند می‌کند، ولی هم‌زمان اعتبار ورودی را می‌خورد (چون کال بیشتری می‌خرید) و گودال را عمیق‌تر می‌کند. عملاً بیشترِ موقعیت‌های قابل دفاع در بازار ایران روی 1:2 یا 1:3 می‌نشینند.

راه حرفه‌ای انتخاب نسبت، نگاه کردن به دلتاست: نسبتی که دلتای خالص موقعیت را نزدیک صفر کند، یعنی موقعیتی که در ابتدا نسبت به حرکت‌های کوچک پایه بی‌تفاوت است و فقط روی حرکت بزرگ شرط بسته. دیده‌بان آپشن‌باز همین نسبت را خودش حساب می‌کند و علامت می‌زند.

مثال عددی: یک قرارداد، نسبت 1:2

پایه روی 10,000 ریال معامله می‌شود، اندازهٔ هر قرارداد 1,000 سهم و تا سررسید وقت کافی هست. یک کال با اعمال 10,000 می‌فروشید و دو کال با اعمال 11,000 می‌خرید.

دو پای موقعیت.
پاتعدادقیمت اعمالقیمت هر سهمجریان نقدی
فروش کال110,000900 ریال‎+900,000 ریال
خرید کال211,000400 ریال‎−800,000 ریال
خالص‎+100,000 ریال اعتبار

حالا چهار عدد کلیدی، پیش از کارمزد:

  • سود اولیه: 100,000 ریال — اگر پایه زیر 10,000 بماند، همین برایتان می‌ماند.
  • سربه‌سر پایین: 10,000 + 100 = 10,100 ریال.
  • بیشترین زیان: روی 11,000؛ کال فروخته‌شده 1,000 ریال در سود است و دو کال خریداری‌شده بی‌ارزش منقضی می‌شوند → 100,000 − 1,000,000 = ‎−900,000 ریال.
  • سربه‌سر بالا: 11,000 + 900 = 11,900 ریال — یعنی پایه باید 19٪ رشد کند تا شما فقط به صفر برسید.
نتیجه در پنج سناریو (پیش از کارمزد).
قیمت پایه در سررسیدتغییرسود / زیانچه اتفاقی افتاده
9,000 ریال‎−10٪‎+100,000همه‌چیز بی‌ارزش؛ اعتبار اولیه می‌ماند
10,100 ریال‎+1٪صفرسربه‌سر پایین
11,000 ریال‎+10٪‎−900,000بدترین حالت ممکن — ته گودال
11,900 ریال‎+19٪صفرسربه‌سر بالا؛ از اینجا سود شروع می‌شود
14,000 ریال‎+40٪‎+2,100,000و اگر بالاتر برود، این عدد هم بالاتر می‌رود

ردیف وسط، درس اصلی این استراتژی است: رشد 10٪ بدترین اتفاق ممکن است و رشد 40٪ بهترین. این ساختار جهت را پاداش نمی‌دهد، بزرگی حرکت را پاداش می‌دهد — و در بازاری که حرکت‌های 10 درصدی از حرکت‌های 40 درصدی خیلی محتمل‌ترند، این یعنی احتمال باخت از احتمال برد بیشتر است. آنچه معامله را قابل دفاع می‌کند، بزرگی برد است نه شمار بردها.

سه ستون اول جدول را جدا از هم نخوانید. اگر فقط ردیف آخر را ببینید، این استراتژی شبیه یک بلیت بخت‌آزمایی با ریسک کم به نظر می‌رسد؛ اگر ردیف وسط را هم ببینید، معلوم می‌شود بلیتی است که بابتش می‌توانید 9 برابر اعتبار اولیه بدهید.

اعتباری یا بدهی — دو موقعیت کاملاً متفاوت

خیلی‌ها فرض می‌کنند بک اسپرد همیشه اعتباری باز می‌شود. این درست نیست و به قیمت‌گذاری همان لحظه بستگی دارد: اگر پرمیوم کالِ فروخته‌شده از مجموع بهای کال‌های خریداری‌شده بیشتر باشد اعتباری است، وگرنه بدهی.

قیمت پایه در سررسید سود / زیان ورود با اعتبار — ریزش هم سود است ورود با بدهی — ریزش هم زیان است کل تفاوت، همین شکاف است سربه‌سر بالای بدهی، دورتر سربه‌سر پایین
یک ساختار، دو موقعیت کاملاً متفاوت. اگر پرمیوم کالِ فروخته‌شده از بهای کال‌های خریداری‌شده بیشتر باشد، با اعتبار وارد می‌شوید و ریزش پایه برایتان سود کوچکی است؛ اگر کمتر باشد با بدهی وارد شده‌اید و ریزش هم زیان است — یعنی هر سه ناحیه به‌جز جهش، بازنده. قبل از ورود نگاه کنید کدام حالت را می‌بندید.
ورود با اعتبارورود با بدهی
اگر پایه بریزدسود کوچکزیان کوچک
سربه‌سر پایینداردندارد — تمام ناحیهٔ پایین زیان است
سربه‌سر بالانزدیک‌تردورتر
چه وقت قابل قبول استتقریباً همیشه ترجیح داردوقتی بدهی خیلی کوچک است و به جهش مطمئن‌اید

حالت اعتباری معمولاً وقتی پیش می‌آید که پای فروخته‌شده در سود باشد و کال‌های خریداری‌شده به‌قدر کافی دور. دقیقاً به همین دلیل، نسخهٔ کلاسیک این استراتژی «فروش یک کال ITM و خرید دو کال OTM» است.

انتخاب قیمت اعمال

بعد از انتخاب نسبت، مهم‌ترین تصمیم شما فاصلهٔ دو قیمت اعمال است — چون بیشترین زیان تقریباً برابر است با «اختلاف دو اعمال منهای اعتبار». پس هر ریالی که دو اعمال را از هم دور می‌کنید، مستقیم به عمق گودال اضافه می‌شود.

اعمال‌ها نزدیک هم گودال کم‌عمق جهش کوچک‌تری کافی است اعمال‌ها دور از هم گودال عمیق‌تر اعتبار بیشتر، جهش بزرگ‌تر لازم انتخاب واقعی شما همین است، نه انتخاب خودِ استراتژی
فاصلهٔ دو قیمت اعمال، عمق گودال را تعیین می‌کند — چون بیشترین زیان تقریباً برابر «اختلاف دو اعمال منهای اعتبار» است. اعمال‌های دورتر اعتبار بیشتری می‌دهند ولی گودال عمیق‌تر و سربه‌سر بالا دورتری می‌سازند. بک اسپرد یک استراتژی نیست، یک خانواده از موقعیت‌هاست و بیشتر سود و زیان شما از همین انتخاب می‌آید.
اعمال‌ها نزدیک هماعمال‌ها دور از هم
اعتبار ورودیکمتربیشتر
بیشترین زیانکوچک‌تربزرگ‌تر
سربه‌سر بالانزدیک‌تر — جهش کوچک‌تری کافی استدورتر
مناسب چه دیدگاهیجهش محتمل ولی نه خیلی بزرگباور قوی به یک حرکت انفجاری

یک قاعدهٔ عملی: سربه‌سر بالا را بر حسب درصد رشد لازم بنویسید، نه ریال. اگر عدد از چیزی که پایه در یک ماهِ خوب معمولاً می‌رود بزرگ‌تر شد، ساختار را جمع‌تر کنید — نه اینکه امیدوار بمانید.

زمان علیه شماست، نوسان با شما

چون تعداد اختیارهای خریداری‌شده بیشتر از فروخته‌شده است، موقعیت در مجموع خریدار است: تتای منفی و وگای مثبت. دو نتیجهٔ عملی از این دو علامت بیرون می‌آید:

تتا علیه شماست امروز: ارزش زمانی کامل یک ماه بعد: کمتر سررسید: صفر وگا به سود شماست نوسان پایین نوسان متوسط نوسان بالا: ارزش بیشتر شما خالصاً خریدار اختیارید — پس باید حرکت زودتر از فرسایش زمان برسد
چون تعداد اختیارهای خریداری‌شده بیشتر از فروخته‌شده است، موقعیت در مجموع خریدار است: تتای منفی و وگای مثبت. هر روزی که پایه تکان نخورد بخشی از ارزش موقعیت آب می‌رود، و هر جهش نوسان ضمنی به نفع شماست. نتیجهٔ عملی: بک اسپرد را در آرامش و نوسان پایین ببندید، نه وسط هیجان — و برایش مهلت کافی بگذارید.
  • مهلت کافی بگذارید. سررسیدی که چند هفته بیشتر تا انقضا ندارد، به حرکت شما فرصت نمی‌دهد و فرسایش زمانی در همان هفته‌های آخر تندترین است.
  • در آرامش وارد شوید، نه وسط هیجان. وقتی نوسان ضمنی بالا رفته، هم کال‌های خریداری‌شده گران‌اند و هم احتمال اینکه بعداً نوسان بخوابد و ارزش موقعیت را بخورد زیاد است.

نکتهٔ ظریف: نوسان ضمنی روی کال‌های دور از قیمت معمولاً بالاتر از کال نزدیک است. یعنی شما اغلب یک قرارداد با نوسان پایین‌تر می‌فروشید و دوتا با نوسان بالاتر می‌خرید — دقیقاً برعکس چیزی که ترجیح می‌دهید. این را در قیمت‌گذاری ببینید و انتظار نداشته باشید همیشه اعتباری دربیاید.

آن روی سکه: ریشیو اسپرد، آینهٔ وارونه

این دو ساختار بیشترین اشتباه‌گیری را در کل خانوادهٔ استراتژی‌های نسبتی می‌سازند، چون اسمشان شبیه است و هر دو «نسبتی»‌اند. تفاوتشان یک کلمه است: در بک اسپرد بیشتر می‌خرید، در ریشیو اسپرد بیشتر می‌فروشید.

قیمت پایه در سررسید سود / زیان بک اسپرد: خرید بیشتر از فروش ریشیو اسپرد: فروش بیشتر از خرید سمت راستِ یکی به سود باز است، دیگری به زیان
این دو دقیقاً وارونهٔ هم‌اند و مدام با هم اشتباه گرفته می‌شوند. در ریشیو اسپرد بیشتر از آنچه می‌خرید می‌فروشید، پس سمت راست به زیانِ بی‌سقف باز می‌ماند و سود در ناحیهٔ میانی جمع می‌شود؛ در بک اسپرد بیشتر می‌خرید، پس همان سمت راست به سود باز است و ناحیهٔ میانی گودال زیان. اگر جای این دو را عوض کنید، ریسکتان دقیقاً برعکس چیزی است که فکر می‌کنید.
کال بک اسپرد نسبتیریشیو اسپرد
تعدادخرید بیشتر از فروشفروش بیشتر از خرید
سمت راست نمودارسود بی‌سقفزیان بی‌سقف
ناحیهٔ میانیگودال زیانقلهٔ سود
دیدگاهجهش بزرگحرکت محدود و کنترل‌شده
تتامنفی — زمان علیه شمامثبت — زمان با شما

ساختار سومی هم هست که مدام با این دو قاطی می‌شود: کال لدر صعودی. لدر یک پای فروش اضافی دارد و مثل ریشیو اسپرد سمت راستش به زیان باز می‌ماند. اگر جای این ساختارها را عوض کنید، ریسکتان دقیقاً برعکس تصورتان است — و این گران‌ترین بدفهمی این خانواده است.

نسخهٔ نزولی: پوت بک اسپرد

همین ساختار روی اختیار فروش هم ساخته می‌شود و آینهٔ کامل نسخهٔ کال است: یک اختیار فروش با اعمال بالاتر می‌فروشید و بیش از یکی با اعمال پایین‌تر می‌خرید، روی همان پایه و همان سررسید. حالا رشد پایه اعتبار اولیه را برایتان نگه می‌دارد و سقوط شدید سود بزرگ می‌سازد؛ گودال زیان روی قیمت اعمال پای خریداری‌شده می‌افتد.

قیمت پایه در سررسید سود / زیان سود از سقوط بیشترین زیان اعتبار اولیه اعمال فروش اعمال خرید
پوت بک اسپرد همین شکل است، آینه‌شده: یک اختیار فروش با اعمال بالاتر می‌فروشید و بیش از یکی با اعمال پایین‌تر می‌خرید. حالا رشد پایه اعتبار اولیه را برایتان نگه می‌دارد و سقوط شدید سود بزرگ می‌سازد. یک تفاوت جدی با نسخهٔ کال دارد: سود سمت چپ بی‌سقف نیست، چون قیمت پایه از صفر پایین‌تر نمی‌رود.

دو تفاوت که باید بدانید:

  • سود سمت چپ بی‌سقف نیست. قیمت پایه از صفر پایین‌تر نمی‌رود، پس بیشترین سود یک عدد بزرگ ولی متناهی است — برخلاف نسخهٔ کال.
  • در بازار ایران عملاً کمتر قابل اجراست. عمق بازار اختیار فروش کم است و پیدا کردن هم‌زمان دو قیمت اعمال با نقدشوندگی قابل قبول سخت می‌شود.

به همین دلیل، در کتابخانهٔ استراتژی‌های آمادهٔ دیده‌بان فقط نسخهٔ کال به‌صورت اسکنر آماده وجود دارد. اگر دنبال ساختار نزولی هستید، نقشهٔ استراتژی‌ها گزینه‌های در دسترس‌تر را نشان می‌دهد.

و اگر می‌خواهید همین نسخهٔ نزولی را کامل بخوانید — با اندازه‌گیریِ اینکه چقدر از روزها اصلاً قابل ساختن است — پوت بک اسپرد نسبتی مقالهٔ اختصاصی‌اش است: تنها 21.7 درصد اختیارهای فروش مظنهٔ دوطرفه دارند و این ساختار در 40.2 درصد زنجیره-روزها موجود بود.

شش نکته که مخصوص بازار ایران است

  1. پای فروخته‌شده پوشش ندارد و وجه تضمین می‌خواهد. این نکته مدام از قلم می‌افتد: قیمت اعمال پای فروخته‌شده از پای‌های خریداری‌شده پایین‌تر است، پس آن‌ها این فروش را پوشش نمی‌دهند. وجه تضمین روزانه بازمحاسبه می‌شود و در بازده واقعی شما نقش دارد — محاسبهٔ وجه لازم.
  2. نقدشوندگی را روی هر دو قیمت اعمال بسنجید، نه یکی. یک موقعیت سه‌قراردادی با یک پای کم‌عمق، هنگام بستن گران تمام می‌شود. شکاف خرید و فروش را جدی بگیرید.
  3. قراردادها اروپایی هستند. ریسک اعمال زودهنگام روی پای فروخته‌شده ندارید؛ تنها راه خروج زودتر، بستن موقعیت در بازار است.
  4. سررسیدهای دور کم‌اند. چون این استراتژی به زمان نیاز دارد، اغلب مجبورید دورترین سررسید موجود را بردارید — و همان سررسید معمولاً کم‌معامله‌ترین است. این تعارض را از قبل ببینید.
  5. مجمع و افزایش سرمایه قرارداد را تعدیل می‌کند. بعد از تعدیل، نسبت و فاصلهٔ اعمال‌ها همان چیزی نیست که بسته بودید.
  6. صف خرید در سررسید هم دوست شماست هم دشمن. پایه‌ای که قفل صف خرید است شما را به سمت سود می‌برد، ولی بستن موقعیت پیش از سررسید را هم غیرممکن می‌کند. برنامهٔ خروجتان نباید به «می‌فروشمش» تکیه کند.

هفت اشتباه رایج

  1. «اعتباری» را با «بی‌ریسک» یکی گرفتن. اعتبار ورودی فقط ناحیهٔ پایین را امن می‌کند؛ گودال میانی می‌تواند چند برابر آن اعتبار باشد. در مثال بالا اعتبار 100,000 بود و گودال 900,000.
  2. ندیدن اینکه بدترین حالت، محتمل‌ترین حالت است. یک صعود 10 درصدی خیلی محتمل‌تر از یک جهش 40 درصدی است. اگر سربه‌سر بالا را نخوانید، فکر می‌کنید روی «صعود» شرط بسته‌اید در حالی که روی «جهش» شرط بسته‌اید.
  3. اشتباه گرفتن با ریشیو اسپرد یا کال لدر. ساختارهایی که سمت راستشان به زیان باز است، نه به سود.
  4. بالا بردن بیش از حد نسبت. نسبت 1:5 صعود را تند می‌کند ولی اعتبار را می‌خورد و گودال را عمیق‌تر.
  5. ورود در نوسان ضمنی بالا. دقیقاً وقتی که موقعیت هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد، گران‌ترین حالت خرید است.
  6. انتخاب سررسید نزدیک. تتای منفی به شما مهلت نمی‌دهد؛ این استراتژی به زمان احتیاج دارد، نه به شانس.
  7. حساب نکردن کارمزد سه پا. با نسبت 1:2 عملاً سه قرارداد معامله می‌کنید و ورود و خروج دو بار کارمزد دارد — روی اعتبارهای کوچک، همین می‌تواند کل سود ناحیهٔ پایین را ببلعد.

کجا به کار می‌آید و کجا نه

کال بک اسپرد نسبتی وقتی ابزار درستی است که:

  • انتظار یک حرکت بزرگ رو به بالا دارید، نه یک صعود آرام — مثلاً پیش از یک رویداد یا در پایانِ یک دورهٔ رکود طولانی.
  • نمی‌خواهید بابت انتظار پول بدهید و ترجیح می‌دهید سناریوی «هیچ اتفاقی نیفتاد» برایتان بی‌هزینه باشد.
  • نوسان ضمنی پایین است و سررسید به‌قدر کافی دور.
  • هر دو قیمت اعمال نقدشونده‌اند و می‌توانید هر سه پا را با قیمت منطقی ببندید.

و وقتی ابزار درستی نیست:

اگر دیدگاه شما این است…سراغ این بروید
صعود ملایم و محتملکال اسپرد صعودی — دقیقاً همان ناحیه‌ای که بک اسپرد در آن بدترین است
جهش بزرگ و پول کافی برای پرمیوملانگ کال — ساده‌تر، بدون گودال، ولی هزینهٔ انتظار دارد
حرکت بزرگ ولی بدون نظر دربارهٔ جهتلانگ استرادل یا لانگ استرانگل
بازار راکد و درآمد از گذر زمانریشیو اسپرد — آینهٔ همین ساختار، با تتای مثبت

نقشهٔ استراتژی‌های اختیار معامله کل این انتخاب‌ها را کنار هم می‌گذارد.

در آپشن‌باز چطور پیدایش کنم؟

کال بک اسپرد نسبتی یکی از استراتژی‌های آمادهٔ دیده‌بان است و روی کل بازار اجرا می‌شود:

  1. به دیده‌بان آپشن بروید (راهنمای دیده‌بان)، یا از طریق میزکار باکس دیده‌بان اضافه کنید.
  2. در نوار ابزار استراتژی را بزنید و کال بک اسپرد نسبتی را به فرمول‌های خود اضافه کنید.
  3. حالا برای هر نماد، ترکیب‌های قابل معامله با نسبت پیشنهادی، بازده اولیه، بیشترین زیان و فاصله تا هر دو سربه‌سر را در یک ستون می‌بینید. روی آیکون نمودار هر سلول بزنید تا موقعیت در نمودار سود و زیان باز شود.

موتور اسکنر نسبت دلتا-خنثی را خودش حساب می‌کند، ترکیب بهینه را علامت می‌زند و بازده را نسبت به سرمایهٔ واقعاً درگیر — بهای کال‌های خریداری‌شده به‌علاوهٔ وجه تضمین پای فروش — می‌سنجد. توضیح تک‌تک تنظیمات، فیلترها و مرتب‌سازی در کال بک اسپرد نسبتی در دیده‌بان آمده است.

ساختارهای هم‌خانواده: ریشیو اسپرد در دیده‌بان · کال لدر صعودی در دیده‌بان · لانگ کال در دیده‌بان. فهرست کامل: استراتژی‌های آمادهٔ دیده‌بان. تکنیک مشترک همهٔ این ساختارها: رول کردن.

اعمال خودکار نیست. در سررسید، دارندهٔ قرارداد باید درخواست اعمال بدهد؛ اگر اقدام نکند هیچ اتفاقی نمی‌افتد و قرارداد بی‌استفاده تمام می‌شود. طرفِ فروخته انتخابی ندارد — اگر درخواستی برسد، تخصیص می‌خورد و تعهدش اجرا می‌شود.

پیامدش در ساختارهای چندپایه بزرگ‌تر است: اگر روی پای فروخته تخصیص بخورید و پای خریداری‌شدهٔ خودتان را اعمال نکنید، پوشش برداشته می‌شود و چیزی که قرار بود سقف‌دار باشد به یک موقعیت باز تبدیل می‌شود. ساده‌ترین راه دور زدن کل این مسیر، بستن موقعیت در بازار پیش از سررسید است.

مهلت اعمال روز سررسید را از کارگزارتان بپرسید. جزئیات: تاریخ سررسید در قرارداد اختیار معامله و فرایند تخصیص در قراردادهای آپشن.

جمع‌بندی

کال بک اسپرد نسبتی یک معاملهٔ روشن است: هزینهٔ انتظار را حذف می‌کنید و در عوض ریسکِ «حرکت کم» را می‌پذیرید. ریزش پایه برایتان بی‌خطر است، جهش پایه سقف ندارد، و تنها چیزی که شما را می‌زند یک صعود ملایم است که پایه را روی قیمت اعمال بالاتر بخواباند.

قبل از هر ورود دو عدد را بنویسید: سربه‌سر بالا بر حسب درصد رشد لازم، و عمق گودال نسبت به اعتبار ورودی. اگر عدد اول از حرکت‌های معمول آن پایه بزرگ‌تر بود یا عدد دوم چند برابر اعتبارتان درآمد، ساختار را جمع‌تر کنید یا سراغ ابزار دیگری بروید. این دو عدد، تمام تفاوت میان یک شرط‌بندی حساب‌شده و یک بلیت بخت‌آزمایی است.

وقتی این دو عدد را داشتید، پیدا کردن ترکیبی که به آن‌ها بخورد کار چند ثانیه است: همین استراتژی را در دیده‌بان روی کل بازار اسکن کنید تا ببینید کدام جفت قیمت اعمال، بهترین سربه‌سر بالا را نسبت به سرمایهٔ درگیرش می‌دهد.

مقالات مرتبط

پوت بک اسپرد نسبتی | Put Ratio Backspread

یک اختیار فروش با اعمال بالاتر می‌فروشید و بیش از یکی با اعمال پایین‌تر می‌خرید؛ سقوط شدید سود بزرگ می‌سازد و بیشترین زیان وسط نمودار می‌افتد. سنجش 1,058 زنجیره-روز: تنها 21.7 درصد اختیارهای فروش مظنهٔ دوطرفه دارند و این ساختار در 40.2 درصد زنجیره-روزها قابل ساختن بود.

کال بک اسپرد نسبتی در دیده بان

راهنمای افزودن و تنظیم استراتژی آماده کال بک اسپرد نسبتی در دیده‌بان: نسبت فروش به خرید، فیلتر سود و زیان، سربه‌سر، ضریب دقت و نمودار استراتژی.

استراتژی ریشیو اسپرد Ratio Spread | سقف سود و ریسک باز

ریشیو اسپرد چیست و چه چیزی را با چه چیزی معامله می‌کند: ساختار نسبتی، چرا نسبت از دلتا می‌آید، قلهٔ سود به‌جای سکو، دو نقطهٔ سربه‌سر و دُم بی‌سقف بالا، مثال عددی کامل، ورود بدهکار در برابر بستانکار، انتخاب نسبت و قیمت اعمال، و راه‌های مهار ریسک.

ریشیو اسپرد در دیده بان

راهنمای کامل اسکنر آمادهٔ ریشیو اسپرد در دیده‌بان آپشن‌باز: فعال‌سازی، خواندن ستون خروجی (📉 💰 📍 و نقاط سربه‌سر)، نسبت دلتایی، ضریب دقت، نوار نقاط قیمتی، سرمایهٔ درگیر، و تک‌تک تنظیمات، فیلترها و گزینه‌های مرتب‌سازی.

استراتژی کال لدر صعودی Bull Call Ladder | سود و ریسک

کال لدر صعودی چیست و چه چیزی را با چه چیزی معامله می‌کند: ساختار سه پایه، سکوی سود، دو نقطهٔ سربه‌سر و دُم بی‌سقف بالا، مثال عددی کامل، ورود بدهکار در برابر بستانکار، انتخاب قیمت اعمال و راه‌های مهار ریسک.

کال لدر صعودی در دیده بان

راهنمای کامل استراتژی آماده کال لدر صعودی در دیده‌بان آپشن‌باز: دو نقطه سربه‌سر، سکوی سود، ریسک بی‌سقف سمت بالا و توضیح تک‌تک تنظیمات، فیلترها و مرتب‌سازی.

کال اسپرد نزولی در دیده بان

راهنمای کامل استراتژی آماده کال اسپرد نزولی در دیده‌بان آپشن‌باز: اسپرد اعتباری، مثال عددی، محدوده قیمتی و توضیح تک‌تک تنظیمات، فیلترها و مرتب‌سازی.

استراتژی اسپرد صعودی با اختیار خرید Bull Call Spread

کال اسپرد صعودی (Bull Call Spread): ساختار موقعیت، سه عدد کلیدی، مثال عددی، انتخاب دو قیمت اعمال، و اینکه وجه تضمین کِی لازم می‌شود و کِی نه.

اسپرد در اختیار معامله چیست؟ انواع اسپرد عمودی، افقی و مورب

اسپرد در آپشن یعنی دو قرارداد هم‌زمان، یکی خریداری‌شده و یکی فروخته‌شده. تفاوت اسپرد عمودی، افقی و مورب، چهار اسپرد عمودی، و فرق نسبتی با بک‌اسپرد.

اسپرد بدهی و اعتباری Debit vs Credit Spread

تفاوت اسپرد بدهی و اعتباری: پرداخت یا دریافت خالص، سقف سود و زیان، و نگاشت به کال/پوت اسپردهای صعودی و نزولی در پدیا.

وجه تضمین در قراردادهای آپشن چیست

وجه تضمین در اختیار معامله چیست؟ فرمول محاسبه مارجین فروش کال و پوت، حداقل وجه تضمین، مثال عددی، تفاوت بورس کالا و روش دیدن آن در آپشن‌باز.

نقطه سر به سر در معاملات آپشن چیست

نقطه سر به سر در آپشن — محاسبه برای call و put، تفسیر در زنجیره قراردادها و ستون/فیلتر در دیده‌بان.

نوسان ضمنی چیست؟ IV و HV در اختیار معامله

راهنمای IV و HV در آپشن — تفاوت نوسان ضمنی و تاریخی، تفسیر گران/ارزان بودن پرمیوم و فیلتر قراردادها در دیده‌بان آپشن‌باز.

افست استراتژی های آپشن زودتر از موعد سررسید

افست (آفست) در آپشن چیست؟ بستن موقعیت با معاملهٔ مخالف، مثال عددی خرید کال، افست زودتر از سررسید، و ستون س/ز آفست در نمودار استراتژی آپشن‌باز.

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

اگر سوال یا ابهامی در رابطه با این مطلب دارید، همین‌جا بپرسید؛ کارشناسان ما پاسخ می‌دهند.

تجربه یا نکته‌ای دارید؟ نوشتنش به بقیهٔ کاربران هم کمک می‌کند.

پرسش‌ها و نظرات کاربران

4 پیام
کامیار
04 تیر 1405 - 16:32
این استراتژی روی کاغذ عالی است: ریسک محدود و سود بی‌نهایت. پس چرا همه از آن استفاده نمی‌کنند؟
پشتیبانیپاسخ
06 تیر 1405 - 15:59
چون آن دو صفت هر دو درست‌اند و هر دو ناقص. «سود بی‌نهایت» شرط دارد. برای اینکه دو پای خریداری‌شده به سود برسند، قیمت باید نه‌تنها بالا برود بلکه از قیمت اعمال بالاتر به‌قدر کافی عبور کند. حرکت متوسط کافی نیست؛ این استراتژی روی یک جهش شرط می‌بندد نه یک روند آرام. «ریسک محدود» جای بدی متمرکز است. بیشترین زیان در ناحیهٔ میان دو قیمت اعمال رخ می‌دهد — یعنی دقیقاً وقتی پیش‌بینی جهتی شما درست بوده ولی حرکت کوچک بوده. این آزاردهنده‌ترین حالت ممکن است: درست حدس زدید و ضرر کردید. و دو هزینهٔ عملی که مقاله هم به آن‌ها اشاره دارد: پای فروخته وجه تضمین می‌خواهد که روزانه بازمحاسبه می‌شود، و سه پا یعنی سه بار پرداختن سمت نامساعد مظنه — که در نمادهای کم‌عمق بخش بزرگی از سود انتظاری را می‌خورد. خلاصه: این ساختار برای موقعیتی است که انتظار جهش دارید، نه صرفاً انتظار صعود. اگر نظرتان «بالا می‌رود» است، ساختارهای ساده‌تر ارزان‌تر تمام می‌شوند.
نوشین
29 شهریور 1404 - 15:16
در بک اسپرد یک پا فروخته می‌شود و دو پا خریده. اگر آن پای فروخته علیه من اعمال شود و نتوانم تعهدش را انجام دهم چه می‌شود؟
پشتیبانیپاسخ
02 مهر 1404 - 17:28
اسم آن وضعیت نکول است، ولی خبر خوب این است که در این ساختار احتمالش کم است — به شرطی که بدانید چرا. نکول در قرارداد اختیار معامله فقط برای فروشنده معنا دارد؛ خریدار حق دارد و می‌تواند اعمال نکند. در کال بک اسپرد شما یک کال با اعمال پایین‌تر فروخته‌اید و دو کال با اعمال بالاتر خریده‌اید. اگر قیمت بالا برود و روی پای فروخته تخصیص بخورید، پاهای خریداری‌شدهٔ خودتان پوشش آن تعهدند — با اعمالشان سهم را تهیه می‌کنید. ولی این پوشش خودکار عمل نمی‌کند. اعمال پاهای خریداری‌شده یک درخواست است که باید بدهید. اگر تخصیص بخورید و آن‌ها را اعمال نکنید، دقیقاً همان جایی می‌رسید که نگرانش هستید: تعهد بدون دارایی. و یک ناحیهٔ خطر واقعی که مقاله هم رویش تاکید دارد: بین دو قیمت اعمال، پای فروخته در سود است و پاهای خریداری‌شده هنوز بی‌ارزش‌اند. آنجا پوششی در کار نیست و بیشترین زیان همان‌جا رخ می‌دهد — نه در بالاترین قیمت‌ها.