شورت کال باترفلای | Short Call Butterfly

شورت کال باترفلای: فروش دو بال و خرید دو قرارداد میانی، با اعتبار ورودی و سود از خروج پایه از محدوده. ساختار 1-2-1 معکوس، سه عدد کلیدی، و چرا کارمزد اعمال در بازار ایران سود دنبالهٔ بالا را از دنبالهٔ پایین کمتر می‌کند.

نویسنده: آپشن باز، تاریخ انتشار: ، آخرین به‌روزرسانی: ، 28 دقیقه مطالعه
اشتراک‌گذاری:

نمادی را در نظر بگیرید که ماه‌هاست در یک محدودهٔ باریک گیر کرده و همه می‌دانند بالاخره از آن بیرون می‌زند — فقط معلوم نیست به کدام طرف. اگر لانگ استرادل بخرید باید بابت این انتظار پول بدهید و اگر حرکت دیر بیاید، همان پول را باخته‌اید.

شورت کال باترفلای (Short Call Butterfly) همین شرط را از سمت دیگر می‌بندد: به‌جای پرداخت، پول می‌گیرید. یک اختیار خرید با اعمال پایین می‌فروشید، دو تا با اعمال میانی می‌خرید و یکی با اعمال بالا می‌فروشید — سه سطح با فاصلهٔ مساوی، یک سررسید. اگر پایه از محدوده بیرون بزند، اعتبار ورودی برایتان می‌ماند؛ اگر روی همان نقطهٔ میانی بخوابد، بیشترین زیان را می‌دهید.

و یک نکته که در کتاب‌های خارجی نیست ولی در بازار ایران تصمیم شما را عوض می‌کند: سود دو طرف با هم برابر نیست. این مقاله نشان می‌دهد چرا، و چطور پیش از ورود بفهمید کدام طرف واقعاً به شما سود می‌دهد.

قبل از هر چیز: آینهٔ لانگ باترفلای

ساده‌ترین راه فهمیدن این استراتژی، دیدن آن کنار نسخهٔ خریدش است. لانگ کال باترفلای شرط می‌بندد که پایه نزدیک یک قیمت بماند؛ شورت دقیقاً همان ساختار با خرید و فروش جابه‌جا شده است و شرط می‌بندد که دور شود.

قیمت پایه در سررسید سود / زیان شورت کال باترفلای — شرط دور شدن لانگ کال باترفلای — شرط ماندن بدترین نقطهٔ شما بهترین نقطهٔ او اعمال میانی
شورت کال باترفلای دقیقاً بازتاب لانگ کال باترفلای حول خط صفر است — همان سه قیمت اعمال، همان نسبت 1−2−1، فقط خرید و فروش جابه‌جا. هرچه برای دارندهٔ لانگ خوب است، برای شما بد است: او می‌خواهد پایه روی اعمال میانی بخوابد، شما می‌خواهید تا جای ممکن از آن دور شود.

از این آینه بودن، سه نتیجهٔ عملی بیرون می‌آید:

  • لانگ با بدهی باز می‌شود، شورت با اعتبار. شما پول می‌گیرید، پس بدترین سناریوی «هیچ اتفاقی نیفتاد» برای شما بی‌هزینه نیست ولی برای او هست.
  • سود و زیان جای هم عوض می‌شوند. بیشترین سود لانگ روی اعمال میانی است؛ بیشترین زیان شما هم همان‌جاست.
  • هر دو محدودند. برخلاف استرادل، این ساختار در هیچ سمتی باز نیست — نه سود و نه زیان.

ساختار موقعیت

چهار قرارداد، سه قیمت اعمال، همه از نوع اختیار خرید و همه با یک سررسید:

فروش 1 کال K1 بال پایین + خرید 2 کال K2 بدنه — شیب دوبرابر + فروش 1 کال K3 بال بالا سه قیمت اعمال با فاصلهٔ مساوی، یک سررسید، خالص: پول می‌گیرید
ساختار از راست به چپ خوانده می‌شود: روی دو بال می‌فروشید و روی بدنه دو برابر می‌خرید. فاصلهٔ مساوی دو بال تا بدنه شرط است — با فاصلهٔ نامساوی چیز دیگری می‌سازید (باترفلای بال‌شکسته). چون دو پای فروخته‌شده معمولاً از دو پای خریداری‌شده گران‌ترند، موقعیت با اعتبار باز می‌شود.
پاتعدادقیمت اعمالنقش
فروش کال1K1 — پایین‌ترینبال پایین؛ بیشترین پرمیوم را می‌دهد
خرید کال2K2 — میانیبدنه؛ هزینهٔ موقعیت اینجاست
فروش کال1K3 — بالاترینبال بالا؛ ارزان‌ترین پا

یک شرط سخت دارد: فاصلهٔ دو بال تا بدنه باید مساوی باشد (K2 − K1 = K3 − K2). با فاصلهٔ نامساوی چیز دیگری می‌سازید که اسم خودش را دارد — باترفلای بال‌شکسته — و ریاضی سربه‌سرش هم فرق می‌کند. اسکنر آپشن‌باز هم فقط ترکیب‌های متقارن را قبول می‌کند.

چون پای فروخته‌شدهٔ K1 عمیقاً در سود است و گران‌ترین قرارداد میان این سه، مجموع پرمیوم دو پای فروخته‌شده معمولاً از بهای دو پای خریداری‌شده بیشتر می‌شود و موقعیت با اعتبار باز می‌شود. اگر در قیمت‌های لحظهٔ ورود این‌طور نشد، اصلاً وارد نشوید: بدون اعتبار، این ساختار هیچ ناحیهٔ سودی ندارد.

سه ناحیه و سه عددی که باید بنویسید

قیمت پایه در سررسید سود / زیان ❶ اعتبار دریافتی ❷ بیشترین زیان ❸ دنبالهٔ بالا اعمال پایین سربه‌سر پایین اعمال میانی سربه‌سر بالا اعمال بالا
دو ناحیهٔ سود در دو طرف و یک گودال زیان در وسط — درست برعکس چیزی که اسم «باترفلای» به ذهن می‌آورد. سود شما در هر دو طرف سقف دارد و برابر اعتبار دریافتی است؛ زیان هم سقف دارد و دقیقاً روی اعمال میانی رخ می‌دهد. آن پلهٔ کوچک روی اعمال بالا تصادفی نیست — بخش بعد توضیحش می‌دهد.
مقدارفرمولچه می‌گوید
اعتبار خالصپرمیوم K1 + پرمیوم K3 − (2 × پرمیوم K2)سود شما اگر پایه زیر K1 بماند — و سقف مطلق سودتان
بیشترین زیانعرض بال − اعتبار + کارمزد اعمال ناحیهٔ میانیدرست بالای K2 رخ می‌دهد، نه بالاتر و نه پایین‌تر
سربه‌سر پایینK1 + (اعتبار − کارمزد اعمال K1) ÷ اندازهٔ قراردادتا این قیمت، اعتبار هنوز زیان را می‌پوشاند
سربه‌سر بالاK3 − (اعتبار − کارمزد اعمال میانی) ÷ اندازهٔ قرارداداز این قیمت به بعد دوباره به سود می‌رسید
سود دنبالهٔ بالااعتبار − کارمزد اعمال هر چهار قراردادعددی که کتاب‌ها فراموشش می‌کنند

دو نکتهٔ دقیق که در نمودار دیده نمی‌شوند ولی در صورت‌حساب دیده می‌شوند:

  • بدترین نقطه دقیقاً روی K2 نیست، یک پله بالاتر است. روی خودِ K2 پاهای خریداری‌شده «سر به سر» هستند و اعمال نمی‌شوند؛ یک ریال بالاتر اعمال می‌شوند و کارمزد اعمالشان را می‌پردازند در حالی که ارزش ذاتی‌شان هنوز تقریباً صفر است. اسکنر عمداً همین سمت بدبینانه را گزارش می‌کند.
  • روی K1 هم یک پله هست. لحظه‌ای که پایه از K1 رد شود، پای فروخته‌شدهٔ K1 اعمال می‌شود و کارمزدش یک‌جا کسر می‌شود. اگر آن کارمزد از کل اعتبار بیشتر باشد، سربه‌سر پایین شما خودِ K1 است: از سود کامل، مستقیم به زیان.

چیزی که کتاب‌ها نمی‌گویند: پلهٔ کارمزد اعمال

در منابع خارجی بیشترین سود شورت کال باترفلای «همان اعتبار خالص دریافتی» معرفی می‌شود. در بازار ایران این جمله فقط برای دنبالهٔ پایین درست است.

قیمت پایه در سررسید سود / زیان کارمزد اعمال دو پای فروخته‌شده آنچه واقعاً می‌گیرید آنچه کتاب‌ها می‌گویند اعمال بالا
کتاب‌ها می‌گویند بیشترین سود شورت باترفلای «همان اعتبار دریافتی» است. در بازار ایران این جمله فقط برای دنبالهٔ پایین درست است: بالای اعمال بالا هر چهار قرارداد در سود می‌شوند و اعمال می‌شوند، و کارمزد اعمال دو پای فروخته‌شده یک‌جا از سود کم می‌شود. نتیجه یک پلهٔ نزولی دقیقاً روی اعمال بالا است.

دلیلش تسویهٔ فیزیکی است: بالای K3 هر چهار قرارداد در سودند و اعمال می‌شوند، و کارمزد اعمال روی ارزش اعمال (قیمت اعمال × اندازهٔ قرارداد) حساب می‌شود، نه روی پرمیوم. کارمزد اعمال فروشندهٔ سهام حدود 0.55٪ ارزش اعمال است — روی صندوق‌ها حدود 0.05٪ — پس دو پای فروخته‌شدهٔ K1 و K3 با هم می‌توانند بیش از 1٪ ارزش قرارداد هزینه بسازند. اعتبار دریافتی یک باترفلای معمولی به‌ندرت به این عدد می‌رسد.

نتیجهٔ عملی، و مهم‌ترین جملهٔ این مقاله: پیش از ورود، سود دنبالهٔ بالا را جداگانه حساب کنید. اگر منفی شد، شما یک شرط دوطرفه نبسته‌اید؛ یک شرط نزولی بسته‌اید که فقط در ریزش جواب می‌دهد.

در هر ناحیه کدام پا اعمال می‌شود؟

چهار ناحیه، چهار صورت‌حساب متفاوت زیر K1 هیچ پایی اعمال نمی‌شود سود K1 تا K2 فقط فروش K1 اعمال می‌شود زیان K2 تا K3 فروش K1 + خرید 2×K2 در حال بهبود بالای K3 هر چهار قرارداد سود قیمت پایه، از راست به چپ، بالا می‌رود
دلیل آن پله همین جدول است. زیر اعمال پایین هیچ قراردادی اعمال نمی‌شود و اعتبار دست‌نخورده می‌ماند؛ بالای اعمال بالا هر چهار قرارداد اعمال می‌شوند. چون کارمزد اعمال روی ارزش اعمال حساب می‌شود نه روی پرمیوم، این عدد در برابر یک اعتبار کوچک اصلاً کوچک نیست.
قیمت پایه در سررسیدکدام پاها اعمال می‌شوندکارمزد اعمالنتیجه
زیر K1هیچ‌کدامصفرسود کامل = اعتبار خالص
K1 تا K2فروش K1کارمزد فروشندهٔ K1از سود کامل تا بیشترین زیان
K2 تا K3فروش K1 + خرید 2×K2کارمزد K1 + دو کارمزد خریدار K2از بیشترین زیان رو به بهبود
بالای K3هر چهار قراردادکارمزد K1 و K3 + دو کارمزد K2سود ثابت = اعتبار − کل کارمزد اعمال

همین جدول توضیح می‌دهد چرا منحنی سررسید این ساختار سه پله دارد و کاملاً صاف نیست — روی K1، روی K2 و روی K3. کارمزد معاملات ورود و خروج هم جدا از این‌هاست و روی چهار قرارداد دو بار پرداخت می‌شود.

دو دنباله هم‌قد نیستند

این نامتقارنی چیزی نیست که با انتخاب قیمت اعمال بهترش کنید؛ در ساختارِ کار است. سه راه عملی برای زندگی با آن:

یک اعتبار، دو نتیجهٔ متفاوت اعتبار کامل زیر K1 باقی‌ماندهٔ اعتبار بالای K3 کارمزد اعمال اگر این تفاوت از اعتبار بزرگ‌تر شود، دنبالهٔ بالا زیان‌ده می‌شود و استراتژی عملاً یک شرط نزولی می‌شود، نه دوطرفه
همین یک تفاوت، شکل تصمیم شما را عوض می‌کند. روی سهام که کارمزد اعمال حدود 0.55٪ ارزش اعمال است، دو پای فروخته‌شده با هم می‌توانند بیش از 1٪ ارزش قرارداد هزینه بسازند — عددی که اغلب از کل اعتبار دریافتی بزرگ‌تر است. روی صندوق‌ها که این نرخ حدود 0.05٪ است، تفاوت ناچیز می‌ماند.
  • روی صندوق‌ها کار کنید، نه سهام. با نرخ اعمال حدود 0.05٪ تفاوت دو دنباله ناچیز می‌ماند و استراتژی همان چیزی می‌شود که کتاب می‌گوید.
  • اعتبار بزرگ‌تری بگیرید. بال‌های پهن‌تر اعتبار بیشتری می‌دهند و شانس اینکه دنبالهٔ بالا مثبت بماند بالاتر می‌رود — به قیمت گودال عمیق‌تر.
  • پیش از سررسید ببندید. کارمزد اعمال فقط وقتی پرداخت می‌شود که قرارداد به اعمال برسد؛ افست کردن موقعیت پیش از سررسید کل این بحث را حذف می‌کند.

مثال عددی: یک باترفلای 10,000 / 11,000 / 12,000

پایه روی 11,000 ریال معامله می‌شود و اندازهٔ هر قرارداد 1,000 سهم است. سه سطح اعمال با فاصلهٔ 1,000 ریال:

چهار قرارداد موقعیت.
پاتعدادقیمت اعمالقیمت هر سهمجریان نقدی
فروش کال110,0001,400 ریال‎+1,400,000 ریال
خرید کال211,000800 ریال‎−1,600,000 ریال
فروش کال112,000400 ریال‎+400,000 ریال
خالص‎+200,000 ریال اعتبار

حالا همین موقعیت را با دو نرخ کارمزد اعمال حساب می‌کنیم — و تفاوت، کل داستان است:

یک موقعیت، دو پایهٔ متفاوت (پیش از کارمزد معاملات).
روی صندوق (اعمال حدود 0.05٪)روی سهم (اعمال حدود 0.55٪)
سود دنبالهٔ پایین (زیر 10,000)‎+200,000‎+200,000
سود دنبالهٔ بالا (بالای 12,000)‎+178,000‎−42,000 (زیان)
بیشترین زیان (بالای 11,000)‎−816,000‎−976,000
سربه‌سر پایین10,19510,145
سربه‌سر بالا11,81611,976

ستون دوم را دوباره بخوانید: روی سهم، همین موقعیت بالای اعمال بالا زیان می‌دهد. یعنی اگر پایه واقعاً پرواز کند، شما پول از دست می‌دهید — و تنها ناحیهٔ سود واقعی‌تان ریزش زیر 10,145 و یک نوار باریک بین 11,976 تا 12,000 است.

نتیجه در هفت سناریو، با نرخ صندوق.
قیمت پایه در سررسیدسود / زیانچه اتفاقی افتاده
9,500 ریال‎+200,000هیچ قراردادی اعمال نشد؛ اعتبار کامل ماند
10,195 ریالصفرسربه‌سر پایین
11,000 ریال‎−816,000بدترین حالت — پایه دقیقاً روی بدنه خوابید
11,816 ریالصفرسربه‌سر بالا
12,000 ریال‎+184,000درست زیر اعمال بالا، پیش از پرداخت کارمزد پای K3
13,000 ریال‎+178,000دنبالهٔ بالا؛ آن 6,000 ریال تفاوت، همان پله است
20,000 ریال‎+178,000هر چقدر هم بالاتر برود، همین عدد می‌ماند

دو ردیف آخر نکتهٔ اصلی‌اند: از 12,000 به بعد، بالا رفتن پایه دیگر هیچ چیز به شما اضافه نمی‌کند. سود شما سقف دارد و آن سقف، اعتبار روز اول منهای کارمزد اعمال است.

عرض بال، تنها دکمهٔ تنظیم شما

بال‌های باریک اعتبار کم، زیان کم حرکت کوچکی کافی است بال‌های پهن اعتبار بیشتر، زیان بیشتر حرکت بزرگ‌تری لازم است عرض بال همان دکمه‌ای است که ریسک و پاداش را با هم تنظیم می‌کند
بیشترین زیان تقریباً برابر «عرض بال منهای اعتبار» است، پس هر قدمی که بال‌ها را از بدنه دورتر می‌کند هم اعتبار را بالا می‌برد و هم گودال را عمیق‌تر. بال‌های باریک موقعیت کوچک و کم‌ریسکی می‌سازند که با یک حرکت متوسط هم به سود می‌رسد؛ بال‌های پهن اعتبار چاق‌تری می‌دهند ولی برای رسیدن به آن، پایه باید واقعاً از محدوده بیرون بزند.
بال‌های باریکبال‌های پهن
اعتبار دریافتیکمتربیشتر
بیشترین زیانکوچک‌تربزرگ‌تر
پهنای ناحیهٔ زیانباریکپهن
احتمال موفقیتبالاترپایین‌تر
شانس مثبت ماندن دنبالهٔ بالاکمبیشتر

یک قاعدهٔ عملی: فاصلهٔ دو سربه‌سر را بر حسب درصد بنویسید و با نوسان معمول همان پایه مقایسه کنید. اگر پایه در یک ماهِ معمولی 8٪ حرکت می‌کند و ناحیهٔ زیان شما 15٪ پهناست، شما روی یک اتفاق غیرعادی شرط بسته‌اید — نه روی یک حرکت معمولی.

زمان و نوسان — علامتشان ثابت نیست

برخلاف بیشتر ساختارهای اعتباری، اینجا نمی‌شود گفت «تتا به سود شماست». علامت هر دو یونانی به این بستگی دارد که پایه کجاست:

پایه روی بدنه مانده تتا علیه شماست وگا به سود شماست زمان زیان را قفل می‌کند پایه بیرون از بال‌ها تتا به سود شماست وگا علیه شماست زمان سود را قفل می‌کند علامت یونانی‌ها ثابت نیست — به جای پایه بستگی دارد
این استراتژی برخلاف بیشتر ساختارهای اعتباری، یک علامت ثابت برای تتا و وگا ندارد. تا وقتی پایه نزدیک بدنه است شما در ناحیهٔ زیانید و گذر زمان آن زیان را قطعی‌تر می‌کند؛ به‌محض اینکه پایه از بال‌ها بیرون بزند، همان گذر زمان به نفع شما سود را قفل می‌کند. پس ورود در نوسان ضمنی پایین و خروج پیش از سررسید، دو تصمیم جدا از هم‌اند.
  • پایه نزدیک بدنه: شما در ناحیهٔ زیانید و گذر زمان آن زیان را قطعی‌تر می‌کند. وگا اینجا مثبت است — جهش نوسان ضمنی به شما فرصت خروج ارزان‌تر می‌دهد.
  • پایه بیرون از بال‌ها: شما در سودید و گذر زمان سود را قفل می‌کند. حالا نوسان بالا دشمن شماست، چون احتمال برگشت به مرکز را زنده نگه می‌دارد.

نتیجهٔ زمان‌بندی: بهترین لحظهٔ ورود وقتی است که رتبهٔ نوسان ضمنی پایین باشد و رویدادی در راه — و بهترین لحظهٔ خروج، درست بعد از حرکت، پیش از آنکه فروپاشی نوسان ارزش پاهای خریداری‌شده را بخورد.

حالت نادر سود تضمینی

اگر اعتبار دریافتی از عرض بال بیشتر شود، کل منحنی بالای صفر می‌رود و موقعیت در هیچ قیمتی زیان نمی‌دهد. این دیگر یک شرط جهت‌دار نیست؛ یک ناهماهنگی قیمتی است که معمولاً فقط روی قراردادهای کم‌عمق و برای چند لحظه ظاهر می‌شود.

قیمت پایه در سررسید سود / زیان بدترین نقطه، هنوز بالای صفر اعتبار بیشتر از عرض بال حالت معمول اعمال میانی
یک حالت نادر ولی واقعی: اگر اعتبار دریافتی از عرض بال بیشتر شود، کل منحنی بالای صفر می‌رود و موقعیت در هیچ قیمتی زیان نمی‌دهد. این دیگر یک شرط جهت‌دار نیست، یک ناهماهنگی قیمتی است — و چون بازار آن را سریع می‌بندد، معمولاً فقط چند لحظه و روی قراردادهای کم‌عمق دیده می‌شود. اسکنر دیده‌بان این ترکیب‌ها را با نشان 🛡️ جدا می‌کند.

سه هشدار پیش از ذوق‌زده شدن: اول اینکه «سود تضمینی» بر اساس سرخط حساب می‌شود و اگر حجم سرخط کمتر از نیاز شما باشد، عملاً وجود ندارد. دوم اینکه کارمزد اعمال و کارمزد معاملات می‌توانند همان تضمین را ببلعند. سوم اینکه هر چهار پا باید هم‌زمان پر شوند؛ اگر یکی جا بماند، چیزی که در دست دارید یک باترفلای نیست.

آن روی سکه: در برابر لانگ استرادل

قیمت پایه در سررسید سود / زیان شورت کال باترفلای — سود سقف‌دار لانگ استرادل — سود بی‌سقف اینجا باترفلای جلوتر است اینجا استرادل جلو می‌زند
هر دو روی «حرکت بزرگ» شرط می‌بندند، ولی معاملهٔ متفاوتی‌اند. لانگ استرادل بابت انتظار پول می‌دهد و در عوض سودش سقف ندارد؛ شورت باترفلای پول می‌گیرد و در عوض سودش از همان اعتبار فراتر نمی‌رود. اگر انتظار جهش واقعاً بزرگ دارید استرادل بهتر است؛ اگر فکر می‌کنید پایه فقط «از این محدوده بیرون می‌زند»، باترفلای همان را ارزان‌تر می‌خرد.
شورت کال باترفلایلانگ استرادل
وروداعتبار می‌گیریدپرمیوم می‌پردازید
بیشترین سودسقف‌دار = اعتباربی‌سقف
بیشترین زیانسقف‌دار = عرض بال − اعتبارسقف‌دار = کل پرمیوم
تعداد پاچهار قرارداد، سه اعمالدو قرارداد، یک اعمال
حساسیت به کارمزدزیادکم
مناسب وقتی…فکر می‌کنید از محدوده بیرون می‌زندفکر می‌کنید جهش بزرگی در راه است

در بازار ایران یک ملاحظهٔ اضافه هم هست: استرادل با دو قرارداد بسته می‌شود و باترفلای با چهار. اگر نقدشوندگی هر سه سطح اعمال خوب نباشد، سادگی استرادل در عمل بیشتر از ظرافت باترفلای می‌ارزد.

جای این ساختار در خانوادهٔ باترفلای

ساختارروی چه شرط می‌بنددورود
شورت کال باترفلایدور شدن از مرکزاعتبار
لانگ کال باترفلایماندن نزدیک مرکزبدهی
شورت پوت باترفلایهمین شرط، با اختیار فروشاعتبار
آیرون باترفلایماندن نزدیک مرکز، با کال و پوتاعتبار
اینورس آیرون باترفلایدور شدن از مرکز، با کال و پوتبدهی
باترفلای بال‌شکستههمان، با بال‌های نامساوی و سوگیری جهتبستگی دارد

دو مورد را با هم اشتباه نگیرید: اینورس آیرون باترفلای هم روی «دور شدن» شرط می‌بندد ولی با بدهی باز می‌شود و از کال و پوت ساخته شده؛ شورت کال باترفلای فقط از کال ساخته می‌شود و اعتبار می‌گیرد. نقشهٔ استراتژی‌ها کل این خانواده را کنار هم می‌گذارد.

شش نکته که مخصوص بازار ایران است

  1. کارمزد اعمال، پارامتر اصلی است نه جزئیات. در هیچ منبع خارجی‌ای این استراتژی با کارمزد اعمال توضیح داده نمی‌شود، چون آنجا تسویه نقدی و ارزان است. اینجا همین یک عدد می‌تواند علامت سود دنبالهٔ بالا را عوض کند.
  2. پای فروخته‌شدهٔ K1 وجه تضمین می‌خواهد. پای خریداری‌شدهٔ K2 اعمال بالاتری دارد و آن را کامل پوشش نمی‌دهد؛ آنچه قفل می‌شود «اختلاف دو اعمال منهای پرمیوم» است. پای فروخته‌شدهٔ K3 چون اعمال بالاتری از K2 دارد پوشش داده می‌شود. محاسبهٔ وجه لازم.
  3. نقدشوندگی هر سه سطح را جدا بسنجید. یک موقعیت چهارقراردادی با یک پای کم‌عمق، هنگام بستن گران تمام می‌شود و کل اعتبار را می‌خورد.
  4. قراردادها اروپایی هستند. ریسک اعمال زودهنگام روی پاهای فروخته‌شده ندارید؛ ولی ریسک پین در سررسید سر جایش است — پایه‌ای که دقیقاً روی یکی از سه اعمال بسته شود، وضعیت اعمال را نامعلوم می‌گذارد.
  5. سررسید و نماد بسته. اگر پایه در روز سررسید بسته یا متوقف باشد، هم اعمال و هم بستن موقعیت پیچیده می‌شود — با چهار پا، چهار برابر پیچیده‌تر.
  6. ترجیح صندوق بر سهم. نرخ اعمال پایین‌تر صندوق‌ها، به‌علاوهٔ نبودن صف و توقف نماد، این ساختار را روی صندوق‌ها به‌مراتب قابل اجراتر می‌کند.

هفت اشتباه رایج

  1. باور کردن «بیشترین سود = اعتبار دریافتی». این جمله فقط دربارهٔ دنبالهٔ پایین درست است. سود دنبالهٔ بالا را جدا حساب کنید.
  2. اشتباه گرفتن با لانگ باترفلای. اسم‌ها یکی‌اند و پروفایل‌ها آینه؛ اگر جایشان را عوض کنید، دقیقاً برعکس چیزی که فکر می‌کنید شرط بسته‌اید.
  3. ورود بدون اعتبار. اگر خالص جریان نقدی ورودی منفی باشد، این ساختار هیچ ناحیهٔ سودی ندارد. سرخط را ببینید، نه قیمت آخرین معامله.
  4. باز کردن با بال‌های نامساوی و اسم گذاشتن باترفلای رویش. آن یک بال‌شکسته است و ریاضی سربه‌سرش فرق می‌کند.
  5. پر نکردن هم‌زمان چهار پا. اگر یک پا جا بماند، موقعیتی که در دست دارید ممکن است ریسک بی‌سقف داشته باشد — مثلاً یک کال فروخته‌شدهٔ بی‌پوشش.
  6. نگه داشتن تا سررسید فقط برای «سود کامل». همان چند درصد آخر، اغلب کمتر از کارمزد اعمال چهار قرارداد است.
  7. ورود در نوسان ضمنی بالا. پاهای خریداری‌شدهٔ K2 گران می‌شوند، اعتبار آب می‌رود و کل ساختار بی‌فایده.

کجا به کار می‌آید و کجا نه

شورت کال باترفلای وقتی ابزار درستی است که:

  • پایه در یک محدودهٔ باریک فشرده شده و شما انتظار شکست دارید، بدون نظر روشن دربارهٔ جهت.
  • نمی‌خواهید بابت انتظار پول بدهید و ترجیح می‌دهید ورود اعتباری باشد.
  • نوسان ضمنی پایین است — چون پاهای خریداری‌شده را ارزان می‌خرید.
  • پایه یک صندوق نقدشونده است و کارمزد اعمالش پایین.

و وقتی ابزار درستی نیست:

اگر دیدگاه شما این است…سراغ این بروید
جهش خیلی بزرگ در راه استلانگ استرادل یا لانگ استرانگل — سود بی‌سقف
بازار راکد می‌ماندلانگ کال باترفلای — آینهٔ همین ساختار
راکد می‌ماند و اعتبار می‌خواهیدآیرون باترفلای یا شورت استرادل
دور شدن، ولی بدون حساسیت به کارمزد اعمالاینورس آیرون باترفلای

در آپشن‌باز چطور پیدایش کنم؟

شورت کال باترفلای یکی از استراتژی‌های آمادهٔ دیده‌بان است و روی کل بازار اجرا می‌شود:

  1. میزکار را باز کنید و یک باکس دیده‌بان اضافه کنید (راهنمای میزکار).
  2. در نوار ابزار استراتژی را بزنید و شورت کال باترفلای را به فرمول‌های خود اضافه کنید.
  3. برای هر نماد، همهٔ ترکیب‌های متقارن K1/K2/K3 اسکن می‌شوند و اعتبار خالص، سود هر دو دنباله، بیشترین زیان روی بدنه، دو سربه‌سر و احتمال موفقیت را در یک ستون می‌بینید. روی آیکون نمودار هر سلول بزنید تا موقعیت در نمودار سود و زیان باز شود.

اسکنر کارمزد اعمال هر چهار قرارداد را در همان ناحیه‌ای که پرداخت می‌شود لحاظ می‌کند، ترکیب‌های بدون ناحیهٔ زیان را با نشان 🛡️ جدا می‌کند و ترکیب‌هایی که دنبالهٔ بالایشان زیان‌ده است را با ⚠️ علامت می‌زند — دقیقاً همان چیزی که این مقاله دربارهٔ آن هشدار داد. توضیح تک‌تک تنظیمات و فیلترها: شورت کال باترفلای در دیده‌بان. اگر می‌خواهید خودتان کد را بنویسید یا شخصی‌سازی کنید: فرمول‌نویسی شورت کال باترفلای.

ساختارهای هم‌خانواده: لانگ کال باترفلای در دیده‌بان. فهرست کامل: استراتژی‌های آمادهٔ دیده‌بان. تکنیک خروج زودتر: افست · رول کردن.

اعمال خودکار نیست. در سررسید، دارندهٔ قرارداد باید درخواست اعمال بدهد؛ اگر اقدام نکند هیچ اتفاقی نمی‌افتد و قرارداد بی‌استفاده تمام می‌شود. طرفِ فروخته انتخابی ندارد — اگر درخواستی برسد، تخصیص می‌خورد و تعهدش اجرا می‌شود.

پیامدش در ساختارهای چندپایه بزرگ‌تر است: اگر روی پای فروخته تخصیص بخورید و پای خریداری‌شدهٔ خودتان را اعمال نکنید، پوشش برداشته می‌شود و چیزی که قرار بود سقف‌دار باشد به یک موقعیت باز تبدیل می‌شود. ساده‌ترین راه دور زدن کل این مسیر، بستن موقعیت در بازار پیش از سررسید است.

مهلت اعمال روز سررسید را از کارگزارتان بپرسید. جزئیات: تاریخ سررسید در قرارداد اختیار معامله و فرایند تخصیص در قراردادهای آپشن.

جمع‌بندی

شورت کال باترفلای یک شرط روشن است: پایه از این محدوده بیرون می‌زند، و بابت این انتظار پول می‌گیرم نه می‌دهم. زیان و سود هر دو سقف دارند و بدترین حالت دقیقاً روی اعمال میانی است — جایی که خریدارِ همان باترفلای بهترین روزش را دارد.

ولی نسخهٔ ایرانی این استراتژی یک تفاوت جدی با نسخهٔ کتاب‌ها دارد: دو دنباله هم‌قد نیستند. پیش از هر ورود دو عدد را بنویسید: سود دنبالهٔ بالا بعد از کارمزد اعمال هر چهار قرارداد، و پهنای ناحیهٔ زیان بر حسب درصد. اگر عدد اول منفی شد، شما یک شرط دوطرفه نبسته‌اید؛ و اگر عدد دوم از نوسان معمول آن پایه بزرگ‌تر بود، روی یک اتفاق غیرعادی شرط بسته‌اید.

وقتی این دو عدد را داشتید، پیدا کردن ترکیبی که به آن‌ها بخورد کار چند ثانیه است: همین استراتژی را در دیده‌بان روی کل بازار اسکن کنید تا ببینید کدام سه‌گانهٔ اعمال، بهترین اعتبار را نسبت به عرض بالش می‌دهد.

این را روی بازار امتحان کنید

مقالات مرتبط

شورت ایرون باترفلای در دیده بان

راهنمای اسکنر آمادهٔ شورت ایرون باترفلای: فعال‌سازی، خواندن ستون خروجی، مثال عددی کامل، تک‌تک تنظیمات و فیلترها، سرمایهٔ درگیر و مقایسه با ایرون کاندور.

استراتژی آیرون باترفلای Iron Butterfly

شورت ایرون باترفلای: فروش استرادل روی اعمال میانی با دو بال محافظ. ساختار، سه عدد کلیدی، مثال عددی، انتخاب قیمت اعمال، اثر کارمزد اعمال و اسکنر آماده دیده‌بان.

شورت کال باترفلای در دیده بان

راهنمای کامل اسکنر آمادهٔ شورت کال باترفلای در دیده‌بان آپشن‌باز: فعال‌سازی، خواندن ستون خروجی (💰 📍 📉 🎯 ⚖️ و نشان‌های 🛡️ و ⚠️)، منطق محاسبه، سرمایهٔ درگیر، و تک‌تک تنظیمات، فیلترها و گزینه‌های مرتب‌سازی.

فرمول نویسی چندپایه با optionSE | شورت کال باترفلای

آموزش فرمول‌نویسی استراتژی چندپایه در دیده‌بان: حلقهٔ تودرتوی optionSE برای K2 و K3، شرط تقارن، سرخط درست هر پایه، ثابت‌های SETTING_ و FILTER_ و pos.add.

استراتژی لانگ کال باترفلای | Long Call Butterfly

لانگ کال باترفلای چیست: ساختار چهار قرارداد روی سه اعمال، چرا نسبت 1:2:1 است، قلهٔ سود روی اعمال میانی، دو نقطهٔ سربه‌سر و پنجرهٔ سود، و مثال عددی کامل بازار ایران.

لانگ کال باترفلای در دیده بان

بیشترین سود، دو سربه‌سر و نسبت ریسک به بازدهِ لانگ کال باترفلای را روی کل بازار حساب کنید — با ستون آمادهٔ میزکار، بدون کدنویسی.

استراتژی شورت پوت باترفلای Short Put Butterfly

شورت پوت باترفلای: ساختار روی پوت‌ها، تفاوت با لانگ پوت باترفلای و شورت کال باترفلای، مثال اعمال و محدودیت‌ها.

استراتژی اینورس آیرون باترفلای Inverse Iron Butterfly

اینورس آیرون باترفلای معکوس آیرون باترفلای: شرط دور شدن از مرکز با زیان محدود میانی، مقایسه با لانگ استرادل و شورت باترفلای.

باترفلای بال شکسته Broken-Wing Butterfly

Broken-Wing Butterfly: باترفلای با فاصلهٔ نامتقارن بال‌ها، چرا ورود ارزان‌تر می‌شود و چطور ریسک جابه‌جا می‌گردد؛ مقایسه با باترفلای متقارن.

کارمزد معاملات اختیار معامله

بررسی جامع کارمزدهای معاملات اختیار معامله در بازار ایران. آشنایی با انواع هزینه‌ها، نحوه محاسبه کارمزدها در کارگزاری‌ها. راهنمای هزینه‌های معاملاتی در آپشن

اعمال و تسویه فیزیکی قراردادهای اپشن

در سررسید قراردادهای اختیار معامله، با دو روش تسویه نقدی و فیزیکی روبرو می‌شوید. این مقاله به طور کامل فرآیندو نکات کلیدی تسویه فیزیکی در آپشن را توضیح می‌دهد تا در روز پایانی تصمیم درستی بگیرید.

Pin Risk و اعمال زودهنگام در سررسید آپشن

ریسک پین نزدیک اعمال در انقضا چیست؟ اعمال زودهنگام در سبک آمریکایی، تفاوت با اروپایی رایج ایران، و نکات مدیریت سررسید.

وجه تضمین در قراردادهای آپشن چیست

وجه تضمین در اختیار معامله چیست؟ فرمول محاسبه مارجین فروش کال و پوت، حداقل وجه تضمین، مثال عددی، تفاوت بورس کالا و روش دیدن آن در آپشن‌باز.

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

اگر سوال یا ابهامی در رابطه با این مطلب دارید، همین‌جا بپرسید؛ کارشناسان ما پاسخ می‌دهند.

با ایمیل یا شماره موبایلی که ثبت می‌کنید، وقتی به کامنتتان پاسخ داده شود خبرتان می‌کنیم.

پرسش‌ها و نظرات کاربران

4 پیام
نسیم
25 اسفند 1404 - 14:53
نوشتید دو دنباله هم‌قد نیستند و کارمزد اعمال پله می‌سازد. یعنی سود دو طرف واقعاً برابر نیست؟ چطور قبل از ورود بفهمم؟
تیم آپشن بازپاسخ
01 فروردین 1405 - 15:25
درست فهمیدید، و این تفاوت از دو منبع می‌آید که هر دو در بازار ایران پررنگ‌ترند. ۱. کارمزد اعمال. در دنبالهٔ بالا هر دو سطح اعمال درگیر می‌شوند و در دنبالهٔ پایین وضعیت فرق می‌کند. و این کارمزد درصدی از قیمت اعمال است، نه از سود شما — پس روی ساختارهای باریک سهم بزرگی از نتیجه را می‌برد: کارمزد معاملات اختیار معامله ۲. نوع دارایی پایه. برای پایی که دارایی را تحویل می‌دهد، نرخ روی سهام حدود 0.55٪ است و روی واحد صندوق 0.05٪ — چون 0.5٪ آن مالیات نقل و انتقال است و واحدهای صندوق مشمولش نیستند. یعنی همین ساختار روی پایهٔ صندوقی رفتار متفاوتی دارد. چطور پیش از ورود بفهمید: به‌جای اتکا به تقارن ظاهری نمودار، هر دو دنباله را با قیمت اعمال واقعی و نوع پایه حساب کنید. کلیدهای کارمزد در تنظیمات استراتژی معمولاً پیش‌فرض خاموش‌اند، پس عددی که در ستون می‌بینید پیش از این هزینه است — اول آن‌ها را روشن کنید و بعد دو طرف را مقایسه کنید. و همان‌طور که مقاله می‌گوید، عرض بال تنها دکمهٔ تنظیم شماست: بال باریک‌تر یعنی نسبت کارمزد اعمال به سود بدتر می‌شود.
آرمان
14 دی 1404 - 19:45
در این ساختار دو پا فروخته می‌شود. اگر یکی علیه من اعمال شود و نتوانم تعهدش را انجام دهم چه می‌شود؟
تیم آپشن بازپاسخ
19 دی 1404 - 16:33
اسم آن وضعیت نکول است: نکول در قرارداد اختیار معامله ولی در شورت کال باترفلای ساختار تا حد زیادی خودش را پوشش می‌دهد — به شرطی که یک کار را انجام دهید. شما یک کال با اعمال پایین (K1) و یکی با اعمال بالا (K3) فروخته‌اید و دو کال میانی (K2) خریده‌اید. اگر روی K1 تخصیص بخورید، همان دو پای خریداری‌شدهٔ K2 ابزار تهیهٔ سهم‌اند. همان‌طور که مقاله می‌گوید، آنچه قفل می‌شود اختلاف اعمال‌هاست، نه یک زیان بی‌سقف. ولی این پوشش خودکار اجرا نمی‌شود. اعمال پای خریداری‌شده یک درخواست است که باید بدهید. اگر تخصیص بخورید و آن را ندهید، تعهد تحویل سهم بدون دارایی روی دستتان می‌ماند. و نکته‌ای که مخصوص همین ساختار است و مقاله رویش تاکید دارد: در هر ناحیه کدام پا اعمال می‌شود فرق می‌کند. پس پیش از سررسید بدانید قیمت در کدام ناحیه است و کدام پاها درگیر می‌شوند — نه اینکه روز آخر بفهمید. پای فروخته وجه تضمین هم می‌خواهد و روزانه بازمحاسبه می‌شود: وجه تضمین در قراردادهای آپشن